دانلود نرم افزار، زناشويي،مطالب عاشقانه
حکمرانی در دوزخ بر تر از بندگی در بهشت است
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

بیل گیتس دیگر ثروتمندترین فرد جهان نیست

بیل گیتس موسس شرکت مایکروسافت ۵۳ میلیارد دلار سرمایه شخصی دارد و به گفته نشریه Forbes، با این رقم او دیگر ثروتمندترین مرد جهان نیست و رتبه دوم از لیست پولدارترین افراد جهان را به خود اختصاص داده است.

“کارلوس اسلیم هلو” (Carlos Slim Helu) که هم‌اکنون صاحب بزرگترین شرکت مخابراتی کشور مکزیک است، موفق شد با داشتن ۵۳٫۵ میلیارد دلار سرمایه شخصی عنوان ثروتمندترین فرد جهان را از آن خود کند.
این شخص به منظور افزایش سرمایه‌های خود در شرکت‌های مخابراتی مختلف مکزیک از جمله American Movil که بزرگترین ارایه دهنده خدمات تلفن‌همراه در آمریکای لاتین محسوب می‌شود، سرمایه‌گذاری کرده است. طبق گزارش نشریه Forbes، سرمایه او در سال گذشته ۱۸٫۵ میلیارد دلار افزایش یافت.
بیل گیتس که دومین فرد پولدار جهان محسوب می‌شود، در سال ۲۰۰۸ میلادی از مدیرعاملی شرکت مایکروسافت کناره‌گیری کرد و هم‌اکنون به فعالیت‌های انسان‌ دوستانه و کمک به افراد فقیر می‌پردازد. در سال گذشته به مجموع سرمایه شخصی گیتس ۱۳ میلیارد دلار افزوده شد که این رقم به دنبال رشد ۵۰ درصدی ارزش سهم مایکروسافت صورت گرفت.
دیگر شخص میلیاردری که نام آن در لیست پولدارترین افراد جهان منتشر شده، “لری الیسون” (Larry Ellison) مدیرعامل شرکت اوراکل است که با داشتن سرمایه ۲۸ میلیارد دلاری در رتبه ششم این لیست قرار دارد. سال گذشته بهای سهام شرکت اوراکل رشد ۷۰ درصدی را پیش‌رو داشت که این مسئله باعث افزایش درآمدهای الیسون شد.
از دیگر میلیاردهایی که نام او در این لیست منتشر شده است می‌توان “استیو بالمر” (Steve Ballmer) مدیرعامل کنونی مایکروسافت اشاره کرد. سرمایه شخصی بالمر هم‌اکنون ۱۴٫۵ میلیارد دلار محاسبه شده است و پس از او “پائول آلن” (Paul Allen) از موسسان مایکروسافت با ۱۳٫۵ میلیارد دلار، “مایکل دل” (Michael Dell) موسس و مدیرعامل شرکت دل با ۱۳٫۵ میلیارد دلار و “استیو جابز” (SteveJobs) مدیرعامل شرکت اپل با ۵٫۵ میلیارد دلار قرار دارند.

 

 ليست ثروتمكند ترين افراد جهان در سال 2010

 

Rank Name Citizenship Age Net Worth ($bil) Residence
1 Carlos Slim Helu & family Mexico 70 53.5 Mexico
2 William Gates III United States 54 53.0 United States
3 Warren Buffett United States 79 47.0 United States
4 Mukesh Ambani India 52 29.0 India
5 Lakshmi Mittal India 59 28.7 United Kingdom
6 Lawrence Ellison United States 65 28.0 United States
7 Bernard Arnault France 61 27.5 France
8 Eike Batista Brazil 53 27.0 Brazil
9 Amancio Ortega Spain 74 25.0 Spain
10 Karl Albrecht Germany 90 23.5 Germany
11 Ingvar Kamprad & family Sweden 83 23.0 Switzerland
12 Christy Walton & family United States 55 22.5 United States
13 Stefan Persson Sweden 62 22.4 Sweden
14 Li Ka-shing Hong Kong 81 21.0 Hong Kong
15 Jim Walton United States 62 20.7 United States
16 Alice Walton United States 60 20.6 United States
17 Liliane Bettencourt France 87 20.0 France
18 S. Robson Walton United States 66 19.8 United States
19 Prince Alwaleed Bin Talal Alsaud Saudi Arabia 55 19.4 Saudi Arabia
20 David Thomson & family Canada 52 19.0 Canada
21 Michael Otto & family Germany 66 18.7 Germany
22 Lee Shau Kee Hong Kong 82 18.5 Hong Kong
23 Michael Bloomberg United States 68 18.0 United States
24 Sergey Brin United States 36 17.5 United States
24 Charles Koch United States 74 17.5 United States


تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد
 

آیین عشق ‌بازی دنیا عوض شده‌ ست
یوسف عوض شده‌ ست، زلیخا عوض شده‌ ست


سر همچنان به سجده فرو برده ‌ام ولی
در عشق سالهاست که فتوا عوض شده‌ ست


خو کُن به قایقت که به ساحل نمی ‌رسیم
خو کُن که جای ساحل و دریا عوض شده‌ ست


آن با‌وفا کبوتر جلدی که پَر کشید
اکنون به خانه آمده، اما عوض شده ‌ست


حق داشتی مرا نشناسی، به هر طریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شده‌ ست



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد

۱۰ خانواده مشهور نفرین‌شده

 

شاید شما هم مثل بسیاری دیگر، به نفرین، آن هم از نوع خانوادگی‌اش اعتقادی نداشته باشید و آن را فقط در داستان‌هایی مثل رومئو و و ژولیت شکسپیر بیابید. شاید هم در شهر و دیار خود خانواده‌های بخت‌برگشته بدشانسی را بشناسید و یا یا داستان خانواده کندی‌ها را خوانده باشید.

در این نوشته سرنوشت و داستان ۱۰ خانواده مشهور را با هم مرور می‌کنیم که از حیث بدطالع بودن، کم‌نظیر هستند.

 

کندی‌ها:
ما نمی‌دانیم از جوزف کندی چه گناهی و خبطی سر زد که خانواده‌اش اینچنین در طی دهه‌ها، باید مجازات می‌شدند. دخترش رزمری کندی، عقب‌مانده ذهنی بود، اما بعضی از پزشکان به خاطر حرکات خشونت‌آمیز او، توصیه کردند که او مورد عمل لوبوتومی قرار بگیرد. بعد از لوبوتومی، رزماری تونایی شناختی‌اش را از دست داد و در یک آسایشگاه بستری شد و دهه‌ها بعد، در سال ۲۰۰۵ درگذشت.
پسر بزرگ‌تر خانواده، جوزف جی آر، در طی جنگ در سال ۱۹۴۴ کشته شد و دخترش -کاتلین- در صانحه هوایی در سال ۱۹۴۸ از دنیا رفت. پسر دوم جوزف کندی، رئیس‌جمهور جان اف کندی، در سال ۱۹۶۳ ترور شد و بعد، برادر جان، یعنی سناتور رابرت کندی در سال ۱۹۶۸، ترور شد. در سال ۱۹۸۴، پسر رابرت کندی -دیوید- به خاطر مصرف زیاد کوکائین درگذشت. و پسر دیگر رابرت کندی -مایکل- در طی اسکی در سال ۱۹۹۷، مرد. در سال ۱۹۹۹، پسر جان اف کندی به همراه پسر و خواهرش، بعد از سقوط هواپیمایشان در اقیانوس درگذشتند.

اوناسیس
داستان خانواده اوناسیس یک تراژدی تمام‌عیار یونانی می‌تواند محسوب شود. اوناسیس یکی از مشهورترین و ثروتمندترین مردان جهان بود. در سال ۱۹۷۳، الکساندورس -پسر آریستوسل اوناسیس- در یک حادثه هوایی کشته شد.  همسر اوناسیس بعد از مرگ پسر، خودکشی کرد، بعد از آن خود آریستوسل اوناسیس، پس از ابتلا به عفونت ریه، از دنیا رفت. دختر خانواده -کریستینا- بعد از این جریانات، سبک زندگی بدی را در پیش گرفت و بیشتر ثروت خانواده را بر باد داد و ۴ ازدواج ناموفق انجام داد و در این میان، دچار اختلال وزن هم شد، تا اینکه در سال ۱۹۸۸، در حالی که فقط ۳۷ سال داشت، به خاطر مصرف توأم و اشتباه داروهای کاهنده وزن و قرص‌های خواب‌آور از دنیا رفت.

گریمالدی
ازدواج گریس کلی با شاهزاده رینر سوم ، شاهزاده موناکو، در سال ۱۹۵۶، شبیه افسانه‌های جن و پری تصور می‌شد، اما این ازدواج اصلا با شادی همراه نبود. در سال ۱۹۸۲، گریس به دنبال یه تصادف مشکوک درگذشت. دختر جوان او -استفانی- به دنبال این حادثه، از لحاظ روحی به هم ریخت و ارتباطات ناموفق زیادی را در طول دوران زندگی آزمایش کرد. همسر کارولین -دختر بزرگ‌تر خانواده- در سال ۱۹۹۰، وقتی در حال تفریح با یک قایق  سریع‌السیر تفریح بود، در طی یک تصادف کشته شد. پنج سال بعد پدر خانواده درگذشت. کارولین برای بار سوم ازدواج کرد اما همسر سوم او هم به خاطر ابتلا به پانکراتیت درگذشت.

گتی
جان پل گتی، مؤسس شرکا نفتی گتی، در سال ۱۹۵۷ از سوی مجله فوربس به عنوان ثروتمندترین مرد آمریکا، انتخاب شد. او پنج بار ازدواج کرد، یکی از ۵ فرزند او در جوانی درگذشت.
اما نفرین این خانواده بر پسر او یعنی جان پل گتی جی آر، نازل شد. در سال ۱۹۷۱، همسر او به دنبال مصرف زیاد دارو مرد، در سال ۱۹۷۳، پسرش، به وسیله مافیای ایتالیا ربوده شد. مافیا گوش پسرش را قطع کرد و برایش فرستاد و خواهان باجی به مبلغ ۳٫۴ میلیون دلار شد. به دنبال این حادثه این پسر از لحاظ روحی به هم ریخت و بعد از مصرف زیاد دارو، از دو پا، فلج شد. خواهر او در سال ۱۹۸۴، به ایدز مبتلا شد.

فریزر
هونور فریزر، مدل سابق بریتانیایی، عضو یکی از شناخته‌شده‌ترین خانواده‌های فئودال اسکاتلند و خواهر لرد  Lovat است. اما در سال ۱۹۹۵، خانواده او مجبور شد، در سه مراسم تدفین شرکت کند. اولین مراسم تدفین برای اندرو -جوان‌ترین پسر لرد- برگزار شد، او در تانزاینیا به وسیله یک بوفالو کشته شد!
مراسم تدفین دیگر برای سیمون – باردر اندرو- برگزار شد، او در طی شکار دچار حمله قلبی شده بود. سومین مراسم تدفین هم برای خود اقای لرد برگزار شد.

آنیلی
جیووانی آنیلی، در سال ۱۹۶۸، رئیس شرکت اتومبیل‌سازی فیات شد، اما در یافتن جانشینی برای امپراتوری ۲ میلیارد دلاری‌اش دچار مشکل شد.
پسر بزرگ او -ادواردو- به تجارت خانوادگی‌اش، علاقه‌ای نداشت. او در سال ۱۹۹۰ در کنیا به جرم داد و ستد مواد مخدر دستگیر شد . در سال ۲۰۰۰، ادواردو خودش را از پلی به پایین پرت کرد و درگذشت. سپس خواهرزاده جیووانی آنیلی به عنوان رئیس آینده، در نظر گرفته شد، اما او هم در ۳۳ سالگی در سال ۱۹۹۷، به دنبال ابتلا به یک سرطان نادر از دنیا رفت. در سال ۲۰۰۳، هم نوه او به دنبال ابتلا به سرطان پروستات درگذشت.

ازموند‌
خانواده ازموند هم جزو خانواده‌های بخت‌برگشته رده‌بندی می‌شوند.
ویرل و تام، دو پسر خانواده ازموند، ناشنوا به دنیا آمدند. یکی از پسرها ورشکسته شد، دیگری با تومور مغزی پیکار می‌کند. یکی هم مبتلا به بیماری ام اس است. دانی، مشهورترین عضو خانواده، بعد از مشکلات حرفه‌ای دچار افسردگی شدید شد. خواهر این برادرهای بخت برگشته هم -ماری-، یک بار خودکشی کرد و بعد معلوم شد که یک بار مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته بود. پسر ماری هم در ۱۸ سالگی خودکشی کرد.

لی
بروس لی، هنرپیشه مشهور فیلم های رزمی، در ۳۲ سالگی و در سال ۱۹۷۳، به دنبال یک سردرد معمولی به پزشک رفت. متأسفانه او به داروی مسکن تجویز شده، آلرژی داشت و به کما رفت و بعد از مدتی درگذشت. بیست سال بعد، پسر او -برانسون- در جریان فیلمبرداری یک فیلم به صورت تصادفی کشته شد، اسلحه‌ای که گمان می‌رفت خالی باشد، یک گلوله داشت و برانسون مورد هدف همین گلوله قرار گرفت و مرد.

براندو
مارلون براندو که دو بار برنده جایزه اسکار شد، هم خانواده نفرین‌شده‌ای داشت. مادر او الکلی بود، همسر او -آنا کاشفی- هم بعد از به دنیا آوردن پسرش -کریستین- معتاد و الکلیک شد. کریستین هم معتاد از آب درآمد و در سال ۱۹۹۰، دوست پسر خواهر ناتنی‌اش -چیینه Cheyenne-  را کشت و به آدمکشی عمدی محکوم شد و چندین سال را در زندان گذراند. چیینه در سال ۱۹۹۵، خودکشی کرد و کریستین در سال ۲۰۰۸، بعد از ابتلا به عفونت ریه درگذشت.

همینگوی
همینگوی از لحاظ پزشکی، افسردگی شدید داشت. در ۲۸ سالگی بعد از اینکه پدرش با اسلحه به خود شلیک کرد و مرد، حرفه نویسندگی او مختل شد. اما ارنست همینگوی به مشکلات فائق آمد و برنده نوبل و پولیتزر شد، ثروتمند شد و شهرت بین‌المللی پیدا کرد. اما او در سال ۱۹۶۱، زمانی که ۶۲ ساله بود، با شات گان، خودش را از پای درآورد. پنج سال بعد، خواهرش -اورسولا- که با افسردگی و سرطان پیکار می‌کرد، با مصرف زیاد دارو خودکشی کرد. ۱۶ سال بعد هم، تنها برادر ارنست -لیستر- بعد از اینکه باخبر شد پزشکان به خاطر دیابتی که پایش را درگیر کرده، مجبور هستند پایش را قطع کنند، خودش را با اسلحه کشت. در سال ۱۹۹۶ هم نوه دختری او -مارگوکس- با مصرف زیادی داروی باربیتورات، خودکشی کرد.



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد
فناوری  - جوایز وبی، بزرگ‌ترین مسابقه سایت‌های اینترنتی جهان روز گذشته با معرفی برگزیدگان به پایان رسید.

مریم عظیم زاده: برگزیدگان سیزدهمین دوره‌ی جوایز وبی روز گذشته معرفی شدند. اما شما چقدر در مورد جایزه‌ی وبی می‌دانید؟

عبارت جوایز وبی، ابتدا در خلال سال‌های 1373 تا 1375 / 1994 تا 1996 توسط سازمان شبکه وب جهان‌گستر به‌کار گرفته شد. یکی از خدمات این سازمان که در سال 1994 توسط سه شرکت وب‌مجیک، سیسکو سیستمز و ای.دی.سی کنتروکس تأسیس شد، برگزاری سلسله مسابقات ماهیانه‌ای به نام جوایز وبی برای نوآوری‌های آنلاین قابل توجه روی صفحات وب بود. در سال 1375 این جوایز به جشن جوایز سالیانه تبدیل شد که توسط مجله وب حمایت می‌شد.

مبلغ اولیه این جایزه 3هزار دلار بود که در پانزده بخش به برگزیدگان اهدا می‌گردید. هیأت داوران این مسابقات نیز از آکادمی بین‌المللی هنرها و علوم دیجیتال، IADAS انتخاب می‌شدند، سازمانی با 550 عضو اصلی شامل متخصصان وب، اقتصاددانان و کارشناسان برجسته و افراد مشهور و خلاق. هرچند در سال 1377 / 1998 انتشارات IDG، حامی مالی این جایزه تعطیل شد، ولی محبوبیت و موفقیت جهانی جوایز وبی و اهمیت آن در پیشرفت و گسترش شبکه جهانی اینترنت سبب شد اهدای این جایزه متوقف نشود و آی.ای.دی.ای.اس هم‌چنان سرپرستی آن‌ را به عهده داشته باشد.

در حال حاضر جوایز وبی در بیش از 100 زیر مجموعه و چند گروه اصلی اهدا می‌شود. هر وب سایت می‌تواند در چند زیرمجموعه متفاوت در این مسابقات شرکت کند و چندین جایزه را به خود تعلق دهد. در هر زیرمجموعه 2 جایزه اصلی وجود دارد، یکی جایزه هیأت داوران و دیگر، جایزه‌ای که به انتخاب مردم و بازدید‌کنندگان وب سایت‌ها از سراسر دنیا به برگزیدگان داده می‌شود.

جوایز اصلی عبارتند از:
بهترین هنرمند سال وبی،
مهم‌ترین فرد سال وبی،
خارق‌العاده‌ترین فرد سال وبی،
بهترین هنرپیشه زن سال وبی،
بهترین نمایش‌نامه کمدی،
مهم‌ترین فرد فیلم،
ویدیوی سال وبی.

تعدادی از مهم‌ترین زیرمجموعه‌هایی هم که جایزه وبی به آنها تعلق می‌گیرد، عبارتند از:
سایت‌های اینترنتی فعال در زمینه حقوق بشر، تغییرات سیاسی، تغییرات اجتماعی، هنر، گالری‌های هنری، نقد و بررسی آثار هنری و ادبی، سرویس‌های آنلاین پرداخت قبوض برای مشتریان، معرفی محصولات آرایشی، بهداشتی و سلامتی، مصاحبه با افراد مشهور سینمایی، گروه‌های موسیقی، ورزشکاران، تهیه خبر، گزارش‌های سیاسی، آب‌وهوا، روزنامه‌نگاری، غذا و نوشیدنی، بازی و سرگرمی، لباس و پوشاک مد روز، سازمان‌ها و نهادهای خیریه و دولتی، سرویس‌های ارائه خدمات پولی، مجلات و مقالات، موسیقی و فیلم‌های تلویزیونی و ویدیویی، نرم‌افزارها وسخت‌افزارهای کامپیوتری، وب‌سایت‌های شخصی.

در سال 2006، جایزه وبی سه بخش جدید را به جوایز خود اضافه کرد که عبارتند از
جوایز بهترین تبلیغات تأثیرگذار اینترنتی
بهترین محتویات موبایل روی شبکه وب
جایزه فیلم و ویدیو که به بهترین نسخه‌های اصلی اینترنتی فیلم‌ها و برنامه‌های ویدیویی تعلق می‌گیرد.

در حال حاضر، هیأت داوران این مسابقات را افراد ، نهادهای مشهور و کارشناسان برجسته‌ای چون بک و دیوید بووی (موسیقی‌دان)؛ وینت کرف (خالق اینترنت)، آریانا هافیتگتون (روزنامه‌نگار سیاسی)، مت گروئنینگ (خالق کارتون سیمپسون‌ها) و نشریات معتبری چون نیویورک‌تایمز، لس‌آنجلس‌تایمز، ویرد، دیتیلز، ویب، وال‌پیپر و غیره تشکیل می‌دهند.

از نکات جالب این جوایز، سخنرانی‌های محدود آن است که تمام افراد، چه مهمانان مهم و چه افراد عادی، باید فقط در پنج کلمه آن‌ را بیان کنند. برترین این سخنرانی‌ها در سال 2005 بیان شد، زمانی‌که ال گور، معاون اسبق رئیس‌جمهور آمریکا گفت: «لطفاً این رأی را بازشماری نکنید!» و وینت کرت که گفت «همه با هم اینترنت را اختراع کردیم».

در سال 2008، ده‌هزار وب سایت از 60 کشور دنیا در این مسابقات شرکت کردند که اهمیت این جایزه را به‌خوبی نشان می‌دهد. البته انتقاداتی به جوایز وبی وارد شده، ازجمله این برای ورود به مسابقه و برنده شدن، باید پول داد؛ فلذا بسیاری از وب‌سایت‌ها پیش از توزیع جوایز از فهرست جایزه‌بگیرها حذف می‌شوند.

اما برگزیدگان امسال جوایز وبی
سیزدهمین دوره جوایز وبی، جوایز اصلی خود را به به افراد اهدا کرد:

بهترین هنرمند سال وبی
ترنت رزنور به خاطر اجرای موسیقی‌هایش و خلاقیت اینترنتی در ارائه آن. او جدیدترین آلبوم موسیقی خود را در سال 2008 برای دانلود روی سایت nin.com قرار داده بود. وی هم‌چنین یک بازی اینترنتی نیز از روی آلبوم سال خود به نام Zero ارایه کرده است.

مهم‌ترین فرد سال وبی
جیمی فالون به خاطر اجرای برنامه‌های زنده تلویزیونی در اواخر شب و هم‌چنین، فعالیت اینترنتی موثر در تبلیغ مسیحیت.

خارق‌العاده‌ترین فرد سال وبی
  بنیان‌گذار وب سایت توییتر به خاطر رشد 900 درصدی آن در وب در سالی که گذشت .

بهترین هنرپیشه زن سال وبی
سارا سیلورمن که پربیننده‌ترین ویدیوی یوتیوب در سال گذشته بود. هم‌چنین بهترین فیلم ویدیویی سیاسی وبی نیز برای مستندی به نام The Great Schlep اختصاص یافت. فیلم درباره کودکانی در ایالت فلوریدا است که پدربزرگ و مادربزرگ‌هایشان را مجبور کردند به باراک اوباما رای دهند.

بهترین نمایش‌نامه کمدی
نمایش Web Therapy به تهیه‌کنندگی، بازیگری و نویسندگی لیزا کودراو که به اهمیت استفاده از کمدی‌های اینترنتی در درمان بیماری‌ها اشاره شده است.

مهم‌ترین فرد فیلم و ویدیوی سال وبی
  مک فارلن خالق فیلم‌هایی چون «مرد خانواده» و «بابای آمریکایی» و هم‌چنین به‌خاطر طراحی بسیار جالب و خلاقانه مرز میان تبلیغات و محتویات در صفحات وب.

علاوه بر جوایز اصلی، چندین وب‌سایت موفق به دریافت هر دو جایزه هیأت داوران و انتخاب مردمی در چند زیرمجموعه شدند.

روزنامه‌های نیویورک تایمز، بوستون‌گلاب و گاردین جایزه برترین رسانه‌های آنلاین را از آن خود کردند؛ ضمن آن‌که از هفته‌نامه اکونومیست، بی‌بی‌سی و هافینگتون‌پست نیز تقدیر شد.

پایگاه خبری نیویورک‌تایمز.کام هم‌چنین جایزه بهترین مقالات را دریافت کرد و روزنامه گاردین، بهترین سایت خبری معرفی شد. بوستون‌گلاب و نیویورک‌تایمز، جوایز دیگری در بخش عکس‌های آنلاین دریافت کردند و وبلاگ دمکراسی در آمریکا وابسته به هفته‌نامه اکونومیست، برترین وبلاگ سیاسی شناخته شد.

برگزیدگان جایزه وبی که از 14 کشور دنیا هستند، جوایز خود را در شب 8 ژوئن و طی مراسمی در شهر نیویورک دریافت می‌کنند. علاقه‌مندان می‌توانند این مراسم را از طریق یوتیوب به‌طور زنده تماشا کنند.

منبع :خبر آنلاین



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد

دختری که در 9 سالگی ازدواج کرد و ۱۰ سالگی طلاق گرفت!

نوجود علی دختری است که در سن ۹ سالگی با مردی که سه برابر خودش سن داشت ازدواج کرد و یک سال بعد با گرفتن طلاق از او در یمن تاریخ ساز شد.
“من نوجود هستم ، ۱۰ ساله و طلاق گرفته ام” عنوان کتابی است که این ماه به زبان انگلیسی در آمریکا به چاپ رسیده و قرار است به زودی به زبان عربی هم منتشر شود.با چاپ این کتاب به زبان عربی، این کودک ۱۲ ساله هم میتواند داستان زندگی خود را که توجه جهانی را جلب کرده است بخواند.
 او در این باره گفت: به جزقسمت هایی که من به نویسندگان کتاب گفتم ، خودم از محتوای کتاب آگاهی ندارم.هر روز انتظار میکشم تا این کتاب به زبان عربی منتشر شود تا من هم بتوانم آن را بخوانم. من میدانم چاپ داستان من در جهان میتواند اهمیت بسیار زیادی داشته باشد.
این کتاب توسط روزنامه نگار فرانسوری دلفین مینوی نوشته شد و برای اولین بار سال گذشته در فرانسه چاپ شد. ناشران تصمیم دارند آن را به ۱۹ زبان زنده دنیا منتشر کنند تا همه بتوانند آن‌چه را که بر این کودک رفته است بخوانند.
نوجود دوسال پیش و زمانی که نام او در روزنامه یمن تایمز به عنوان یک تازه عروس کودک مطرح شد مورد توجه قرار گرفت.او در آن سال به نیویورک سفر کرد و عنوان زن سال را از مجله زنان Glamour دریافت کرد و به عنوان یک سمبل بین المللی از حقوق زنان در جهان مطرح شد.
 
 
در این کتاب آمده است که زمانی که نوجود فقط ۹ سال داشت، پدرش او را وادار به ازدواج با یک مرد که بیش از سه برابر او سن داشت کرد.
او سپس از تجربه بسیار دردناکی سخن میگوید که بعد از ازدواج بر او رفته است و دوران کودکی او را تبدیل به کابوسی دردناک کرده است.
او در این باره میگوید : هر چه قدر که من فریاد میکشیدم ، هیچ کس به کمک من نمیآمد.او مرا کتک میزد و من باید به خواسته او تن میدادم.
زمانی که او بالاخره توانست خانواده خود را در شهر صنعا ملاقات کند ، به یک دادگاه فرار کرد و با کمک یک وکیل حقوق بشر یمنی توانست از دادگاه حکم طلاق خود را بگیرد و به این ترتیب اولین عروسی باشد که در این سن در خاورمیانه طلاق گرفته است.
بعدها یک ناشر فرانسوی به خانواده فقیر او کمک کرد تا یک خانه بخرند.اکنون نوجود در حال تحصیل کردن است و زندگی نسبتا خوبی دارد.
او در این باره گفت : سال گذشته زندگی من در فقر و بدبختی میگذشت ، اما الان زندگی متوسط و شادی دارم.
ماجرای او باعث شد که شهروندان یمنی به دنبال تصویب قانونی برای ممنوعیت ازدواج قبل از سن ۱۸ سالگی باشند و به کابوس بسیاری از این کودکان پایان دهند.
اما یونیسف اعلام کرد هنوز هم یک چهارم دختران یمنی قبل از سن ۱۵ سالگی ازدواج میکنند.توجه ناکافی به حقوق بشر ، وضعیت دشوار اقتصادی و فرهنگ پایین خانوادهها یکی از اصلی ترین دلایل ازدواج زودهنگام کودکان است.
ازدواج زودهنگام کودکان یکی از مشکلات بزرگ در کشورهای خاورمیانه است.سالانه کودکان زیادی قربانی این موضوع می‌شوند و تعدادی نیز به دلیل بارداری‌های زودهنگام جان خود را از دست می‌دهند.


تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد

اگر سنگم زني سنگت ببوسم

  اگر زهرم دهي زهرت بنوشم

  اگر غسلم دهي با آب و  كافور

 كفن پاره كنم دستت ببوسم...



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد
 

عکس عاشقانه فوق العاده زيبا arya2fun.com

قشنگترين تصاوير عاشقانه با متن عاشقانه www.arya2fun.com

قشنگترين تصاوير عاشقانه با نوشته عاشقانه www.arya2fun.com

قشنگترين تصاوير عاشقانه با نوشته عاشقانه www.arya2fun.com

قشنگترين تصاوير عاشقانه با نوشته عاشقانه www.arya2fun.com

قشنگترين تصاوير عاشقانه با نوشته عاشقانه www.arya2fun.com

قشنگترين تصاوير عاشقانه با نوشته عاشقانه www.arya2fun.com

قشنگترين تصاوير عاشقانه با نوشته عاشقانه www.arya2fun.com



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد

طریقه نصب ویندوز 

 

 

بتدا بايد يك cd ويندوزxp داشته باشيد . دقت كنيد كه اين cd بايد bootable باشد. اما اگر ميخواهيد كه ويندوز فعلی را تبديل به ويندوز xp كنيد يا update كنيد نيازی به cd بوت نداريد.

cd ويندوز را درون cd rom گذاشته و ويندوز اتوماتيك auto run خواهد شد. دقت كنيد كه اگر بخواهيد ويندوز فعلی خود را كه مثلا 98 ياme يا2000 ميباشد را update كنيد اطلاعات شما مثلا my document شما و برنامه های نصب شده شما حفظ خواهد شد.ولی اگر ويندوز شما ايراد دارد.بهتر است ان را از اول فرمت و نصب كنيد كه اين نوع نصب در اينجا توضيح داده شده است.

بعد از اين كه cd ويندوز را گذاشتيد. خود به خود مرحله نصب ويندوز شروع خواهد شد. روی گزينه install windows xp كليك كنيد.

در قسمت بعد از شما پرسيده ميشود كه ميخواهيد يك ويندوز جديد نصب كنيد يا ويندوز فعلی را update كنيد در صورتی كه در ويندوز فعلی شما ايرادی ندارد و ميخواهيد ان را تبديل به xp كنيد اين مرحله را رد كنيد و دست نزنيد زيرا به طور خودكار upgrade recommandedانتخاب شده است.

ولی چنانچه قصد داريد ويندوز جديدی در درايوی ديگر نصب كنيد بايد new instalation را انتخاب كنيد. در اين صورت بعد از نصب كامل ويندوز xp هنگامی كه سيستم را روشن ميكنيد دو منو ظاهر شده و از شما پرسيده خواهد شد كه ميخواهيد وارد كدام ويندوز شويد.بدين ترتيب شما 2 ويندوز خواهيد داشت.

در مرحله بعد بايد سريال ويندوز را وارد كنيد اين سريال احتمالا در پشت كيس cd يا درون خود cd داخل فايلی به نام serial يا cd key يا readme نوشته شده.

در قسمت بعد روی دكمه advanced option كليك كرده و در پنجره جديد گزينه دوم را تيك بزنيد. اين برای اين است كه شما درايوی را كه ويندوز در ان ريخته شود را انتخاب كنيد.

همچنين جهت تسريع كار ميتوانيد گزينه اول را تيك بزنيد تا تمامی فايلهای ويندوز روی هارد ريخته شده و از انجا نصب شوند.بر روی ok كليك كنيد.

در قسمت پايين ميتوانيد زبان خود را انتخاب كنيد ان را farsi‌‌انتخاب كنيد تا ابزار فارسی نصب شوند. (اگر تصميم داريد از فارسی سازی مثل سينا پك استفاده كنيد اين قسمت را دست نزنيد).

حال بر روی next كليك كنيد. در اين مرحله از شما سوال ميشود ميخواهيد نصب ويندوز رو از اينترنت به روز كنيد؟ چنانچه مايل باشيد ميتوانيد گزينه بالا را انتخاب كرده و next را بزنيد در اين صورت اخرين update ها از اينترنت دانلود خواهد شدولی با انتخاب گزينه پايينی بدون update وارد مرحله بعد می شويد.

به هر حال بعد از رد كردن اين قسمت فايلهای ضروری اتوماتيك كپی يا دانلود خواهند شد و سيستم restart خواهد شد. منتظر بمانيد تا ويندوز مراحل نصب را طی كند بعد از اين كه به متنی كه حاوی توضيحات مايكروسافت و نوعی قرارداد با شما ميباشد رسيديد.

روی F8 كليك كنيد تا تائيد شود. در قسمت بعد چنانچه شما قبلا ويندوزی داشته باشيد از شما خواهد شد كه ميخواهيد روی همان ويندوز نصب شود يا انتخاب با شما باشد. با زدن دكمه R ميتوانيد روی همان ويندوز نصب كنيد و با زدن دكمهEsc‌ ‌ انتخاب درايو ظاهر خواهد شد.پيشنهاد ما Esc‌‌ميباشد. اگر Esc‌‌را زده باشيد اين قسمت يعنی قسمت انتخاب درايو ظاهرمی شود. ميتوانيد درايو مورد نظر را انتخاب كنيد همچنين با زدن دكمه D‌‌ميتوانيد درايو را پاك كنيد تا بعدا تبديل به درايو جديد يا تبديل به دو يا چند درايو كنيد. بعد از اين كه D را بزنيد دوباره دكمه L‌‌رابزنيد حال درايو پاك شده.

ميتوانيد درايو پاك شده را انتخاب و با زدن دكمهC‌‌ان را دوباره بسازيد.وقتی ان را ميسازيد ميتوانيد حجم ان را تعيين كنيد .

مثلا اگر ميخواهيد درايو را تبديل به دو درايو كنيد.بايد حجم فعلی را تبديل به 2 كرده و Enter كنيد.حال دو درايو جديد خواهيد داشت.البته برای عوض كردن يا تقسيم حجم درايو ميتوانيد از Partition Magic هم استفاده كنيد كه اموزش ان در بخش اموزش گذاشته شده.يا اين كه برای ساخت پارتيشن های خود بايد Fdisk ‌‌را بلد باشيد كه ان هم در قسمت اموزش ياد داده شده است.

به حر حال با انتخاب درايو مورد نظر خود ميتوانيد وارد قسمت بعد شويد. در اينجا ميتوانيد انتخاب كنيد كه فرمت درايو شما چه باشد FAT يا NTFS‌‌تفاوت اين دو را در اينجا ببينيد و انتخاب كنيد. بهتر است گزينه هايی كه جلوی ان كلمه Quick‌ ‌ نوشته شده را انتخاب نكنيد زيرا فرمت كامل مناسب تر است.

بعد از اين كه مراحل را رد كرديد ويندوز فرمت انتخابی شما را اغاز كرده و سپس فايلهای مورد نياز را كپی ميكند. سپس سيستم restart خواهد شد.

بعد از شروع مجدد سيستم منتظر بمانيد تا مراحل نصب اتوماتيك پيش برود تا اينكه شما با پنجره ای مواجه خواهيد شد.

در اينجا زبان خود را انتخاب ميكنيد. چنانچه در قسمت چهارم شما فارسی را انتخاب كرده ايد اين قسمت را دست نزنيد. فقط در قسمت details عربی را remove‌ ‌ كنيد(البته اين كار بستگی به نوع كيبورد شما دارد ولی در اكثر كيبوردها با اين كار چند ايراد جزئی بر طرف خواهد شد به هر حال فارسی سازی ويندوز xp كامل نيست و ايراداتی در حروف ی پ ژ گ احتمالا خواهيد داشت برای فارسی كردن ويندوز ميتوانيد از يك فارسی ساز استفاده كنيد)

روي دكمه ok زده و next‌‌كنيد.

از اينجا به بعد برای هر دو حالت نصب از روی ويندوز و نصب از boot مشترك ميباشد. در اين جا نام خود و نام كمپانی يا شركت يا هرچه دوست داريد.

مثلا home در اينجا نام كامپيوتر خود را مينويسيد كه نامی به عنوان پيش فرض نوشته ميشود.در قسمت پايين ميتوانيد پسور مديريت كامپيوتر را وارد كنيد به اين ترتيب كسی نميتواند به جای شما وارد شود زيرا شما مديريت كامپيوتر را داريد و ميتوانيد حتی برای استفاده كننده های ديگر هم قواعدی خواص تعيين كنيد مثلا برادر كوچك شما نتواند فايلها را پاك كند.

اين قسمت برای تنظيمات اتصال به اينترنت است. روی منوی پايين روی اول زده و ايران را انتخاب كنيد.در قسمت What Area Code استان را ميزنيد مثلا برای تهران 021 در قسمت dial nomber چيزی ننويسيد. و در پايين هم نوع ارتباط تلفنی خود تون يا پالس را انتخاب كنيد و next كنيد.

در اينجا ساعت محلی را انتخاب ميكنيد.جلوی time zone‌ ‌ اگر در ايران هستيد GMT+03:30 Tehran‌ ‌ را انتخاب كنيد.و بر روی next كليك ميكنيد .

ويندوز نصب را ادامه داده و سر انجام به پايان ميرساند و سيستم restart خواهد شد. بعد از شروع مجدد ويندوز از شما سوالاتی خواهد شد شما تمام گزينه هايی كه از شما ميخواهد ويندوز را توسط اينترنت رجيستر كنيد را كنسل كنيد(بايد گزينه های پايين را انتخاب كنيد) زيرا هنوز معلوم نيست مودم شما به درستی كار ميكند يا نه ؟

سپس در اخر از شما خواسته ميشود 5 user معرفی كنيد كه شما برای اولی نام خود را وارد كرده و finish را بزنيد.

حال شما وارد ويندوز جديد شده ايد.



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد

بسم الله الرحمن الرحيم

هرگز اميدي را از كسي سلب نكن شايد اين تنها چيزي باشد كه دارد ‌‌‍"ويكتور هوگو"

هرگاه ديدي گناهي آنقدر بزرگ است كه نميتوني ببخشيش آن وقت بدون كه از كوچكي قلبت نه از بزرگي گناه !

خوشبخت واقعي كسي است كه فرصت فكر كردن به بدبختي ها را ندارد

باور كردن دروغي كه تا به حال صد بار شنيده ايم آسان تر از حقيقتي است كه حتي يك دفعه هم آن رانشنيده ايم

دروغ در دوي سرعت شركت مي كند اما راستي در دوي ماراتن ! " مايكل جكسون"‍

اگر همواره مانند گذشته بيندشيد همان چيزي را بدست مي آوريد كه قبلا كسب كرده ايد

هرگاه در وادي زندگي از غروب غم هاي بي عاطفه خسته شدي به ياد خدا باش و مزاحم خلق خدا نشو

مراقب افكارت باش كه گفتارت مي شود مراقب گفتارت باش كه رفتارت مي شود مراقب رفتار باش كه شخصيتت مي شود مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت مي شود

انساني كه به اصل و نصب خود مي نازد مانند سيب زميني اي است كه به ريشه خود در زير خاك مي نازد

لذتي كه در فراق است در وصال نيست

در فراق شوق وصال است دروصال ترس فراق است

دین بهترین وسیله برای رام کردن توده هاست‌‌ { ناپلئون }

دل بستن به آساني، پرت كردن يه سنگ توي درياست اما دل كندن مثل پيدا كردن همان سنگ توي درياست

يار من طفل است و معشوق نمي داند خون عاشق را به جاي شير مادر مي خورد

انسان بايد بيش از آنچه دارد بخواهد تا بيش از آنچه هست بشو"نيچه"

زن مثل شيشه ظريف و شكستني است هرگز توانايي مقاومت او را نيازماييد زيرا ممكن است مثل شيشه ناگهان بشكند!

آنان كه تن به هر ذلتي مي دهند تا زنده بمانند مردهاي خاموش و پليد تاريخند" دكتر شريعتي"

بالاترين درجه شادي از طريق درك كردن و همكاري آگاهانه با قوانين الهي اكتساب مي شود

عشق:عشق آرزوست و آرزو يك احساس است بنابراين هر آنگاه كه احساس عميقي بر تو مستولي مي شود تو چيزي را آرزو مي كني

عشق از مجراي عقيده ظهور نمي كند از مجراي عمل ظاهر مي شود مرجعيت و مقام نمي شناسد بلكه موضوع دريافت است و فعاليت.

تنها راه كسب عشق از طريق دادن عشق است

عشق انساني آن است كه از نفس مي گويد ؛ عشق خودخواهانه كه در عوض آنچه نثار مي كد چشم داشت دارد و عشق الهي آن است كه هيچ پاداشي باز نمي طلبد آنهنگام كه هردوي از عشق ديگران سرشار شوند



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد
اي که بر لبهاي ما طرح تبسم مي شوي
دعوت ما بوده اي، مهمان مردم مي شوي ؟!!!

 


از دلم تا لب ايوان شما راهي نيست
نيمه جاني است درين فاصله قربان شما


 


کجايي اي رفيق نيمه راهم
که من در چاه شبهاي سياهم
نمي بخشد کسي جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم


 


درسکوت دادگاه سرنوشت


عشق برما حکم سنگيني نوشت


گفته شد دل داده ها از هم جدا


واي بر اين حکم و اين قانون زشت


 


عاقبت يک روز مغرب محو مشرق مي شود


عاقبت غربي ترين دل نيز عاشق مي شود


شرط مي بندم زماني که نه زود است و نه دير


مهرباني حاکم کل مناطق مي شود


 


دورم ز تو اي خسته خوبان چه نويسم؟


من مرغ اسيرم به عزيزم چه نويسم؟


ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد


با آن دل گريان به عزيزم چه نويسم؟


 


تو را گم مي کنم هر روز و پيدا مي کنم هر شب


بدين سان خواب ها را با تو زيبا مي کنم هر شب


                              تبي اين کاه را چون کوه سنگين مي کند آنگاه


                               چه آتش ها که در اين کوه برپا مي کنم هر شب


 


رفتي و نديدي که چه محشر کردم


با اشکتمام کوچه را تر کردم


وقتي که شکست بغض تنهايي من


وابستگي ام را به تو باور کردم


 


طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته


شعر مي گويم به يادت در قفس غمگين و خسته


من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي


ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي


 


آنکه چشمان تو را اين همه زيبا مي کرد


کاش از روز ازل فکر دل ما مي کرد


يا نمي داد به تو اين همه زيبايي را


يا مرا در غم عشق تو شکيبا مي کرد( !



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 | نویسنده : علی اشراقی راد

خدا حافظ


شبيه برگ پاييزي،پس از تو قسمت بادم /

 خداحافظ ولي هرگز نخواهي رفت از يادم/

 خداحافظ و اين يعني در اندوه تو مي ميرم /

 در اين تنهايي مطلق كه مي بندد به زنجيرم

‌ـ و بي تو لحظه اي حتي ، دلم طاقت نميآرد

 / و برف نوميدي بر سرم يكريز مي بار

د/ چگونه بگذرم از عشق ،از دلبستگي هايم ؟

،چگونه مي روي با اينكه ميداني چه تنهايم؟

، خداحافظ تو اي همپاي شبهايي غزل خواني/

 خداحافظ به پايان آمد اين ديدار پنهاني/

 ـ خداحافظ بدون تو گمان كردي كه مي مانم!؟

 خداحافظ بدون من يقين دارم كه مي ماني!!!



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

دوران دانشجویی در نگاه تصویر طنز


اگه دانشجو هستيد، يا بوديد يا حداقل دانشجو ها رو دوست داريد به ادامه مطلب توجه كنيد ...



زندگي دانشجويي  يك پديده نادر قرن 21 به شمار مياد.دانشجو ها  از نظر بيوفيزيكي به چند دسته تقسيم ميشن.

دانشجوهای در كـــف :


اين گونه وافر دانشجو ها بيشتر در كلاس مختلـــط رشد و نمو دارند.

علايق : جزوه گيري، متر كردن دانشگاه، شركت در كلاس هاي بي مورد، دكه تلفن

عاقبت اين گونه :


اگزودانشجو (دانشجوي اگزوز نما يا اگزوز دانشجو نما)



دانشجوي گشنه :


اين گونه به وفور در خوابگاه هاي دانشجويي تكثير مي شود. علامت مشخصه اين گونه، چابكي در شكار است :



نقاط ضعف : بوفه ، سلف.

اين نوع دانشجو در كودكي :


چند دانشجوي گشنه در پايان يك كار گروهي  :


دانشجوي خوشحال : تقريبا بين هر 10 دانشجو يك دانشجوي خوشحال مي توان يافت .





ورزش در روز هاي تعطيل در خوابگاه دانشجويي :


آ  * س  كلاس :





دانشجوي خرخون : در هر كلوني چند مورد از اين نوع يافت مي شود.

راه های نمره گرفتن




دانشجوي جوگير :




دانشجوي جوگير وقتي كوچك بود :




تاريخ : پنجشنبه ششم اسفند 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

تبارشناسی اخلاقيات٭

 

فريدريش نيچه (۱۹۰۰–۱۸۴۴) را زمانی، در انگليس و امريکا، ناقد محافظه‌کار فرهنگ می‌شمردند و زمانی مرجع موثق نظريه‌پردازان درباری آيين نازی و زمانی پهلوان تفکر بی‌باک به شيوه‌ی سقراط و امروز او را پدر و بانی پُست‌مدرنيسم و ناقد بنيادبرانداز مفروضات اخلاقی و مابعدطبيعی و زيربنايی سنّت غربی و شخصيتی پُرنفوذ در پرداخت سياست هويت و تفاوت و خودسازی می‌انگارند. امروز، هم کسانی که به پُست‌مدرنيسم حمله می‌کنند و هم کسانی که از آن دفاع می‌کنند، معتقدند که بايد آثار نيچه را خواند.

 

    اهميت اخلاق در فلسفه‌ی نيچه از چه روست و اين کتاب در ميان آثار او چه جايگاهی  دارد؟

*     نيچه خودش را «فيلسوف زندگی» می‌ناميد و آنچه در زندگی انسان برای او جالب توجه بود همين عمل ارزشگذاری انسان به صورت اخلاق بود که شکلهای مختلف حيات اجتماعی انسان و نيزاخلاق را می‌آفريد. به همين دليل، نيچه انسان را «ارزياب» تعريف می‌کند، يعنی: ارزشگذار. و هايدگر نيز به همين دليل معتقد است که نيچه «فيلسوف ارزش» است و آخرين تأويل فيلسوفان ارباب مابعدالطبيعه، که از نظر او نيچه آخرين آنان است، از «هستی» با مفهوم «ارزش» به بيان درآمده است.

نيچه در چهار مطالعه‌ی تاريخی مبادرت به افشای علم اخلاق (ethics) نهفته در زير چهار مفهوم شکل‌دهنده‌ی آگاهی انسان، در تاريخ، از خودش می‌کند: تاريخ، هنر، اخلاقيات (morality  يا morals)، دين. او در رساله‌ی درباره‌ی فوايد ومضار تاريخ برای زندگی به علم اخلاق تاريخ و در تولد تراژدی به علم اخلاق هنر و در تبارشناسی اخلاقيات به علم اخلاق اخلاقيات و در دجال به علم اخلاق دين می‌پردازد.

 تبارشناسی اخلاقيات او تکمله‌ای است برای روشن کردن آنچه پيشتر در ورای خير و شرّ گفته است. لذا می‌بينيم که شيوه‌ی خاص خودش، يعنی استفاده از سخنان نغز را کنار می‌گذارد و به شيوه‌ی فيلسوفان تحليلی انگليسی- امريکايی به تحقيق درباره‌ی خاستگاه اخلاقيات می‌پردازد. عنوان فرعی کتاب، «جدل‌نامه»، اشاره است به معارضه‌ی او با روان‌شناسان انگليسی که البته در کتاب به صورت افراد مشخص نامی از آنان نمی‌برد.

    استفاده از شخصيت «سرور- بنده» به چه منظوری صورت می‌گيرد و نيچه کدام يک را تأييد می‌کند؟

*      قصد نيچه راه بردن به خاستگاه  يا سرمنشأ «اخلاقيات» ما (اروپاييان) است و از همين جاست که پيشگفتارش را با کوبيدن پتکی سنگين بر سندان روح خواننده آغاز می‌کند: «ما خود برای خود ناشناخته‌ايم، ما اهل شناخت — و به دلايل درست. ما هرگز پی خود نگشته‌ايم —  پس چگونه تواند بود که روزی خود را بيابيم؟ و چه راست گفته‌اند با ما که "دل‌تان آنجاست که گنج‌تان آنجاست" (انجيل متّا ۶: ۲۱). و گنج ما آنجاست که کندوهای دانش ماست. ما از بهر آن هميشه در راه بوده‌ايم».

ارباب و برده نمودگار دو فرهنگی‌اند که تاريخ غرب را از نظر نيچه ساخته‌اند و لذا اين دو دو خاستگاه‌اند: يونان و مسيحيت. اما سخن گفتن از اينکه يونان يا مسيحيت چنين و چنان است، سخن گفتن درباره‌ی دو چيزانتزاعی است: واقعيت يونان يا مسيحيت در آدميانی ريشه دارد که اين دو فرهنگ و تمدن را ساختند و واقعيت اين آدميان در اخلاقيات، از نظر نيچه، يا ارزشگذاری‌هايشان ريشه داشت و واقعيات اخلاقيات اين آدميان نيزدر دل و جان‌شان ريشه داشت که از نظر زيستی موجوداتی با سرشت و فطرت و مقام و منزلت و موقعيت اجتماعی متفاوت بودند. بدين طريق، با اينکه ظاهراً بردگان پيروز شدند (مسيحيت) و به سروری رسيدند اما خلق و خوی (اخلاقيات) بردگی از ميان نرفت و برده‌ی يونانی و رومی (که مسيحی شده بود) به برّه‌ی کليسا تبديل شد و هيچ‌گاه از صفات سروری بهره‌مند نشد، يعنی خداوند سرنوشت خويش نشد: نتيجه، از نظر نيچه، انحطاط طبقه‌ی متوسط اروپايی بود که هيچ‌گاه نتوانست و اگر بر همين حال بماند هيچ‌گاه نمی‌تواند دستاوردی پُرشکوه چون فرهنگ يونانی داشته باشد. بنابراين نيچه می‌کوشد ما (اروپاييان) را به خودمان بشناساند و در اين راه و از اين راه او به « دل و جان» ايشان نظر می‌دوزد تا اين خاستگاه را بيابد. خاستگاه  اخلاقيات بردگی در دل‌آزردگی (ressentiment، نيچه از اين کلمه‌ی فرانسوی استفاده می‌کند چون در زبان آلمانی معادل دقيقی برای اين مفهوم وجود ندارد. همچنين دهن‌کجی اوست به واگنر و ديگر قوم‌پرستان آلمانی که خواستار پاکسازی زبان آلمانی از کلمات بيگانه بودند) نهفته است و خاستگاه اخلاقيات سروری در توانايی (آنچه نيچه درباره‌ی اخلاق سروری می‌گويد متکی به فلسفه‌ی افلاطون و ارسطوست). مهمترين فضيلت اخلاقيات سروری، از نظر نيچه، راستگويی است و دو فضيلت ديگر، دليری و سخاوت، گواه و ضامن آن. اما اخلاقيات بردگی موذيانه و پیچيده و مزوّرانه است، ناشی از وضعيت فرومرتبه‌ی برده. او از وضعيت حقارت‌آميز و زبونی خود دل‌آزرده است و توان آن ندارد که از «خود» خودش آشکار و صريح دفاع کند، لذا به کينه‌توزی يا انتقام (revenge — در ترجمه‌های آشوری اين اصطلاح با «دل‌آزردگی» آميخته شده و هردو به «انتقام» يا «کينه‌توزی» ترجمه شده است) می‌گرايد و اين کار را او با ارزشگذاری‌هايش انجام می‌دهد. مثلاً، زيبايی را با «بی‌عفتی» لکه‌دار می‌سازد، با برچسب زدن (می‌گويد: «زيبايان عفيف يا نجيب نيستند»، جمله‌ی مشهور هملت: «زنان چون زيبايند نجيب نيستند و چون نجيب‌اند زيبا نيستند» نمايانگر اين نگرش قرون وسطايی است)، شادی را «جلفی و سبکسری» و «عزّت نفس» را «غرور» و ... نام می‌دهند. به عبارت ديگر، در اخلاقيات بردگی هرچه از توانايی نشان دارد مذموم است و هرچه از ضعف نشان دارد محمود. برده از هرکس که از او زيباتر، سالمتر، تواناتر، باهوش‌تر و ثروتمندتر است بيزار است.

با اين همه بايد توجه داشت که نيچه بر اساس فلسفه خود  نمی‌تواند بگويد که اخلاقيات سروری «خوب» است و اخلاقيات بردگی «بد» (به دليل نظريه‌ای که درباره‌ی «حقيقت» دارد: منظرنگری). اما بی‌شک هرکس که توصيف او از اين دو نوع اخلاقيات را می‌خواند از اخلاقيات برده منزجر می‌شود.

   پس نيچه از اخلاقيات سروری طرفداری می‌کند؟

*     خير! او از اخلاق آفرينندگان (بخش اول، چنين گفت زرتشت) طرفداری می‌کند. نيچه در واقع توجه می‌دهد که ارزش اصلاً ارزش نيست مگر اينکه خلق شود و باقی و پايدار نيز نمی‌ماند مگر آنکه پيوسته خلق شود. (از نظر نيچه، ارزش اخلاقی درست مانند «ارزش پول» است، افزايش يا کاهش آن در قبال «ارزشهای/ارزهای ديگر» منوط به پشتوانه‌اش است: توليد/ خلاقيت).

    اگر از نظر نيچه امروز بردگی و سروری به شکل تاريخی آن از ميان رفته است و اخلاق سروری  نيز وجود ندارد و فقط اخلاق بردگی حاکم است، آيا راهی وجود دارد که برده  بتواند از اخلاقيات بردگی رها شود؟   

*    بله. وجود دارد. آنچه برده را به کينه‌توزی وا می‌دارد، دل‌آزردگی اوست و دل‌آزردگی از آنجا پديد می‌آيد که برده از «اين کسی که هست» خشنود نيست و می‌خواهد کسی ديگر باشد (موقعيت هر زيردستی نسبت به بالادستی). بنابراين، برده چون «خود» ندارد از ديگری انتقام می‌گيرد، او «خود» خودش را نمی‌خواهد، «خود» يک شخص ديگر را می‌خواهد و لذا نيچه اين اصل را برای رهايی پيشنهاد می‌کند: عاشق سرنوشت خود باش (amor fati).

اصل ديگری که نيچه پيشنهاد می‌کند، رها شدن از «حس گناهکاری» و «وجدان بيمار» (bad conscience) است. او می‌گويد که کسانی که بسيار رنج می‌کشند و خواسته‌ها و تمايلات انسانی خود را به افراط سرکوب می‌کنند(مانند کشيشان، و غالب متدينان)، نه اينکه خويشتنداری کنند، دست آخر شکنجه‌گر می‌شوند و می‌خواهند از همه‌ی کسانی که زندگی را زيبا و شاد و لذت‌بخش می‌يابند انتقام بگيرند. او، بنابراين، توصيه (چنين گفت زرتشت، «درباره‌ی رحيمان») می‌کند:

 هرچه بيشتر خود را شاد کنيم، آزردن ديگران و در انديشه‌ی آزار بودن را بيشتر از ياد می‌بريم.



تاريخ : پنجشنبه ششم اسفند 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
تبارشناسیِ روشنفکریِ ما / داریوش آشوری

در دورانِ سی‌ساله‌یِ پس از انقلابِ اسلامی، به دنبالِ شوکی که بر اثرِ آن به ذهن و روانِ مردمِ ایران و بخشِ بزرگی از جهان وارد شد، پرسش‌هایِ بسیاری در باره‌یِ زمینه‌ها و شرایطِ امکانِ این انقلاب در ذهن‌ها نقش بست. این پرسش‌ها ناگزیر کندـوـ‌کاو در بابِ زمینه‌هایِ فرهنگی و سیاسیِ آن را در تاریخِ ایران پیش کشید. گذشته از کندـ‌وـ‌کاو در زمینه‌هایِ دوردستِ تاریخی، کند‌ـ‌وـ‌کاو در تاریخِ دورانِ صدساله‌یِ زمینه‌سازِ انقلابِ مشروطیّت تا انقلابِ اسلامی بیش از همه ذهن‌ها را به خود خوانده است. پرسشی که تمامیِ این جویندگی‌ها و پویندگی‌ها را هدایت می‌کند، بیش‌تر بر این بنیاد است که “چه شد که چنین شد؟” یعنی، مردمی که صد سال پیش‌تر برایِ آزادی و قانون‌روایی و دموکراسی قیام کردند، چه شد که از فرمان‌رواییِ دین و “حکومتِ اسلامی” سر درآوردند؟ در این باب شمارِ بسیاری کتاب به دستِ پژوهشگرانِ ایرانی و خارجی در این سال‌ها نوشته شده است. از جمله، فراوان پایان‌نامه‌هایِ دکتری به قلمِ دانشجویانِ ایرانی در اروپا و امریکا در رشته‌هایِ تاریخ و علومِ سیاسی و جامعه‌شناسی که به صورت کتاب نیز منتشر شده است.


پرسشِ “چه شد که چنین شد؟” بر این پیش‌انگاره تکیه دارد که، ما انتظارِ دیگری داشتیم و بر پایه‌یِ باور به اصلِ پیشرفت در تاریخ— که بنیادِ ایمانِ روشنفکرانه به تاریخ است–‌ جامعه‌یِ ایرانی می‌بایست “به طورِ طبیعی” در جهتِ حرکتِ تاریخ پیش می‌رفت و به آزادی و دموکراسی و قانون‌روایی دست می‌یافت. حال باید دید که “موانعِ تاریخیِ” این پسرفت چه بوده است. این جست‌ـ‌وـ‌جوها همچنان بر پایه‌یِ ایمانِ دیرینه‌یِ روشنفکرانه به تاریخ و پیشرفتِ آن پژوهش و نظرآوری می‌کنند و دلایلِ این “شکستِ تاریخی” را می‌جویند و، سرانجام، علّت را در واپس‌ماندگیِ فرهنگی (از جمله، “دین‌خویی”)، نقشِ سیاست‌هایِ استعماری، دیکتاتوریِ سلسله‌یِ پهلوی، و مانندِ آن‌ها، می‌بینند.

امّا ‌کتابی نیز منتشر شده است که با پیش‌انگاره‌هایِ ایمان به پیشرفتِ تاریخ و ضرورتِ آن به سراغِ تاریخ نرفته، بلکه، از دیدگاهِ دیگری، تاریخِ تکوینِ ذهنیّّتِ پیشرفت‌باورِ روشنفکرانه و پیش‌انگاره‌هایِ آن را در تاریخِ روزگارِ نو در ایران بررسی کرده است. کتابِ تجددِ بومی و بازاندیشیِ تاریخ (نشرِ تاریخِ ایران، تهران، ١٣٨٢) به قلمِ محمدِ توکلیِ طرقی چنین کتابی ست. توکلی، که استادِ تاریخ در دانشگاه‌هایِ امریکا و کانادا ست، با روشِ تحلیلِ گفتمان به سراغِ پدیده‌یِ تکوینِ وجدانِ سیاسی‌ـ‌اجتماعیِ مدرن، یا وجدانِ روشنفکرانه‌یِ مدرن، در قلمروِ فرهنگِ ایرانی و زبانِ فارسی در سده‌هایِ هجدهم و نوزدهم میلادی (دوازدهم و سیزدهمِ هجری) رفته و نشان داده است که در این ذهنیّت و در زبانِ آن واژه‌ها و مفهوم‌هایِ دیرینه برایِ بیانِ مفهوم‌هایِ تازه چه گونه دگردیسیِ معنایی یافته اند و واژه‌ها و مفهوم‌هایِ تازه چه گونه و از کجا سر بر آورده اند و این ذهنیّت را شکل داده اند. توکلی، در واقع، جریانِ یک گسستِ تاریخی را دنبال می‌کند که زمینه‌سازِ بحرانی ژرف در جهانِ فرهنگیِ ایرانی بوده است و این بحران همان جا به جاییِ تاریخی ست که جهانِ مدرنِ فرهنگِ ایرانی و خودآگاهیِ آن را با هویّتِ تازه‌یِ خود شکل داده است .  این گسستِ تاریخی از بسترِ جهانِ دیرینه‌یِ فروبسنه‌یِ بومی با گشوده شدن به رویِ تاریخِ جهانی رخ می‌دهد. معناها و مفهوم‌هایِ تازه‌ای که این گسست با خود می‌آورد، از سویِ دیگرِ جهان، از اروپا، به جهان‌هایِ این سویی، به جهان‌هایِ “شرقی”، سرریز می‌کند.
پیشاهنگِ پرورش و گسترشِ این روشِ نو در فهمِ تاریخ میشل فوکو، فیلسوف و تاریخ‌پژوهِ فرانسوی ست. پیشاهنگانِ ادبیّاتِ تحلیلیِ فمینیستی نیز از این روش و مفهوم‌هایِ آن برایِ انگاره‌هایِ خود بسیار بهره گرفته اند. توکلی، بی آن که چندان شرحی از روش و شیوه‌یِ نگرشِ تاریخیِ خود و بنیادهایِ نظریِ آن داده باشد، نشان می‌دهد که با این شیوه‌یِ هرمنوتیکِ تاریخ به‌خوبی آشنا ست و آن را ماهرانه به کار بسته است. توکلی، به گواهیِ پژوهش‌هایی که در زمینه‌یِ مسائلِ هویّتِ جنسی و “مسأله‌یِ زن” در تاریخِ ایران، و از جمله در همین کتاب، کرده است، نشان می‌دهد که ادبیّاتِ فمینیستی و زمینه‌یِ تازه‌گشوده‌یِ “مطالعاتِ جنسیّتی” (gender studies) را نیز به‌خوبی پیگیری کرده و از آن‌ها در کارِ خویش بهره گرفته است. مقاله و مقالات
تجددِ بومی کتابِ پرحجمی نیست (٢٣۰ صفحه)، امّا کتابی ست بسیار مایه‌دار؛ هم از نظرِ گردآوریِ داده‌ها و هم تحلیلِ آن‌ها. از این نظر کمتر کتابی در فارسی همتایِ آن است. جا داشت که این کتاب با گسترشِ بیشتر به حدودِ پانصد صفحه می‌رسید، زیرا جاهایی هست که نویسنده کوتاه و فشرده و اشاره‌وار از مطلب می‌گذرد و خواننده احساس می‌کند که نیاز به گفت‌آوردهایی از نوشته‌هایِ آن زمان دارد. درون‌مایه‌یِ کتاب همان است که در عنوانِ این مقاله آورده ام، یعنی، تبارشناسیِِ روشنفکریِ ما، یا تکوینِ وجدانِ تاریخیِ مدرن در میانِ “ما”، که “روشنفکران” حاملان و پراکنندگانِ آن اند. در واقع، روشنفکری (یا به نامِ دیرینه‌تر-‌اش، منوّرالفکری)– که پدیده‌ی روزگارِ “روشنگری” و جهانگیریِ آن است– در اساس همین ایمان به تاریخ و فرجام‌شناسیِ (teleology) آن است و کوشش در راهِ شتاب بخشیدن به فرارسیدنِ فرجامِ ناگزیرِ نجات‌بخشِ آن . این فرجام همانا پدید آمدنِ جهانِ آرمانشهری ست، یا جهانِ “انسانیِ” آزادی و شادکامی و داد و داناییِ آینده، از راهِ ویران کردنِ جهانِ بندگی و خواری و بیداد و استبداد و جهل و خرافه، که، از این دیدگاه، تاکنون بر تاریخ فرمان‌روا بوده است.
جهانِ “شرقیِ” ما، تا زمانی که با غرب و تمدنِ مدرنِ آن، که سرچشمه‌یِ این ایده‌ها ست، رو به رو نشده بود، از تاریخ و فرجامِ آن با روایتی اسطوره‌ای، بر بنیادِ آخرت‌باوریِ مینُوی، آشنا بود. امّا فرجام‌شناسیِ تاریخیِ گیتیانه (سکولار)، زاده‌یِ تاریخی‌اندیشیِ روشنفکریِ مدرن است که پرچمِ “روشنگری” را به دست دارد و خود را پیشاهنگِ تاریخ می‌داند (یا می‌دانست). “روشنفکری” نیز خود با این معنا از تاریخ و در این تاریخ نطفه ‌می‌بندد و رشد می‌کند و “رسالتِ تاریخیِ” خود را، در مقامِ روشنگر و نجات‌بخش، بر دوش می‌گیرد. در راهِ این “رسالتِ تاریخی” ست که روشنفکری به میدانِ کوششِ بی‌کران برایِ ویران کردنِ جهانِ کهن و بر پا کردنِ جهانِ نو پا مییگذارد. حاصلِ گسست از فهمِ اسطوره‌ایِ تاریخ، که بر گردشِ دایره‌وارِ زمانِ آفرینشی تکیه دارد (“انّا لله و انّا الیه راجعون”) به فهمِ مدرن از تاریخ بر پایه‌ی زمانِ خطّیّ‌ِ پیش‌رونده، در فضایِ ذهنیّتی که با شرایطِ تکوینیِ ایده‌ها و جهان‌بینیِ مدرن هیچ پیوندی نداشته است، به چیزی می‌انجامد که توکلی در عنوانِ کتاب‌اش نامِ “تجددِ بومی” بر آن می‌گذارد.
توکلی، با روشی همانندِ روشِ میشل فوکو در زیرـوـرو کردنِ کتاب‌ها و آرشیوها، در پیِ سندیابی برایِ ایده‌هایِ خود، پویندگیِ تاریخیِ خود را با جست‌ـ‌وـ‌جویی پُرشکیب در کتاب‌ها و نشریّه‌هایِ گوناگونِ یک دورانِ صد و پنجاه ساله‌یِ تاریخی دنبال کرده تا دگردیسیِ ذهنیّتِ ایرانی را از “سنّت” به “مدرنیّت” (یا، به زبانِ خودمانی، “تجدّد”) نشان دهد. وی روندی را پیگیر می‌کند که در آن “ایرانیّت” به معنایِ یکسره تازه‌ای، در قالبِ “ایران”ای با معنایِ تاریخی و جغرافیایی و سیاسی و فرهنگیِ تازه‌، با معنایی الگوبرداری شده از قالبِ ‌دولت‌ـ‌ملت‌هایِ مدرنِ “فرنگ”، رفته‌-‌رفته شکل می‌گیرد. کتابِ تجددِ بومی از نظرِ باز کردنِ آرشیوِ تاریخی و بازخوانیِ جزء به جزء و دقیقِ آن، تا آن جا که من دیده ام، بیش از هر کتابِ دیگری در این زمینه به مطالعه‌یِ بسیار گسترده‌ای از داده‌هایِ جزئی پرداخته بی آن که در جزئیّات غرق شده باشد. بلکه داده‌هایِ خُرد، در پرتوِ یک بینشِ تاریخیِ تازه، معنایِ کلّیِ خود را در آن می‌یابند. یکی از سودمندی‌هایِ پُرارزشِ کتاب جست‌ـ‌وـ‌جویی ست که توکلی در سفرنامه‌ها و کتاب‌ها و نشریّه‌هایِ فارسی زبان در هندوستان کرده و به این خاطر به آن جا سفر کرده و سندهایِ تاریخیِ دست‌نخورده‌ای یافته است. به نظر می‌رسد که تا پیش از این کتاب تکیه‌یِ تاریخ‌پژوهی در موردِ این دوران بیش‌تر بر نفوذِ ایده‌های مدرن از راه آناتولی و قفقاز به ایران بود. ولی توکلی نشان می‌دهد که با تسلطِ ادبی و اداریِ زبانِ فارسی بر هندِ گورکانی تا نیمه‌هایِ سده‌یِ نوزدهم، و رفت‌ـ‌وـ‌آمدِ بازرگانان و اهلِ فرهنگِ ایرانی به هند، آن سرزمین، که از اواخرِ سده‌یِ هجدهم رسمانه بخشی از امپراتوریِ بریتانیا شده بود، یکی از کانال‌هایِ اساسیِ برخوردِ ایرانیان با “فرنگ” و “فرنگان” بوده است. نخستین سفرنامه‌ها به فرنگ نیز به دست فارسی‌نویسانِ هندنشین نوشته شده است.
نخستین فصلِ کتاب با عنوانِ “بازسازیِ هویّتِ ایرانی در گزارشِ تاریخ” به این نکته‌یِ اساسی می‌پردازد که در سده‌هایِ دوازده و سیزده هـ. ق./ هجده و نوزده م. “رویارویی و دادـ‌وـ‌ستدِ فرهنگی با هند و فرنگ… زمینه‌یِ بازپردازیِ [مفهوم‌هایِ] “ایران” و “ملت” در گزارش تاریخ و گفتمانِ سیاسیِ ایران را فرام آورد.” در این دگردیسی، نگاه و زبانِ تازه‌ای برایِ بازخوانیِ تاریخ پدید می‌آید که بر اثرِ آن “تاریخ‌نگاریِ ایران‌مدار” جایِ تاریخ‌نویسیِ سنّتیِ جهانِ اسلامی را می‌گیرد. در این بازخوانی “گذشته‌هایِ خاموش و فراموشِ” تاریخ پیش از اسلام با شکوه و معنایِ تازه‌ای از زیرِ خاکستر تاریخ سر بر می‌آورند. در این گذشته‌یِ بازساخته، کیومرث، در مقامِ نخستین انسان و پادشاه، جایِ “حضرتِ آدمِ ابوالبشر” را می‌گیرد. “مزدک نظریّه‌پردازِ آزادی و برابری” می‌شود و کاوه‌یِ آهنگر پرچمدارِ جنبشِ ملّیِ، و انوشیروان “پادشاهی عدل‌پرور” و “مشروطه‌مسلک” (ص ٩). به این ترتیب، در زیرِ نفوذِ مفهومِ مدرنِ سیاسیِ ملّت که از اروپا آمده بود، تاریخِ ملی‌ای ساخته و پرداخته می‌شود که آیینه‌یِ وجدانِ سیاسیِ گیتیانه‌یِ “منورالفکریِ” مدرن و فهمِ آن از هویّتِ “ایرانیِ” خود است. یکی از جُستارمایه‌هایِ این کتاب نشان دادنِ نقشِ فرقه‌یِ “نوـزرتشتیِ” آذرکیوان در ساخت‌ـ‌‌‌وـ‌‌پرداختِ یک تاریخِ افسانه‌ایِ پیش از اسلام برایِ ایران و یک کتابِ مقدس به فارسیِ جعلی بود که چاپِ آن در قرنِ نوزدهم سهمِ بسزایی در پروردنِ نگاهِ تازه به ایرانِ باستان و پدید آوردنِ جنبشِ سَره‌نویسیِ فارسی داشت.
در جریانِ شکل‌گیریِ وجدانِ مدرنِ تاریخی، که بسترِ پرورشِ ناسیونالیسمِ مدرنِ ایرانی ست، توکلی نشان می‌دهد که تاریخ‌نویسیِ سنّتی‌ای که از هبوطِ آدم آغاز می‌کرد و کارِ آن شرحِ رویدادهایِ جزئیِ و آمدن و رفتنِ سلسله‌ها و پادشاهان بود، و در پسِ پشتِ رویدادها همواره تقدیرِ ازلی و اراده‌یِ خداوندی را در مقامِ سررشته‌‌دارِ کارها می‌دید، چه گونه به تاریخی ایران‌مدار تبدیل می‌شود. بدین‌سان است که تاریخِ “ملّتِ ایران” پدید می‌آید با زمان و مکانِ تاریخی و جغرافیاییِ تعریف شده‌یِ تازه‌ای بیرون از زمان و مکانِ اساطیری، در زمان و مکانِ گیتیانه. رویدادهایِ سیاسی و جنگی که در تاریخ‌نگاریِ سنّتی روایت می‌شد، در دلِ این تاریخ قرار می‌گیرند و همچون رویدادی از تاریخِ ملّی از نو در متنِ آن جایگاه و معنایِ تازه‌ می‌یابند.
تجدد بومی سیرِ تکوینیِ وجدانِ تاریخیِ ملّیِ مدرن را تا صدرِ مشروطه در بر دارد و از جمله بحث‌هایِ باریک‌اندیشانه‌یِ  آن تبدیلِ سرزمینِ “ایران”– با حدودِ جغرافیاییِِ تعیین شده از راهِ مرزبندیِ‌ کشور با کشورهایِِ همسایه– به “مادرِ وطن” و “مامِ میهن” است و تبدیلِ پادشاه به “پدرِ ملّت”. به این ترتیب، سه مفهومِ پایدارِ کشور، دولت، و ملّت شکل می‌گیرد که می‌بایست در دلِ تاریخِ یگانه‌یِ ملّی، در رابطه‌ا‌ی اندام‌وار، یکدیگر را در بر گیرند. امّا بخشِ دل‌خراشِ داستان آن جاست که وجدانِ “منوّرالفکری”ای که بدین سان به جهانِ تازه‌یِ خودساخته‌اش، با الگویِ “فرنگ” و “اروپ”، چشم بازمی‌کند، خود را در برابرِ جهانِ ویرانه‌یِ پوسیده‌ای می‌یابد اسیرِ ستم و جور و فساد شاه و دستگاه‌اش با مردمی خرافه‌زده و ذلیل و درمانده؛ جهانی که با الگویِ فرنگیِ جهانِ آرمانی فاصله‌ای هولناک دارد. در نتیجه، تقدیرِ تاریخیِ منوّرالفکرانه‌اش او را به اندیشیدن به تاریخ می‌کشاند تا سرچشمه‌یِ همه‌یِ این بدبختی و درماندگی را در آن بجوید. زیرا از این پس علّتِ همه‌یِ رویدادها را در تاریخ باید جست و تاریخ است که به جایِ خدا سرنوشت‌آفرین می‌شود.
طبیبانِ روزنامه‌نویس، در غیابِ جامعه‌شناسان و فیلسوفانِ مدرن، برایِ تشخیصِ “بیماری” به میدان می‌آیند. توکلی با دنبال کردنِ استعاره‌هایِ طبّیِ آنان شیوه‌یِ فهمِ بیماریِ “مادرِ وطن” را در منوّرالفکرانِ صدرِ مشروطیّت خوب دنبال کرده است. از جمله‌یِ این تشخیص‌ها، که در دوران‌هایِ سپسین نقشِ بسیار مهمی در شکل‌دهی به انگاره‌هایِ ناسیونالیسمِ ایرانی بازی می‌کند، تأکید بر حمله‌هایِ خارجی ست، از اسکندر گرفته تا عرب و مغول. از این دیدگاه، این حمله‌هاست که ملّتی بزرگ و شکوهمند را به ملّتی زبون و بیچاره بدل کرده است. در این میانه، البتّه، حمله‌یِ عرب نقشِ محوری دارد. زیرا با تبدیلِ دینِ خودی، “دینِ بهی”، به دینِ بیگانه فرهنگِ اصیل و باشکوهِ ایرانیِ باستان را پایمال می‌کند و فرهنگی زبون و “عرب‌زده” را جانشینِ آن مییکند. این بخش از کتاب نیز، با شاهدهایی که از نویسندگانِ آن دوران می‌آورد، از جمله بخش‌هایِ بسیار خوب و سودمندِ آن است. از راهِ آن می‌توانیم شکل‌گیریِ گره‌هایِ روانیِ روشنفکریِ جهانِ سوّمی‌مان و معنایِ دست و پا زدن‌هایِ ناکامِ آن را در دوران‌هایِ سپسین تا به امروز ردگیری کنیم و پینه‌بستنِ عقده‌هایِ کین‌توزی را در روان‌مان ببینیم.

یکی از بخش‌هایِ نوآورانه‌یِ این پژوهش پرداختن به انگاره‌یِ زن در این روندِ دگردیسیِِ وجدانِ تاریخی ست. وجهِ اساسیِ این قیاس سنجیدنِ وضعِ زنِ ایرانی و زنِ فرنگی در سفرنامه‌ها ست. در این برخوردها به دو دیدگاهِ یکسره ضدّ‌ِ هم برمی‌خوریم. یکی دیدگاهِ تجدّدطلب که ستایشگرِ روبازی و آزادگی و فرهیختگیِ زنِ فرنگی ست.  این دیدگاه، بر اساسِ این مشاهده، تربیتِ زنان و آزاد شدن‌شان را از بردگی‌ای که فرهنگِ سنّتی بر آن‌ها زورآور می‌کند، یکی از لوازمِ ضروریِ تجدّد در ایران می‌شمارد. نگاهِ دیگر نگاهِ  مردمَدارِ شرقی ست که در رفتار و کردارِ آزادانه‌یِ زنِ فرنگی چیزی جز فساد و فاحشگی و تباهیِ اخلاق نمی‌بیند. اهمیّتِ آزادیِ زنان از حبسِ خانگی و از تویِ “جوال”، به قولِ دهخدا، از کشاکش‌هایِ مهمِ دورانِ مشروطه است. توکلی، با دیدِ فوکویی‌ـ‌‌فمینیستی‌اش این بخشِ ماجرا را بزرگ‌نمایی و روشن کرده که باز، تا آن جا که من می‌دانم، تاریخ‌گزارانِ دیگر تاکنون با این دقّت و دید به آن نپرداخته اند.
آنچه جایِ آن در این پژوهش خالی ست، نشان دادنِ آن روابطِ قدرتی ست که چنین دگردیسی‌ای را در نگاهِ “ما” به خود و در تمامیِ ساختارهایِ سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعیِ یک جامعه‌یِ “شرقی” ناگزیر می‌کند. زیرا از آن پس نگاهِ ما به جهانِ تازه‌ای افتاده است؛ به “فرنگ” و مدرنیّت و قدرتِ تازه‌یِ بی‌همتایِ آن بر اثرِ انقلابِ صنعتی. این نگاهِ بازتابشی (reflexive) از آن سو که به “ما” برمی‌گردد، “ما” را در زیرِ بازتابِ ارزیابی کننده‌یِ خود قرار می‌دهد. این نگاهِ بازتابشی همان است که با نورِ بازتافته‌یِ خود “منوّرالفکری” می‌آورد و تاریخی‌اندیشی و وظیفه‌مندی‌هایِ تاریخیِ آن را. و “تجدّد” را در دستورِ کارِ خود می‌گذارد. در زیرِ فشارِ نیروهایِ ازـ‌نوـ‌شکل‌ـ‌ دهنده‌یِ مدرنیّت است که فروپاشیِ  همه‌یِ ساختارها و نهادهایِ جهان‌هایِِ “شرقی” آغاز می‌شود و زبان‌هاشان دگردیسیِ تازه‌ای را آغاز می‌کنند. زیرا می‌باید اندک-‌اندک بارِ مفهوم‌ها و معناهایِ تازه‌ای را بکشند که پیش از آن غایب بوده اند. این معناها و مفهوم‌ها سپس سیلاب‌وار از آن سو سرریز می‌کنند. در زیرِ فشارِ آن‌هاست که کهکشانِ تازه‌ای از مفهوم‌ها و معناها از راهِ زبان افقِ جهانِ تازه‌ای را می‌گشاید. با پدیدار شدنِ این افقِ تازه رویگردانی از افقِ دیرینه‌یِ جهانِ “سنّتی” آغاز می‌شود و همه چیز از نو در این افقِ تازه معنا و تفسیرِ تازه می‌یابد.
فایده‌یِ بزرگِ این کتاب برایِ من جست‌ـوـجو در تبارشناسیِ روشنفکریِ ما ست، که برایِ خودآگاهیِ ما روشنفکرانِ ایرانی از هویّتِ خودساخته‌یِ خود بسیار سودمند است. من از این کتاب بهره‌مند شده ام و به سهمِ خود سپاس‌گزارِ نویسنده‌یِ آن ام. این کتاب، به‌درستی، درامدی ست به مطالعه‌یِ تاریخِ روشنفکریِ ما در دوران‌هایِ سپسین، که شاملِ سه دورانِ گسستِ تاریخی ست که در آن نگره‌ها و مفهوم‌هایِ دیگری بر فضایِ ذهنیّتِ روشنفکرانه چیره می‌شود. یکم، دورانِ رضاشاهی تا شهریورِ هزار و سیصد و بیست؛ دو دیگر، از شهریورِ بیست تا کودتایِ بیست و هشتِ مرداد؛ و سه‌دیگر، از کودتا تا انقلابِ اسلامی. هر یک از این دوره‌ها ویژگی‌هایی دارد که جا دارد با همین سبک و روشِ خوانشِ توکلی دنبال شود. کتاب‌هایی از این دست که در آن نویسنده کمابیش به پیش‌انگاره‌هایِ خود خودآگاه باشد و روشِ سنجیده‌ای را برگزیده باشد، در میانِ “ما” کمیاب است. قلمِ فارسیِ نویسنده هم روشن و روان و بی‌گره است و از ذوق‌آزمایی در واژه‌سازی و واژه‌گزینی خالی نیست


تاريخ : پنجشنبه ششم اسفند 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
ترفند جدید برای کم کردن هزینه اس ام اس های انگلیسی در موبایل.

حتما اخبار گران شدن نرخ اس ام اس های فینگلیش ( مثلا : salam ) رو شنیدید ؟ طبق نرخ های جدید مخابرات , اس ام اس انگلیسی ( فینگلیش ) 24 تومن و اس ام اس فارسی 8 تومن می باشد .
ظاهرا این کار برای حمایت از رسم الخط فارسی هست اما همه می دونیم که اس ام اس فارسی تقریبا 2 تا محسوب می شه برای یک متن کوتاه چون محدودیت 70 کاراکتر رو داره ! اما اس ام اس فینگلیش محدودیت 160 رو داره !!
حال این سوال پیش می آید که مخابرات از کجا می فهمه اس ام اس فارسی هست و از کجا می فهمه اس ام اس انگلیسی یا همون فینگلیش !!؟؟
ما در اینجا روش تشخیص اس ام اس فارسی از اس ام اس انگلیسی را در مخابرات و روش استفاده از ترفندی که مخابرات اس ام اس انگلیسی شما رو فارسی تشخیص بده بیان می کنیم !
سیستم تشخیص اس ام اس های فارسی از انگلیسی مخابرات بسیار ضعیف عمل میکند . این سیستم به اول هر اس ام اس توجه می کند و اگر حرف اول اس ام اس فارسی باشد آن اس ام اس رو فارسی تشخیص می ده !!
حالا شما برای فریب مخابرات کافیه یک کاراکتر فارسی در ابتدای اس ام اس خودتون بنویسید !! در ادامه متن فینگلیش اس ام اس را تایپ کنید به این شکل کل اس ام اس شما از طرف مخابرات به عنوان اس ام اس فارسی محسوب می شود و با هزینه نصف ارسال می گردد !
نکته : فقط در این زمینه شما دارای محدودیت 70 کاراکتر می شوید ...
توجه : اگر شما نمی توانید فارسی تایپ کنید می توانید کاراکتر فارسی را از اس ام اس های رسیده Copy و Paste کنید.

_________________


تاريخ : پنجشنبه ششم اسفند 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

فرهنگ لغت جدید msdict oxforde:

یک دیشکنری بسیار قدرتمندبا امکان افزودن فرهنگ های لغت مختلف از لحاظ موضوع و زبان است که در  در دانشگاه آکسفورد  تهیه شده این مجموعه عظیم دارای بیش از  ۵۰،۰۰۰  لغت برای موبایل  است که به همراه تلفظ آنها در دانشگاه آکسفورد ضبط و تنظیم شده است .که به کاربر این اجازه را می دهد که واژه ها را به صورت شنیداری نیز بیاموزد که این یکی از مهمترین اصول یادگیری زبان انگلیسی به شمار می رود.  این تلفظ ها بسیار دقیق و به دو صورت لاتین و انگلیسی واقعی ضبط شده است.

 

دیکشنری آکسفور به همراه تلفظ و msdict viewer برای گوشی های نوکیا

50،۰۰۰ صدای  تلفظ کلمه به صورت صوتی استفاده شده و با هر  لغت نامه نصب شده در MSDict دیکشنری موبایل و با هر زبان نصب شده که یک فرهنگ لغت انگلیسی یا دو زبانه انگلیسی باشد سازگار است .  و از  کیفیت بالایی برخوردار بوده و  تلفظ انگلیسی بریتانیایی را نیز پشتیبانی می کند.  این منبع تلفظ های لغات صوتی برای موبایل homographs از شکل دقیقی برای فهم لغات کلیدی و اساسی زبان انگلیسی به همراه تفهیم گرامری آن نیز برخوردار می باشد.

امکانات برنامه دیکشنری آکسفورد جدید برای موبایل

Msdict Viewer یک برنامه برای موبایل است که ویژگی های خاصی در فشرده سازی فرهنگ لغت موبایل با حجم  بالا  و برای ترکیب داده ها برای  حافظه موبایل  با یک الگوریتم جستجوی سریع و خاص دارد و  دارای رابط کاربری با سرعت شگفت انگیز است.  که کاربر را از امکان استفاده از چندین لغت نامه نصب شده را برخوردار می کند

امکانات دیگر برنامه لغت نامه msdict viewer به همراه دیکشنری ۵۰،۰۰۰ لغتی آکسفورد

– سهولت در تلفظ و آوانویسی
– رابط کاربری شیک و با چندین طرح و رنگ متفاوت
– لینک های مرتبط میان مقالات مختلف
– متن فونت (تغیر اندازه فونت به صورت خودکار)
– امکان اضافه کردن یادداشت های سفارشی به هر مقاله در فرهنگ لغت وجود دارد ، بنابراین شما میتوانید  یادداشتهای خود را در هر کجا که نیاز باشد ذخیره کرده و بعدا مورد استفاده قرار دهید .
– دارای صفحه کلید داخلی
– جستجوی پیشرفته و فیلتر تصویری ( نمایش تصاویر مرتبط با کلمه و لغت جستجو شده )
– جستجوی هوشمند – شروع جستجو ،  با وارد کردن حرف اول کلمه یا لغت
–  قابلیت استفاده از کارکترهای جایگزینی برای سهولت در یافتن کلمات زیاد (استفاده از “*” به جای شماره دلخواه از نمادهای درون کلمه)
– لیست کلمات جستجو شده در هر بار استفاده از برنامه

دانلود مستقیم - با حجم ۵۶ مگابایت
لینک کمکی ۱ – رپید شیر
لینک کمکی ۲ – آپلود باکس



تاريخ : چهارشنبه پنجم اسفند 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 سلام دوستان دوباره چند تا ملودی براتون اوردم البته دوتاشون خیلی باحاله خیلی هم وقت گرفت تا

تنظیمش کردم با ریتم و جازه .ترانه از تو بايد ميگذشتم و اهنگ در حال پخش

 هم ميدي فايل هم فايل گيتار پرو

 

نام midi گوش دهيد

gp5 دانلود كنيد

از تو بايد ميگذشتم ملودي اول با ريتم

تو كه بارون نديدي- سياوش ملودي اول

سرگرمي تو -چاوشي ملودي اول

ميميرم برات ملودي اول

يك م اهنگ كه از تلويزيون زياد پخش شد

اسمش نميدونم ولي خیلی باحاله

 حتما براي شما اشناست كامله

با ریتم و جاز اگه اسمشو ميدونيد بگيد

 

 

 

 

ملودی اول اهنگ نسل باران از حبیب با ریتم و اکورد///  رفتی از رفتن تو

گوش دهید midi file

فایل gp5

سلام ا ین هم دو تا اهنگ دیگه

ملودی اول دوتا چسم سیا داری از فریدون فروغی به درخواست یکی از دوستان

 امیدوارم شبیهش باشه البته این اهنگ را من برای اولین بار و با کیفیت پایین گیر اوردم ولی اهنگ خوبیه خیلی وقت گرفت تا درستش کردم

ممکنه یه کمی ایراد داشته باشه  و اهنگ قد وبالا البته کامل با ریتم وجاز و تیمپو 

 اهنگ قدو بالا میدی فایل گوش دهید  گیتار پرو فایل

اهنگ دو تا چشم از  خدا بیامرز فریدون فروغی

 میدی فایل گوش دهید

 سلام این هم یک ملودی اهنگ از ابی قصه عشق با ریتم و ملودی اول

البته درست کردن  این اهنگها با گیتار پرو  وقت زیادئ میگیره

 

گوش دهید ابی midi file

فایل   gp5ابی

این هم یک اهنگ دیگه از داریوش ترانه یادمه بچه بودیم کامل باریتم وجاز

اکورد ترانه را هم میتونین از روی فایل گیتار پرو بزنین

و ملودی اول اهنگ کارتن ویکی

 داریوش یادمه بچه بودیم  گیتار پرو فایل

 میدی فایل گوش دهید

ملودی اول اهنگ کارتن ویکی

 

 داریوش وطن  گیتار پرو فایل

 ملودی اول اهنگ ای غریبه از گروه ارین

 این هم ملودی اول خوشکل عاشق برای گیتار پرو

گوش دهید خوشکل عاشق midi file

فایل   gp5ابی



تاريخ : چهارشنبه پنجم اسفند 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

عبدالمالک ریگی

در اين چند سال اخير يک اسم خيلي سر زبان ها افتاد و بقول معروف مشهور شد و او کسي نبود جز عبدالمالک ريگي کسي که براحتي آدم ميکشد و به همان راحتي کشتن آدم ها را تکذيب ميکند و اما او که بود و الان چه ميکند ؟


عبدالمالک ريگي در خانواده اي بدنيا آمد که بر خلاف خودش ! بسيار با شرف و مومن بودند . پدرش بعنوان سرايدار يک شرکت ساختماني در زاهدان کارميکرد و با همان حقوق اندک خرج خانواده پرجمعيتش را ميداد. او ( پدرش ) داراي دو زن و ? فرزند بود که ? پسر و ? دختر را سرپرستي ميکرد . عبدالمالک فرزند چهارم خانواده بود و پدرش علاقه زيادي به پيشرفت و تحصيل او داشت چون دو برادر ديگرش از تحصيل بازمانده بودند و اکنون پدر اميدوار بود که او حداقل براي خودش کسي بشود . بهرحال دوران ابتدايي و راهنمايي را در يکي از مدارس زاهدان واقع در خيابان خيام گذراند و در همانجا بود که با يکي دو نفر از دوستان که اتفاقا از طايفه خودش بودند آشنا شد و مقدمات لازم براي فرار از درس و مدرسه فراهم گرديد . البته يکي دو مورد سرقت کوچک از مثلا" بقالي محل و شکستن شيشه ماشين يکي از مسئولين مدرسه و غيره باعث شد که او با کسب کمترين معدل از مدرسه اخراج بشود و روياهاي پدر را نقش بر آب کند . در ايامي که ترک تحصيل کرد با همان دوستان مدرسه اي که اکنون آنها هم ترک تحصيل کرده اند به خريد و فروش سي دي و پاسور و اجناسي از اين قبيل روي آوردند و از طريق مرز ميرجاوه اقدام به خريد اين اجناس و فروش در چهارراه رسولي زاهدان نمودند . پس از اينکه عبدالمالک به سن نوجواني رسيد و اندک درآمد پدر و حتي درآمد حاصل از فروش سي دي کفاف خرجي او را نداد ، اقدام به خريد و فروش مشروبات الکلي به مقدار عمده نمود و اتفاقا" درآمد خوبي  نصيبش شد و به همين خاطر در اينکار فعاليتش را بيشتر کرد تا اينکه توسط نيروي انتظامي شناسايي شد و تحت تعقيب قرار گرفت اما بصورت پنهان کارش را ادامه ميداد. در يکي از روزهاي زمستان ???? يکي از شرکاي عبدالمالک بنام ناصر ريگي نقشه سرقت از انبارهاي پارچه موجود در چهارراه رسولي زاهدان را مطرح و با دوستانش در ميان گذاشت که مورد موافقت آنها نيز واقع شد و در اولين سرقت ! توسط مامورين آگاهي زاهدان دستگير و براي بازجويي در اختيار اين اداره قرار گرفت که آن زمان مسئوليت بازجويي از آنها به عهده شهيد سرهنگ حميد کاوه گذاشته شد و توسط اين شهيد ، گوشمالي خوبي به عبدالمالک و دوستانش داده شد ( و همينجا بود که کينه شهيد کاوه به دل اين گروه نقش بست و بعدها در حالي که سرهنگ کاوه بازنشسته شده بود او را گروگان گرفتند و به شهادت رساندنش) گروه ? نفري عبدالمالک در حالي که ديگر سابقه دار شده بودند راهي کشور پاکستان شدند ( شهر کويته واقع در ايالت بلوچستان ) و در آنجا در يک مدرسه ديني مشغول فراگيري علوم مذهبي ! شدند که از بد ماجرا اين مدرسه محل ترويج وهابيت و پايگاه اصلي طالبان و القاعده بود و عبدالمالک در يک گروه به اصطلاح جماعت تبليغي عازم روستاها و شهرهاي مرزي شد و به تبليغ مشغول شدند.در همان ايام يکي از اشرار معروف منطقه ايرانشهر بنام مولا بخش درخشان به او ماموريت ويژه اي داد و او مامور شد که در ميان دانشجويان بلوچ که در دانشگاههاي پاکستان تحصيل ميکردند نفوذ کند و از آنها که تحصيل کرده و با سواد هستند براي مبارزه ايدئولوژيک با حکومت ايران استفاده کند که خوشبختانه در مدت ? ماه فعاليتش در ميان اين دانشجويان نتوانست حتي يک نفر از آنان را اغفال کند . پس از اينکه تيرشان به سنگ خورد تصميم گرفتند که اقدام به آدم ربايي و اخاذي  از انها نمايند و چند نفر از سرمايه داران زاهدان را پس از اينکه گروگان گرفتند و به پاکستان منتقل کرده تحويل ملا کمال صلاح زهي از اشرار معروف دادند و در قبال اين کار مبلغي بعنوان پاداش گرفتند. با گذشت چند ماه از شروع اين اقدامات ، تصميم گرفته شد تا گروگان ها در اختيار خودشان باشد تا بلکه پول بيشتري را کسب کنند و بازهم اينکار را ادامه دادند. ديگر اين گروه چهار نفره حسابي پولدار شدند و از لحاظ تجهيزات و اسلحه و خودرو خودشان را تقويت کردند و چند نفري را هم بر تعدادشان افزودند و مقرر بر اين شد که در زمان خطر و مواجهه با مامورين اقدام به مقاومت مسلحانه نمايند و در ميان گروههاي شرور ساکن پاکستان انگشت نما شدند و بيشتر اين گروهها خواهان همکاري و فعاليت با آنها بودند.در يکي از روزها که قرار بود آقاي ر - ا  يکي از تجار زاهداني را گروگان بگيرند بطور اتفاقي متوجه شدند که سرهنگ حميد کاوه که اکنون ديگر بازنشسته شده با وي در امور بازرگاني همکاري ميکند و کينه هاي قبلي که از او در دل عبدالمالک مانده بود آنان را مجبور کرد که بجاي شخص اصلي ، او را گروگان بگيرند و اينکار را هم انجام دادند و شهيد سرهنگ حميد کاوه بمدت چند ماه توسط اين گروه در کوههاي مرزي نگهداري شد و پس از اينکه با شکنجه هاي فراوان از او فيلم سراسر دروغي را تهيه و توزيع کردند مظلومانه او را بشهادت رساندند .پس از آن زماني که يک نفر از افراد جندالله و عبدالمالک براي تهيه غذا و آذوقه به يکي از بخشهاي سراوان مراجعه ميکند ، توسط گروهبان شهيد نامجو رئيس پاسگاه مرزي گدار ناهوک سراوان دستگير و تحويل مقامات قضايي ميشود و عبدالمالک براي انتقام، شبانه به پاسگاه حمله ميکند و هشت نفر سرباز به همراه شهيد نامجو را گروگان ميگيرد و پس از اخاذي از مسئولان ، سربازان را آزاد و نامجو را بشهادت ميرساند. با ادامه اين جنايات و چشيدن مزه آدمکشي توسط گروهک جندالله ، از آنجايي که در زمان تحصيل در مدرسه ديني پاکستان توسط اساتيدي با نگرش طالبانيسمي آموزش ديده بود و نفرت از تشيع در او شعله ور شده بود تصميم به کشتار شيعيان ميگيرد و براي همين، اقدام به مسدود نمودن جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکي ميکند و تعداد زيادي از مردم بيگناه و محبان اهلبيت را در جلوي چشم همسر و فرزندان بشهادت ميرساند که با توزيع فيلم آن کشتار در سطح شهر ماهيت کثيف خود را بيش از پيش نمايان ساخت و قرار اين گروه اين بود که پس از فاجعه تاسوکي در ديگر شهرهاي استان نيز اقدام به کشتار شيعيان بکند که با يک اتفاق ساده برنامه کاري آنها تغيير اساسي کرد. و اما چرا اينگونه شد :

در روزي که جندالله اقدام به کشتار شيعيان در تاسوکي نمود ، بصورت کاملا" اتفاقي تعداد زيادي از مسئولين منجمله استاندار و فرماندار در همان مسير بودند که خودروي حامل استاندار براي رسيدن به جلسه اي در زاهدان با سرعت و درست چند دقيقه قبل از بستن جاده از آنجا عبور ميکند ولي متاسفانه فرماندار در ميان مردم بود اما شناسايي نشد و بعد از اينکه اين فاجعه انجام شد و روز بعد روزنامه ها و خبرگزاريهاي ما اقدام به انتشار اين خبر با عنوان حمله به کاروان مسئولان در تاسوکي نمودند، تازه عبدالمالک متوجه شد که عجب کلاهي به سرش رفته و طعمه هاي به اين خوبي از چنگش گريخته اند. اما در يک چرخش ??? درجه اي اعلام کرد که ما از قبل مطلع بوديم که مسئولان قصد گذر از اين مسير را دارند و باقي اکاذيب . و درست در همان ايام سايت روز آنلاين توسط خانم مريم کاشاني يک مصاحبه تلفني با عبدالمالک انجام داد و در سايت درج نمود و همينجا بود که عبدالمالک احساس کرد که به آرزويش رسيده و آرزويش معروف و مشهور شدن و مصاحبه با خبرنگاران مختلف بود که او احساس ميکرد به ارزويش دست يافته. و با همين يک مصاحبه کوچک و با اشتباه بزرگ رسانه ها  و روزنامه هاي کشور در بزرگ کردن هويت جندالله و عبدالمالک ،ديگر او مصمم بود که با کارش ادامه بدهد اما روز بروز بر تعداد مصاحبه ها اضافه ميشد و او لذت بيشتري ميبرد . اما هدفش معلوم بود: کشتار شيعيان با اولويت سيستانيها و مثلا طرفداري از بلوچها !!!! تا اينکه تعدادي از گروههاي اپوزوسيون خارج نشين که دنبال عروسکي براي گرداندن ميگشتند به عبدالمالک روي آوردند و او را کاملا از لحاظ فکري شستشو دادند و راههايي را که احتمال موفقيت در آن بود را به او نشان دادند و بهترين حربه براي گول زدن مردم ايران و جهان اين بود که مبارزه او را براي آزادي و برقراري دموکراسي در ايران ! جلوه بدهند و اولين اقدام تغيير نام جندالله بود چرا که پسوند اسم الله براي غير مسلمانان چندان خوشايند نبود و آنان را به ياد گروههايي مثل القاعده و طالبان مي انداخت که با نام الله سر ميبرند. و به همين خاطر اسم گروه را به  جنبش مقاومت ملي ايران تغيير دادند. و به خيال خام خود مبارزه را از بلوچستان به کل ايران گسترش دادند تا شايد محبوبيتي در ميان مخالفين ايراني پيدا کنند.......



_________________
(( خدا دوست دارد آن لب که ببوسد   نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد



خدا دوست دارد من و تو بخندیم   نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم ))



تاريخ : پنجشنبه هشتم بهمن 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

نمونه هايي از عادتهاي متفاوت جنسي در چند کشور جهان

1) در شهر ژوهانسبورگ آفريقاي جنوبي زنان مي توانند به ازاي هر بار معاشقه از شوهر خود تقاضاي پول کنند.
۲) در جزيره
Tazmanya واقع در جنوب شرقي استراليا و نيز در منطقه
Gippsland اين کشور، عروس و داماد حين جشن عروسي روي حصيري که در ميانه مجلس پهن شده، در برابر ميهمانان اولين رابطه جنسي خود را برقرار مي کنند.
۳) در کشور اندونزي واقع در جنوب شرقي آسيا، اگر ثابت شود که فردي عمل استمنا انجام داده، سر آن فرد را به عنوان مجازات مي توانند از تنش جدا کنند.
۴) بنا به سنتي در تايوان، واقع در شرق آسيا، يکي از خويشاوندان يا دوستان داماد بايد بکارت عروس را از بين ببرد. بدين ترتيب داماد مي تواند از انجام اين وظيفه ناراحت کننده و نامطلوب رهايي پيدا کند.


۵) بر اساس سنتي در هندوستان، زني که در حال پايان دوره قاعدگي است، مي تواند وظيفه پاسخ دادن به نيازهاي جنسي نوجوانان مجرد ساکن خانه را نيز به عهده بگيرد.
۶) در جزيره
Guam واقع در اقيانوس کبير، مردها مي توانند شغلي متفاوت و بي نظير در سراسر جهان را داشته باشند. مرداني که اين شغل را انتخاب مي کنند، شهر به شهر مي گردند و در ازاي دريافت پول از دختران باکره، اقدام به برقراري رابطه جنسي با آنها مي کنند. بر اساس سنتي در جزيره
Guam ازدواج دختران باکره به هيچ وجه مجاز شمرده نمي شود.
۷) در شهر
Cali کشور کلمبيا در آمريکاي جنوبي، اولين رابطه جنسي عروس جوان و شوهرش توسط مادر عروس به طور کامل زير نظر گرفته مي شود.
?) بنا به قانون موسوم به
Cottonwood که در ايالت آريزوناي آمريکا جاري است، زوج ها نمي توانند در اتومبيلي که لاستيک آن پنجر شده به معاشقه بپردازند.

 

 


 نظر یادتون نره نظر یادتون نره نظر یادتون نره نظر یادتون نره نظر یادتون نره

 



تاريخ : یکشنبه چهارم بهمن 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
مختلف از همه جا
 

http://96.0.54.242/tab/pics2/200911161406331841.jpgبا نگاهی گذرا به اندیشه افراطی وهابیت، در ابتدا به نظر می‌رسد که این اندیشه نه تنها تلاش کرده احکام و اصول اسلامی در زمینه های مختلف و به ویژه در برخورد با زنان را رعایت کند، بلکه یک گام نیز از این مسأله فراتر رفته است.

اما واقعیت این امر چیست؟! آیا واقعا دولتمردان آل سعود که رهبران سیاسی وهابیت به شمار می‌روند، زنان خود را مجبور به پایبندی به احکام و اصول اسلامی و یا حتی وهابی می کنند؟! آیا زنان و دختران خاندان حاکم آل سعود نیز مانند دیگر زنان عربستان سعودی که اکثرشان صورت خود را با پوشیه (نقاب) می‌پوشانند، رفتار می‌کنند؟!

با نگاهی گذرا به برخی دختران و زنان خاندان آل سعود به راحتی می‌توان فهمید که بیشتر آنان نه تنها به اصول و به اصطلاح ارزش‌های اندیشه وهابیت پایبند نیستند، بلکه حتی به اصول دین مبین اسلام نیز التزام ندارند. برای اثبات این ادعا چند داستان به همراه تعداد عکس از زنان و دختران خاندان آل سعود ارائه می‌شود.

عکس زیر به شاهزاده "بنیه" 41 ساله، دختر "ملک سعود بن عبدالعزیز آل سعود" پادشاه پیشین عربستان اختصاص دارد. وی که یک دانشجو بوده، دو سال پیش در ایالت فلوریدای آمریکا به اتهام ضرب و شتم شدید خدمتکار فیلیپینی خود و سوءاستفاده از وی بازداشت شده و مورد محاکمه قرار گرفت. دادگاه او را به پرداخت هزار دلار غرامت محکوم کرد. دادگاه فلوریدا قصد داشت علاوه بر غرامت هزار دلاری، وی را به 15 سال حبس محکوم کند. اما با تلاش‌های پشت پرده سفارت سعودی در آمریکا و اعلام اینکه وی دارای گذرنامه ای سیاسی است و قابل محاکمه نیست، او از رفتن به زندان گریخت.

http://96.0.54.242/tab/pics2/200911161406334173.jpg

عکس زیر شاهزاده آل سعود "هند شمس الدین فاسی" همسر شاهزاده "ترک بن عبدالعزیز" برادر پادشاه سعودی است. این یکی از تصاویر خانم "هند" را نشان می‌دهد که در حال رقصیدن مهمانی جشن تولد خود در بیروت است. گفته می‌شود دوست پسری لبنانی به نام "سامر المقلد" دارد و شاهزاده "ترک بن عبدالعزیز" نیز از دوستی همسرش با این جوان لبنانی خبر دارد. او که مدتی در لبنان زندگی می‌کرد، در سال 2001 میلادی از سوی یک دادگاه به دزدی جواهرات به ارزش 5.5 میلیون پوند متهم شد اما پیش از محاکمه از این کشور گریخت. او در زمان س تش در بیروت، در طبقه سی ام هتل بین المللی هیلتون س ت داشت.

http://96.0.54.242/tab/pics2/200911161406333657.jpg

دیگر شاهزاده خاندان آل سعود که عکس وی زیر قرار دارد و در اینجا معرفی می‌شود، "مشاعل بن فیصل بن عبدالعزیز آل سعود" است. او در حال حاضر یکی از زنانی است که در آمریکا مدل لباس است. این عکس وی روی جلد یکی از مجله‌های آمریکایی قرار گرفته است. وی طی مصاحبه ای با آن مجله گفت: در عربستان سعودی زنان باید عبا بر سر کنند و خود را از نوک سر تا کف پا به طور کامل بپوشانند اما در اینجا یعنی لوس آنجلس وضعیت کاملا متفاوت است و با "ریاض" فرق می‌کند.

http://96.0.54.242/tab/pics2/200911161406334496.jpg


چهارمین دختر آل سعود شاهزاده "ریم" دختر "ولید بن طلال بن عبدالعزیز آل سعود" ثروتمندترین مرد جهان عرب است. عکس زیر به مراسم فارغ التحصیل شدن وی که در روز چهارشنبه 10/2/1428 هـ برگزار شد، اختصاص دارد.

http://96.0.54.242/tab/pics2/200911161406332489.jpg

پنجمین دختر از اعضای خاندان آل سعود شاهزاده "سماهر" دختر شاهزاده "ترک بن عبدالعزیز" است. عکس پایین به مراسم فارغ التحصیلی وی در بیروت اختصاص دارد که در کنار پدرش ایستاده است.

http://96.0.54.242/tab/pics2/200911161406332876.jpg

ششمین دختر این خاندان که در اینجا معرفی می‌شود، شاهزاده "نوف" دختر شاهزاده "بندر بن سلطان بن عبدالعزیز آل سعود" سفیر سابق عربستان سعودی در آمریکا است. شاهزاده "نوف" که حدود 25 سال از عمر خود را در آمریکا گذراند، رفتار و اخلاقش به هیچ وجه شبیه به اعراب نیست و وی به هنر نقاشی علاقه زیادی دارد و گفته می‌شود رتبه و جایزه ای نیز در یکی از جشنواره‌های آمریکا کسب کرده است. این جدیدترین عکس وی است.

http://96.0.54.242/tab/pics2/200911161416192989.jpg

هفتمین شاهزاده سعودی "هناء جادر" 39 ساله، همسر شاهزاده "محمد بن ترکی آل سعود" است که در این تصویر سر و صورت خود را پوشانده است. او نیز به اتهام ضرب و شتم خدمتکار خود بازداشت و محاکمه شد.

http://96.0.54.242/tab/pics2/200911161416191483.jpg

هشتمین و آخرین تصویری که در اینجا وجود دارد، به شاهزاده "شوق آل سعود" اختصاص دارد که در کنار دوست خود، "پاریس هیلتون" بازیگر سرشناس فرانسوی در سواحل فرانسه ایستاده است. انتشار این عکس توسط روزنامه‌ها و مجله‌های فرانسوی، برای خاندان آل سعود درسر ساز شد و برای مدت زیادی آنان را در برابر افکار عمومی کشورشان زیر فشار شدید قرار داد.

http://96.0.54.242/tab/pics2/200911161416194599.jpg

 



تاريخ : یکشنبه چهارم بهمن 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

نیچه و تاریخ آینده

آیا نیچه پیامی دارد آیا او پیام آور است؟

دستیابی به جواب این سوال مستلزم اندکی تامل در معنای «فلسفه »است درتاریخ تفکر غرب کسانی که فیلسوف نامیده شده اند، توانسته اند از تفکر سنتی در گذرند و به راهی نو در تفکر راه یابند. فیلسوف بودن آنها متناسب است با راه نویی که در تفکر گشوده اند.

اگر ارسطو به عنوان شاگرد وفادار افلاطون ، کلیت استاد خود را می پذیرفت، آنچه پس از افلاطون باقی می ماند فلسفه ، افلاطون بود و فلسفه ارسطو وارد صحنه تاریخ نمی شد. اگر دکارت فلسفه مدرسی را می پذیرفت، چیزی به نام فلسفه دکارت پدید نمی آمد واگر کانت،هگل،هوسرل و .....تابع فلسفه سنتی و متداول زمان خود بودند «تاریخ فلسفه» وجود نداشت به این ترتیب ذات تفکر گذر کردن از سنت و فراتر رفتن از حد و مرز آن است اگر چنین باشد،پیام فیلسوف سخن نویی است که او سنت رایج زمان خود افزوده و به این معنا فیلسوف پیام آور است از این منظر نیچه، در اندیشه آن بود که راهی در فرهنگ بشری بگشاید و دفتری تازه به تاریخ ابن فرهنگ بیفزاید وجه مشترک تاریخ فرهنگ (و از این رو ست که تاریخ شرق و غرب یکسان است )،تاریخ تعالی الوهیت است و نیچه در اندیشه تاسیس الوهیتی جدید است نوآوری های فیلسوفانی چون افلاطون، ارسطو، دکارت، کانت،همه در درون تاریخ بوده است و نیچه برآن است که از سنت تاریخی گذر کند و فرهنگی تماما متمایز از آنچه در طول حدود سه هزار سال بر زندگانی انسان حاکم بوده است طراحی کند.از این رو او نه تنها پیام آور است بلکه پیامش خبر از بیرون می دهد نزاع فرهنگی نه مانند ارسطو از این دست است که متعلق به ذات ماده است یا خارج از آن،نه مانند دکارت از این دست است که درتفکر باید مقلد یا محقق و نه مانند کانت از این گونه است که عقل کاشف قانون است یا واضع قانون ،بلکه او می خواهد الگو و قالب تفکری را که در اندیشه های همه در آن می گنجد یکجا رها کند و الگوی دیگری برای فرهنگ بیاورد انسانیتی از نوع دیگر با اندیشه و عقلانیتی از نوع دیگر و زندگی و فرهنگی از نوع دیگر .

این سنت شکنی که مقوم ذات فلسفه است موجب می شود که فیلسوف در آینده زندگی کند.اگر بخواهد ازین غربت خارج شود،عملا به این معناست که باید از تفکر اصلی خود دست بردارید و سنت بپیوندد و به این معنا خروج از مقام فلسفه است حال نیچه چون به کلی قصد خروج  از تاریخ را دارد غربت او بیشتر احساس می شود و خود این غربت را درک کرده است .«فلسفه تا آنجا که می توان آن را درک کرده و زیسته ام ،زیستن اختیاری در یخ و کوه های بلند است؛ جست جوی هر چیز نا آشنا و سوال برانگیزی که وجود دارد همه چیزهای که تاکنون از جانب اخلاق تکفیر شده است ».

 این تحمل غربت وبیگانگی با تفکر سنتی برای بهبود بخشیدن به زندگی انسان نیچه در این مورد می گوید«آخرین چیزی که من نویدش را می دهم بهبود بخشیدن به نوع انسان است » در تاریخ گذشته،انسان هیچ وقت بدون الوهیت زندگی نکرده است و نیچه که الوهیت تاریخی رادر حال فرو ریختن می بیند و خود به استقبال آن می رود و در آثارش مکرر مرگ آن را اعلام می کند،در اندیشه تاسیس الوهیتی جدید است و به این معناست به جای امروز و حال همواره، به فردا و آینده می اندیشد نزد او آنها که به اینده متعلق اند نشانی از حقیقت دارند.آن کس که دیگر عظمت را در خلأ نمی یابد آن را اصلا نمی یابد او باید عظمت را انکار کند و الا باید آن را بیافریند و نیچه برآن می شود تا آن را بیافریند.

نیچه می گوید تو آن را خود ویرانگری خدا می نامی؛ اما خدا تنها جامعه بیرونی خود را فرو فکنده...اورابه زودی دگر بار خواهید دید در آن سوی خیر وشر.»(یاسرس ص205)

این غربت زندگی و بیگانگی با سنت و تحمل تنهایی ،موجب دلتنگی نیچه از زندگی و انسان های پیرامون شده است و دلتنگی نیچه از انسان ها بد انسان که واقعا هستند بی حد حصر و ترجیع بند دائم اوست «در این زمانه چه چیزی دل رمیدگی ما را بر می انگیزد؟و.....اینکه حشراتی در نقش افراد انسانی به وفور غالب اند و تکثیر می شوند » (یاسپرس ص 211)

در نظر نیچه این دلزدگی و دلتنگی و احساس غربت موجب می شود فیلسوف از شهرت اجتماعی و انس با طبقه حاکم و لذات زندگی دست بردارد خود نیچه در این مورد می گوید «فیلسوف کسی است که از سه چیز پر آوا و درخشندگی کناره می گیرد نام آوری،شاهان،زنان»(اخلاق ص 144)

نیچه مانند بیشتر فیلسوفان دراندیشه کاستی های زندگی فرهنگی انسان نیست بلکه او قصد انقلاب دارد و می خواهد اساس و اصل زندگی انسان را دگرگون کند؛به طوری که فلسفه اخلاق او،فی المثل مانند فلسفه ارسطو از یک جو آرام برخوردار نیست ،بلکه با حالتی پیامبرانه وو حتی گاه در لباس مذهبی ظاهر می گردد و بی دلیل نیست که نیچه در معروف ترین کتابش از زبان مصلح دینی ایرانی،زرتشت سخن می گوید « حتی نیچه در فلسفه اخلاقی خود مانند یک انتقامجو و مخرب و نیز مانند یک پیامبر و منادی ظاهر می شود»(کاپلستون ص 62)

این بیگانگی و غربت با سنت موجب می شودکه فیلسوف به نحوی غیر از جریان اندیشه متدوال بیندیشد و بگوید که جریان ورای سنت که خلاف عرف متداول است عقلانیت فیلسوف را از نوع دیگری رقم می زند و این عقلانیت دیگرگون با عقلانیت از نوع و سنخ دیگر در نظر عوام تابع تداول ،دیوانگی می نماید و از آنجا که فیلسوفان چونان دیگران نمی اندیشند،عقلانیت دیگرگون او دیگران را دیوانگی معرفی می نماید نیز «بنا بر تجربه ابن عربی ،- دیوانگی عرفانی با دیوانگی روانی تفاوت دارد و اشخاص که نائل به این مقام می شوند بسیار نادرند»(شطحیات ص 63) اما به رغم این ارزیابی ها نیچه به صحت و صواب راهی که می پیماند  اطمینان دارد و راه تاریخ را آینده وادامه راه خود می داند و می گوید«وقتی من بمیرم آموزش من ادامه خواهد داشت » به موجب فراتر رفتن نیچه ازچارچوب تاریخ فرهنگ متداول ،اگر بتوان برای اندیشه او «عمق» در نظر گرفت نیچه عمیق ترین فیلسوف و اندیشه او عمیق ترین اندیشه هاست.

فروید در وصف او گفته است «نیچه از هر کسی که تاکنون زیسته یا احتمال دارد پا به عرصه زندگی بگذارد عمیق تر خویشتن را شناخته است»به رغم اینکه نیچه راهش در آینده ادامه خواهد داشت ،خود غربت زدگی اش را دریافته بود و می دانست فهم آرای او برای اذهان معتاد به اندیشه متداول دشوار است به این جهت «تنهایی» را بر انس با عوام ترجیع می دهم و در سال 1866 چنین نوشت سه چیز مایه تسلای خاطر من است شوپنهاور ،موسیقی شومان، قدم زدن در تنهایی.

سخن آخر اینکه فلسفه نیچه را نمی توان در طبقه بندی های متداول گنجاند،بلکه می توان گفت او نماینده و مبشر انتقال فرهنگ بشری از مرحله به مرحله دیگر است و این «مرحله دیگر »باید تاریخ آینده باشد.

 

 



تاريخ : جمعه بیست و پنجم دی 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
فلسفه ماركسيسم فلسفه ماركسيسم، فلسفه معروفي در جهان امروز مي‌باشد كه تقريباً پرنفوذترين و بحث انگيزترين فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم مي‌دهد و كاملترين توضيح را درباره دنيا و تاريخ و زندگي به طور كلي فراهم مي‌كند و به هر چيز و هر كس مقصودي اختصاص مي‌دهد. ماركسيسم در اساس نظريه‌اي در جامعه شناسي است، نظريه‌اي است درباره تكامل اجتماعي نوع بشر. تعيين كننده يا موجب حقيقت و كذب و حق و ناحق و زيبايي و زشتي، منافع طبقاتي است. ماركسيسمها، سعي در كم اهميت كردن فلسفه در حد يك علوم اجتماعي مي‌كنند. - ماركسيسم، از جهتي بسيار واضح، داراي كتابهاي مقدس و پيامبران و فرقه‌هاي مختلف و شقاقها و تكفيرها و تعقيبها و محاكم تفتيش عقايد و شهدا و – از همه مهمتر از حيث اخلاقي – ميليونها مرتد بوده است كه به قتل رسيده‌اند. ماركسيسم حتي از لحاظ رواج و گسترش هم به اديان شباهت داشته است. فقط صد سال پيش، ماركس روشنفكر پناهنده نسبتاً گمنامي ‌بود كه از راه صدقاتي كه از دوستان مي‌گرفت در لندن زندگي مي‌كرد. ولي كمتر از هفتاد سال پس از مرگش، يك سوم مردم دنيا زير سلطه رژيمهايي زندگي مي‌كردند كه نامشان از اسم او گرفته شده بود و به خودشان مي‌گفتند "ماركسيست". چنين پديده‌اي براستي شگفت انگيز است و تنها مورد مشابهي كه به خاطر مي‌رسد، گسترش مسيحيت و اسلام است. نحوه برداشت ماركس از ديالكتيك هگل ماترياليستي است. همانگونه كه در جلد اول كاپيتال مي‌نويسد، وي "سيستم هگل، كه بر سر خود ايستاده بود را، بر سر پا استوار مي‌كند." اين موضع ماترياليستي را ماركس از فوئر‌باخ تاسي مي‌كند، و فوئرباخ نيز نگرش خود را پس از جدائي از جمع هگلي‌هاي جوان، با اتخاذ موضع احساس‌گرائي sensationalism برگزيده بود ماترياليسم ديالكتيك، يعني فلسفه ماركسيسم، تمام اصول پايه‌اي سيستم هگلي را حفظ مي‌كند، و تنها ايده مطلق Absolute Idea هگل را با ماده جايگزين مي‌كند. ماترياليسم در واقع، وحدت مونيستي را براي روشنفكراني ممكن كرد، كه ديگر نمي‌توانستند به يك وحدت معنوي معتقد باشند. جهان تضادها دوباره به سبك هراكليد به وحدت رسيد، اما نه چون هراكليد با ماده معيني نظير آتش، بلكه با ماده‌اي مطلق و انتزاعي، نظير فضاي اشغال شده بوسيله ماده، يا آنچه پري plenum پارامينيدوس در يونان باستان مي‌خواندند، و اينگونه ماده فلسفي، وحدت و مونيسم با ديناميك جديد، يعني مابرياليسم ديالكتيك را، در روياروئي با كشفيات جديد اجزا ماده طرح كرد. در اصطلاح كنوني، فلسفه ماركس ابزارگرايانه instrumentalist است، يعني وي فلسفه خود را ابزاري براي تغيير جهان مي‌پندارد. اين انديشه ابزار روشنفكري‌اي بود در دست طبقه كارگر (پرولتاريا) و روشنفكراني كه آوانگارديسم اين طبقه را براي تغيير اجتماعي پذيرفته بودند. به عبارت ديگر، مذهب گونه ادعا مي‌شد، كه اين فلسفه را تنها معتقدان واقعي ماركسيست مي‌توانستند به درستي بفهمند، چرا كه جدا از جايگاه طبقاتي فرد، درك واقعي اين مكتب نمي‌توانست كامل باشد. بطور خلاصه ابزاري بود براي آنهائي كه به آن ايمان داشتند. اين ديدگاه در برخورد به همه عرصه‌هاي زندگي در ماركسيسم تكرار مي‌شود. اساس ماركسيسم پنج اصل پايين است: 1- پرولتارا انقلابي‌ترين طبقه اجتماعي است. 2- رهبري اين طبقه مي‌بايست از طريق پيشتاز وي يعني حزب كمونيست اعمال شود. 3- اين حزب مي‌بايست قدرت سياسي را به دست گيرد و ديكتاتوري پرولتاريا را برقرار كند (دولت سوسياليستي). 4- اين دولت بايستي همه چيز را ملي كند، در نتيجه مالكيت خصوصي را با مالكيت عمومي ‌از طريق مالكيت دولتي نفي كند. 5- سوسياليسم دوران گذاري است كه طي آن دولت محو مي‌شود و عصر كمونيسم متولد مي‌شود. جالب است كه 300 سال قبل از ماركس، توماس مور همه جزئيات سوسياليسم را ذكر كرده، اما نقشهاي براي رسيدن به آن ارائه نكرده است، در صورتيكه ماركس مشخصاً مالكيت دولتي را به عنوان راه رسيدن به سوسياليسم در مانيفست مشخص مي‌كند و اين نقطه اشتراك همه سيستمهاي سوسياليستي عصر مدرن است. پنج اصل بالا مشخصاً در كتاب‌هاي جنگ داخلي در فرانسه و نقد برنامه گوتا باكيد شده‌اند، زمانيكه از قدرت "سحرآميز" و مطلقه دولت "خيرانديش" بر عليه اولين رويزيونيستها، يعني لاسالين‌ها Lassa leans، دفاع شده است. همچنين در "نقد برنامه گوتا" مخالفت ماركس با همه اصول ليبرالي عدالت، دموكراسي، و آزادي به روشني آشكار است، هرچند مي‌گويد كه بيان اين اصول از طرف بورژوازي عوام فريبي است، اما آلترناتيو پرولتاريا در مقابل آنچه نفي مي‌شود ارائه نمي‌شود و گوئي فقط خصلت طبقاتي دولت است كه مساله است، و اين نيز بشكل مونيستي با ارائه ديكتاتوري پرولتاريا حل مي‌شود. اين است كه بعدها كشورهاي سوسياليستي با اينكه از نظر حقوق كار پيشرفت داشتند، منشا اصول نوين عدالت قضائي در فراسوي آنچه جان لاك ارائه كرده بود نشده، بلكه از آن هم تنزل كردند. سوسيال دموكراسي اروپا نقد برنامه گوتا را سالها مخفي كرد و از ديكتاتوري پرولتاريا فاصله گرفت، اما آنان نيز اساساً در بينش خود دولت گرائي ماركسيسم را حفظ كردند، و هر چند جامعه پيشرفته اروپا از تبديل دولت گرائي آنها به ديكتاتوري نظير شوروي جلوگيري مي‌كرد، ولي بوروكراسي و فساد دولت گرائي را همانقدر داشته و دارند كه شوروي و چين. ماركسيسم يكي از پرنفوذترين سيستم هاي مونيستي (يكتاگرايانه) در عصر مدرن بوده است. هرچند برخي صاحب نظران ماركسيست در متدولوژي خود در عرصه‌هاي معيني از انديشه پلوراليست بودند، اما فلسفه ماركسيستي اساساً سنتي مونيستي بوده است.

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم دی 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد


سازمانها و مجامع بين المللی :
آدب : بانک توسعه آسيا
آسپاک : شورای آسيايی و اقيانوس کبير
آرسی دی : سازمان عمران منطقه ای
آکپ : کشورهای آفريقا – کارائيب و اقيانوس کبير
آرادی : انجمن وحدت آمريکای لاتين
آلاک : جامعه تجارت آزادی آمريکای لاتين
آسه آن : انجمن ملل جنوبی شرقی آسيائی
آلزوا : کارگزاری امداد ملل متحد برای پناهندگان فلسينی در خاور نزديک
آنزوس : پيمان آتروس يا پاسيفيک
آنکر : دفتر کميسر عالی ملل متحد برای پناهندگان
آيدا : انجمن بين المللی توسعه
ايسم : کميته بين الدول مهاجرين اروپائی
اِ جی سی : شورای بادام زمينی آفريقا
اِسا : آژانس فضائی اروپا
اِسين : سيستم پولی اروپا
اِفتا : انجمن بازرگانی آزاد اروپا
اکوسوگ : شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل
اواس دی : سازمان همکاری اقتصادی و توسعه
اونکتاد : کنفرانس تجارت و توسعه ی ملل متحد
ايبرد : بانک جهانی
ايپو : اتحاديه بين المجالس
ايفاد : اتحاديه بين المللی توسعه کشاورزی
اتيو : اتحاديه بين المللی مخابرات راه دور
اينک : بنگاه مالی بين المللی
ايکائو : سازمان بين المللی هواپيمائی کشوری
ايمف : صندوق بين المللی پول
ايمکو : سازمان مشورتی دريائی بين الدول
اينترپول : سازمان پليس جنائی بين المللی
ايلو : سازمان بين المللی کار
اينستات : سازمان بين المللی ارتباطات ماهواره ای
بانک جهانی : بانک بين المللی ترميم و توسعه

داک : کميته ی کمک و توسعه
سد : کميته خلع سلاح
سنتو : سازمان پيمان مرکزی
سی اِف آ : جامعه مالی آفريقا
سيتو : سازمان پيمان آسيای جنوب شرقی
سی سی دی : شورای همکاری گمرکی
شورای خليج : شورای خليل فارس
فائو : سازمان خواروبار و کشاورزی
کومکون : شورای همياری اقتصادی
گات : موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت
وفپ : برنامه جهانی خواربار
ومو : سازمان جهانی هواشناسی
وهو : سازمان جهانی هواشناسی
ويپو : سازمان جهانی مالکيت معنوی
ينا : آژانس بين المللی انرژی
آرا آ : آژآنس بين المللی انرژی اتمی
يوپو : اتحاديه جهانی پست
ياتا : کنفرانس يالتا
يوراتم : جامعه انرژی اتمی اروپا
يونسکو : سازمان آموزش علمی و فرهنگی ملل متحد
يونيدو : سازمان توسعه صنعتی ملل متحد
يونيسف : صندوق کودکان ملل متحد

القاب بعضی از کشورها

نام کشور لقب
ايتاليا کشور چکمه ای
ايسلند سرزمين يخ های جاويدان
اتريش سرزمين دانوب
آرژانتين سرزمين نقره
اسپانيا سرزمين ماتادور
بحرين مرواريد خليج
برزيل کشور قهوه
پرو سرزمين اينکاها
تبت بام جهان
چاد کشور درياچه ای
ساحل عاج کشور فيلها
روسيه پرده ی آهنين
شيلی کشور دراز
فلسطين ارض المقدس
فنلاند کشور هزار درياچه
فيليپين کشور جزيره ها
کوبا کاسه شکر
کنيا کشور مائومائو
مالديو کشور خوشه ای
مصر سرزمين فراعنه
چين کشور آسمانی
ژاپن آفتاب تابان
سوئد کشور باسوادها
تايلند هزار معبد
نپال آمال کوهنوردان
ونيز ملکه آدرياتيک
هلند کشور گل لاله
هند هفتادو دو ملت

مخترعان
نام اختراع نام مخترع مليت مخترع
بمب اتم انشتين آلمان
ساعت جيبی ژرژ گراهام انگلستان
راديو مارکونی ايتاليا
چرخ خياطی تيمويند فرانسه
زير دريائی هالند آمريکا
الکل رازی ايران
دوچرخه مکميلين اسکاتلند
تراکتور هافت آمريکا
دستگاه چاپ گوتمبرگ آلمان
هلی کوپتر برنان انگلستان
نايلون کاروتر آمريکا
برق اديسون آمريکا
تلفن گراهام بل آمريکا
تلفن بی سيم کارل ليس آمريکا
بلندگو رايس کلوک آمريکا
هواپيما اوريل رايت انگلستان
تلويزيون برد اسکاتلند
هفت تير خودکار تورونتون هال آمريکا
تلسکوپ گاليله ايتاليا
تلسکوپ نجومی کپلر آلمان
تلگراف موريس آمريکا
تلگراف بی سيم مارکونی ايتاليا
کاغذ دال آلمان
تانک سوپنون انگلستان
موتور سيکلت دايلمر آمريکا
ميکروفون برليز آمريکا
مسلسل هاج گيس آمريکا
لوکوموتيو ترونيک انگلستان
ميزان الحراره گاليله ايتاليا
ماشين تحرير هورفر اتريش
ماشين حساب پاسکال فرانسه
ماشين بخار متراژ کارد فرانسه
لاستيک بادی جان دانلپ ايرلند
کنتور برق فولت آمريکا
قلم خود نويس واترمن آمريکا
دستگاه عکس برداری داگر فرانسه
اتوبوس برقی (تراموا) وانديل آمريکا
گوشی (سماعه) لافينه فرانسه
ماشين چاپ هور آمريکا




تاريخ : دوشنبه بیست و یکم دی 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

 

 

*ماساژ برای **رابطه جنسی بین زوجین*

 

 

** *

یکی از مهمترین و موثرترین راههای برقراری ارتباط بدنی و روحی با همسرانجام دادن ماساژ از روی شهوت است.

 

این ماساژ به هردوی شما کمک میکند تا از استرس و خستگی کار روزانه خلاص شوید و از یکدیگر لذت ببرید.

شما باتوجه به علایق خود میتوانید محیط اطراف را با استفاده از نورچراغ خواب وموزیک آرام آماده کنید.فراموش نکنید که پیام گیرتلفن خودرا هم روشن کنید تا بعدا"صدای زنگ تلفن مزاحم کار شما نشود!

بعداز آماده شدن شرایط بدون معطلی ماساژ همسرتان را شروع نمایید.ابتدا صورت او را نوازش کنید تا اضطراب و خستگی او برطرف شود.ماساژ گردن و شانه و پشت به رفع دردهای عضلانی کمک میکند.شما میتوانید ازاو با ماساژدست وپا پذیرایی کنید.ماساژ سراسربدن از فرق سرتا انگشت پا بسیار تحریک کننده است.

شما میتوانید بعضی جاهای بدنش را به نرمی و با ملایمت وبعضی جاهای دیگررامحکم و با فشارماساژ دهید.

 از مهمترین و موثرترین راههای برقراری ارتباط بدنی و روحی با همسرانجام دادن ماساژ از روی شهوت است.

 

این ماساژ به هردوی شما کمک میکند تا از استرس و خستگی کار روزانه خلاص شوید و از یکدیگر لذت ببرید.

شما باتوجه به علایق خود میتوانید محیط اطراف را با استفاده از نورچراغ خواب وموزیک آرام آماده کنید.فراموش نکنید که پیام گیرتلفن خودرا هم روشن کنید تا بعدا"صدای زنگ تلفن مزاحم کار شما نشود!

بعداز آماده شدن شرایط بدون معطلی ماساژ همسرتان را شروع نمایید.ابتدا صورت او را نوازش کنید تا اضطراب و خستگی او برطرف شود.ماساژ گردن و شانه و پشت به رفع دردهای عضلانی کمک میکند.شما میتوانید ازاو با ماساژدست وپا پذیرایی کنید.ماساژ سراسربدن از فرق سرتا انگشت پا بسیار تحریک کننده است.

شما میتوانید بعضی جاهای بدنش را به نرمی و با ملایمت وبعضی جاهای دیگررامحکم و با فشارماساژ دهید.

بسیاری از زوجها که بعد از کار روزانه خسته بوده و میلی به انجام رابطه جنسی ندارند بوسیله ماساژ بخوبی تحریک و آماده انجام این رابطه میشوند.ازطرف دیگرماساژ ارتباط و اطمینان میان شما را بیشتر میسازد.ماساژدهنده باید به عکس العمل کلامی و بدنی طرف مقابل خوب توجه کرده و باتوجه به میزان رضایت و نیاز او به ماساژ سایرقسمتهای بدنش ادامه دهد.

همیشه بدن همسر خود را باعشق و حساسیت لمس کنیدو بیاد داشته باشید که یک ماساژموفق فقط با لمس عاشقانه انجام میشود.

 

چنین تصور کنید که عشق و علاقه از قلب شما به دستهایتان منتقل و از آنجا بهبدن او هدایت میشود.

*اصول ماساژ شهوانی: *

1- بهتر است ماساژ روی یک پارچه نرم و لطیف و روی زمین انجام شود.تخت خوابهای فنری برای اینکار مناسب نیستند.

2- برای انجام ماساژ باید محیط شما راحت و امن بوده و نگران آمد و رفت سایرین ومزاحمت دیگران نباشید.

3- دستهای خود را تمیز شسته و آنها را گرم کنید.

4- مواظب باشید که روغن ماساژی که استفاده میکنیدخیلی گرم یا خیلی سرد نباشد.

5- ساعت مچی انگشتر و زیورآلات خود را خارج کنیدتا به پوست او آسیبی نرسد.

6- همیشه اول روغن ماساژ را روی دستهای خودریخته بعد به بدن او بمالید.گاهی اگر روغن یا لوسیون ماساژ را مستقیما" روی بدن بریزید آزاردهنده خواهد بود.

7- از شروع ماساژ تا پایان آن هیچوقت هردو دست خود را باهم از بدن او برندارید.

8- همیشه با نرمی و صرف وقت ماساژ دهید و هیچگاه عجله نکنید.

*روشهای انجام ماساژ: *

1- با استفاده از کف هردو دست بدن طرف مقابل را دایره وار ماساژ دهید. این دایره را از مرکز به خارج بکشید و روی قسمتهای استخوانی بدن زیاد فشار ندهید.میتوانید ماساژ را با نوک انگشتان یا کف دست انجام دهید.همیشه بدن او را به آهستگی ماساژ دهید.

2- همسر شما به شکم دراز میکشد وشما روی رانهای او مینشینید.کف دست خود را روی باسن او گذاشته انگشتها را بطرف بالا(سرش) نگه دارید.حالا با فشار بدن خود دستتان را روی پشت او بطرف سرش بالا ببرید .هنگامیکه به گردن رسیدید دستها را بطرف شانه ها ببرید.شانه و بازو را بمالید و از آنجا به سمت باسن بروید و دوباره از اول شروع کنید.

3- در یک طرف او بنشینید و دستها را دوطرف ستون مهره ها بگذارید و کمر او را به طرف لگن و ران بمالید.اغلب مردان و زنان از این نکته شکایت دارند که از لحاظ ج ن س ی به رضایت کامل نمیرسند بدون آنکه از خودشان بپرسندآنها ازرابطه جنسی چه میخواهند وچرا به ارتباط جنسی نیاز دارند.در اولین قدم شما باید بدن خود را بخوبی بشناسید.

 

*بدن خود را لمس کرده و آنرا نوازش کنید تا بفهمید که چه میخواهید*.

 

در حین رابطه. جنسی شما میتوانید با صدا وتغییر قیافه خود همسر خود  را راهنمایی کنید یا اینکه دست او را بگیرید و روی قسمتهایی از بدنتان بگذارید که از تحریک آنها احساس لذت بیشتری میبرید و به این همسرتان  را راهنمایی کنید.

 

مواقعی هست که گفتار کاربردی ندارند و شما باید با رفتارتان با طرف مقابل ارتباط برقرار نمایید.

انسان نیازفراوانی به لمس دارد و همین موضوع اهمیت ماساژ را برای زوجها یا دختر و پسرها بیشتر میسازد.

 

گاهی همین لمس بدن و ماساژ علاوه بر لذت زیاد حتی ممکن است به ارگاسم نیز منجر شود.فضای محیط پیرامون نقش مهمی در میزان رضایت شما از رابطه جنسی دارد. شما معمولا" اتاق خواب خود را مطابق فانتزی های. جنسی تزیین میکنید.

 

یکی از مهمترین نکات محیط اطراف مسئله نور و روشنایی است.میتوانید از آباژور یا چراغ خواب با نور کم استفاده کنید.لامپهای پرنور و همچنین تلوزیون و هر وسیله پرسروصدای دیگری را خاموش کنید.بهتر است یک موزیک ملایم نیز پخش کنید.

 

نوع پوشش و حتی رنگ لباس شما میتواند برای طرف مقابل حاوی پیام و نکته خاصیباشد.*پوشیدن یک سوتین قرمز که از زیربلوز هم معلوم باشد* میتواند نقش مهمی

در تحریک شوهر شما داشته باشد برای راحتی بهتر است لباس نرم و کوتاه و به رنگ روشن بپوشید.

 

لباس زیر مرد باید نرم و به شکلی باشد که اندامهای جنسی او در آن خوب جلب توجه کند.*هنگامرابطه جنسی خود را تسلیم احساستان کنید* و قبلاز انجام نزدیکی از لمس بدن یکدیگر و ماساژ لذت ببرید.

 

*چند نکته مهم در مورد ماساژ شهوانی:*

1- با انگشت اشاره ومیانی خود مانند یک مداد به سراسر بدن اوبکشید.

2- قسمتهای تحریک کننده بدن مثل آرنج و داخل رانها را غلغلک بدهید.

3- انگشت خود را مانند روش اول روی بدن بکشید ولی این بار انگشتتان را مرتب

از روی بدن برداشته و دوباره روی آن بگذاریدونقطه نقطه جلو بروید.

4- ...........

 

 

به علت رعایت حقوق کاربران زیر 13 سال از درج ادامه این مقاله معذوریم

کاربران عضو سایت می توانند از طریق فرم سفارش مقاله  ادامه مقاله را

دریافت نمایند

 



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم دی 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

درآمدی بر هرمنوتیک

واژه‌شناسی‌ هرمنوتیك‌
استعمال‌ واژه‌ هرمنوتیك‌ از یونان‌ باستان‌ به‌ طور متفرق‌ تداول‌ و رواج‌ داشته‌ است. ارسطو از این‌ لفظ‌ برای‌ عنوان‌ رساله‌ خویش‌ درباب‌ منطق‌ قضایا از كتاب‌ ارغنون‌ خود استفاده‌ كرد و آن‌ را باری‌ ارمنیاس‌(Peri Hermeneias) به‌ معنای‌ �درباب‌ تفسیر� نامید. وی‌ در این‌ اثر به‌ بررسی‌ ساختار دستوری‌ (grammatical) گفتار آدمی‌ پرداخت. در گفتار آدمی‌ كه‌ در قالب‌ قضایا بیان‌ می‌شود، موضوع‌ و محمول‌ متحد شده‌ و بر هم‌ حمل‌ می‌شوند تا خصوصیات‌ اشیأ را آشكار سازند. به‌ رغم‌ این‌ تداول‌ استعمال، اصطلاح‌ هرمنوتیك‌ به‌ مثابه‌ شاخه‌ای‌ از دانش‌(discpline) تا عصر رنسانس‌ و اصلاح‌ مذهبی‌ یعنی‌ قرن‌ شانزدهم‌ میلادی‌ هنوز تحقق‌ خارجی‌ نیافته‌ بود.(۱)
تا قرن‌ هفدهم‌ میلادی‌ مباحثی‌ منظم‌ و مرتبط‌ كه‌ شاخه‌ خاصی‌ از دانش‌ را تشكیل‌ دهد و نام‌ هرمنوتیك‌ بر آن‌ نهاده‌ شده‌ باشد، سراغ‌ نداریم. معمولاً‌ دان‌ هاور(Donn Hauer) را نخستین‌ كسی‌ می‌دانند كه‌ از این‌ واژه‌ به‌ عنوان‌ معرف‌ شاخه‌ای‌ از دانش‌ استفاده‌ كرد. وی‌ در سال‌ ۱۶۵۴ میلادی‌ از این‌ كلمه‌ برای‌ عنوان‌ كتابش‌ مدد گرفت.(۲)
دان‌ هاور بر آن‌ بود كه‌ دالان‌ و دهلیز همه‌ علوم، روش‌ تفسیر است‌ و هر شاخه‌ای‌ از معرفت‌ باید مشتمل‌ بر علم‌ تفسیر باشد. سر‌ این‌ نكته‌ آن‌ است‌ كه‌ در آن‌ روزگار چنین‌ گمان‌ می‌رفت‌ كه‌ همه‌ شاخه‌های‌ دانش‌ مانند حقوق، الهیات، پزشكی‌ و...، باید به‌ كمك‌ تفسیر و به‌ ویژه‌ تفسیر متن، تغذیه‌ و رشد یابند. پس‌ باید علمی‌ كه‌ عهده‌دار تنقیح‌ و شناساندن‌ چنین‌ روشی‌ است‌ وجود داشته‌ باشد.(۳)
بنابراین‌ مفهوم‌ هرمنوتیك‌ به‌ عنوان‌ شاخه‌ای‌ از دانش، خاص‌ پدیده‌ای‌ نوظهور و مربوط‌ به‌ دوران‌ مدرنیته‌ است. گرچه‌ كلمهٔ‌ یونانی‌(hermeneutike) از زمان‌ افلاطون‌ به‌ كار می‌رفته‌ است، معادل‌ لاتینی‌ آن‌ یعنی‌(hermeneutica) تنها از قرن‌ هفدهم‌ میلادی‌ به‌ بعد به‌ عنوان‌ اصطلاحی‌ خاص‌ كه‌ بیانگر شاخه‌ای‌ خاص‌ از معرفت‌ بشری‌ است، تداول‌ و استعمال‌ یافت. به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ كه‌ بررسی‌ تاریخچه‌ هرمنوتیك‌ را از قرن‌ هفدهم‌ آغاز می‌كنند و دوران‌ پیش‌ از آن‌ را پیش‌ تاریخ‌pre history) ) هرمنوتیك‌ می‌نامند.
هدف‌ اصلی‌ در این‌ فصل‌ بررسی‌ معنای‌ اصطلاحی‌ هرمنوتیك‌ است، اما مناسب‌ است‌ كه‌ اشاره‌ای‌ مختصر به‌ ریشه‌ لغوی‌ آن‌ داشته‌ باشیم.
معمولاً‌ در ریشه‌یابی‌ لغوی‌ و بیان‌ وجه‌ اشتقاق‌(Etymology) هرمنوتیك‌ ربط‌ روشنی‌ میان‌ این‌ واژه‌ و هرمس‌(Hermes) خدای‌ پیام‌رسان‌ یونانیان‌ برقرار می‌كنند. كلمه‌ هرمنوتیك‌ مأخوذ از فعل‌ یونانی‌(hermeneuin) به‌ معنای‌ �تفسیر كردن� و معنای‌ اسمی‌ آن‌(hermeneia) به‌ معنای‌ تفسیر است. اشكال‌ مختلف‌ این‌ كلمه، متضمن‌ به‌ فهم‌ در آوردنِ‌ چیزی‌ یا موقعیتی‌ است‌ كه‌ مبهم‌ است. یونانیان‌ كشف‌ زبان‌ و خط‌ را به‌ هرمس‌ نسبت‌ می‌دهند. یعنی‌ دو وسیله‌ای‌ كه‌ فهم‌ انسان‌ برای‌ درك‌ معنا و انتقال‌ آن‌ به‌ دیگران‌ به‌ كار می‌برد. كار هرمس، فرایند به‌ فهم‌ در آوردن‌ بوده‌ است‌ و در این‌ فرایند عنصر زبان‌ نقش‌ حساسی‌ را بر عهده‌ دارد.(۴)
هرمس‌ واسطه‌ای‌ بود كه‌ به‌ عنوان‌ مفسر و شارح، پیام‌ خدایان‌ را قلب‌ ماهیت‌ كرده‌ و محتوای‌ آن‌ را كه‌ فراتر از فهم‌ آدمیان‌ بود، برای‌ آنها به‌ گونه‌ای‌ قابل‌ فهم‌ در می‌آورد. برخی‌ از محققین، ساختار سه‌ ضلعی‌ عمل‌ تفسیر را شاهد صدقی‌ بر این‌ ریشه‌یابی‌ و ارتباط‌ كلمه‌ هرمنوتیك‌ با هرمس‌ خدای‌ پیام‌رسان‌ یونانیان‌ می‌دانند. هر تفسیر و شرحی‌ مشتمل‌ بر سه‌ ضلع‌ است:
۱) نشانه، پیغام‌ یا متن‌ كه‌ نیازمند فهم‌ و تفسیر است.
۲) واسطه‌ حصول‌ فهم‌ یا مفسر (هرمس).
۳) رساندن‌ پیام‌ نشانه‌ یا متن‌ به‌ مخاطبان.
این‌ ساختار بسیط‌ آشكارا مشتمل‌ بر اصلی‌ترین‌ مباحث‌ هرمنوتیك‌ است. مباحثی‌ نظیر ماهیت‌ متن، مقصود از فهم‌ متن، چگونگی‌ تأثیرپذیری‌ فهم‌ از پیش‌فرضها و باورها.(۵)
گرچه‌ كاركرد واسطه‌ای‌ و میانجی‌گرایانهٔ‌ هرمنوتیك، برخی‌ را بر آن‌ داشت‌ كه‌ در تحلیل‌ ریشه‌ لغوی‌ هرمنوتیك‌ میان‌ آن‌ و خدای‌ واسطه‌ - هرمس‌ - ارتباط‌ برقرار نمایند (ظاهراً‌ این‌ برداشت‌ و تحلیل‌ نسبت‌ به‌ سایر تحلیلها از مقبولیت‌ بیشتری‌ برخوردار است) اما باید دانست‌ كه‌ برخی‌ دیگر از محققین‌ به‌ این‌ تحلیل‌ به‌ دیده‌ تردید می‌نگرند. به‌ هر تقدیر راه‌ ارائه‌ تحلیلهای‌ نوین‌ در این‌ باب‌ همچنان‌ باز است‌ و پرونده‌ این‌ مبحث‌ بسته‌ نمی‌باشد.(۶)
زمانی‌ كه‌ می‌خواهیم‌ از هرمنوتیك‌ به‌ عنوان‌ شاخه‌ای‌ از معرفت‌ و مجموعه‌ تلاشهای‌ نظری‌ و فكری‌ تحقق‌ یافته‌ تحت‌ این‌ نام‌ یاد كنیم، یعنی‌ به‌ حوزه‌ عام‌ هرمنوتیك‌ نظر داشته‌ باشیم‌ حرف�s� را در انتهای‌ آن‌ قرار می‌دهیم‌ و �hermeneutics� تلفظ‌ می‌كنیم. گرچه‌ برخی‌ نظیر جیمز رابینسون‌ ذكر �s� را لازم‌ ندانسته‌اند.(۷)
صرف‌نظر از استعمال‌ این‌ واژه‌ به‌ عنوان‌ شاخه‌ای‌ از دانش‌ و معرفت‌ كه‌ با حرف‌ �s� همراه‌ است، هرمنوتیك‌ بدون‌ �s� در معنای‌ اسمی‌ و وصفی‌ نیز به‌ كار می‌رود.
در كاربرد اسمی‌ این‌ واژه‌گاه‌ حرف‌ �s� در انتهای‌ آن‌ ذكر می‌شود و گاه‌ ذكر نمی‌شود. در این‌ كاربرد، هرمنوتیك‌ نامی‌ برای‌ شاخه‌ها، گرایشها و مكتبهای‌ مختلف‌ موجود در حوزه‌ تفكر هرمنوتیكی‌ به‌ شمار می‌رود. برای‌ نمونه‌ می‌توان‌ به‌ تركیبهایی‌ نظیر هرمنوتیك‌ كتاب‌ مقدس، هرمنوتیك‌ ادبی، هرمنوتیك‌ روش‌شناختی، هرمنوتیك‌ هیدگر و...، اشاره‌ كرد.
كاربرد وصفی‌ این‌ واژه‌ به‌ دو صورت‌ �hermeneutic� و �hermeneutical� است. به‌ عنوان‌ مثال‌ گفته‌ می‌شود می‌توان‌ به‌ تركیبهایی‌ مانند نظریه‌ هرمنوتیكیhermeneutic theory))، الهیات‌ هرمنوتیكی‌hermeneutic theology) )، واقعه‌ هرمنوتیكی(۸hermeneutical event) ()، موقعیت‌ هرمنوتیكی(۹(hermeneutic situation) ( و...، اشاره‌ كرد.
با این‌ همه، دقت‌ و موشكافی‌ در ریشه‌یابی‌ لغوی‌ واژه‌ هرمنوتیك‌ كمكی‌ به‌ شناخت‌ ماهیت‌ هرمنوتیك‌ معاصر و دامنه‌ مباحث‌ آن‌ نمی‌كند. گسترش‌ قلمرو مباحث‌ هرمنوتیك‌ و تحولات‌ و چرخشهای‌ درونی‌ آن‌ در ارتباط‌ منطقی‌ با معنای‌ لغوی‌ و ریشه‌های‌ آن‌ نبوده‌ است‌ تا در سایهٔ‌ واژه‌شناسی‌ هرمنوتیك‌ بتوان‌ راهی‌ به‌ سوی‌ درك‌ عمیق‌تر آنچه‌ كه‌ امروزه‌ به‌ نام‌ هرمنوتیك‌ مورد بحث‌ قرار می‌گیرد، جستجو كرد. از این‌ رو فایده‌ چندانی‌ بر ریشه‌شناسی‌ لغوی‌ آن‌ و بررسی‌ تاریخی‌ استعمال‌ این‌ واژه‌ در آثار متفكرین‌ یونان‌ باستان‌ نظیر افلاطون‌ و ارسطو مترتب‌ نمی‌شود. به‌ همین‌ دلیل‌ از ذكر مباحث‌ تفصیلی‌ در این‌ زمینه‌ خودداری‌ می‌شود.

تعریف‌ هرمنوتیك‌
در طول‌ تاریخ‌ نه‌ چندان‌ طولانی‌ هرمنوتیك، تعریفهای‌ متنوعی‌ از آن‌ ارائه‌ شده‌ است‌ كه‌ هریك‌ به‌ نوبهٔ‌ خود، معرف‌ و نشانگر دیدگاهی‌ خاص‌ درباب‌ اهداف‌ و وظایف‌ این‌ شاخه‌ معرفتی‌ است. پیش‌ از داوری‌ نهایی‌ درباب‌ امكان‌ ارائه‌ تعریفی‌ جامع‌ و همه‌ جانبه‌ از هرمنوتیك‌ كه‌ تلاشهای‌ فكری‌ گذشته‌ و حال‌ هرمنوتیكی‌ را پوشش‌ دهد، مناسب‌ است‌ كه‌ به‌ پاره‌ای‌ از تعریف‌های‌ عرضه‌ شده‌ اشاره‌ داشته‌ باشیم. فهم‌ صحیح‌ هریك‌ از این‌ تعریفها نیازمند توضیحی‌ مختصر در مورد زمینه‌های‌ شكل‌گیری‌ هریك‌ از آنهاست. این‌ زمینه‌ها، گویای‌ تلقی‌ صاحبان‌ این‌ تعریف‌ از اهداف‌ و كاركردهای‌ هرمنوتیك‌ است.
۱) جان‌ مارتین‌ كلادنیوس‌ (۱۷۱۰-۱۷۵۹) علوم‌ انسانی‌ را مبتنی‌ بر هنر تفسیرAuslegekunst) ) می‌دانست‌ و هرمنوتیك‌ را نام‌ دیگر این‌ هنر قلمداد می‌كرد.
در فهم‌ عبارات‌ گفتاری‌ و نوشتاری‌ ابهاماتی‌ رخ‌ می‌دهد كه‌ فهم‌ كامل‌ آنها را دچار مشكل‌ می‌كند. هرمنوتیك، هنر دست‌یابی‌ به‌ فهم‌ كامل‌ و تام‌ عبارات‌ گفتاری‌ و نوشتاری‌ است. این‌ هنر مشتمل‌ بر مجموعه‌ای‌ از قواهد است. یعنی‌ چیزی‌ شبیه‌ به‌ منطق، كه‌ مددكار مفسر در رفع‌ ابهامات‌ متن‌ می‌باشد.(۱۰)
۲) فردریك‌ آگوست‌ وُلف‌ در سخنرانیهای‌ سالهای‌ ۱۷۸۵ تا ۱۸۰۷ درباره‌ �دائرهٔ‌المعارف‌ مطالعات‌ كلاسیك�، هرمنوتیك‌ را چنین‌ تعریف‌ می‌كند: �علم‌ به‌ قواعدی‌ كه‌ به‌ كمك‌ آن‌ معنای‌ نشانه‌ها درك‌ می‌شود.� هدف‌ از این‌ علم، درك‌ اندیشه‌های‌ گفتاری‌ و نوشتاری‌ شخص‌ مؤ‌لف‌ یا گوینده، درست‌ مطابق‌ آنچه‌ او می‌اندیشیده‌ است، می‌باشد. این‌ تلقی‌ از تفسیر و كاركرد هرمنوتیك، عمل‌ فهم‌ را نه‌ تنها نیازمند درك‌ زبان‌ متن، بلكه‌ نیازمند دانش‌ تاریخی‌ نیز می‌داند. مراد از دانش‌ تاریخی، شناخت‌ زندگی‌ مؤ‌لف‌ و شرایط‌ تاریخی‌ و جغرافیایی‌ سرزمین‌ او می‌باشد. مفسر ایده‌آل‌ كسی‌ است‌ كه‌ هرآنچه‌ مؤ‌لف‌ می‌دانسته‌ است‌ او نیز بداند.(۱۱)
۳) فردریش‌ ارنست‌ دانیل‌ شلایر ماخر (۱۷۶۸-۱۸۳۴) به‌ هرمنوتیك‌ به‌ مثابه‌ �هنر فهمیدن� می‌نگریست. او مسأله‌ بدفهمی‌ و سوء فهم‌ را مورد توجه‌ قرار داد و بر آن‌ بود كه‌ تفسیر متن‌ دائماً‌ در معرض‌ خطر ابتلأ به‌ سوء فهم‌ قرار دارد. از این‌ رو هرمنوتیك‌ به‌ عنوان‌ مجموعه‌ قواعدی‌ متدیك‌ و روش‌آموز، باید برای‌ رفع‌ این‌ خطر به‌ استخدام‌ درآید. بدون‌ وجود چنین‌ هنری، راهی‌ برای‌ حصول‌ فهم‌ وجود نخواهد داشت.(۱۲)

تفاوت‌ این‌ تعریف‌ با تعریف‌ اول‌ آن‌ است‌ كه‌ كلادنیوس‌ نیاز به‌ هرمنوتیك‌ را تنها در مواضعی‌ می‌دانست‌ كه‌ ابهامی‌ در راه‌ فهم‌ متن‌ رخ‌ می‌نماید، اما شلایر ماخر مفسر را دائماً‌ و در هر فهمی‌ از متن‌ نیازمند به‌ هرمنوتیك‌ می‌داند؛ زیرا هرمنوتیك‌ مورد نظر او برای‌ رفع‌ ابهام‌ تعبیه‌ نشده‌ است، بلكه‌ دانشی‌ است‌ كه‌ مانع‌ سوء فهم‌ می‌شود و امكان‌ سوء فهم، احتمالی‌ است‌ كه‌ همواره‌ وجود دارد. به‌ تعبیر دیگر در نظر كلادنیوس، اصل‌ بر صحیح‌ بودن‌ فهم‌ و تفسیر است‌ و جریان‌ فهم‌ متن‌ روال‌ عادی‌ و طبیعی‌ خود را دارد مگر آنكه‌ ابهام‌ و مشكلی‌ پیش‌ آید و هرمنوتیك‌ دانشی‌ كمكی‌Auxiliary Science) ) برای‌ رفع‌ ابهام‌ و پیچیدگی‌ به‌ حساب‌ می‌آید. حال‌ آنكه‌ در تلقی‌ شلایر ماخر، اصل‌ بر سوء فهم‌ است‌ مگر آنكه‌ به‌ كمك‌ قواعد هرمنوتیك‌ از بدفهمی‌ پرهیز شود. پس‌ گرچه‌ هر دو به‌ هرمنوتیك‌ به‌ عنوان‌ هنری‌ مشتمل‌ بر مجموعه‌ای‌ از قواعد می‌نگریستند، اما محتوای‌ این‌ قواعد و غرض‌ از تنظیم‌ آنها با یكدیگر متفاوت‌ است.
۴) ویلهلم‌ دیلتای‌ (۱۸۳۳-۱۹۱۱) هرمنوتیك‌ را دانشی‌ می‌داند كه‌ عهده‌دار ارائه‌ روش‌شناسی‌ علوم‌ انسانی‌ است. هدف‌ اصلی‌ تلاش‌ هرمنوتیكی‌ او، ارتقأ اعتبار و ارزش‌ علوم‌ انسانی‌ و هم‌ طراز كردن‌ آن‌ با علوم‌ تجربی‌ بود.
از نظر وی‌ سر‌ اطمنیان‌ آور بودن‌ قضایای‌ علوم‌ تجربی، در وضوح‌ و روشنی‌ روش‌شناسی‌ آن‌ نهفته‌ است‌ و برای‌ اینكه‌ علوم‌ انسانی‌ هم‌ علم‌(Science) باشند لازم‌ است‌ كه‌ متدولوژی‌ آن‌ تنقیح‌ شود و اصول‌ و بنیانهای‌ مشترك‌ و استوار آن‌ كه‌ پایه‌های‌ تمام‌ تصدیقات‌ و قضایای‌ علوم‌ انسانی‌ است. روشن‌ و آشكار گردد.(۱۳)
۵) یكی‌ از نویسندگان‌ معاصر آلمانی‌ به‌ نام‌ بابنر(Bubner) در مقاله‌ �هرمنوتیك‌ استعلایی� كه‌ در سال‌ ۱۹۷۵ نگاشت، هرمنوتیك‌ را به‌ �دكترین‌ فهم� تعریف‌ كرد.(۱۴)
این‌ تعریف‌ با هرمنوتیك‌ فلسفی‌ مارتین‌ هیدگر و هانس‌ گادامر تناسب‌ كاملی‌ دارد؛ زیرا هدف‌ از هرمنوتیك‌ فلسفی‌ توصیف‌ ماهیت‌ فهم‌ است. هرمنوتیك‌ فلسفی‌ برخلاف‌ هرمنوتیكهای‌ گذشته‌ نه‌ به‌ مقوله‌ فهم‌ متن‌ منحصر می‌شود و نه‌ خود را در چهارچوب‌ فهم‌ علوم‌ انسانی‌ محدود می‌كند. هرمنوتیك‌ فلسفی‌ به‌ مطلقِ‌ فهم‌ نظر دارد و درصدد تحلیل‌ واقعهٔ‌ فهم‌ و تبیین‌ شرایط‌ وجودی‌ حصول‌ آن‌ است.
این‌ تعاریف‌ پنج‌گانه‌ تنها بخشی‌ از تعریفهای‌ قابل‌ ارائه‌ را تشكیل‌ می‌دهد. با وجود این‌ در بیان‌ این‌ نكته‌ كه‌ گسترهٔ‌ مباحث‌ هرمنوتیك‌ و نوع‌ تلقی‌ها از آن‌ بسیار متنوع‌ و گسترده‌ است، كفایت‌ می‌كند. این‌ تعاریف‌ به‌ خوبی‌ نشان‌ می‌دهند كه‌ چگونه‌ قلمرو مباحث‌ هرمنوتیك‌ همگام‌ با سیر تاریخی، تنوع‌ و وسعت‌ بیشتری‌ پیدا كرده‌ و از حد‌ معرفی‌ هرمنوتیك‌ به‌ مثابهٔ‌ راهنمایی‌ برای‌ تفسیر متون‌ دینی‌ و حقوقی‌ تا حد‌ معرفی‌ آن‌ به‌ مثابه‌ تأملی‌ فلسفی‌ در باب‌ ماهیت‌ فهم‌ و شرایط‌ وجودی‌ حصول‌ آن، ارتقأ یافته‌ است.
این‌ گسترهٔ‌ وسیع، به‌ روشنی‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ هیچ‌ یك‌ از تعاریف‌ فوق‌ توان‌ آن‌ را ندارد كه‌ معرف‌ همه‌ تلاشهای‌ نظری‌ موسوم‌ به‌ هرمنوتیك‌ باشد. این‌ ناتوانی‌ به‌ تعاریف‌ مذكور منحصر نمی‌شود، بلكه‌ عملاً‌ امكان‌ ارائه‌ تعریفی‌ جامع‌ كه‌ همه‌ نحله‌ها و گرایشهای‌ هرمنوتیكی‌ را پوشش‌ دهد، وجود ندارد؛ زیرا نگاه‌های‌ متفاوتی‌ كه‌ در باب‌ رسالت‌ و هدف‌ و كاركرد هرمنوتیك‌ وجود دارد، گاه‌ كاملاً‌ متباین‌ و غیرقابل‌ جمع‌ می‌باشند. به‌ عنوان‌ مثال‌ ویلهلم‌ دیلتای، هرمنوتیك‌ را دانشی‌ در خدمت‌ فهم‌ متون‌ نمی‌داند، بلكه‌ آن‌ را از سنخ‌ متدولوژی‌ و معرفت‌شناسی‌ دانسته‌ و آن‌ را در خدمت‌ علوم‌ انسانی‌ به‌ طور عام‌ می‌خواهد. از طرف‌ دیگر هرمنوتیك‌ فلسفی‌ كه‌ با هیدگر شروع‌ می‌شود، در دیدگاهی‌ كاملاً‌ متفاوت، شأن‌ هرمنوتیك‌ را ارائه‌ روش‌ ندانسته‌ و رسالت‌ آن‌ را به‌ جای‌ متدولوژی، تأمل‌ فلسفی‌ در باب‌ بنیانهای‌ هستی‌شناسی‌ فهم‌ و تبیین‌ شرایط‌ وجودی‌ حصول‌ آن‌ می‌داند، و هرمنوتیك‌ را از سطح‌ متدلوژی‌ و معرفت‌شناسی‌ به‌ سطح‌ فلسفه‌ و هستی‌شناسی‌(Ontology) ارتقأ می‌دهد. در چنین‌ گستره‌ای‌ از مباحث‌ و چرخشهای‌ رادیكال‌ و عمیق‌ در اهداف‌ و رسالتهای‌ هرمنوتیك، چگونه‌ می‌توان‌ انتظار داشت‌ كه‌ تعریفی‌ واحد و جامع، گویا و معرف‌ همه‌ این‌ تلاشهای‌ فكری‌ و نظری‌ باشد؟
اگر از ارائه‌ تعریف‌ دقیق‌ و جامع‌ صرف‌نظر كنیم‌ این‌ امكان‌ وجود دارد كه‌ برای‌ روشن‌ ساختن‌ اذهان‌ و تعیین‌ اجمالی‌ این‌ نكته‌ كه‌ هرمنوتیك‌ به‌ چه‌ سنخ‌ مباحثی‌ اشتغال‌ دارد، تعاریفی‌ تسامحی‌ ارائه‌ دهیم. به‌ عنوان‌ نمونه‌ پل‌ ریكور در ابتدای‌ مقاله‌ �رسالت‌ هرمنوتیك� آن‌ را چنین‌ تعریف‌ می‌كند: �هرمنوتیك‌ نظریه‌ عمل‌ فهم‌ است‌ در جریان‌ روابطش‌ با تفسیر متون�.(۱۵)
ریچارد پالمر نیز با همین‌ هدف، هرمنوتیك‌ را چنین‌ تعریف‌ می‌كند: �هرمنوتیك، امروزه‌ عرضه‌ كنندهٔ‌ سنت‌ تأمل‌ فلسفی‌ آلمان‌ و اخیراً‌ فرانسه‌ در باب‌ ماهیت‌ فهم‌(Understanding) است‌ كه‌ از طریق‌ شلایر ماخر و دیلتای‌ و هیدگر گسترش‌ یافته‌ است‌ و امروزه‌ توسط‌ گادامر و ریكور ارائه‌ می‌شود�.(۱۶)

قلمرو هرمنوتیك‌
در پاسخ‌ این‌ پرسش‌ كه‌ هرمنوتیك‌ دربارهٔ‌ چیست؟ برخی‌ این‌ پاسخ‌ ساده‌ را برمی‌گزینند كه‌ هرمنوتیك، یك‌ سنت‌ تفكر و تأمل‌ فلسفی‌ است‌ كه‌ در پی‌ آن‌ است‌ مفهوم‌ فهمیدن‌verstehen = ) Understanding) را روشن‌ كند و به‌ این‌ پرسش‌ پاسخ‌ دهد كه‌ چه‌ چیزی‌ سازندهٔ‌ معنای‌ هر چیز معنادار است؟ این‌ �هرچیز� می‌تواند یك‌ شعر یا یك‌ متن‌ حقوقی‌ و یا یك‌ فعل‌ انسانی، یك‌ زبان، یك‌ فرهنگ‌ بیگانه‌ و یا یك‌ فرد باشد.(۱۷)
معرفی‌ مسألهٔ‌ فهم‌ به‌ عنوان‌ موضوع‌ و قلمرو هرمنوتیك، با دو مشكل‌ اصلی‌ روبه‌ روست: نخست‌ آنكه‌ پرسش‌ از فهم‌ و درك‌ در زمینه‌های‌ مختلفی‌ مطرح‌ است‌ و در بسیاری‌ از شاخه‌های‌ نظری‌ كاربرد دارد. معرفت‌شناسی‌theory of knowledge) )، فلسفه‌ تحلیلی، فلسفهٔ‌ سنتی‌ و كلاسیك‌ (متافیزیك)، در زمرهٔ‌ این‌ شاخه‌های‌ نظری‌ هستند كه‌ هر یك‌ به‌ گونه‌ای‌ و از زاویه‌ای‌ با مسأله‌ فهم‌ درگیرند. پس‌ باید به‌ درستی‌ معلوم‌ كرد كه‌ هرمنوتیك‌ از چه‌ زاویه‌ای‌ به‌ مسأله‌ فهم‌ می‌نگرد كه‌ او را در این‌ جهت‌ از سایر شاخه‌های‌ نظری‌ متمایز می‌كند.
مشكل‌ دوم‌ آنكه‌ گرچه‌ نحله‌های‌ مختلف‌ هرمنوتیكی‌ به‌گونه‌ای‌ با مسأله‌ فهم‌ و درك‌ درگیر بوده‌اند، اما این‌ مقدار از اشتراك‌ نظریه‌ به‌ هیچ‌ رو نمی‌تواند مبین‌ قلمرو و محدودهٔ‌ هرمنوتیك‌ باشد؛ زیرا هر یك‌ از این‌ نحله‌ها به‌ دنبال‌ اهداف‌ خاص‌ خویش‌ بوده‌اند و به‌ طور طبیعی‌ این‌ اختلاف‌ هدف، موجب‌ مختلف‌ شدن‌ زمینه‌ و قلمرو مباحث‌ آن‌ شده‌ است. به‌ عنوان‌ مثال‌ كسی‌ كه‌ نگاه‌ توصیفی‌ و پدیدار شناختی‌ به‌ مسأله‌ فهم‌ دارد، هرگز در هرمنوتیك‌ خود، به‌ دنبال‌ یافتن‌ روشی‌ برای‌ حصول‌ فهم‌ صحیح‌ از سقیم‌ نیست‌ و البته‌ كسی‌ همچون‌ ویلهلم‌ دیلتای‌ كه‌ همت‌ خویش‌ را در جهت‌ دستیابی‌ به‌ علم‌ انسانی‌ معتبر و اطمینان‌آور به‌ كار می‌اندازد، نگاه‌ روش‌ شناختی‌ به‌ هرمنوتیك‌ دارد و انتظار دارد كه‌ حاصل‌ و نتیجه‌ تأملات‌ هرمنوتیكی‌ او منتهی‌ به‌ ارائه‌ متد و روشی‌ عام‌ برای‌ مطلقِ‌ علوم‌ انسانی‌ گردد. روشن‌ است‌ كه‌ هر دو نحله‌ به‌ گونه‌ای‌ جدا از دیگری‌ به‌ مسأله‌ فهم‌ پرداخته‌اند. یكی‌ به‌ مطلق‌ فهم‌ از دریچهٔ‌ پدیدار شناختی‌ می‌نگرد و درصدد توصیف‌ ماهیت‌ فهم‌ و شرایط‌ وجودی‌ حصول‌ آن‌ و زمانمند و تاریخمند بودن‌ یا نبودن‌ آن‌ است‌ و دیگری‌ به‌ فهم‌ دنیای‌ درونی‌ افراد و اذهان‌ دیگر كه‌ در قالب‌ آثار و تجلیات‌ و خلاقیتهای‌ هنری، ادبی‌ و سایر اظهارات‌ انسانی‌ بروز و ظهور یافته‌ است، می‌پردازد و می‌خواهد راه‌ و روش‌ مطمئن‌ و معتبری‌ را برای‌ فهم‌ اذهان‌ دیگر و حیات‌ درونی‌ انسانها بیابد. این‌ دوگونه‌ نگاه‌ به‌ مسأله‌ فهم‌ (صرف‌نظر از اختلاف‌ در قلمرو فهم‌ كه‌ یكی‌ مطلق‌ فهم‌ و دیگری‌ فهم‌ حیات‌ درونی‌ انسانها را مد‌ نظر دارد) دو قلمرو كاملاً‌ متفاوت‌ از مباحث‌ را به‌ دنبال‌ دارد و از لحاظ‌ موضوع، مشترك‌ نیستند و نمی‌توان‌ اد‌عا كرد كه‌ هر دو نحله‌ دربارهٔ‌ مسائل‌ مشتركی‌ به‌ بحث‌ می‌پردازند.
طرح‌ هرمنوتیك‌ فلسفی‌ در قرن‌ بیستم‌ توسط‌ هیدگر و رشد و بالندگی‌ آن‌ به‌ مساعی‌ فیلسوف‌ آلمانی‌ دیگر، هانس‌ گادامر صورت‌ گرفت. تأثیر و نفوذ آموزه‌های‌ آن‌ دو در شاخه‌های‌ متنوع‌ علومی‌ نظیر نقد ادبی، نشانه‌شناسی، الهیات‌ و علوم‌ اجتماعی‌ این‌ گمان‌ را برمی‌انگیزد كه‌ یگانه‌ قلمرو متصور و ممكن‌ برای‌ اندیشه‌ و تأمل‌ هرمنوتیكی، همان‌ چیزی‌ است‌ كه‌ در هرمنوتیك‌ فلسفی‌ جریان‌ دارد یعنی‌ تأمل‌ فلسفی‌ و پدیدار شناختی‌ در ماهیت‌ فهم‌ و شرایط‌ وجودی‌ حصول‌ آن. گمراه‌كننده‌تر از این‌ گمان‌ آن‌ است‌ كه‌ تصور كنیم‌ تنها قلمرو ممكن‌ برای‌ تأمل‌ هرمنوتیكی، به‌ آنچه‌ كه‌ در نگاه‌ فیلسوفان‌ آلمانی‌ به‌ هرمنوتیك‌ و آنچه‌ در سنت‌ آلمانی‌ هرمنوتیك‌ قرن‌ بیستم‌ رواج‌ دارد، منحصر و خلاصه‌ می‌شود.
واقعیت‌ آن‌ است‌ كه‌ هرمنوتیك‌ فلسفی، افقی‌ در تأمل‌ هرمنوتیكی‌ گشوده‌ است‌ كه‌ همواره‌ بدان‌ نیازمندیم‌ و چاره‌ای‌ جز پرداختن‌ به‌ آن‌ وجود ندارد. ما هر نظریهٔ‌ تفسیری‌ را در باب‌ فهم‌ متن‌ بپذیریم‌ و یا هر گرایشی‌ در نقد ادبی‌ داشته‌ باشیم‌ و یا درباره‌ فلسفه‌ علوم‌ اجتماعی‌ و انسانی‌ هر مكتبی‌ را برگزینیم، از بحث‌ در باب‌ ماهیت‌ فهم‌ به‌طور كلی‌ و تحلیل‌ ساختار وجودی‌ آن‌ بی‌نیاز نیستیم، اما معنای‌ این‌ سخن‌ محدود كردن‌ قلمرو هرمنوتیك‌ به‌ این‌ افق‌ نو گشوده‌ و نوظهور نیست. برای‌ نمونه‌ می‌توان‌ به‌ مقوله‌ فهم‌ و تفسیر متن‌ اشاره‌ كرد. همواره‌ این‌ مجال‌ وجود دارد كه‌ نظریه‌ تفسیری‌ نوینی‌ در مقوله‌ فهم‌ متن‌ ارائه‌ گردد. این‌ نظریه‌پردازی‌ جدید گرچه‌ داخل‌ در مباحث‌ هرمنوتیك‌ فلسفی‌ نیست، اما یك‌ بحث‌ هرمنوتیكی‌ است. انحصار هرمنوتیك‌ و قلمرو آن‌ در مباحث‌ هرمنوتیك‌ فلسفی‌ به‌ طور عام‌ - كه‌ هم‌ شامل‌ نحلهٔ‌ آلمانی‌ و هم‌ نحلهٔ‌ فرانسوی‌ بشود - و یا محدود كردن‌ آن‌ به‌ نحله‌ آلمانی‌ هرمنوتیك‌ فلسفی‌ یعنی‌ نوع‌ نگاه‌ هیدگر و گادامر به‌ مسأله‌ هرمنوتیك، هیچ‌ وجهی‌ ندارد.
ریچارد پالمر در توضیح‌ قلمرو هرمنوتیك‌ و عدم‌ انحصار آن‌ به‌ هرمنوتیك‌ فلسفی، به‌ این‌ مطلب‌ اشاره‌ دارد كه‌ ما می‌توانیم‌ در زمینه‌ هرمنوتیك‌ به‌ سه‌ مقوله‌ كاملاً‌ متمایز اشاره‌ داشته‌ باشیم:
۱) هرمنوتیك‌ خاص‌(regional) كه‌ به‌ نخستین‌ قالبهای‌ شكل‌گیری‌ هرمنوتیك‌ به‌ عنوان‌ شاخه‌ای‌ از دانش‌ اشاره‌ دارد. در این‌ قسم‌ هرمنوتیك‌ به‌ منظور منقح‌ كردن‌ كیفیت‌ تفسیر متون، در هر یك‌ از شاخه‌های‌ علوم‌ و معارف‌ نظیر حقوق، ادبیات، كتب‌ مقدس‌ و فلسفه‌ مجموعه‌ای‌ از قواعد و روش‌ فر


تاريخ : دوشنبه بیست و یکم دی 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

» زندگینامه ماکس وبر


۲۱ آوریل سال ۱۸۶۴ تولد ماکس وبر در « ارفوت » ، در « تورنیگه » . پدرش حقوقدان بود ، از خانواده‌ی صاحبان صنایع و تجار نساجی « وستفالی » ، وی در سال ۱۸۶۹ با خانواده اش به برلن آمد و عضو « دیت » شهری ، نماینده‌ی « دیت » پروس و نماینده‌ی « رایشتاک » شد . وی جزو گروه لیبرال های دست راستی تحت رهبری « بنیگس » از اهالی « هانور » بود . مادرش « هلن فالنشاین – وبر» زنی با فرهنگ بسیار بود و بشدت نگران مسائل مذهبی و اجتماعی . وی ، تا لحظه‌ی مرگش در ۱۹۱۹ با پسرش روابط فکری نزدیک داشت و آتش اشتیاق ایمان مذهبی را در نزد وی تیزتر می کرد . ماکس وبر ، در کودکی و نوجوانی اش ، اغلب روشنفکران و مردان سیاست مهم زمانه اش مانند « دیتلهی » « مومسن » ، « زیبل » ، « ترایچکه » ، « کاب » ، را در پذیرایی های پدر و مادرش ملاقات می کرد .
ماکس وبر
۱۸۸۲ -ماکس وبر پس از گذراندن « آبی تور » ، تحصیلات عالی اش را در دانشگاه هیدلبرگ شروع کرد . وی که در دانشکده‌ی حقوق ثبت نام کرده بود . به تحصیل تاریخ ، اقتصاد ، فلسفه و الهیات هم پرداخت ، و ضمناً در تشریفات و دوئل های سازمان صنفی دانشجوئی خویش شرکت می کرد .

۱۸۸۳ -پس از سه نیم سال تحصیلی در هیدلبرگ ، ماکس وبر برای انجام خدمت نظام به مدت یک سال ، نخست به عنوان سرباز ساده و سپس به عنوان افسر به استراسبورگ رفت ، وی بعدهانسبت به دوره‌ی افسری اش در ارتش امپراطوری احساس غرور بسیار می کرد .

۱۸۸۴ -ماکس وبر تحصیلات خود را در دانشگاههای « برلن » و « گوتینگن » از سر می گیرد

۱۸۸۳ - وبر نخستین امتحاتات حقوق را می گذارند .

۱۸۸۷ -۸۸ وبر در چندین مانور نظامی در « آلزاس » و پروش شرقی شرکت می کند . عضو « انجمن سیاست اجتماعی » که در برگیرنده دانشگاهیان با تمایلات اجتماعی گوناگون است می شود . این انجمن در سال ۱۸۷۲ توسط گ . شمولر تأسیس شده بود و زیر نفوذ « سوسیالیست های دانشگاهی » بود .

۱۸۸۹- ماکس وبر رساله‌ی دکترای حقوق اش را درباره‌ی تاریخ بنگاههای تجاری در قرون وسطی در برلن می گذارند . ایتالیائی و اسپانیایی را می آموزد . برای وکالت در دادگاه برلن ثبت نام می کند .

۱۸۹۰ –امتحانات جدید حقوق – وبر بنابه در خواست « انجمن سیاست اجتماعی » پژوهشی را درباره‌ی وضع دهقانان پروس شرقی شروع می کند .

۱۸۹۱- نگارش تاریخ کشاورزی روم و معنای آن از نظر حقوق عمومی و خصوصی . وبر این رساله را برای احراز صلاحیت حقوق نوشته بود و برای دفاع از آن گفت و گویی با « مومس » داشت که منجر به اعطای شغلی به وی در دانشکده‌ی حقوق برلن شد . از این تاریخ وبر حرفه‌ی استادی دانشگاه را شروع می کند.

۱۸۹۲- وبر گزارشی درباره‌ی وضعیت کارگران روستائی در آلمان شرقی تسلیم می کند .

۱۸۹۳- ازدواج وبر با « ماریان شنیتگر » .

۱۸۹۴- وبر استاد اقتصاد سیاسی در دانشگاه « فریبورک » می شود نگارش : گرایشهای موجود در تحول وضعیت کارگران روستایی آلمان شرقی .

۱۸۹۵- مسافرت به اسکاتلند و ایرلند - شروع تدریس در « فریبورک » با کنفرانسی درباره‌ی « دولت ملی و سیاست اقتصادی» .

۱۸۹۶-پذیرش کرسی استادی در دانشگاه « هیدلبرگ » به دنبال باز نشسته شدن « نی » در انجا نگارش : علل اجتماعی انحطاط تمدن کهن

۱۸۹۷-یک بیماری عصبی شدید وبر را مجبور به ترک کار به مدت چهار سال می کند . وبر به ایتالیا ، « کرس » و « سوئیس » مسافرت می کند تا آرامشی باز یابد .

۱۸۹۹- وبر به میل خود از عضویت در « اتحادیه‌ی پان ژرمنیست » ها کناره می گیرد .

۱۹۰۲- وبر تدریس در هیدلبرگ را از سر می گیرد اما دیگر آن امکان زندگی دانشگاهی فعالی مانند گذشته را ندارد .

۱۹۰۳- بنیاد گذاری « آرشیو علوم اجتماعی و سیاست اجتماعی » با همکاری « ورنر سومبارت » .

۱۹۰۴- مسافرت به ایالات متحده برای شرکت در کنگره علوم اجتماعی در « سنت لوئیس » . زندگی در قاره‌ی جدید تأثیری شگرف بر وبر می نهد . در « سنت لوئیس » وبر کنفرانسی درباره سرمایه داری و جامعه‌ی روستایی در آلمان می دهد . در همین سال وبر بخش نخست اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری و نیز مقاله‌ی درباره‌ی « عینیت شناخت در علوم و سیاست اجتماعی » را منتشر می کند .

۱۹۰۵- انقلاب روسیه سبب جلب توجه وبر به مسائل امپراطوری تزایا می شود و وی برای مطالعه‌ی اسناد دست اول به آموزش زبان روسی می پردازد. انتشار بخش دوم اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری .

۱۹۰۶- انتشار وضعیت موکراسی بورژوائی در روسیه ؛ تحول روسیه به سوی حکومت مشروطه‌ی ظاهری ؛ مطالعاتی انتقادی در منطق علوم فرهنگ ، فرقه‌های پروتستانی و روح سرمایه داری .

۱۹۰۷- ثروتی به ارث وی می رسد و سبب می شود که وبر از کارهای دیگر دست کشیده تمام وقت خود را مصروف کار علمی اش کند .

۱۹۰۸- وبر به روانشناسی اجتماعی صنعت توجه پیدا می کند و دو مقاله در همین زمینه منتشر می کند . در سالن هیدلبرگ بیشتر دانشمندان آلمان معاصر خود را مانند” ویندلباند”،”یلی نک ” ، ” ترولچ” ، “نومان” ، “سومبارت” ، “زیمل”، “میشلز”،”تونیس”، پذیرا می شود و دانشگاهیان جوانی چون “گئورگ لوکاچ” . “لوئن اشتاین” را راهنمایی می کند . وی همچنین به سازمان دادن انجمن آلمانی جامعه شناسی می پردازد و دست به انتشار مجموعه‌ای از آثار علوم اجتماعی می زند .

۱۹۰۹- انتشار روابط تولید در کشاورزی عهد باستان ، شروع نگارش : جامعه و اقتصاد.

۱۹۱۰- در کنگره‌ی انجمن آلمانی جامعه شناسی و بر بر ضد ایدئولوژی نژادگرائی صریحاً موضع می گیرد .

۱۹۱۲- وبر از هیئت مدیره‌ی انجمن آلمانی جامعه شناسی به دلیل اختلاف نظر بر سر مسأله‌ی بیطرفی اخلاقی کنار می گیرد .

۱۹۱۳- انتشار : « مقاله‌ای در باب برخی مقولات جامعه شناسی تفهمی ».

۱۹۱۴- با شروع جنگ ماکس وبر تقاضای اعزام شدن به خدمت می کند . ولی تا پایان ۱۹۱۵ گروهی از بیمارستانهای مستقر در منطقه‌ی هیدلبرگ را اداره می کند .

۱۹۱۵- انتشار اخلاق اقتصادی مذاهب جهان ( « مقدمه » و « کنفوسیوس و تائو » .

۱۹۱۶-۱۷ انجام مأموریت های رسمی گوناگون در بروکسل ، وین و بودابست ؛ دست زدن به اقدامات متعدد به منظور متقاعد کردن رهبران آلمان به پرهیز از گسترش دامنه‌ی جنگ ، ضمن آنکه وبر رسالت آلمان را برای ورود به صحنه‌ی سیاست جهانی تصدیق کرده روسیه را مهمترین تهدید می داند .
انتشار فصولی از جامعه شناسی دین در ۱۹۱۶ شامل مباحث راجع به « هندوئیسم و بودیسم » و ۱۹۱۷ شامل
« یهودیت قدیم »
۱۹۱۸- مسافرت به وین در ماه آوریل برای تدریس در دانشگاه. وبر در این دوره از کار دانشگاهی جامعه شناسی سیاسی و دینی خود را به عنوان « انتقادی مثبت از دریافت مادی تاریخ » عرضه ‌می دارد .
زمستان همین سال دو کنفرانس در دانشگاه مونیخ می دهد : « شغل و مشی دانشمند » ، « شغل و مشی مرد سیاسی » .
پس از تسلیم آلمان ، وبر به عنوان کارشناس در هیأت نمایندگی آلمان در کاخ و ورسای کار می کند . انتشار « مقاله‌ای درباره‌ی بیطرفی اخلاقی در علوم جامعه شناسی و اقتصادی » .
۱۹۱۹ – قبول کرسی تدریس در دانشگاه مونیخ به جای « برنتانو ». درس وی در سال تحصیلی ۲۰-۱۹۱۹ به « تاریخ اقتصادی عمومی » اختصاص می یابد و به همین عنوان در ۱۹۲۴ منتشر می شود . وبر ، که بدون شور و شوق به جمهوری گرائیده ، و در مونیخ شاهد دیکتاتوری انقلابی کورت ایزنر است ، به عضویت کمیسیونی در می آید که می بایست قانون اساسی و یمار را بنویسد . وبر به نگارش اقتصادی و جامعه که نخستین نمونه هایش در ۱۹۱۹ چاپ می شوند همچنان ادامه می دهد . با اینهمه کتاب مذکور نا تمام می ماند .

۱۴ ژوئن ۱۹۲۰ . مرگ و بر در مونیخ

۱۹۲۲- انتشار اقتصاد و جامعه توسط « ماریان وبر » چاپهای کاملتری از این کتاب بعدها در ۱۹۲۵ و ۱۹۵۶ منتشر شد .

نظریات و اندیشه های وبر :
جامعه شناسی وبر
علم طبیعی، علم اجتماعی و ربط ارزشی
نمونة آرمانی « وبر »
علیت
انواع اقتدار
کارکرد افکار
طبقه ، منزلت و قدرت
دیوانسالاری
عقلایی شدن و افسون زدایی

جامعه شناسی وبر :

کنش اجتماعی در جامعه نوین غرب:
فرق وبر و جامعه شناسان دیگر در تحلیل جامعه غرب:

ماکس وبر جامعه شناسی را علم فراگیر کنش اجتماعی می دانست. او به خاطر تأکید تحلیلی بر کنشگران فردی، از بسیاری از پیشینیان متفاوت بود، زیرا که تحلیل جامعه شناختی آن ها بیشتر بر صورت های ساختاری- اجتماعی مبتنی بود. اسپنسر بیشتر به قضیه تکامل هیئت اجتماعی در مقایسه با ارگانیسم فردی پرداخته بود. علاقه اصلی دورکیم معطوف به تنظیم های اجتماعی ای بود که انسجام ساختارهای اجتماعی را حفظ می کنند. مارکس در تحلیل های اجتماعی اش، بیشتر به کشمکش های طبقات اجتماعی در چهارچوب ساختارهای اجتماعی و روابط تولیدی می پرداخت. اما وبر بر خلاف همه این ها، تاکید اصلی اش متوجه معانی ذهنی ای است که انسان ها کنشگر به کنش های شان نسبت می دهند و جهت گیری های متقابل این کنش ها را در چهارچوب زمینه های تاریخی-اجتماعی، مورد بررسی قرار میدهد. وبر می گفت که رفتاری که از یک چنین معنایی بویی نبرده باشد در خارج از پهنه جامعه شناسی جای می گیرد.

انواع کنش اجتماعی
در جامعه شناسی وبر چهار نوع کنش اجتماعی باز شناخته شده اند. انسان ها می توانند به یک کنش غایتمندانه یا هدفداری دست یازند؛ کنش معقولانه آن ها می تواند معطوف به ارزش باشد؛ آن ها ممکن است به انگیزش های عاطفی یا احساسی عمل کنند و سرانجام این که انسان ها ممکن است دست به یک کنش سنتی زنند.
معقولیت غایتمندانه که هم هدف و هم وسایل آن معقولانه برگزیده می شوند، در کار آن مهندسی نمودار است که با کارآترین فن ارتباط وسایل به اهداف، پلی را می سازد.

معقولیت معطوف به ارزش، در تلاش برای تحقق یک هدف ذاتی نمایان می شود، هدفی که به خودی خود معقول نیست- مانند دستیابی به رستگاری- اما می تواند با وسایل معقول پیگیری شود- مانند رفتار کسانی که در خدمت مذهبی یک فرقه بنیادگرا کار می کنند.

سرانجام این که کنش سنتی به راهنمایی عادات مرسوم فکری و با اتکاء بر « گذشته ازلی» انجام می گیرد؛ نمونه این رفتار در هر یک از مجامع کلیمیان درست آیین دیده می شود.

این طبقه بندی از انوع کنش ها از دو جهت به کار وبر می خورد، زیرا که از یک سوی به وبر اجازه می دهد که به تمایزهای سنخ شناختی خویش دست یابد مانند تمایز انواع اقتدار، و از سوی دیگر مبنایی را برای او فراهم می سازد تا مسیر تحول تاریخی غرب را بر آن مبنا مورد بررسی قرار دهد.
ماکس وبر
ریمون آرون حق دارد که کار وبر را بسان « نمونه یک نوع جامعه شناسی هم تاریخی و هم دستگاهمند» می انگارد.
کنش اجتماعی در جامعه نوین غرب:
وبر بیشتر به جامعه نوین غرب پرداخته بود، یعنی همان جامعه ای که به نظر او، رفتار افراد آن هر چه بیشتر تحت سلطه معقولیت هدفدار در آمده است، حال آنکه در دوران پیش از این، رفتار انسان ها برانگیخته سنت، محبت یا معقولیت معطوف به ارزش بود. بررسی هایی که وبر از جوامع غیر غربی کرده بود، بیشتر برای روشن تر ساختن این تحول شاخص غرب طراحی شده بودند.
کارل مانهایم این قضیه را به خوبی مطرح می سازد، زمانی که می گوید « کل کار ماکس وبر بر محور این پرسش دور می زند که کدامیک از عوامل اجتماعی، معقولیت تمدن غرب را پدید آورده اند». وبر استدلال می کرد که در جامعه نوین، چه در پهنه سیاست یا اقتصاد و چه در قلمرو قانون و حتی در روابط متقابل شخصی، روش کارآی کاربرد وسایل متناسب با اهداف، مسلط شده و جانشین محرک های دیگر کنش اجتماعی گشته است.
فرق وبر و جامعه شناسان دیگر در تحلیل جامعه غرب:
نظریه پردازان پیش از وبر می کوشیدند که گرایش های تاریخی یا تکاملی عمده جامعه غربی را بر حسب ساختارهای اجتماعی در نظر گیرند؛ برای مثال، مفهوم مورد نظر تونیس، مستلزم تغییر جهت از اجتماع به تجمع غایتمند بود. مفهوم مین تغییر از جامعه مبتنی بر منزلت به جامعه مبتنی بر قرارداد را پیش کشیده بود و برداشت امیل دورکیم، مبتنی بر حرکت از همبستگی مکانیکی به همبستگی ارگانیک بود. اما وبر در همین مورد پیشنهاد کرده بود که نشانه های بازر و اساسی انسان نوین غربی را باید بر حسب دگرگونی های چشمگیر در موقعیت تاریخی و اجتماعی. وبر که نمی خواست خود را به هرگونه تفسیر « مادی اندیشانه» یا « ایدآلیستی» تاریخ پایبند سازد، واحد نهایی تحلیل خود را همان شخص کنشگر عینی می دانست.

جامعه شناسی تفسیری، فرد و کنش او را به عنوان واحد اساسی و اتم خود در نظر می گیرد… فرد بالاترین حد و تنها حامل رفتار معنی دار است…….. مفاهیمی چون دولت، « تجمع، فئودالیسم و نظایر آن، مقولات خاصی از کنش متقابل انسانی را مشخص می سازند. از همین روی، وظیفه جامعه شناسی، تقلیل این مفاهیم به کنش « قابل فهم» است که بدون استثناء در مورد کنش های یکایک افراد بشر صادق است.
تأکید وبر بر جهتگیری های متقابل کنشگران اجتماعی و انگیزه های « قابل فهم» کنش های آن ها، از ملاحظات روش شناختی ای مایه می گیرد که رهیافت او را از آن دیگران متمایز می سازند.
نمونة آرمانی وبر :
فایده نمونه آرمانی
نمونه آرمانی چیست؟
مثال:
نمونه آرمانی از پروتستان و کاتولیک

انواع نمونه آرمانی وبر

فایده نمونه آرمانی
وبر برای گریز از رهیافت منفرد کننده و جزیی بینانه Geristeswissenschaft آلمانی و تاریخ گرایی، یک ابزار مفهومی کلیدی را با عنوان نمونه آرمانی ساخته و پرداخته کرد. در اینجا باید یادآور شویم که وبر بر این باور بود که هیچ نظام علمی ای نیست که بتواند تمامی واقعیت های عینی را بازتولید کند و نیز هیچ دستگاه مفهومی ای نیست که بتواند دباره تنوع بی پایان پدیده های جزیی جان کلام را بگوید. همه علوم به گزینش و تجرید نیاز دارند. با این همه، یک دانشمند ممکن است در هنگام گزینش دستگاه مفهومی اش نیاز دارند. با این همه یک دانشمند ممکن است در هنگام گزینش دستگاه مفهومی اش دجار سردرگمی شود؛ زیرا زمانی که با مفاهیمی بسیار کلی اقتصاد یا دین می پردازد- احتمالاً باید اختصاصی ترین جنبه های پدیده های پدیده های مورد بررسی‌اش را ندیده گیرد؛ از سوی دیگر، زمانی که به مفهوم پردازی های مرسوم یک تاریخ نگار متوسل می شود و پدیده مورد بحث را در جزئیت آن می بیند، دیگر مجالی برای مقایسه پدیده های مرتبط برایش باقی نمی ماند. مفهوم نمونه آرمانی برای رهایی از این سردرگمی ساخته شده است .

نمونه آرمانی چیست؟
نمونه آرمانی یک ساختار تحلیلی است که کار یک گز زمین پیمایی را برای یک محقق انجام میدهد. او با این وسیله می تواند همانندی ها و انحراف ها را در موارد عینی تشخیص دهد. این مفهوم برای بررسی مقایسه ای یک روش بنیادی فراهم می سازد. « یک نمونه آرمانی را با تشدید یکجانبه یک یا چند دیدگاه و با ترکیب پدیده های عینی و منفردی ساخته می شود که در واقع بسیار پراکنده و جدا از هم اند و کم و بیش حضور دارند و گهگاه غایب اند و بر حسب همان دیدگاه های یکجانبه تشدید شده، به صورت یک ساختار تحلیلی یکپارچه سامان می گیرند». نمونه آرمانی به آرمان های اخلاقی راجع نیست، چرا که می توان یک نمونه آرمانی هم از یک عشرتکده و هم از یک نمازخانه به دست داد. مراد وبر از این مفهوم، میانگین های آماری نیز نبود .

مثال:
پروتستان های معمولی در یک ناحیه معین یا در یک زمان مشخص ،ممکن است با پروتستان های آرمانی نمونه یکسره متفاوت باشند . نمونه آرمانی مستلزم تشدید روش های نوعی رفتار است . بسیاری از نمونه های آرمانی وبر به جمعیت ها بیشتر راجع اند تا کنش های اجتماعی افراد ، اما روابط اجتماعی در درون این جمعیت ها بر این احتمال مبتنی اند که کنشگران ترکیب کننده این جمعیت ها به کنش های اجتماعی مورد انتظار مبادرت خواهند ورزید . یک نمونة آرمانی با واقعیت عینی هرگز مطابقت ندارد ، بلکه همیشه دست کم یک گام از آن دور است .این نمونه بر پایة برخی از عناصر واقعیت ساخته می شود و یک کل منطقاً دقیق ومنسجمی را می سازد که هرگز نمی توان آن را در واقعیت پیدا کرد . تجسم تجربی و تمام عیار اخلاق پروتستانی یا « رهبری فرهنمند » و یا « پیامبر نمونه » هرگز رخ نداده است .

نمونه آرمانی از پروتستان و کاتولیک
با یک نمونه آرمانی می توان فرضیاتی را بر ساخت و سپس آن ها را به شریطی مرتبط نمود که پدیده یا رویداد مورد بحث را برجستگی بخشیده اند و یا به پیامدهایی متصل ساخت که به دنبال این پدیده ظاهر می شوند . برای مثال ، اگر خواسته باشیم که ریشه های مذهبی سرمایه داری نوین را بررسی کنیم ،بهتر است نمونه آرمانی یک پروتستان را بر مبنای ویژگی های شاخص پروتستان های مستقل و متعصبی بسازیم که در دوره اصلاحات مذهبی اروپا پدیدار شده بودند . با ساختن این نمونه در موقعیتی خواهیم بود که به گونه ای تجربی تعیین کنیم که رفتار عینی پروتستان ها در انگلستان سدة هفدهم چقدر به آن نمونه نزدیک بود و از چه جنبه هایی از آن دور افتاده بود .
این نمونه همچنین به ما اجازه می دهد که میان رفتار کسانی که از هیئت های مذهبی کاتولیک هواداری می کردند و رفتار آن هایی که از مجامع پروتستان پیروی می کردند تفاوت قایل شویم؛ و سرانجام می توانیم در مورد ربط های پروتستانتیسم با پیدایش سرمایه داری نوین ( البته بر جسب نمونة آرمانی آن ها ) ،‌همبستگی ها و نسبت های علی برقرار کنیم . به گفته ژولین فروند ، _ نمونة‌آرمانی با وجود غیر واقعی بودن این خاصیت را دارد که ما را به یک ابزار مفهومی مجهز می سازد . همان ابزاری که با آن می توانیم تحول واقعی را اندازه گیری کنیم و مهمترین عناصر واقعیت تجربی را روشن سازیم_ .
انواع نمونه آرمانی وبر
سه نوع نمونه آرمانی وبر ، با سطح تجریدشان از یکدیگر بازشناخته می شوند .
_نخستین نمونة آرمانی ریشه در ویژگی های تاریخی_ دارد ،مانند نمونه های « شهر غربی » ، « اخلاق پروتستانی » یا « سرمایه داری نوین » . این ویژگی ها به پدیده هایی راجع اند که تنها در دوران تاریخی خاص و حوزه های مشخص فرهنگی نمایان می شوند.
نمونة نوع دوم ، عناصر انتزاعی واقعیت اجتماعی را در بر می گیرد – مانند مفاهیمی چون دیوانسالاری » و فئودالیسم - که ممکن است در انواع زمینه های تاریخی و فرهنگی پیدا شوند.
سرانجام ، سومین نوع نمونة آرمانی همان است که ریمون آرون آن را « بازسازی عقلایی یک نوع رفتار خاص » خوانده است . به نظر وبر ، همه قضایای نظریة اقتصادی در این مقوله جای می گیرند ؛ زیرا این قضایا به شیوه هایی راجع اند که انسان ها به انگیزه های صرفاً اقتصادی و به عنوان انسان های اقتصادی محض ، در رفتارشان به آن شیوه ها عمل می کنند .
علیت :

علیت بر حسب احتمال
احتمال
جهت تاریخی و جهت جامعه شناختی علیت وبر
مثال
نتیجه مثال

علیت بر حسب احتمال
گهگاه چنین اظهار نظر می شود که وبر در همسازی با سنت اید آلیستی آلمان ،مفهوم علیت را در امور انسانی رد کرده بود این نظریه به هیچ روی درست نیست. وبر هم به علیت تاریخی و هم به علیت جامعه شناختی سخت باور داشت ، اما علیت را بر حسب احتمال در نظر می گرفت وهمین امر بود که کژ فهمی هایی را در مورد او به بار آورده است .
به هر روی ، تأکید او بر تصادف یا احتمال ،هیچ ربطی به پشتیبانی از ارادة آزاد یا پیش بینی ناپذیری رفتار بشری ندارد . برای مثال وبر چنین برهان می آورد که کنش انسانی تنها در مورد دیوانگان به راستی پیش بینی ناپذیر است ،حال آن که ما برای آن کنش های معقولانه ای که آگاهانه انجام می دهیم ، بالاترین درجة‌احساس آزادی تجربی را قایلیم این حس آزادی ذهنی بی آن که ریشه در پیش بینی ناپذیری و نابخردانگی داشته باشد،دقیقاً از موقعیت هایی سرچشمه می گیرد که می توان آن ها را معقولانه پیش بینی کرد و تحت تسلط در آورد.

از این روی ،مفهوم احتمال یا تصادف وبر بر پایة یک نوع فلسفه مابعدطبیعی مبتنی بر ارادة آزاد استوار نیست ، بلکه از شناخت او از دشواری های استقرار روابط علی تام و همه جانبه مایه می گیرد . به نظر وبر ،یقین تجربی عینی در تحقیق اجتماعی ، بس دست نیافتنی است . او چنین نتیجه می گیرد که بهترین کاری که یک محقق می تواند انجام دهد ، این است که انواع زنجیره های علی ای را که می توانند به تعیین ماهیت موضوع مورد بررسی کمک کنند ،دنبال نماید .
احتمال
زمانی که وبر مفهوم احتمال را در عبارات توضیحی اش به کار می برد – برای مثال در توضیح این که یک رابطه موجود تا زمانی خواهد بود که احتمال آن وجود داشته باشد که از یک هنجار رفتاری همچنان پیروی خواهد شد – یک چنین ملاحظاتی را در نظر دارد در اینجا احتمال به این معنی در نظر گرفته می شود که انسان ها در یک زمینة اجتماعی مشخص ،به احتمال زیاد رفتارشان را بر حسب چشمداشت های هنجارهای اجتماعی جهت خواهند داد . اما این امر همیشه محتمل است و هرگز قطعی نیست ،زیرا باید این نکته را نیز در نظر داشت که در مورد برخی از کنشگران ،زنجیرههای علیتی که به روابط منحصر به فرد آن ها اختصاص دارند ،ممکن است آن ها را از احتمال مورد انتظار دور سازند .

جهت تاریخی و جهت جامعه شناختی علیت وبر
بهتر است میان دو جهتی که نظر علیت وبر به خود می گیرد – جهت تاریخی و جهت جامعه شناختی – تمایز قایل شویم . _علیت تاریخی_ شرایط منحصر به فردی را تعیین می کند که پدیدآورنده یک رویداد تاریخی اند . علیت جامعه شناختی میان دو پدیده رابطة منظمی برقرار می کند ،رابطه ای که لازم نیست شکل قضیة « الف ، ب را ناگزیر ناپذیر می سازد » را به خود گیرد . بلکه می تواند صورت « الف برای ب خوشایند تر است » را داشته باشد . علیت تاریخی در صدد پاسخ به این پرسش است : علت های انقلاب بلشویکی چیستند؟
علیت جامعه شناختی در جستجوی علت های اقتصادی ،جمعیت شناسی و بویژه علل اجتماعی همة انقلاب ها است و می خواهد علل نمونه های آرمانی خاص انقلاب ها را پیدا کند .وبر یادآور شده بود که کار جستجوی علل تاریخی ،بر اثر آنچه که تجارب ذهنی اش می خوانند ،آسانتر شده است .
مثال
وقتی می شنویم که شلیک دو گلوله در برلین به سال ۱۸۴۸ ، انقلاب ۱۸۴۸ آلمان را آغاز کرد ، باید بپرسیم که اگر این گلوله ها شلیک نمی شدند ،آیا باز هم این انقلاب رخ می داد؟ اگر به این نتیجه برسیم که این انقلاب بدون شلیک این گلوله ها نیز به هر صورت رخ می داد ، پس باید این �



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم دی 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

» تاثير نيچه بر انديشه و ادبيات قرن بيستم


 

هميشه بهترين راه براى فهم انديشه هر فيلسوف اين است كه ببينيم او خود را با چه مساله يا مسائل عمده‏اى روبرو مى‏ديده است.بنيادى‏ترين مساله‏اى كه نيچه جهان غرب را در روزگار خود با آن مواجه مى‏ديد، بحران عميق فرهنگى و فكرى بود كه او چكيده آن را درعبارت "مرگ خدا" و ظهور "نيهيليسم" يا هيچ‏انگارى بيان كرده است. نيچه تشخيص داده بود كه تفكر سنتى دينى و متافيزيكى از اعتبارافتاده و خلئى بر جاى گذاشته كه علم جديد قادر به پر كردن آن نيست و براى حفظ سلامت تمدن كه به عقيده او با خطر جدى روبرو بود،بايد براى ديدگاههاى دينى و فلسفى گذشته جانشينى پيدا كرد.
براى اين منظور، او ابتدا در يكى از نخستين آثارش، زايش تراژدى، به هنر يونانيان باستان روى آورد، و به اين عقيده رسيد كه كليدشكوفايى مجدد انسان مدرن را كه از دلداريهاى دينى و اطمينان عقلى و عملى محروم شده، بايد در هنر جستجو كرد. ولى در آثار بعدى،نيچه كم‏كم تغيير جهت داد و بيشتر از هنر و زبانشناسى تاريخى كه رشته تخصصى‏اش بود، به جانب فلسفه و خصوصاً نقد پديده‏هاى‏اجتماعى و فرهنگى و روشنفكرى متمايل شد. در اين دوره كه در واقع آخرين سالهاى زندگى سالم او پيش از ابتلاى كامل به جنون در1889 بود، نيچه پخته‏ترين آثار خود از جمله چنين گفت زرتشت، فراسوى نيك و بد، دانش طربناك، غروب بتان، دجال را پديد آورد.در اين نوشته‏ها ديده مى‏شود كه او معتقد است براى چيره شدن بر نيهيليسم، ترك ديدگاههاى مطلق‏گراى دينى و متافيزيكى كافى نيست،بلكه بايد به زندگى و جهان از نظرگاهى بكلى تازه نگريست.
مراد نيچه از "مرگ خدا" در واقع افول و نهايتاً مرگ ديدگاه مسيحى و اخلاق مسيحى نسبت‏به زندگى و جهان است. او اين جنايت عظيم )يعنى كشتن خدا( را كه مى‏گويد به دست آدميان‏صورت گرفته ولى خبرش هنوز به نان نرسيده است، هم واقعه‏اى فرهنگى مى‏داند و هم‏حادثه‏اى فلسفى، و به عقيده او، بايد آن واقعه را مبدأ قرارداد و بى‏رحمانه و از بيخ و بن همه چيزرا - اعم از حيات و جهان و هستى آدمى و معرفت و اخلاق و ارزشها - از نو ارزيابى كرد.
بايد يادآور شويم كه حتى در ميان ارادتمندان نيچه اتفاق نظر وجود ندارد كه آيا مسائلى كه اودر مورد آنها موضع مى‏گيرد دقيقاً همان مسائل مبتلا به فيلسوفان قبل و بعد از اوست، يا لااقل‏در بعضى موارد آنچه مى‏گويد مسائلى يكسره نوظهور است. آنچه واضح است اينكه نيچه به‏اغلب فلاسفه سلف و معاصر خود به شدت انتقاد دارد و از بنياد از افكار اساسى آنها فاصله‏مى‏گيرد. سبك نگارش او هم به مشكل فهم نوشته‏هايش مى‏افزايد كه گاهى مستدل و تحليلى وگاهى بشدت جدلى و گاهى سخت شاعرانه و سرشار از استعارات و صنايع ادبى است.
رويهمرفته سه نوع تلقى در ميان فلاسفه از افكار نيچه وجود داشته است. عده‏اى او را جدى‏نگرفته‏اند و معتقد بوده‏اند كه نوشته‏هاى او نه تنها نشانگر مرگ تفكر دينى و متافيزيكى، بلكه‏نماينده مرگ فلسفه است و خود او نيهيليستى تمام عيار است كه مى‏خواهد با شگردهاى ادبى،انديشه انسانى را از قيد مسائل مربوط به معرفت و حقيقت برهاند. عده‏اى ديگر بعكس او رابشدت جدى گرفته‏اند و عقيده داشته‏اند كه نيچه با سرمشقى كه داده اصولاً فلسفه را به راه يكسره‏
نوينى انداخته است و نحوه نگاه او به مسأله حقيقت و معرفت يگانه طريق چيرگى بر نيهيليسم‏است.
مسلم اينكه نيچه اعتقاد راسخ داشت كه تفكر انسان شديداً داراى كيفيت تفسيرى و تأويلى‏است و كسانى كه مى‏پندارند مستقيماً ممكن است به "واقعيات" دست پيدا كنند خود را فريب‏مى‏دهند، و صرف نظر از اينكه حقيقت در نفس خودش چگونه باشد، به هر حال معرفت ماحاصل تفسير و تلقى ما از آن است. بنابراين، كارى كه از دست ما برمى‏آيد ارزيابى مجدد نحوه‏تلقى يا نهايتاً ارزشهاى ماست. مهمترين راه اين كار به عقيده نيچه، تبارشناسى است، يعنى‏تحقيق در اينكه تفسير و تلقى و ارزشهاى ما از كجا سرچشمه گرفته‏اند. از سوى ديگر، بايد در"چشم‏اندازها" يا "نظرگاهها" تحقيق كنيم؛ زيرا اگر حقيقت مطلق لااقل براى موجوداتى همچو ماوجود نداشته باشد، آنچه به آن حقيقت مى‏گوييم لاجرم وابسته به چشم‏انداز يا نظرگاه ماست.ولى اين پايان داستان نيست. درست است كه معرفتى فارغ از تفسيرها و نظرگاهها به طور مطلق‏وجود ندارد، اما با تحقيق دقيق‏تر در تبار ارزشها و جستجوى بيشتر در نظرگاهها، مى‏توانيم شيوه‏تفكر خود را به پايه‏اى برسانيم كه چه در روابط اجتماعى و چه در مناسباتمان با عالم طبيعت‏فهم بهتر و عميقترى پيدا كنيم و از خطر هيچ‏انگارى كه با فروريختن ارزشهاى دينى و فلسفى‏سنتى با آن روبرو شده‏ايم، بپرهيزيم.
فهم عميقترى كه خود نيچه پس از انكار وجود خدا و جوهريت روح به آن رسيد، در دو اصل‏اساسى خلاصه مى‏شود: يكى اراده معطوف به قدرت، و ديگرى بازگشت يا تكرار ابدى، كه هردو متأسفانه مورد سوء تعبير و سوء فهم و سوء استفاده بسيار بوده‏اند. آنچه نيچه درباره هر يك‏از اين دو مى‏گويد به هيچ وجه روشن و خالى از ابهام نيست و بحث درباره آن از حوصله اين‏گفتار بيرون است، ولى ظاهراً غرض از اراده معطوف به قدرت اين است كه هر جزيى از طبيعت‏پيوسته در پويش و تحرك و در صدد افزايش قدرت خود نسبت به ساير اجزاء است. اين انرژى‏حياتى در انسانها مى‏تواند صورتهاى بسيار مختلف - اعم از سازنده و ويرانگر - پيدا كند كه تنهايكى از آن صور، نهادهاى سياسى و مذاهب و هنر و اخلاق و فلسفه است. مسأله تكرار ابدى هم‏ظاهراً بر همين محور دور مى‏زند و مقصود از آن نگرش اثباتى و تأئيدى به زندگى به‏رغم همه‏فراز و نشيبهاى آن است.
از ديگر افكار نيچه كه در هنرمندان و متفكران بعدى تأثير عميق داشته، مفهوم "ابرانسان" يا"ابرمرد" است - به معناى امكان ظهور انسانهايى استثنايى به لحاظ استقلال و خلاقيت و بالاتراز سطح "توده گله‏وار" يا "عوام كالانعام" كه به اخلاق "سرورى" (به تفكيك از اخلاق‏پست‏بردگى) آراسته باشند.
بحث مفصل‏تر درباره انديشه‏هاى نيچه و متفرعات و شاخ و برگهاى آن در اين فرصت كوتاه‏ميسر نيست. ولى از همين مختصر نيز اگر دقت كنيم مى‏توانيم به توان افكار او براى نفوذ درعرصه نظر و عمل پى‏ببريم. ناگفته نماند كه نفوذ نيچه همواره با استقبال روبرو نبوده است، وبعضى مانند نويسنده و منتقد آمريكايى اَلن بلوم مدعى بوده‏اند كه نيچه ارزشها را به عرصه‏نسبيت برده و تخريب كرده و مفاهيم بنيادى اخلاق - مثل فضيلت و رذيلت و خوب و بد وخداشناسى و غيره - را در معرض شك و سؤال قرار داده و ذهن جوانان را به فساد كشانده است.ولى به هر حال حقيقت اين است كه امروز كتابهاى نيچه شايد بيش از هر زمان در گذشته درسراسر جهان خواننده دارد و براى يافتن خاستگاه بسيارى از مكتبهاى فلسفى معاصر - از قبيل‏پست مدرنيسم و پساساختارگرايى و ساختارشكنى و مانند آن - بايد به عقب برگشت و به اورجوع كرد.
به طور كلى در يكصد و چند سالى كه از مرگ نيچه مى‏گذرد، تأثير او را مى‏توان به چهار دوره‏تقسيم كرد: (1) از ابتداى قرن بيستم تا آغاز جنگ جهانى دوم در (2) 1939 دوره جنگ جهانى‏دوم؛ (3) از پايان جنگ جهانى دوم تا اواخر دهه 1960؛ و (4) از دهه 1970 تا امروز.
در دوره جنگ جهانى دوم به علت سوء استفاده رژيم هيتلرى از بعضى مفاهيم در نيچه درخدمت نظريه‏هاى توتاليتاريستى و نژادپرستانه، نوعى بدبينى و سكوت نسبى درباره او بويژه‏در جهان انگليسى زبان به وجود آمد. اما به استثناى آن دوره، در سراسر نيمه اول قرن بيستم‏چيرگى نيچه بر حيات روشنفكرى اروپا عموماً جنبه ادبى داشت. كسانى مانند گابريله،دانونتسيو و اشتفان گئورگه او را به مقام پيامبرى رساندند، و تأثير او همه جا در ادبيات اروپا، ازتوماس‏مان گرفته تا سمبوليست‏هاى روس و استريندبرگ و ييتز و روبرت موزيل و هرمان هسه‏و برنارد شا و حتى در آهنگسازانى مانند مالر و دليوس و ريشارد اشتراوس، ديده مى‏شد. تنهابحثهاى مهم فلسفى درباره نيچه در پنجاه سال اول قرن بيستم در كارهاى كارل ياسپرس و ماكس‏شِلِر صورت گرفت و نيز در درسگفتارهاى هايدگر از 1936 تا 1945 كه بعدها در 1961 در دوجلد انتشار يافت.
ياسپرس معتقد بود كه نيچه احياناً آخرين فرد از فيلسوفان بزرگ گذشته است، و او وكى‏يركه‏گور بايد دو نمونه اعلاى متفكرانى محسوب شوند كه با گرايش فلسفى غرب كه‏مى‏خواهد هر چيز غيرعقلانى را به دايره عقلانيت ببرد، به مبارزه برخاسته‏اند، و با اين ادعا كه‏پايه معرفت انسانى چيزى بجز تعبير و تفسير نيست، در واقع از عصر احترام مطلق به عقلانيت وحقيقت مستقل از بشر با يك پرش بزرگ گذر كرده‏اند.
اما به نظر هايدگر، اصل بنيادى در فلسفه نيچه اراده معطوف به قدرت است و هر موضوع‏ديگرى در نوشته‏هاى او فرع بر آن است. ولى براى پى‏بردن به انديشه اساسى و نانوشته نيچه،بايد اراده معطوف به قدرت را با اصل تكرار ابدى كه ضد آشتى‏ناپذير آن است، با هم در نظربگيريم. در اين صورت، به عقيده هايدگر، خواهيم ديد كه اراده معطوف به قدرت در چارچوب‏مصطلحات سنتى فلسفه همان ماهيت است، و بازگشت يا تكرار ابدى مساوى با وجود؛ يا، به‏اعتبار ديگر و بنا به مصطلحات كانت، اراده معطوف به قدرت، شى‏ء فى‏نفسه يا "نومن" است، وتكرار ابدى، پديدار يا "فنومن"؛ و باز به تعبير خود هايدگر، اراده معطوف به قدرت، وجود است،و تكرار ابدى، كثرات موجودات در عالم محسوس. هايدگر معتقد بود كه نيچه با وحدت دادن‏اين دو مفهوم به يكديگر، به جوهر مدرنيته رسيده و براى نخستين بار حق آن را به كمال ادا كرده‏است. تفصيل بيشتر درباره بحث بسيار پيچيده هايدگر از گنجايش اين مقال بيرون است؛ همين‏قدر اشاره مى‏كنيم كه، به عقيده او، نيچه پروژه متافيزيك فلسفه غرب را كه با افلاطون آغاز شده‏بود به پايان مى‏رساند و بى‏معنايى آن را آشكار مى‏كند و به جاى چيرگى بر نيهيليسم، در چنبره‏آن گرفتار مى‏شود.
چنانكه گفتيم، كتاب هايدگر درباره نيچه گرچه در 1961 منتشر شد، ولى در واقع حاوى‏گفتارهايى بود كه او از 1936 تا 1945 ايراد كرده بود. از 1945 يعنى پايان جنگ جهانى دوم به‏بعد، كم‏كم برخلاف گذشته مسائل فلسفى در نيچه مورد توجه عمومى قرار گرفت. شايد
بزرگترين بانى اين امر والتر كافمن در آمريكا بود كه كتاب مهم او، نيچه: فيلسوف، روانشناس،دجال، و ترجمه‏هاى فصيح و دقيقش از آثار نيچه فصل جديدى در اين زمينه گشود. اين جريان‏بزودى از آمريكا به ايتاليا و فرانسه و آلمان سرايت كرد و سرآغازى شد براى كشف دوباره وبعدها بازآفرينى نيچه در آثار فيلسوفان معاصر فرانسوى كه شايد بتوان گفت اساساً نيچه جديدى‏به مذاق خود اختراع كردند.
در دوران بعد از جنگ جهانى دوم بيشتر دلمشغوليها به نيچه در واقع به منزله واكنش‏مستقيم يا غير مستقيم به تفسير هايدگر از نيچه بود. امتياز بزرگ والتر كافمن اين بود كه در دهه‏1950 نيچه‏شناسى را به مسيرى جديد هدايت كرد. او مى‏خواست به جهانيان نشان دهد كه‏ظهور نيچه فى حد ذاته يك رويداد عمده تاريخى است و انديشه‏هاى او بايد نه تنها خاطر يك‏ملت يا فقط خاطر فيلسوفان، بلكه خاطر جميع آدميان را در همه جا به خود مشغول كند. به‏عقيده او، اراده معطوف به قدرت كه هسته مركزى فلسفه نيچه است، اصلى غيرسياسى و هدف‏آن چيرگى شخصى و وجودى بر خود و استعلا از خويشتن است. تصويرى كه كافمن بدين گونه‏رسم كرد، پر تأثيرترين تصوير نيچه در دهه‏هاى 1950 و 1960 و 1970 از كار درآمد.
اما آنچه "نيچه جديد" ناميده مى‏شود عمدتاً از آثار نويسندگان فرانسوى سر برآورد. غالباًحتى به اين "نيچه جديد"، "نيچه فرانسوى" گفته مى‏شود. كتاب مهم هايدگر درباره نيچه به‏فرانسه ترجمه شد، و بسيارى از آثار فرانسويان را مى‏توان در واقع رديه‏هايى بر تفسير هايدگردانست و پافشارى بر خصلت استعارى نوشته‏هاى نيچه. اما شايد مهمترين نكته درباره نيچه‏جديد اين باشد كه برخلاف كافمن كه نيچه را ميراث‏دار عصر روشنگرى در قرن هجدهم معرفى‏كرده بود، فرانسويانى مانند ژرژ باتاى، ژيل دولوز، دريدا، فوكو، و ليوتار در بيست سال گذشته‏در اساس منكر اين امر بوده‏اند. متفكران عصر روشنگرى معتقد بودند كه ايده‏هاى درست به‏عمل درست مى‏انجامند. ولى كسانى كه از آنان نام برديم مى‏گويند چيزى به اسم درست يانادرست مطلق براى نيچه وجود ندارد و او اخلاق را از اساس به قلمرو نسبيت برده است.
به لحاظ تاريخى شايد بتوان گفت مهمترين نقطه عطف در نيچه‏شناسى، وقايع دوران‏سازسال 1968 و شورش دانشجويان در فرانسه بود. ژيل دولوز در 1973 نوشت "اگر بپرسيد چه برسر نيچه آمده است، پاسخ مى‏دهم به جوانانى رجوع كنيد كه امروز نيچه مى‏خوانند. آنچه‏جوانان اكنون در نيچه كشف مى‏كنند غير از آن چيزى است كه نسل من كشف مى‏كرد. مى‏پرسيدآهنگسازان و نقاشان و فيلمسازان جوان چرا خاطرشان به نيچه مشغول است؟ جواب ساده‏است. نسل دهه 1960 مشاهده كرد كه نيچه همان پيامبر ضدفرهنگى است كه مى‏جسته است، وشالوده فكرى دلهره و اضطراب و نيهيليسم را بايد در او بجويد."
به طور كلى در تفكر فلسفى در فرانسه بعد از جنگ جهانى دوم، سه مرحله پياپى مى‏توان‏تميز داد. نخست اگزيستانسياليسم كه در دهه‏هاى 1940 و 1950 عمدتاً در كارهاى سارتر ومرلوپونتى جلوه كند و ملهم از هوسرل و هايدگر و سپس از ماركس است. كه به آن "ازدواج‏پديدارشناسى و ماركسيسم" لقب داده‏اند. سرچشمه الهام مرحله دوم، يعنى ساختارگرايى، دراوايل دهه 1960 به ظهور رسيد كارهاى زبانشناس سوئيسى فردينان دو سوسور است.ساختارگرايانى مانند كلود لوى استروس و ژاك لاكان و لويى آلتوسر كه بشدت به پديدارشناسى‏و جايگاه ممتاز فاعليت يا سوبژ كتيويته در آن بى‏اعتماد بودند، هر يك به ترتيب درانسان‏شناسى و روانكاوى و اقتصاد سياسى به روشهاى سوسور روى آوردند. اقبال‏ساختارگرايان به فرويد و ماركس با نظريات هايدگر درباره نيچه جمع شد و صحنه را براى‏مرحله سوم در انديشه فرانسويان يعنى پساساختارگرايى آماده كرد.
بايد هشدار دهم كه اصطلاح پساساختارگرايى در اينجا صرفاً به لحاظ تاريخى به كار مى‏رود- يعنى آنچه پس از ساختارگرايى آمد - و از اين جهت در ترجيح به "ساختارشكنى" از آن‏استفاده مى‏شود كه نامى است براى سبك تحليلى و فلسفى فقط يكى از فيلسوفان‏پساساختارگرا، يعنى ژاك دريدا، و همچنين در ترجيح به "پست مدرنيسم" كه در حوزه فلسفه‏صورت سياسى شده پساساختارگرايى است. جمع كردن انديشه معاصر فرانسوى تحت يك"جنبش" بتنهايى البته خالى از بعضى خطرها نيست و خود متفكران فرانسوى از اينگونه‏استراتژيهاى تجميعى پرهيز دارند. ولى اگر بتوان يك وجه جامع براى آنان ذكر كرد، مسلماً آن‏وجه جامع نيچه است، هر چند البته رويكرد به او در متفكرانى مانند دريدا، دولوز، فوكو،ايريگاره و ليوتار صورتهاى گوناگون به خود مى‏گيرد.
رويكرد به نيچه همچنين مهمترين وجه افتراق پساختارگرايان فرانسوى از ساختارگرايان واگزيستانسياليستهاى پيشين است. ولى خود اين رويكرد در انديشه دو گروه از پساساختارگرايان‏به شكل عمده در مى‏آيد: اول كسانى كه فلسفه نيچه در آنان موضوع تفسير و تأويل است ومفاهيم عمده در نيچه - از قبيل اراده معطوف به قدرت و بازگشت ابدى و نيهيليسم و ابرانسان -را با روشهاى سنتى پژوهشى مورد تفسير قرار مى‏دهند. گروه دوم كسانى هستند كه از نيچه براى‏پروراندن نظريات فلسفى خودشان استفاده مى‏كنند. از مهمترين كسان در اين گروه از ميشل فوكوو ژاك دريدا مى‏توان نام برد.
دريدا در آثار متعدد از نيچه به عنوان نقطه عطف يا سكوى پرشى استفاده مى‏كند براى دست‏و پنجه نرم كردن با قرائت هايدگر از نيچه و اصولاً با كل فلسفه هايدگر، يا براى بحث درباره جنبه‏سياسى تفسير و تأويل.
در آثار فوكو، شخصيت محورى بدون شك نيچه است و سراسر نوشته‏هاى او مشحون ازحضور نيچه است. در 1971، فوكو مقاله‏اى نوشت به نام "نيچه، تبارشناسى، تاريخ" كه بسيارمعروف شد. به عقيده او، تاريخ رويدادها را از چشم‏انداز غايت و فرجام لحاظ مى‏كند و معناى‏آن را پيشاپيش مى‏داند. ولى تبارشناسى متوجه تصادفى بودن رويدادها و بخت و صدفه خارج‏از هر گونه غايت متصور از پيش است. سر و كار تبارشناسى با "برخاستن" و "منشأ گرفتن" و"زايش" است، به معناى منشأ اخلاق يا زهد و رياضت يا عدالت يا كيفر و پاداش. فوكو مى‏گويداينگونه تحليل تبارشناسانه در نيچه - بويژه در تبارشناسى اخلاق - نشان مى‏دهد كه هيچ راز ياذات خارج از ظرف زمان در پس چيزها پنهان نيست. تنها راز اين است كه ذاتى وجود ندارد و اگرهم داشته باشد تكه تكه از چيزهاى بيگانه با آن درست شده است. به عقيده فوكو، تبارشناسى‏نيچه به ما امكان مى‏دهد كه به اتفاقات و خطاها و ارزيابيهاى نادر پى ببريم كه منشأ امور وارزشهاى هنوز موجود بوده‏اند. بدين ترتيب متوجه مى‏شويم كه آنچه مى‏پنداشتيم مقدس وغيرقابل تعرض و مصون از چون و چراست؛ در واقع محصول رويدادهايى يكسره تصادفى بوده‏است.
بحث درباره رابطه نيچه و متفكران معاصر فرانسوى البته به اين مختصر پايان نمى‏گيرد.غرض فقط نشان دادن خطوط كلى آن بود. اما پيش از پايان سخن، بد نيست اشاره‏اى هم به رابطه‏ماركسيسم با نيچه داشته باشيم. اينكه نازيها نيچه را بپسندند البته قابل فهم بود. اما كمونيستها به‏هيچ وجه نظر خوشى به او نداشتند. يكى از بزرگترين نظريه‏پردازان ماركسيست گئورگ لوكاچ،همت فراوان صرف كوبيدن نيچه كرد، و در كتاب معروفش انهدام عقل كه در 1952 به چاپ‏رسيد، آثار نيچه را مجادله‏اى مستمر عليه ماركسيسم و سوسياليسم معرفى و محكوم كرد. لوكاچ‏معتقد بود والتر كافمن اشتباه كرده كه نيچه را به هگل و عصر روشنگرى ربط داده است، زيرانيچه منكر عقل و معرفت عينى است و فقط مى‏تواند نزد پست‏ترين غريزه‏هاى بهيمى ووحشيانه آدمى مقبول بيفتد، و كل فلسفه او پوچ و پوسيده و دروغ است. كسانى كه ماركسيسم راحامل يقين علمى مى‏دانستند اين گفته‏ها را به گوش جان مى‏شنيدند، ولى ترديدها از دهه 1960آغاز شد و پس از فروپاشى شوروى، در دهه 1990، بازنده اين بازى لوكاچ از آب در آمد نه نيچه.
در هر گونه بحث درباره نيچه در انديشه عصر حاضر، بدون شك بايد به رغم زن گريزى‏ظاهرى او، از نفوذش در جنبش فمينيسم نيز سخن گفت. 
حاصل كلام به زبان ساده و براى فرد غير فيلسوف اينكه: نيچه مسلماً ويرانگر است، وهميشه مى‏تواند نشان دهد كه عقايد شما درست نيست. او ايمان مردم را به درستى عقايدشان‏متزلزل مى‏كند، و مى‏گويد درست يعنى آنچه براى شما درست است. و يقيناً كسى كه بگويدعقل معيار حق و حقيقت نيست، پايه اخلاق را به لرزه در مى‏آورد. بنابراين، اگر نگاهى به‏پيرامونتان بيندازيد و احساس كنيد كه زمين زير پايتان مى‏لرزد، بهتر است همچنين نظرى هم به‏نيچه بيفكنيد كه در عصر جديد شايد مهمترين "گسل" منشأ آن زلزله بوده است


تاريخ : یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

                 هستی از دیدگاه نیچه

 طبق نظر هایدگر مواضع اصلی نیچه را می توان بر پایه پنج عنوان راهنما مشخص کرد.اراده معطوف به قدرت ،نیست انگاری ،بازگشت جاویدان همان ،ابرانسان و عدالت

اما قصد مان این است که نظر نیچه را درمورد«هستی» بیان کنیم در نظر نیچه هستی چیزی جز تفسیر و برداشت انسان نیست .اگر نظر پردازی انسان در مورد موجودات نباشد هستی موجودات فاقد معناست و معنای هستی قائم به تفسیر و برداشت انسان است.

تفسیر و تاویل به مثابه تقلیل وتحویل

اولین گام نیچه در راه تفسیر هستی این است که به روش تقلیل و تحویل هستی جهان را به حداقل ممکن فرو می برد و دو جهان سنتی مسیحیت موسوم به دنیا و عقبا را به یک جهان تقلیل می دهد.نیچه باور به جهان عقبی را مزاحم فهم جهان هستی می داند.جهانی که موجب شده است تا ارزش های عالم حیات یا جهان زندگی ،همه ازآن سلب گردد و به جهان غیر قابل تجزیه  و تحلیل و غیر قابل دسترس آخرت نسبت داده شود

مابعدالطبیعه نیچه با این نشان شناخته می شود که جز این جهان به جهان دیگری نمی اندیشد .نزد او هیچ هستی آن سویی وجود ندارد نیچه برآن است تا شقایق دیرینه میان جهان نهفته در ژرفا و جهان صرفاً پدیداری(جهان حقیقی و جهان ظاهری ) را یکسره کنار بگذارد نزد او جهان همین است که هست و این جهان های ماست که در اشکال مختلف اراده معطوف به قدرت بنا می گردد.و خارج از این جهان  هیچ جهان دیگری نیست در مابعد الطبیعه نیچه جهان تنها به صورت حلول محض {یعنی فاقد هر گونه تعالی} وجود دارد

در نظر نیچه ،قول به دو جهان مایعه بدنامی دنیا و زندگی است درست همین دنیایی که آدمیان باید در آن سکنی گزینند و خود را با آن وفق دهند بی اعتبار شمرده می شود جهان حقیقی به این جهانی که ما در آنیم با ظن و بدگمانی عظیم می نگرد و آن را پست و بی ارزش می شمارد  جهان حقیقی خطرناک ترین قاتل زندگی است

نیچه تیر خلاص را بر مغز مابعد الطبیعه سنتی می زند و اعلام می کند که تفسیر هستی قائم به عقل و کار عقل نیست از نظر نیچه هستی (یعنی تفسیر هستی ) معقول نیست و پیداست که عقل از دری که خارج شود عناصر غیر عقلانی انسان از قبیل عواطف،احساسات،هیجانات و تمایلات از همان در وارد می شوند نیچه بر آن است که میدان معرفت بشری را از عقل خالی کند و راه را برای ورود عواطف و احساسات باز کند.آنجه خاص نیچه است عبارت است از نشاندن عواطف و احساسات (و اصولاً عناصر غیر عقلانی )به جای عقل که این هم سابقه آن به دوید هیوم  می رسد اما نیچه اهداف دیگری داشت هیوم بیشتر مایل بود ناکارآمدی عقل را نشان دهد اما نیچه می خواهد شان مخرب عقل را به نمایش بگذارد .

شناخت هستی یک فریب است و نیچه با این موضع گیری در مورد هستی راه را برای نشاندن صیرورت به جای هستی باز می کند اگر هستی قابل شناخت عقلی نیست می توان صیرورت را به جای آن نشاند «اگر حقیقت خطا و فریب است در این صورت در مورد چیزی (و در مورد هیچ چیز) نمی توان با یقین گفت که هست »؛ پس ذات جهان به جای هستی صیرورت است اکید تر از این :که آدمی باید هیچ چیز هستی دار را نپذیرد _چرا که در آن صورت ،« شدن» ارزش خود را از دست می دهد و عملا به صورت امری بی معنا و زائد در می آید

این مسئله که هستی جز این تفسیر و هستی مفسر چه می تواند باشدبه و سیله قوه فاهمه انسان حل شدنی نیست زیرا هر درکی که فاهمه انسان از اشیا دارد ،به سبب ساختار ذاتی انسان این فاهمه همواره و همزمان به درکی که فاهمه انسان از خود دارد همراه است در واقع این نظریه بنیادین نیچه است که بدین صورت بیان می گردد همه هستی هستی تفسیر شده است هیچ شی فی نفسه و  هیچ علم مطلقی وجود ندارد خصلت هستی خصلتی دیدگاهی و فریب انگیز است به همین منوال چیزی به نام رویداد فی نفسه نیز وجود ندارد آنچه رخ می دهد گروهی از پدیدار هاست که یک موجود تفسیر گر(انسان) آنها را برگزیده و فراهم آورده است بدین قرار نیچه به این نتایج می رسد اولا هیچ درک حقیقی از هستی قائم به ذات وجود ندارد ثانیا،مععرفت شناسی ناممکن است

 هستی در فلسفه نیچه تبدیل به امری بشری می شود

اگر سوال شود که آفرینش چیست می توان جواب داد که افرینش تولید جذبه ناک شی زیباست.اشیا از طریق آفرینش تحقق می یابند به این دلیل ذات آفرینش قائم به ذات اثر هنری است پس آفرینش را فقط از طریق مطالعه هستی اثر هنری می توان شناخت ذات اثر هنری منشا و ریشه ذات آفرینش است اما درنوشته های نیچه به جای تاکید بر تعریف اثر هنری آفرینش به عنوان یک جریان حیاتی مورد بحث واقع شده است جریانی که ذات آن جذبه است پس از نظر نیچه خلاقیت عبارت است از یک حالت انفجار آمیز.

در فلسفه نیچه پیوند بین هستی و اراده از طریق صیرورت ممکن است اگر وجود اراده معطوف به قدرت باشد پس ذات آن باید صیرورت باشد هاید گر می گوید هستی از نظر نیچه صیرورت است و ذات این صیروت کنش و فعالیت اراده است و اراده ذاتا معطوف به قدرت است

این مطلب ادامه دارد........



تاريخ : شنبه سی ام آبان 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

دانلود قدرتمندترین آنتی ویروس

 Norton AntiVirus 2010 

Norton AntiVirus 2010  در برابر ويروس ها و تبليغاتی, و ديگر تهديدات و روباهاني! تهديد heuristically تبليغاتی سختگيری فراوان, شبكه اينترنت متصل سختگيری فراوان كرم حملات, و محافظت می کند.

بلوك نوترون زودي بازار ضدويروس هاي پيشرفته با تبليغاتی ويروس ها و حفاظت دارد. تمام این کمک میکند شما حفظ كامپيوتر با توقف ويروس و تبليغاتی, و ديگر مخاطرات امنیتی. آثار نوترون در اين زمينه زودي بازار ضدويروس هاي اين نوع اشعه الكترومغناطيسی با شما میتوانید اينترنت, از خواندن اخبار, بازي كنند, و يا نرم افزار دانلود موسيقي را بدون اختلال شد. سی تی اسکن و پاك آن نيز تمام پيام رسانی آنی ايميل و (مقرراتش) تعلقهاى گروهى, مانع از دريافت ويروس, و گسترش آنها به ديگران. با ايجاد و فراموش كند-ناقدان, آزمايشات نوترون پرانرژي زودي بازار ضدويروس هاي چك و همواره به گزارشات به صورت اتوماتيك بلوك خطر جديد و تهديد شدن نظام شما. علاوه بر حفظ آخرين خبرها, آزمايشات نوترون پرانرژي فراهم زودي بازار ضدويروس هاي محصول جديد را در سراسر خطوط را خدمت مردم مي‌پرداختند

قابلیدهای کلیدی Norton AntiVirus 2010 v17.0.0.136

ضد ويروس
"تبليغاتی ضد
"حمايت کرد: سرمایه گذاری
تازه های عظیمی! آزمايشات نوترون پرانرژي بينش دانلود
تازه های عظیمی! پرونده‌ نوترون بينش
تازه های عظیمی! آزمايشات نوترون پرانرژي بينش تهديد
آخرين خبرها "آزمايشات نوترون پرانرژي نبض
ضد rootkit ندارند.
"آسيب پذيري حمايت
تازه های عظیمی! شبكه norton™ معرفت
تازه های عظیمی! 2 حمايت sonar™ رفتاري
تازه های عظیمی! آزمايشات نوترون پرانرژي بينش نظام


دانلود   / 74.9/   Norton AntiVirus 2010 v17.0.0.136  



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
هشت رازي كه زنها نمي خواهند مردها بدونن


هشت رازي كه زنها نمي خواهند مردها بدونن
آيا تابه حال به اين فكر كرده ايد كه در ذهن خانم ها چه مي گذرد؟ آيا مي دانستيد كه گاهي اوقات منظور خانم ها آن چيزي نيست كه بر زبان مي آورند؟ آنها ممكن است چيزي به زبان بياورند و منظورشان دقيقاً برعكس آن باشد.


آيا تابه حال به اين فكر كرده ايد كه در ذهن خانم ها چه مي گذرد؟ آيا مي دانستيد كه گاهي اوقات منظور خانم ها آن چيزي نيست كه بر زبان مي آورند؟ آنها ممكن است چيزي به زبان بياورند و منظورشان دقيقاً برعكس آن باشد. اما خانم ها واقعاً چه مي خواهند؟ در اين مقاله رازهايي را برايتان فاش مي كنيم كه خانم ها اصلاً دوست ندارند شما آنها را بدانيد!

* بلوندها هميشه هم خنگ نيستند. اگر فكر مي كرديد كه همه بلوندها خنگ هستند بايد بگويم كه كاملاً در اشتباهيد. رنگ مو ارتباطي با هوش ندارد. آنها فقط خودشان را خنگ جلوه مي دهند كه جذاب تر و بانمك تر به نظر برسند و شما پول بيشتري خرجشان كنيد. و اگر شما اين كار را بكنيد آنوقت بايد بگوييم كه خنگ شما هستيد نه آنها!

* خانم ها به حد مرگ حسودند. شايد انكار كنند اما واقعيت اين است كه شديداً حسادت مي كنند اگر طرفشان با يك زن ناشناس يا حتي يك دوست حرف بزند. شايد طور ديگري خود را نشان دهد اما مطمئن باشيد كه شعله هاي حسادت درونش زبانه مي كشد.

* من س*ك*س*ي ترين زن دنيام. همه خانم ها چنين طرز تفكري دارند حتي اگر سعي كنند كه انكارش كنند. تقريباً همه خانم ها دوست دارند احساس كنند كه تنها ملكه زيبايي در دنيا هستند و هيچ چيز ديگري در دنيا با آنها برابري نمي كند.

* من چاقم؟ مطمئنم كه اين جمله تابه حال چندين و چند بار به گوشتان خورده است اما اجازه بدهيد خيلي راحت قبول كنيم. خانم ها هرچقدر هم كه لاغر باشند به هيچ وجه خودشان را لاغر نمي دانند. تقريباً همه خانم ها عادت دارند كه هر لباسي كه مي پوشند قبلش بپرسند كه چاق نشانشان مي دهد يا نه.

* هميشه درمورد خريدهايشان دروغ مي گويند. ممكن است براي خريد موادغذايي بيرون رفته باشند اما مطمئناً براي خودشان هم يك چيزي مي خرند. بعد سعي مي كنند يا آنرا پنهان كنند يا درمورد قيمت آن دروغ بگويند.

* هيچ رازي را با آنها درميان نگذاريد. تقريباً همه خانم ها هر رازي كه به آنها بگوييد را با دوستانشان هم درميان مي گذارند. اگر اينكار را نكنند آنوقت وقتي براي ناهار بيرون مي روند يا براي خوردن چاي دور هم جمع مي شوند حرف كم مي آورند. اين مسئله حتي درمورد خصوصي ترين رازهايتان هم صدق مي كند (اميدوارم متوجه شده باشيد منظورم چه رازهايي است).

* چه كفش هايي پايتان است؟ بله واقعيت دارد، خانم ها مردها را از روي كفش هايشان مي سنجند. پس بهتر است دفعه بعد كه بيرون رفتيد، كفش هاي شيك تر و تميزتري بپوشيد.

* وقتي خيانت كنيد مي فهمند. سيستم عاطفي و احساسي خانم ها آنقدر قوي است كه وقتي خيانت كنيد سريع به آنها انتقال مي دهد. هرچقدر هم كه در اينكار خبره باشيد اما مطمئن باشيد كه از چشم او پوشيده نمي ماند.

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
تاريخ : سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
چگونه می توان در دیگران نفوذ کرد

1) انتقاد، شكايت و محكوم نكنيد.

2) صادق باشيد.

3) در ديگران انگيزه ايجاد كنيد.

4) ذاتاً به ديگران علاقه مند باشيد.

5) هميشه حتي در هنگام مشكلات و سختي ها خنده رو باشيد.

6) به ياد داشته باشيد كه نام هر فردي زيباترين و مهمترين كلمه است.

7) شنونده خوبي باشيد. ديگران را تشويق كنيد در مورد خود صحبت كنند.

8) براساس علايق ديگران صحبت كنيد.

9) طوري رفتار كنيد كه ديگران احساس كنند مهم هستند و هر كاري كه از دستتان بر مي آيد صادقانه برايشان انجام دهيد.

10) بهترين راه موفقيت در بحث، اجتناب از آن است.

11) به «نظر» ديگران احترام بگذاريد. هرگز نگوييد «اشتباه مي كنيد».

12) اگر اشتباه كرديد، سريع و صادقانه آن را بپذيريد.

13) دوستانه صحبت كنيد.

14) طوري صحبت كنيد كه طرف مقابل هميشه در پاسخ تان «بله» بگويد.

) اجازه دهيد طرف مقابل بيشتر صحبت كند.

16) اجازه دهيد طرف مقابل احساس كند از شما برتر است.

17) صادقانه همه چيز را از نگاه طرف مقابل ببينيد.

18) با عقايد و آرزوهاي مثبت و سازنده ديگران همراه شويد.

19) با افراد مثبت و انگيزه دهنده دوست باشيد.

20) عقايدتان را به ديگران تحميل نكنيد.

21) خود را با علائم غيركلامي طرف مقابل هماهنگ كنيد.

22) صادقانه از ديگران تعريف كنيد.

23) اشتباهات ديگران را غير مستقيم تذكر دهيد.

24) قبل از انتقاد از ديگران در مورد اشتباهاتتان صحبت كنيد.

25) به جاي دستور صريح، سؤال كنيد.

26) در ديگران احساس امنيت ايجاد كنيد.

27) هر پيشرفت جزيي و هر نكته مثبتي را تحسين كنيد.

28) مشوق باشيد و بكوشيد اشتباه ديگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهيد.

29) بگذاريد افراد از انجام پيشنهادات شما خوشحال شوند.

30) اگر براي كسي كاري انجام مي دهيد، انتظار جبران نداشته باشيد.



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

رازهایی از هدیه دادن گل

گل علاوه بر سمبل زیبایی، یکی از هدایایی است که نشان دهنده احساسات و عواطف انسان در شرایط مختلف است. هدیه دادن گل برای هدیه گیرنده احساس خوشایندی را به وجود می آورد که معمولا نشانه علاقه و صمیمیت هدیه دهنده محسوب می گردد و باعث زینت و شادابی محفل نیز می شود. بهترین استفاده ای که می توان از این هدیه شادی بخش نمودآن است که گل های مختلف را در معانی متفاوت به عزیزانمان و آن هایی که دوستشان داریم هدیه بدهیم. این کار موجب می شود تا موجی از شادمانی و احساس صمیمیت و رضایت در وجود آن ها به حرکت درآید و غم و اندوه و مشکلات را مورد هجوم قرار دهد، علاقه افزایش می یابد و محبت ها پایدارتر می شود.

گل لطیف است و احساس لطافت را در روح انسان ها دوچندان می کند و رایحه خوش آن تمام وجود فرد را دگرگون می سازد. اهدای گل نیاز به مناسبت ندارد و بد نیست بعضی وقت ها شاخه ای گل به همسر، مادر، پدر، خواهر، برادر، فرزند و همکار و آن هایی که دوستشان داریم هدیه بدهیم. با  اهدای گل عواطف و احساسات خود را بیان کنیم و دیگران را شگفت زده نماییم. دست کم با این کار طراوت، شادابی، خنده و صمیمیت جای سلام و احوالپرسی روزمره و تکراری مارا خواهد گرفت و در وجود طرف مقابل غوغایی شگفت انگیز به پا خواهد شد.

کاربرد گل در کشورهای مختلف

   در  اغلب کشورهای اروپایی مرسوم است کسانی که به میهمانی شام دعوت می شوند برای تشکر از خانم میزبان چند شاخه گل به او هدیه دهند. در ژاپن هر گل معنای مختلفی دارد  و در موارد مختلف مردم آن کشور از گل استفاده های فراوان می کنند. آن ها به پرورش گل علاقه زیادی دارند و در گل آرایی از استادان توانمند و برجسته ای برخوردارند. ژاپنی ها هرسال جشن گل برگزار می کنند و اغلب عشاق آن کشور باتوجه به این که هر گل معنا و مفهوم خاصی دارد احساس خود را با آن بیان می کنند و بانوان آن سرزمین هم برای نشان دادن درخواست و نظرات خود از گل هایی که به همان معنا هستند بهره می برند. در این کشور گل داودی نشانه طول عمر است و در مراسم بازنشستگی افراد یکدسته گل داودی به آن ها هدیه می دهند و به این ترتیب برای او زندگی طولانی آرزو می کنند. اهدای شکوفه گیلاس یادآور آن است که زندگی زودگذر است و نباید آن را سخت گرفت و موجب آزار و اذیت دیگران شد.

 البته یونانی ها اولین ملتی بودند که برای گل های مختلف معانی مشخصی تعریف کردند و در زندگی خصوصی و اجتماعی از آن استفاده نمودند. بعد از آن رومی ها از این روش استقبال کردند و سایر مردم جهان کم و بیش آن را پذیرفتند.

در کشور ما هم گل ها کاربدهای مختلفی دارند و هر گل به عنوان نوعی نماد و نشان مشخص مورد استفاده قرار می گیرد. ایرانی ها معمولا از گل برای ابراز علاقه به جنس مخالف، جشن و میهمانی ها، تبریک به عروس و داماد، عیادت مریض، کسی که خانه جدید خریده است یا فرزندی به دنیا آورده استفاده می کنند.

گل لاله در کشور ما طرفداران زیادی دارد و در رنگ های مختلف پرورش می یابد. جشنواره گل لاله پایان بهار هرسال باحضور اغلب طرفداران داخلی و خارجی برگزار می شود و عرضه آن در سطح کشور گسترش می یابد که با استقبال بی نظیر ایرانیان مواجه می شود.

معنای گل ها

معنای گل ها در ادوار مختلف متفاوت بوده است. مثلا گل رز که مورد علاقه اغلب افراد بوده است در دوره رنسانس سمبل شهادت و عشق آسمانی و بعد از آن نشانه آرامش، نعمت و صلح بوده است. این گل در مصر باستان نشانه تقوی و پاکدامنی و در عهد یونانی ها نشانی مقدس بوده و رومی ها آن را به عنوان سمبل فتح و پیروزی می شناخته اند.  اما گل رز امروزه همه جا معنای عشق و زیبایی دارد.

در اغلب کشورها گل ها از معانی یکسانی برخوردار شده اند که دانستن آن ها استفاده به موقع از معانی آن می تواند در بهبود ارتباط نقش موثری داشته باشد.

گل بنفشه به معنی نجابت و کم رویی، اندیشه ناگفته ، پاکدامنی ، فروتنی

گل شقایق: اختلاف

گل سرخ: عشق و زیبایی

رز سیاه : مرگ و تسلیت

رز سفید : عشق مبارک و فرخنده

رز کاملاً شکفته : تعهد و دوست داشتن

دسته گل رز : قدردانی

ترکیبی از گل رز سفید و سرخ : سازش، اتحاد

سوسن: ملاحت و زیبایی

سوسن سفید: دوشیزگی و پاکیدامنی

خشخاش: تنبلی و سستی

شکوفه پرتقال: علاقه به ازدواج

سنبل: اندوه و تاسف

شب بو: عشق در حال سیه روزی و بدبختی

زنبق سفید: عفت و پاکدامنی

کاملیای سفید : قابل ستایش و پرستیدنی

کاملیای صورتی: در آرزوی رسیدن به یکدیگر

کاملیای قرمز : عشق آتشین

نیلوفر آبی : حقیقت

آنتوریوم: عشق ، علاقه و محبت

داوودی : تو دوست فوق العاده من هستی

آفتابگردان : ستایش ، غرور و پرستش

نرگس : غرور و خودبینی

نرگس زرد : احترام

اقاقیا : عشق پاک

کاکتوس: پایداری و استقامت

لاله : عاشق واقعی

مریم : لذت بردن

میخک : جواب مثبت به درخواست عشق

قاصدک : وفاداری ، خوشبختی و صداقت 

نسترن : احساس همدلی و تقاضای دوست داشتن

پامچال : بدون تو ادامه زندگی را نمی خواهم.

یاسمن : شادی و دلپذیری

رزماری : یادآوری خاطرات گذشته

البته تعداد شاخه های دسته گل اهدایی هم معنای مختلفی دارد:

یک شاخه گل: توجه

سه شاخه گل:  احترام

پنج شاخه گل: علاقه و محبت

هفت شاخه گل: عشق  

10 شاخه گل لاله نشانه یک عشق بی نظیر و ماندگار می باشد.

علاقه و توجه به گل تا اندازه ای اهمیت دارد که برخی ملت ها از گل به عنوان علامت کشور خود استفاده کرده اند.

بلژیک: گل آزالیا

انگلستان: رز

رومانی: رز

هلند: لاله

کانادا: برگ افرا

یونان: بنفشه

چین: نرگس

مصر: نیلوفرآبی

ایران: گل سرخ

مکزیک : کاکتوس

لیتوانی: رو

ژاپن:  داودی

هندوستان: نیلوفر

اسپانیا: درخت انار

لهستان: گل گندم

پاراگوئه: شکوفه پرتقال

 

 



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
ساحل سریلانکا ، 26 دسامبر سال 2004 :پیش از رسیدن سونامی ویرانگر ،

 دریا 400 متر عقبنشینی میکند
 

دقایقی بعد دیواری از آب ، به سوی ساحل حرکت میکند:
 

------------ --------- --------- ----



ادامه مطلب...
تاريخ : چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

شش روش برای زنی که به همسرش وابسته است

 

1.زنان با جنبه غالب همسر (هرا):زنانی هستند که تا شوهر نکند ،احساس می کنند که نقص بزرگی در زندگی خود دارند .این دسته از زنان به همسرخود وابسته هستند و بسیار مراقب هستند که مبادا بی وفایی از او ببینند و لذا با  حسادتها و بعضاً کینه ورزی با زنان رقیب ، دائم در کشمکش و استرس به سر می برند.

 

2.زنان به جنبه غالب مادر (دیمیتر):زنانی هستند که بیشتر قدرتهای مادرانه و سرپرستی از نزدیکان خود را زندگی می کنند و حتی اگر ازدواج هم کنند به نوعی برای همسر خود مادری می کنند و ابراز رشد او را بدون در نظر گرفتن نیازهای عمده خود فراهم می کنند

 

مباحث امروز

آیا بین داستانهای رایج یک ملت و رفتار آنها نسبتی وجود دارد؟

اسطوره های تاریخی علیرغم ناباوری ما ،بشدت درروانشناسی ما نقش دارند ! منظور از ناخودآگاه جمعی و کهن الگو چیست؟ ایزد بانو یعنی چه ؟ معرفی اجمالی الگوی شخصیتی زنانه _آفرودیت /هرا /دیمیتر /هستیا/ پرسفون /آرتمیس/آتنا

ویژگیهای هرا:دختری /ازدواج/میانسالی

نقاط ضعف هرا و راههای رشد هرا

نگاشته این جلسه را به معرفی بیشتر زنان با جنبه غالب همسر (هرا) اختصاص می دهیم و اگر خدا یاری کند یکی از زیبا ترین و در عین حال سنگین ترین مباحث روانشناسی عمقی را با مثالهای ساده زندگی ایرانی خودمان تدریش می کنیم .در این مباحث مدیون پرفسور یونگ روانپزشک سوئیسی و پدر روانشناسی عمقی (deep p sychology) هستیم که به زیبایی ارتباط عمیقی را کشف کرد که بین مباحث انسان شناسی و اسطوره شناسی وجود دارد یونگ،شاگرد پدر روانپزشکی دنیا زیگموند فروین بود .فروید مهمترین کسی بود که روانپزشکی و روانکاوی و روانشناسی را به شکلی روشمند و ساختاری از حالت فانتزی و داستانی و روایی در بین دانشمندان به «علمی جدید » مبدل کرد یونگ در بین شاگردان فروید به حدی ممتاز بود او را «ولیعهد فروید» لقب دادند فروید بذری ذر بین شاگردانش کاشت که همان «ارتباط بسیارقوی بین داستانهای و ملتها و روحیات همان ملل » بود.یعنی ارتباط بین اسطوره های یک قوم و رفتار های آن قوم . یونگ گر چه بعد ها به علت تفکرات متفاوتش از چشم استادش فروید افتاد اما در دوران افسردگی ناشی از این جدایی و در آن انزوای جانکاه اندیشید ونهایتا دانش بزرگی را به کل بشریت اهدا کرد که امروز از آن به عنوان «روانشناسی عمقی »نام می برند . خوشبختانه در کشور ما مدتی است که اساتید ،مترجمین خوش فکر و ناشرین دلسوز به تدبین و تدریس ونشر تفکرات این دانشمند که لقب «مولوی عصر حاضر » را به او دادند.همت گمارده اند یونگ دریافته بود:

1.که هر ملتی داستانهای تاریخی و اسطوره های خود را دارد که نسل به نسل و سینه به سینه بین مردمش در انتقال است (مثلا اسطوره یونان و خدایان یونان برای غربیان ،رستم و سهراب و ماجرای عاشورای حسینی برای ما ایرانیان)

2.از بررسی و تحلیل رفتار و عمق داستان اسطوره ای هر ملت به رفتارهای آن ملت رسید و حتی رفتارهای آن  مردم را پیش بینی کرد و همواره فرزندان این خاک ،غبطه جوانمردی و میهمان نوازی و مرام و مردانگی آن بزرگ رامی خورند .پس طبیعی است که ملت ایران عمدتاً توان بهتری برای رفتارهای و شجاعت و... داشته باشد (مثلا ماجرای زنده یاد تختی و الکساندر مدویت روس در مسابقات جهانی )و ضمناً این ملت رفتار های از جنس اسطوره های خود را بشدت تحسین کنند به همین دلیل است که ایالات متحده در جنگهای اخیر خود در منطقه برای برقراری حکومت های موفق در افغانستان و عراق تیمهای مطالعاتی قوی درباره فرهنگ شناسی و اسطوره شناسی افغانها و اعراب وایران را به خدمت گرفته است که مبادا خلاف جریان جاری روح ملل تحت اشغال رفتار کند (اشتباه شدید بازجویان آمریکایی درابو غریب و شعله ور شدن آتش غیرت اعراب تا کنون )

3.یونگ دریافته غیر از اینکه هر فردی دارای بخشهای آگاه و نا خودآگاه است و ناخودآگاه مخفی هر کس ، پارامتر مهمتری در رفتارهای اوست بلکه ملتها نیز بخش آگاه و نا خودآگاه دارند و اتفاقاً بخش نا خودآگاه یک ملت در درون تک تک انسانهای آن قوم در جریان است و حتی می توان کل بشریت را دارای یک «ناخودآگاه جمعی » در نظر گرفت .

4.مفهوم نا خودآگاه از آن مفاهیمی است که فهمش باعث تحول فکری روانشناسی شد اگر این تئوری راقبول کنیم ؛ به نتایجی جالبی می رسیم ما خام و به شکل صفحه ی سفید به دنیا می آییم اکثر ما بدون آموزشی خاصی از تاریکی می ترسیم از مار فرار می کنیم از فداکاری لذت می بریم از خیانت بدمان می آید انگار از پیش در همه ما بعضی ویژیگیها تعبیه شده است آیه سوره شمس قرآن کریم نیز شاید به این موضوع اشاره دارد «فالهما فجورها و تقویها ـ به انسان راه خیر و شر را الهام کرد »

5.شاید از خود بپرسید که آخر این بحث های خشک چه ربطی به مشکلات زنان و مردان ما دارد ؟ اتفاقا اگر بتوانیم این بحث را خوب جا بیندازیم یکی از بهترین شاه کلیدهای خود شناسی را به شما خواننده صبور خواهم داد در ناخودآگاه همه ما , الگو هایی وجود دارد معادل قهرمان و داستانهای اسطوره ای و البته اگر این الگو ها را شناسایی کنیم می توانیم از آنها بهترین استفاده را برای خود شناسی و شناخت دیگران ببریم خانم شینودا بولن ، روانپزشک پیرو مکتب کارل گوستاو یونگ درکتاب مشهور خود موسوم به «نماده های اسطوره ای و روانشناسی زنان در ایران با ترجمه آذر یوسفی » به هشت دسته زن اشاره می کند که اکثرین زنان را شامل می شود یعنی در نا خودآگاه اکثر زنان الگوی یکی از این اسطوره ای یا ایزد بانوان نهفته است و می توان رفتارهای آن زن را کاملاً پیش بینی کرد در مقاله قبل به هرا و و دیمیتر اشاره کردیم و با توجه به استقبال خوانندگان عزیز قصد داریم که زنان هرا تایپ را بیشتر بشناسیم .اگر خانمی در خود الگوی هرا را پیدا کرد آگاهانه نقاط و ضعف این تیپ شخصیتی را در بیابد و سعی کند قشنگ ترین گوهر درونیش را زندگی کند در ضمن این زن می تواند مشکلات خود را پیش بینی کند و متفکرانه از تله آنها برهد

6.نکته بسیارمهم :همه ما چه مرد و چه زن واجد همه این ویژگیهای ناخودآگاه جمعی هستیم ،ولی معمولاً یکی از این الگوها (که یونگ بدانها الگو =آرکیوتایپ می گفت) درما غالب است

مثلا خانمی بیشتر برای همه مادری می کند (دیمیتر )

مرد یا زنی هست که بیشتر قصد دلفریبی و عرضه زیباییهای خود را دارد(آفرودیت)

دختری که کاملاً و با چشم بسته وارد ارتباط با کسانی می شود که معصومیت او را می ربایند و روح او را مورد تجاوز قرار می دهند و او همیشه در معرض افسردگی و ترس از رابطه با مردان است و به دنبال معصومیت از دست رفته خود می باشد (پرفسون )

زنانی هستند که بدون نیاز به مردان کانون زندگی گرم نگه می دارند و روحی وسیع دارند و معمولاً معلمین خوبی برای پاکی و اخلاقند ، زنانی هستند که در صورت رشد و محیط خوب ،به استادانی معنوی مبدل می گردندو آتش عشق الهی را روشن نگه می دارند(هستیا)

زنانی هستند که انگار باید مرد می شدند ،همواره درجدال با ظلمهای دنیای مردانه که در حق زنان و کودکان می شود هستند دختری را می بینید که اهل ورزش و فعالیت و کار است و کمتر مردی می تواند به مرزهای او تجاوز کند و به طبیعت وحش عشق می ورزد (آرتمیس)

باز دختری را می یابد که عاشق پدرش است و مدافع حقوق بابا در خانه ،بسیار درس خوان و اهل تلاش و علاقه مند به هماوردی با مردان در پستهای مدیریتی و مشاورتی . بسیارتیزبین و دارای قدرت عاقله قوی ،مشاوره قدرتمند مردان موفق و مدیران ارشد. ( آتنا )

زنی را می یابد که بدون مرد و داشتن رابطه ای جدی و متعهدانه خود را ناقص می بیند اینها از سن کم وارد ارتباط می شوند و بشدت به خیانت و بی وفایی حساسند.و (هرا)

حالا با دانستن این نکته که درون اکثر ما ،وبژگیها بالا کم و بیش وجود دارد ، می پردازیم یکی از زنان بالا به نام هرا :

هرا   / الگو غالب همسر متعهد

الف /  شاید در کودکی هرا بوده اید

دخترانی که در بازی بچگانه ،پسر همسایه را مثلا صبحانه می دهند و بهش می گویند برو سر کار ( به جای خاله بازی عروسک شیر دادن  ) در نوجوانی معمولا در دبیرستان رابطه برقرار می کند و اتفاقاً از روابط آن گذاری دچار ضربه شدید عاطفی می شوند . وارد دانشگاه که می شوند باخودآگاه در  سال یک دو دنبال جدی می گردند و اگر ازدواج نکنند از 22-21 سالگی ترس ماندن و ازدواج نکردن را دارند

ب / ازدواج برای این زن امری مقدس است

زنانی که الگو هرا در روحشان غالب است ، بدون شوهر که مال آنها باشد ، احساس نقص دارند و زمانی که مرد زندگیشان را داشته باشند ، شاد و شکوفا هستند . در روابط عاطفیشان ، زنی وفادار و همسری تمام عیار را در می یابد . هیچ مردی جرات نزدیک شدن به هرای شوهر دار را ندارد این زن با ازدواج که احساس محترم بوند می کند بسیار دوست دارد که بیشتر خانم فلانی به او بگویند تا نام خودش .ازدواج برای چنین زنی بیشتر حالتی روحانی و مقدس پیدا می کند مثل یک مراسم روحانی مثل طواف مثل عبادت . این زن پس از ازدواج اکثر کارهایش را کنار می گذارد و فقط به شوهرداری و .... می پرداز  زن هرایی از درد فوت شوهرش التیام نمی یابد

ج / روابط کوتاه و کذری / روابط طولانی :

این مطلب ادامه دارد

 



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
WindowBlinds 6.4 Build 73 نام نرم افزاری می باشد که به کمک آن شما قادر به ایجاد تغییرات اساسی در ظاهر ویندوز و شکل و شمایل پنجره ها خواهید بود. این نرم افزار دارای پوسته های متنوع زیبا می باشد که به وسیله آن ها می توانید پوسته های متنوع و زیبایی را برای ظاهر ویندوز قرار دهید و از محیط کاری کامپیوتری خود لذت کافی را ببرید. این نرم افزار یکی از موفق ترین نرم افزارهای موجود در این زمینه از جهات مختلف می باشد و دارای طرفداران بسیاری می باشد. این برنامه محصولی از شرکت نرم افزاری StarDock می باشد.





از ویژگی های این نرم افزار می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- دارای پوسته های مختلف با رنگ بندی و ظاهر متفاوت برای سلیقه های مختلف
- استفاده آسان از نرم افزار و قابلیت اعمال تغییرات دلخواه
- پشتیبانی از پوسته های دیگر. شما می توانید پوسته های دلخواه خود را از اینترنت دانلود نمایید و به کمک برنامه آن ها را بر روی ظاهر ویندوز قرار دهید.
- پشتیبانی از تصاویر و نوار عنوان های متحرک در ویندوز
- قابلیت دانلود theme از طریق اینترنت
 و ... .

ادامه مطلب ...



تاريخ : دوشنبه یازدهم آبان 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
 

دانلود +دانلود +در سایت های زیر

 

 

دانلود نرم افزار+ آهنگ +عکس+ کتاب + و هر چی که دلت بخواد

 

در سایت های زیر

 

 

 http://www.onlydownload.ir/

 

www.freedownload.ir

 

http://4downloads.ir/

www.movie24.ir

www.mihandownload.com

www.softdownload.blogsky.com

www.p30download.com

www.tebyan.net/index.aspx?pid=18389

www.takmob.net/archive/software/computer/

www.bindownload.com/

www.kamyabonline.com


www.p30world.com



تاريخ : سه شنبه چهاردهم مهر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

فواید رابطه جنسی برای زوجها

* *

رابطه جنسی خوب چه فوایدی داره :

1- بهبود حس بویایی: پس از رابطه جنسی ترشح هورمون پرولاکتین افزایش مییابد. این هورمون سبب میگردد تا سلولهای بنیادی مغز نورونهای جدیدی را در پیاز بویایی مغز ایجاد کنند . (در دوران شیردهی نیز این بهبودی حس بویایی در زنان مشاهده میگردد

2- کاهش ریسک بیماریهای قلبی: داشتن بیش از 3 نوبت رابطه جنسی در طول هفته ریسک ابتلا به بیماریهای قلبی را درمردان به نصف کاهش میدهد. رابطه جنسی کلسترول خو ن را نیز کاهش میدهد.

3- کاهش وزن و تناسب اندام: رابطه جنسی یک نوع فعالیت بدنی است. یک رابطه جنسی پرحرارت 200 کالری انرژی می سوزاند، یعنی معادل 15 دقیقه دویدن بروی

دستگاه ترد میل(دو ثابت). ضربان قلب فرد برانگیخته (از لحاظ جنسی) از 70 بار در دقیقه به 150 بار در دقیقه افزایش می یابد. انقباضات حین رابطه جنسی باعث تمرین و درگیر شدن عضلات لگن، رانها، باسن، بازوها، گردن و قفسه سینه میگردد. پلاسمای منی مردان حاوی هورمونهای تحریک کننده غدد تیروئید میباشد، که میتواند باعث افزایش متابولیسم پایه در زنان و کاهش وزن آنان گردد.

4- رابطه جنسی باعث افزایش تولید هورمون تستوسترون میشود: این هورمون باعث محکمتر شدن عضلات و استخوانها میگردد .

5- کاهش افسردگی: زنانی که از لحاظ جنسی فعال بوده و شریک جنسی آنان نیز از

کاندوم استفاده نمی کنند، کمتر مستعد افسردگی میباشند. هورمون پروستاگلاندین موجود در منی مردان بوسیله دستگاه تناسلی زنان جذب گردیده و باعث تعدیل هورمونهای زنانه می شود. من ی مردان حاوی هورمونهای استروژن و پروژسترون میباشد که هر دوی آنها در بهبود خلق موثر میباشند. زنانی که در معرض منی شوهران خود قرار دارند (رابطه جنسی بدون کاندوم) شادتر میباشند.

(*البته حاملگی ناخواسته و عدم ابتلا به بیماریهای مقاربتی بایستی در

اولویت باشد* )

6- تسکین درد:درست قبل ازارگ اسم (اوج لذت جنسی) سطح هورمون اکسی توسین به

5 برابر سطح نرمال افزایش می یابد. این هورمون باعث ترشح آندورفین (ضد درد طبیعی بدن) گردیده و هرگونه دردی را تسکین میدهد. رابطه جنسی باعث ترشح هورمون استروژن نیز میگردد که میتواند دردهای قاعدگی را کاهش دهد.

7- سرماخوردگی کمتر: افرادی که 1-2 بار درهفته رابطه جنسی دارند، سطح پادتن

ایمنوگلوبین A در بدن آنها 30 درصد بیشتر میباشد. این امر باعث تقویت سیستم

ایمنی بدن میگردد.

8- کنترل بهتر مثانه: رابطه جنسی تمرینات کگل طبیعی می باشند و باعث تقویت

عضلات مثانه میگردد .

9- دندانهای سالم تر: پلاسمای منی (جذب شده از مخاط مهبل) حاوی روی، کلسیم و دیگر مواد معدنی میباشد که از پوسیدگی دندانها جلوگیری میکند. همچنین آداب برفراری رابطه جنسی، دو شریک جنسی را ملزم به رعایت اصول اولیه بهداشت از جمله مسواک زدن دندانها میکند .

10- سلامت پروستات: برخی اورولوژیستها به رابطه میان تعداد انزال و سرطان پروستات اعتقاد دارند. برای تولید مایع من ی پروستات و کیسه من ی موادی همچون روی، اسید سیتریک و پتاسیم را از خون میگیرند و آنها را تا 600 برابر تغلیظ میکنند. در این بین هر عامل سرطانزای موجود در خون نیز ممکن است به همراه این مواد و به همین میزان در پروستات تغلیظ و انباشته گردد. رابطه جنسی و انزال مکرر میتواند از انباشته شدن عوامل سرطانزا در درون غده پروستات جلوگیری به عمل آورد. البته ثابت گردیده داشتن رابطه جنسی با چندین شریک جنسی میتواند سرطان پروستات را در مردان تا 40 درصد افزایش دهد. (به خاطر افزایش ریسک ابتلا به بیماریهای منتقله از راه جنسی )

11- افراط در رابطه جنسی با همسر برای زنان بی خطر است: رابطه جنسی باعث

سفت شدن عضلات شکم و باسن و بهبود ساختار قامتی در زنان میگردد. البته مشروط بر اینکه از بیماریهای مقاربتی ،حاملگی ناخواسته و هرگونه استرس خبری نباشد. زنان یائسه ای که از رابطه جنسی امتناع می ورزند ممکن است دچار آتروفی(تحلیل) مهبل و مقاربت دردناک گردند. تمام هورمونهایی که زنان یائسه به آنها نیاز دارند، از طریق رابطه جنسی سالم با شوهرانشان قابل دریافت میباشد. (رابطه جنسی بدون کاندوم )

12- اما افراط در رابطه جنسی میتواند برای مردان دردسر آفرین باشد: آلت تناسلی مردان ممکن است دچار خراشیدگی و یا تحریک پوستی گردد. همچنین در رابطه جنسی خشن و طولانی مدت بافت آلت تناسلی مردان میتواند دچار آسیب گردد. شل شدن آلت پس از نعوظ و انزال بی علت نیست. هنگام نعوظ آلت مرد از خون پر میگردد. اما پس از آن دیگر خونی در آلت جریان نمی یابد. برای جذب مجدد اکسیژن عضلات آلت بایستی شل گردند. چنانچه شما اجازه ندهید تا آلت شل شده و استراحت کند، با این کار عضلات آلت را از دریافت اکسیژن کافی محروم کرده اید. در بیماری پریاپیسم(priapism) که در آن نعوذ دائمی پدید می آید، آلت ممکن است دچار مرگ سلولی گردد. به همین خاطر پریاپیسم یک اورژانس پزشکی محسوب میگردد .

13- افزایش جریان خون: رابطه جنسی جریان خون به مغز و دیگر اعضای بدن را

افزایش میدهد. بنابراین اکسیژن و مواد مغذی بیشتری به ارگانهای بدن رسیده و مواد زاید نیز سریعتر از بدن دفع میگردند .

14- افزایش طول عمر: نرخ مرگ و میر درافرادی که 2 بار درهفته به ارگاسم

میرسند، نصف افرادی است که در طول ماه تنها یک مرتبه ارگاسم را تجربه میکنند.

15- رابطه جنسی باعث افزایش سطح هورمون استروژن در زنان میگردد: این هورمون

باعث انعطاف پذیری و لغزندگی بیشتر مهبل شده و زنان را در برابر بیماریهای قلبی محافظت میکند.

16- رابطه جنسی در کاهش استرس و اضطراب بسیار موثر است: همچنین رابطه جنسی

باعث بهبود کیفیت خواب میگردد .

17- رابطه جنسی چنانچه با عشق توام باشد شفا بخش و درمانگر است: چنانچه همسری دارید که برایتان اهمیت قائل بوده و دوستتان داشته باشد و در مقابل شما نیز برای وی اهمیت قائل بوده و دوستش داشته باشید، از لحاظ احساسی وجسمی نیز با یکدیگر صمیمی باشید، آنوقت 3-5 برابر کمتر در معرض خطر مرگ زودرس و یا ابتلا به بیماریهای گوناگون قرار خواهید داشت. بخشی از آن به خاطر اثرات مثبت لمس کردن میباشد. در آغوش گرفتن و نوازش کردن باعث تغییردر ترکیبات شیمیایی بدن شما میشود .

18- رابطه جنسی سالم در افزایش اعتماد بنفس و عزت نفس زنان و مردان (خصوصا

مردان ) میتواند تاثیر بسزایی داشته باشد .



تاريخ : سه شنبه چهاردهم مهر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

*چه نکاتی را برای شروع رابطه جنسی باید رعایت کرد؟ *

رعایت نکات زیر کمک زیادی به زوجین برای شروع و برقراری رابطه جنسی می دهد:

1*- زمان هم اغوشی*

بهترین موقع، ساعت های آخر شب است. زیرا در این ساعات، دیگر تلفنی زنگ نخواهند زد، اگر بچه داشته باشید حتما خوابیده است و سایر شرایط نیز معمولا فراهم است. در موارد استثنایی، مخصوصا برای همسران جوان که اشتهای زیادتری دارند، در ساعات دیگری هم می تواند به عمل آید.

*2- مکان هم آغوشی*

در اتاق در بسته یا محیطی که مطمئن هستید به بیرون اشراف ندارد و از دیدها محفوظ است.

*3- شرایط جسمانی طرفین*

الف- دو تا سه ساعت پس از صرف غذا مخصوصا مردها نباید با معده پر، هماغوشی کنند که به جسم خود صدمه زیادی وارد می سازند. زیرا بعد از غذا بیشترین انرژی و گردش خون انسان به طرف معده سرازیر می شود.

ب- زن باید در شرایط جسمانی کاملا مطلوبی باشد و از هیچ ناحیه ای در بدنش احساس ناراحتی نکند.

4*- شرایط روحی طرفین*

الف- مرد از مساله ای رنج نبرد، نگرانی بزرگی نداشته باشد، منتظر خبر ناگواری نباشد، بیش از حد خسته و کوفته نباشد، دچار اضطراب نباشد، خلاصه چون در هر صورت اکثرا مردان پیش قدم در امور جنسی هستند، قطعا هنگامی اقدام به هماغوشی می کنند که از نظر روحی، آمادگی دارند. ولی مسلما باید این را هم بدانند که آیا زن نیز چنین آمادگی را دارد یا خیر؟

ب- زنی که نگران باردار شدن است، زنی که عمیقا از شوهرش رنجیده،زنی که از مشکل یا نگرانی مهمی رنج می برد، معمولا قادر نیست که یک رابطه جنسی خوب را داشته باشد. اکثر مردان فکر می کنند که یک هماغوشی گرم قادر است همه رنجش های یک زن را رفع کند در حالی که چه بسا وضع را از آنچه که هست بدتر کند. زیرا زن این گونه فکر می کند که مردش وقتی نیاز جنسی دارد به سراغش می آید و اگر این موضوع حقیقت داشته باشد او حق دارد که آن را توهین به خود تلقی کند و از مردش بیشتر برنجد. بنابراین وظیفه مرد این است که ابتدا با او آشتی کند و دلخوری هایش را رفع نموده و او را شاداب و خوشحال سازد تا زن آمادگی لازمرا پیدا کند.

*5- آماده سازی زن*

الف- چون مرد شروع کننده است، بنابراین حتما در خودش آمادگی لازم را دیده است. اصولا مرد حتی با دیدن محرک های ظاهری و مخصوصا روحی و روانی تحریک می شود و نیازی نیست که زن او را آماده کند، مگر مردانی که دچار ناتوانی جنسی هستند و نیاز به کمک دارند.

ب- زنان مثل مردان به راحتی و سادگی آماده برای امور جنسی نمی شوند

بنابراین به دو طریق می توان آنان را آماده کرد:

*روش اول- آماده ساختن زن از نظر جسمانی* زنان بدون ملامسه، نوازش، در آغوش گرفتن، بوسیدن و مخصوصا دست کشیدن به نقاط حساس بدنشان آمادگی جسمانی برای هماغوشی را پیدا نمی کنند. بنابراین وظیفه مرد است که با صبوری و بکارگیری تکنیک هایی که خود می داند، زن را برای یک کامجویی طبیعی آماده نماید. باید انگیزه تماس جنسی و تمایل زن بیدار و سپس فراهم شود بطوری که بر سر شوق آمده و صورتش برافروخته شود حرارت و صدای نفس او به گوش رسیده و ضربان قلبش تندتر شود.

*روش دوم- آمادگی زن از نظر روحی* یک مرد آگاه به امور جنسی که همه لطایف و ظرایف همسری را می داند، ضمن آماده سازی جسمانی زن، او را به آمادگی روحی و عاطفی هم می رساند. مرد می تواند با بیان جملات جذابی که به زمزمه عاشقانه مشهور است، یا با گفتن حرفهای محبت آمیز و مهربرانگیز، مخصوصا با تکرار جمله «دوستت دارم» و ابراز صمیمیت قلبی، همسر خود را به یک آمادگی آرمانی برساند. عشق بازی، «جسم» یک زن را آماده امور جنسی می کند و عشق ورزی «روح» او را آماده می سازد. مردانی که از فنون این دو مقوله اطلاع کافی دارند، مردان سرفرازی هستند که از بستر عشق سر بلند بیرون می آیند. بیشتر زنان تصور می کنند که مردان فقط آنها را برای کامجویی و کسب لذت می خواهند. از نظر آنان مردها قبل از هماغوشی خوش زبان و مهربان می شوند و خوب می دانند که چگونه زمزمه های عاشقانه سر دهند. اما پس از کامیابی، دچار نوعی رخوت، سستی و کم حرفی گردیده و گاهی سکوت را بر می گزینند یا می خوابند! در حالی که زنان انتظار دارند که مردان، پس از هماغوشی، همچنان به آنها عشق بورزند و حرف های عاشقانه بزنند و از آنها تشکر کنند که جسم خود را در اختیارشان قرار داده اند *مرد خوب همواره فرصت چنین همدلی را برای همسرش فراهم می سازد. در این صورت است که زن با خاطره خوبی که در ذهنش ثبت می شود، پیوسته از هماغوشی استقبال می کند.*



تاريخ : سه شنبه چهاردهم مهر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

آنچه خانمتان در همخوابی انتظار دارد

* *

* آنچه خانمتان در همخوابی انتظار دارد*

مردان زیادی همواره این سوال را مطرح میکنند که چه کاری باید انجام دهند تا دفعات رابطه جنسی با همسرشان را افزایش دهند . آنچه که آنها درک نمی کنند این است که با ایجاد چند تغییر کوچک ،ممکن است قادر باشند نه تنها دفعات بلکه کیفیت اعمال جنسیشان را نیز افزایش دهند. آنها خود به ما میگویند چه کار کنیم ! از بسیاری از خانمها سؤال شد که مایلند چه تغییراتی در همسرشان و اعمال جنسی او روی دهد تا به آنها در آمیزش کمک کند .در اینجا آنچه که این زنان عنوان کردند را بدون هیچگونه دسته بندی خاص بیان می کنیم:

معاشقه ناکافی

یک لحظه صبر کنید، این آن چیزی نیست که شما فکر میکنید … بسیار خوب، تا حدودی هست . تنها بدانید هر زنی در دنیا آرزو می کند ای کاش مردش زمانی را برای تحریک او تا آخرین سطح ممکن صرف کند . اما این فقط شامل بوسیدن دهان و گونه هایش نمی شود. زنان مایلند برای انها وقت بیشتری صرف کنید عموما اکثر مردان رابطه جنسی را فقط دخول میدانند این در صورتیست که زنان بیشتر تمایل به معاشقه ، نوازش و سایر اعمال را دارند چون زنان دیرتر از مردانتحریک میشوند و اکثر مواقع تا مرحله تحریک زنان اغاز میشود مرد ارضاء شده وپس از ارضاء شدن کم محلی کرده و انگار نه انگار .از این بیشتر، آیا سعی کرده اید حتی یکبار تا حالا وقتی برای قدردانی از

همسرتان بگذارید . این لزوما به این معنی نیست که مثلا برایش طلا و جواهر بخرید، بلکه تنها به او بگوئیید که چقدر زیباست یا شیوه راه رفتن وی برایشما تحریک کننده است.بعلاوه، اگر شما همیشه با وی مثل یک خانم رفتار می کنید، بدین ترتیب او را وادار خواهید کرد هر چیزی باشد جز انسانی با خواهشهای جنسی در اتاق خواب .در بیرون اتاق خواب یک جنتلمن باشید، بی هیچ بهانه ای او را با تمام احساس ببوسید و وادارش کنید که به همان مهمی که شما فکر می کنید هست ، احساس کند، بی آنکه خواسته باشید ،او با شما مانند یک سلطان رفتار خواهد کرد.

اکثر مردها فقط و فقط به خواسته های جنسی خود فکر میکنند و خواسته های جنسی همسرشان را نادیده میگیرند فراموش نکنیم که رابطه جنسی بر سایر رفتارهای زناشوئی تاثیر گذار است و گاهی وقتها ما با مشکلاتی روبرو می شویم که علت انرا نمیدانیم اما هنگام مراجعه به مشاور و ریشه یابی متوجه می شویم که رابطه از کجا مشکل دارد .



تاريخ : دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

انزال زود رس و روش درمان آن


انزال زود رس به چه معناست ؟

از نظر علم روانشناسي : انزالي كه بر خلاف ميل شخص و بدون كنترل او انجام ميگرد را انزال زود رس گويند كه بر طبق آن فرد از زمان انزال و كيفيت رابطه ناراضي است و اين نارضايتي ميتواند يك طرفه يا دو طرفه باشد ، به طوريكه حتي اگر شريك جنسي فرد از زمان انزال ناراضي باشد ، انزال را زود رس گويند . ( مثلا اگر مرد در ۸ دقيقه ارضاء ميشود و زن در ۱۰ دقيقه ، انزال را زود رس گويند اما اگر مرد در ۲۰ دقيقه ارضاء شود و زن در ۱۰ دقيقه ، مورد را مربوط به انزال زود رس نميدانند )

از نظر علم پزشكي : انزال كمتر از دو دقيقه كه بدون كنترل شخص انجام گيرد را انزال زود رس گويند .

دلايل ايجاد انزال زود رس در مردان :


۱ – عوامل رواني بازدارنده ( عواملي مانند اضطراب در حين سكس ، احساس گناه يا افسرده گي ميتوانند موجب انزال زود رس شوند )

۲ - فاصله زياد بين روابط جنسي ( وقتي كه احساسات جنسي بين زوجين متراكم ميشود ، معمولا كنترل يك باره آنها سخت ميشود و منجر به انزال زود رس ميشود ! )

۳ – تجربه جنسي كم ( بيشتر افراد در اوايل زندگي زناشويي دچار اين مشكل ميشوند و به مرور زمان با تجربه بيشتر مشكلشان رفع ميگردد )

۴ - عوامل پزشكي بازدارنده ( عواملي نظير آسيب جسمي ، تداخلات دارويي در هنگام درمان بعضي بيماري ها و مشكلات هورموني از جمله عوامل پزشكي هستند كه منجر به انزال زود رس ميشود )

روش هاي درمان انزال زود رس :

۱ – درمان هاي موضعي : استفاده از كرم هاي بيحس كننده مانند ژل ليدوكابين ۲% و اسپري هاي بيحس كننده ميتواند در بهبود انزال زود رس موثر باشد . ( ژل ۲% ليدوكابين + كرم پريلو كابين ۲.۵% + كشيدن كاندوم بر روي آلت تناسلي باعث افزايش زمان انزال ميشود و استفاده از اسپري هاي بيحس كننده به دليل ايجاد حالت تكرر بعد از مصرف زياد توصيه نميشود )

۲- درمان هاي دارويي : دارو هاي مهار كننده بازجذب سرتونين و ضد افسرده گي در درمان انزال زود رس موثر اند ، بر فرض مثال ميتوان به داروهاي خانواده اس اس آر آي ، اشاره كرد كه شامل داپوكستين ، فلوكستين ، پاروكستين و سرتالين ميباشند و همچنين گه گاه داروي وياگرا را توصيه ميكنند . ( درمان هاي دارويي را در مراحل حاد بيماري كه بيماري از فاز پزشكي وارد فاز رواني شديد شده و موجبات مشكلات عديده در روابط فرد شده است ، تجويز ميشوند و استفاده بدون نظر پزشك از اين داروها به دلايل ماهيت هاي اعتياد آور و شرطي كننده و گه گاه تكرر جنسي و همچنين آمار بالاي خودكشي در اثر استفاده از داروهاي ضد افسرده گي ، توصيه نميشود ، لذا در صورت تمايل به استفاده از اين روش حتما قبلا با يك متخصص سايكوتراپ يا روانكاو مشورت كنيد )

۳ – درمان هاي رفتاري : اين نوع درمان ها از موثر ترين و سالم و بدون عارضه ترين نوع درمانها ميباشند و بر طبق آنها فرد به جاي استفاده از دارو يا مواد مصنوعي با استفاده از روش هاي آموزشي رفتاري ، سعي ميكند كه رفتار و احساسات جنسي خود را كنترل كند ( در بيشتر مواقع اين روشها اولين پيشنهاد براي درمان ميباشند ) ، اين روشها به هفت بخش تقسيم ميشوند كه شامل :

تكنيك ماستر و جانسون : اين روش شامل يادگيري ، تشخيص و كنترل احساسات و رفتارهايي است كه منجر ميشود فرد به اوج نقطه لذت جنسي برسد و انزال صورت گيرد ، اين روش نياز به اراده و تمرين زياد دارد ، اما از جمله موثرترين روشهاي درماني است كه تاكنون براي درمان انزال زود رس شناخته شده است ، بر طبق آن فرد در ابتدا توسط خود يا شريك جنسي اش ، تحريك ميشود و هر بار كه به نزديكي نقطه اوج لذت جنسي ميرسند ، عمل تحريك را متوقف و بعد از چند لحظه كه احساسات فروكش كرد ، دوباره اقدام مينمايند ، بعد از چند روز تمرين اوليه ، سكس به روشي كه مرد در زير و زن در بالا قرار ميگيرد عمل تكرار ميشود به اين صورت كه مرد در زمان نزديك شدن به اوج نقطه جنسي با آگاه كردن زن كه در اينجا كنترل عمليات جنسي را در دست گرفته ، او را باخبر ميسازد تا رابطه را كنترل كند ، بر طبق اين روش كه از جمله بهترين روشهاي درماني است ، فرد بعد از چندين هفته تمرين و ممارست ، به مرحله اي ميرسد كه كنترل رابطه جنسي برايش شرطي ميشود و ميتواند با كنترل احساسات سكسي خود ، هم زمان رابطه جنسي اش را زياد كند و هم شريك جنسي اش را ارضاء كند . ( كليه اصول اين روش بر پايه تحريك و توقف قبل از نقطه اوج لذت جنسي ميباشد ، لذا از جمله بهترين روشها براي افزايش مهارت جنسي محسوب ميشود )

تكنيك فشار : بر طبق اين روش با فشار دادن انتها يا سر آلت تناسلي قبل از انزال ، از انزال جلوگيري ميشود كه دليل جلوگيري كردن آن اين است كه با فشار آوردن به اين نقاط فشار خون در اين نقاط كم ميشود و درنتيجه نعوظ يا اركيسون كم ميشود و انزال دير انجام مي پزيرد .

خود ارضائي قبل از انجام سكس ( اين روش به دليل منحرف كردن سكس توسط استمناء هاي غير طبيعي خيلي توصيه نميشود )

پوزسيون خوب هنگام مقاربت : روش هاي معمول ( مرد در بالا ) كمك خيلي زيادي به درمان انزال زود رس نميكند ، براي درمان ميبايست از روشهاي جنسي كه در آن مرد به پشت خوابيده و زن در رو عمليات جنسي را با فعاليت زياد كنترل ميكند از جمله بهترين روشها براي درمان ميباشند .

تعدد مقاربت : زياد كردن تعداد سكس در طول هفته و روز ميتواند به در مان زود انزالي كند به طوريكه اگر هفته اي دو بار سكس داريد و آن را تبديل به هفته اي ۴ الي ۶ بار برسانيد ، بعد از چند هفته مشكل زود انزاليتان تا حدودي رفع ميشود .

اورال سكس : سكس زباني يا به اصطلاح عامه ساك زدن قبل از مقاربت ميتواند كمك زيادي به آرام شدن آلت مردانه در هنگام سكس شود و به درمان زود انزالي كمك كند .

استفاده از كاندوم : استفاده از كاندوم و بخصوص از نوع بيحس كننده آن كه در بازار به فرواني موجود است ، ميتوان به دليل كمتر كردن ميزان تماس آلت جنسي مردانه ، باعث رفع زود انزالي شود .

۴ - درمان هاي رواني – عاطفي : يكي از بهترين ها و موثرترين روشها براي رفع انزال زود رس و افزايش لذت در روابط زناشويي ، جايگزيني عشق بازي در رابطه جنسي است ، بديهي است كه در زمانيكه عشق بازي در رابطه جنسي برقرار باشد و دو طرف در حال عشق بازي بايكديگر اند ، ديگر زود انزالي معني خود را از دست ميدهد ! كارهايي مثل نوازش ، تحريك كلامي و بدني زن قبل از دخول و كارهايي مانند توجه و دادن احساس قدرت به مرد در رابطه كه دربخش های قبلی نوشتم ، ميتوانند به اين مهم كمك كنند . ( به طور خلاصه اگر زن و مرد در هنگام سكس مشغول عشق بازي باشند به دليل اينكه رضايت جنسي هر دو طرف ايجاد ميشود ، زود انزالي به طور كلي برطرف ميشود )

۵ – درمان هاي سنتي و گياهي : دمكرده گل شقايق و دارچين و همچنين سياه دانه و بخته سنجد در روغن زيتون باعث دير انزالي يا به اصطلاح سفتي كمر ميشود ، همچنين ماليدن حنا هم در بعضي از متون قديمي آمده شده ( صحت علمي روشهاي فوق تاييد نشده و بيشتر تجربي اند ! تا علمي ! )

جمع بندي و نتيجه گيري :

زود انزالي در اصل مشكل يا بيماري محسوب نميشود و ميتوان گفت كه اين وسواس فكري افراد و اضطراب آنها از داشتن يك رابطه با كيفيت است كه منجر بروز اين امر ميشود ، لذا كاهش اضطراب و حفظ آرامش در كنار كنترل بدن و احساسات با تمرين بيشتر بهترين راه كار براي پيشگيري و درمان اين مشكل اند و از همه بهتر و مهمتر اضافه كردن عشق بازي به رابطه جنسي است كه اگر با حركاتي چون نوازش + تحريك سينه ، لاله گوش و كليتوريس ( چوچوله ) + استفاده از كلمات عاشقانه در هنگام سكس ، همراه شوند ديگر معنايي به عنوان زود انزالي و عدم رضايت جنسي بين زوجين معني پيدا نميكند .

در پايان جا دارد به چند حديث كه در مورد زود انزالي روايت شده اند اشاره و درنهايت اطاله كلام كنم :

حضرت محمد ( ص ) ميفرمايند : « چون كسي خواهد كه با زن خود جماع كند به روش مرغان به نزد او نرود ، بلكه اول با او دستبازي و خوش طبعي كند و بعد از آن جماع كند »

تفسير حديث : حضرت (ص ) فرموده اند كه همان اول كار فوري نرويد سراغ دخول ، بلكه با نوازش كردن و تحريك لمسي و زباني همسرتان را براي دخول آماده كنيد و بعد به انجام مقاربت بپردازيد . ( اگر فقط همين حديث را اجرا كنيد و سر لوحه زندگي سكسي تان بكنيد به عالم و آدم قسم كه ديگر مشكلي به نام عدم رضايت جنسي ، تكراري شدن براي همديگر و زود انزالي دچار نمي شويد ! حال برويد و بگوييد كه اسلام ديني است خرافي و با مقتضيات زمان هماهنگ نيست ! )

حضرت علي ( ع ) ميفرمايند : « هركسي كه ميخواهد با زن خود نزديكي كند ، تعجيل نكند كه زنان را كارها ميباشد »

تفسير حديث : حضرت به مانند پيامبر بزرگوار اسلام تاكيد دارند كه عجله در سكس نادرست است و بهتر است قبل از انجام عمل دخول با عشق بازي همسر را براي انجام اين كار آماده كرد ، اين را علم روز دنيا هم ثابت كرده كه اگر سكسي اين چنين شروع و خاتمه يابد به دليل ارضاء شدن زن و ايچاد مهرو عطوفت بين زوجين ، موجبات پايداري زندگي زناشويي فراهم ميشود



تاريخ : دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

دازاين و سوژه‌ی اپيستميك

نام نشريه : International Philosophical Quarterly

نام مفاله : ? Dasien Comes after the Epistemic Subject,But Who is Dasein

اين مقاله پرسمان سوبژكتيويته را در چهارچوب تحليل اگزيستانسيل هايدگر بار ديگر از سر مي گيرد. نقد هايدگراز سوژه در “ هستي و زمان ” و آثار اوليه اش موجب گرديد تا بسياري از فيلسوفان پس از او نظير بارت، فوكو ، بلانشو ، و دريدا به نفي كامل سوژه بر آيند و وجود آنرا يكسر منكر شوند. در اين ميان نويسنده مقاله بر آن است تا با دوباره مطرح ساختن تحليل دازاين Dasein آنرا به عنوان جايگزيني براي سوژه معرفت شناختي معرفي كند.از اينرو به تحليل دازاين در دو حالت روزمره(Everydayness)واصيل( Authentic )مي پردازد. ادعاي او در مرحله اول آنست كه دازاين چه در حالت روزمره و چه در حالت اصيل داراي “ خود ” است..هايدگر در “ هستي وزمان ” مي كوشد تا به تفسير “خودي ” بپردازد كه بر فعاليت انسان و درگيري اش با جهان استوار است. منش فرارونده(Trancendental ) دازاين به او اين امكان را مي دهد تا از خود “ برون جهد ” . دازاين قادر است تا ابژه ها را فراتر برد و در اين كار كليت ابزاري ، يعني مجموعه اي از روابط ونسبت ها عملي را در آنچه كه هايدگر به آن “ معناداري ”(Bedeutsamkeit )مي گويد،آ شكار كند . دازاين تنها با بودنش در جهان و انجام فعاليتهاي روزمره اش جهان دارد.از نظر هايدگر اين فراروندگي و ارتباط عملي دازاين با “جهان ” است كه باعث مي شود تا دازاين كاركرد اشياء را دريا بد. در اين صورت فراروندگي جنبه انتولوژيكال هستي دازاين است كه به او اين اجازه را مي دهد تا در شرايط ارتباطهاي اگزيستانسيل فهمي از جهان داشته باشد.دازاين از اين جهت به واسطه فعاليتهاي روزانه اش داراي “خود” است. در حالت روزمره دازاين به واسطه نگاه غير اصيل به خود تنها به “من” گذرا( Fugitive “I” )دست مي يابد و اين نحوه از “ من گفتن ” باعث مي شود تا او از خود فهم تو ـ دستي vorhandenheit داشته باشد . چنين دازايني در خطر سقوط در ورطه “ آنها ”(Das Man )قرار گرفته است .

نويسنده مقاله در اينجا مي كوشد تا با تاكيد بر اصطلاح “ از آن من بودن ” منش فريدي دازاين روزمره را آشكار كند.آيا دازايني كه در حالت “ آنها ” قرارگرفته است ،“ از آن من ” دارد؟ از نظر هيدگر “سقوط ” دازاين خود گواهي از اگزيستانسياليته اوست كه نحوه هستي- در – جهان را روشن مي كند. به عبارت ديگر سقوط تنها زماني براي يك باشنده رخ مي دهد كه او “ از آن من ” داشته باشد .از نظر هويگلاند( Haugeland )دازاين همان “ آنها ” است ونه باشنده اي خاص نظير انسان.دازاين بيشتر به يك نهاد يا يك مؤسسه مي ماند كه فرد انسان زيرالگويي است از آن. اما از نظر نويسنده مقاله از آنجايي كه هويگلاند به به نقش “ از آن من بودن ” توجهي نمي كند بنابراين تفسير او به سطح انتيك فرو افتاده است . علي رغم آنكه مؤلفه هاي انتيكي در انجذاب و فرو افتادن دازاين در “ آنها ” وجود دارد،اما با اين حال “ آنها ” يك پديدار انتيكال نيست . نويسنده به تفسير گويگنون( Guignon نيز با همين ديده مينگرد. از تظر گويگنون از آنجا كه “خود” چيزي جز نمونه اي از صورتهاي گوناگون زندگاني نيست پس هر كسي مي تواند جاي ديگري را بگيرد.گويگن نمونه هاي مختلف دازاين را به عنوان نقاط تقاطع سامانه هاي فرهنگي از جهان فرهنگي در نظر مي گيرد.از اين نظر دازاين صرفا شبكه ارتباطي اجتماعي برآمده از يك فرهنگ است و نه يك فرد خاص. نقد نويسنده از گويگنون آن است كه هرچند كه از لحاظ هايدگر “كيستي ” دازاين همان “ آنها ” است اما اين سخن هرگز به اين معنا نيست كه دازاين فرد نيست. دازاين در سطح انتولوژيكال “ از آن من ” دارد. هرچند كه فهم دازاين روزمره ازخود تو-دستي است اما با اينحال او “ هستي ” است كه داراي ” فراروندگي ” و “ از آن من ” است. آنچه كه دازاين روزمره را مورد تهديد قرار مي دهد آن است كه ممكن است در جريان انجذاب و انتشار در “ آنها ” ، “ از آن من بودن ” خود را پنهان نمايد به همين جهت نتواند خودش را به طريق اصيل و انتولوژيكال در يابد.

اما اثبات اين كه دازاين در حالت اصيل داراي خود است بسيار ساده خواهد بود. جنبه پيش نگرانهanticipator و عزمResolutness نقش فردي دازاين را آشكار مي كند. دازاين اصيل درك انتولوژيكال از مرگ دارد و خود را چونان هستي- به سوي – مرگ درك مي كند و از اين طريق فرديت مي يابد.مرگ اين امكان را به دازاين مي دهد تا امكان خاص خويش را براي درك اگزيستانس اصيل دريابد.دازاين در “پيش نگري ”در خواهد يافت كه خواهد مرد و مرگ پايان تمام امكان هايش است.از اين طريق او در مي يابد كه هيچ كس نميتواند جاي اورا بگيرد واين امر “ خود” اصيل اش را آشكار مي كند. اين فر آيند به دازاين اين امكان را مي دهد تا خود را از چنگال “ آنها ” رها سازدو ساختار انتولوژيكال خود را در يابد. اما دازاين روزمره نيز با روي كردن به نداي وجدان خويش توانايي هاي اش را براي خود بودن تشخيص مي دهد و هستي واقعي خود را برمي گزيند.تنها در طريق عزم و عهد بستن با خود است كه دازاين نداي وجدان را مي شنود. اين فراشنيدن نداي وجدان چيزي است كه هيدگر به آن “ خواست داشتن وجدان ”(Gewissenhabenwollen )مي نامد.تجربه دلهره ، هستي ـ به سوي ـ مرگ و پيش نگري آنچيزي است كه به دازاين فرديت مي بخشد.



تاريخ : دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

واژه اگزيستانس{ exzistence} و بررسي تاريخچه شكل گيري آن

واژه اگزيسانس [existenz / exzistence] را در زبان فارسي به «وجود » « تقرر ظهوري » «قيام ظهوري » «قيام صوري » و غيره ترجمه كرده اند . ما برون ايستادگي را ترجيح مي دهيم

اما درباره واژه [existenz]:در قرن هفدهم واژه لاتين exsistere به واژه existieren در زبان آلماني و exist زبان انگليسي ترجمه مي شود معناي لغوي ex [بيرون ] وsistentia [ايستادن ، گام نهادن] است «برون ايستادن» يا «قيام به سوي بيرون» است اما تا زمان شلينگ، كسي اين واژه را به اين معنا به كار نمي برد در قرون وسطي [existentia] به معناي« وجود» درمقابل [essentia‍‍] به معناي «ماهيت» به همان معناي مورد نظر حكماي اسلامي به كار مي رود هايدگر در جلد دوم نيچه توضيح مي دهد كه در يونان باستان ماجرا يه گونهء ديگري بوده است يونانيان متاخر به جاي اگزيستانس به معناي وجود از واژه هوپارخيس[huparxis] استفاده مي كردند و آن را درمقابل [ousia] به معناي ذات يا جوهر به كار مي بردند هايدگر در مي يابد كه ارسطو واژه انرگيا[energeia] را قريب به معناي اگزيستانس و در مقابل دوناميس[dynamis] به معناي توانش يا قوه به كار مي برد انرگيا بيرون شدن از بالقوگي است بعد ها در زبان لاتين انرگيا به [actualita] فعليت تبديل مي شود كه مانند واژه آلماني wirklichkeit بر تاثير گذاري دلالت دارد هايدگر مي كوشد هوپارخيس را با آرخه [arche] به معناي آغاز همريشه بگيرد و آن را به مفهوم خروج و صدور از علت نخستين تعبير كند او از سوارز [suarez] نقل مي كند كه [existentia]به معناي «ظهور و صدور از علت هاي آغازين» است دكارت اگزيستانس را به معناي وجود و واقع بودن مي گيرد مثلا در اثبات وجود خدا از لفظ اگزيستانس استفاده مي كند اگزيستانس به نزد كانت همان «عينيت تجربه » است لايب نيتس بازنمود به صورت ادراك و شوق را فعليت هر جوهري مي داند و در نظر او آن چيزي است كه ذات آهنگ آن مي كند سرانجام شلينگ اگزيستانس را به معناي اصلي آن به كار مي برد آنچه از خود برون مي شود و در اين برون خويشي خود را متجلي مي سازد كي ير كگور همين معنا را مي گيرد و آن را خاصه انسان مي سازد .اگزيستانس به نزد وي درافتادگي انسان در پارادوكس ابديت و زمانمندي است .اگزيستانس تصميمي فردي در زندگي است و نه در سيستم،است به همين دليل وي با كي هگل مخالفت مي كند كي يركگور بحث را به ايمان مسيحي مي كشاند كه روند رسيدن به آن سير گام به گام در مفاهيم سيستماتيك نيست بل نوعي جهش نامعقول است. كارل ياسپرس اگزيستانس را در خويشمندترين سطح هستي هر فرد مي داند كه از سرچشمه وجود شخص خودش به سوي مشاركت با ديگران و همچنين به سوي خداي يا متعال استعلا مي جويد سارتر اگزيستانس را به همين منوال خاص وجود انسان ميداند اما آن را مقدم بر هر ماهيتي حتي خدا مي انگارد ،و بالاخره هايدگر اگزيستانس را حالت هستي دازاين يا انسان مي گيرد همه ما مثل موجودات انساني و غير انساني هستيم «اين كه هستي »به اگزيستانس ربط ندارد . اگزيستانس«چگونه هستي » ماست.ما تنها موجودي هستيم كه از خود به سوي هستي برون مي شويمو در ساحت وجود و عدم مي ايستيم .در متافيزيك چيست؟ هايدگر واژه instandigkeit‍ [هم به معناي «ايستادگي و پافشاري» و هم به معناي «در ايستادگي »] را به جاي اگزيستانس به كار مي برد

«برگرفته از كتاب هستي و زمان اثر مارتين هايگر بزرگترين فيلسوف قرن بيستم»



تاريخ : دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

پيامد هاي خود ارضايي و راه هاي مبارزه با آن

«استمناء» يا «خودارضايي» يكي از راه هاي انحرافي در ارضاي ميل جنسي كه نسل جوان در معرض آسيب هاي جدي قرار ميدهد از همين رو مي توان ان را نوعي انحراف جنسي يا بيماري ناميد كه با جديت بايد در درمان آن كوشيد آسيبهاي ناشي از خود ارضايي مي توان به گونه هاي مختلفي تقسيم پذير است كه به اختصار به برخي از آن ها اشاره مي شود

1.آسيب هاي جسماني يكي از روشهاي شناخت پيشرفت بيماري ها در پزشكي ، مرحله بندي (staging) علائم بيماري است بر اين اساس بر حسب عوارض ايجاد شده در بيمار مبتلا به خودارضايي سه مرحله بيان شده است

1. مرحله مشكل سازدر افرادي كه مدتي است گرفتار خود ارضايي شده اند زودرس ترين عوارض ناشي از خودارضايي عبارت است از

الف:خستگي و كوفتگي

ب:عدم تمرگز حواس

ج:ضعف حافظه

د:استرس و اضطراب

2.مرحله گرفتاري شديد: بروز علائم در فرد نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاي وي به يا مدت آن بيش از مرحله اول است و در نتيجه عوارض شديدي ظاهر شده است

الف:خستگي و كوفتگي

ب:نوسان خلق يا تغيرات سريع خلقي

ج:حساسيت بيش از حد به و زودرنجي

د:كمر درد

ه:نازك شدن موها

و:ناتواني جنسي زودرس در جواني

ز:بي خوابي يا بد خوابي و مشكلات مشابه

3.مرحله گرفتاري شديد يا حالت اعتياد

الف:خستگي و كوفتگي

ب:ريزش شديد موها

ج:تاز شدن ديد چشم

د:انزال زودرس و غيرارادي خروج مني به صورت قطره قطره

و: درد كشاله ران و ناحيه تناسلي

ه:وز وز گوش ها

ز:دردهاي قولنجي در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه

نحوه پيدايش

عوارض:

در دانش پزشكي روند پيدايش علايم يك بيماري و چگونگي بروز عوارض و نشانه هاي كلينيكي در شناخت هر چه بيشتر يك بيماري بسيار مهم است و مي توان پزشك را در درمان بهتر بيماري و مريض را درپيشگيري كمك كنند به اين دليل مناسب است درباره نحوه پيدايش برخي از عوارض خود ارضايي كه در به ان اشاره شده بيشتر به آن توضيح داده شده مي شود تا خواننده غريزه يا روند پيدايش اين عوارض يا به اصطلاح پاتوفيزيولوژي آن آشنا شود

1.خستگي و كوفتگي .انقباض شديد و يك مرتبه تمام مرتبه عضلات بدن در جريان انزال (ارگاسم يا اوج لذت جنسي) ،باعث مصرف سريع مواد غذايي ذخيره شده در عضلات به طور عمده كاهش گليكوژن (ماده اصلي لازم براي توليد انرژي عضلاني ) مي شودخستگي عضلاني تقريبابا سرعت تهي شدن عضلات از گليكوژن رابطه مستقيم دارد هر چه اين سرعت بيشتر باشد خستگي بيشتر است در خود ارضايي به علت انقباض هاي مكرر عضلات بدن ذخاير گليكوژن عضلات به سرعت تمام مي شود و كوفتگي هميشه از عوارض بديهي آن است

2.ريزش شديد مو: خودازضايي به تدريج با تعغيرات هورموني و شيميايي كه در بدن ايجاد مي كند باعث افزايش هورمون جنسي مردانه :يعني تستوسترون به دي هيدروتسترون مي شود كه از عواقب بالا بودن ماده DHTدر خون ،ريزش موه ها و تاسي و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشي از آن در پيري است

3:خودارضايي مكرر باعث تحريك بيش ازحد سيستم عصبي پاراسمپاتيك و افزايش تخليه استيل كولين (coline acetyle )از انتهاي اين رشته ها درمغز ميگردد كه اين خود باعث پاره اي از عوارض جسماني و رواني، چون حواس پرتي (ab sentmilndeness) ، كمي حافظه ، عدم تمركز حواس ، ساهي رفتن چشم و در نهايت تاري ديدن مي شود تمام اين علامت ها ناشي از تغيير تعادل ميزان مواد شيميايي موجود درمغز است كه بين سلولهاي عصبي رد بدل مي شود

برخي نيز بر اين عقيده اند كه علت بروز اختلات مغزي (مانند حواس پرتي وعدم تمركز حواس ، كاهش حافظه) ناشي از ظرفيت عظيمي از انرژي بدن است كه در هر بار انرال تخليه شده و هدر مي رود زيرا مايع مني حاوي مقداربسيار زيادDNA(هسته 400-300 اسپرمي كه درهر بار انزال ميشود).RNAآنزيم ها وپروتئن ها و مواد قندي ولسيتين ،كلسيم ،فسفر،نمك هاي بيولوژيك،تستوسترون و....است اين ذخايرعظيم انرژي –كه بايد در بدن براي رشد و تقويت بخش هاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد-بيهوده به طور مكرر از بدن خارج مي شوند و هر كدام عوارضي را به دنبال مي آورند

1. براي مثال از آنجا كه سلول هاي خوني و پلاكت ها در مغز استخنوان ها توليد مي شود و به تكامل نهايي مي رسد و براي توليد آنها نيز انرژي بسيار زيادي مورد نياز است در افراد گرفتار خودارضايي تكامل مغز استخوان و در نتيجه توليد سلول هاي خوني با مشكل مواجه شده و منشاء كم خوني ضعف و خستگي در اين افراد است نيز دفع فسفر و ليستين بيش از حد از طريق انزال هاي مكرر باعث كاهش ذخاير اين مواد حياتي براي سلامتي سلول هاي عصبي هستند و در نتيجه اختلال عملكرد سيستم عصبي ،مانند حواس پرتي و عدم تمركز حواس و .....بروز خواهند كرد

2. آسيب هاي روحي و رواني اضطراب ،منزوي شدن و گوشه گيري ،افسردگي ،بي نشاطي و لذت نبردن از زندگي ،پرخاشگري، بد اخلاقي و تند خويي ،كسالت دائمي و ضعف اراده احساس گناه وعذاب وجدان ،برون داد هاي رواني و روحي خود ارضايي است

3.آسيب هاي اجتماعي ناسازگاري خانوادگي بي ميل شدن به همسر و ازدواج نا تواني در ارتباط با جنس مخالف و همسر ،احساس ترد شدن ، از بين رفتن عزت،پاكي ،شرافت و جايگاه اجتماعي ،دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگي مشترك.

4. آسيب معنوي و اخروي هيچ يك از آسيب هاي پيش گفته به اهميت آسيب هاي معنوي نيست زيرا آسيب هاي معنوي جان دل را سيراب و به عبارت ديگر كنه حقيقت وجود آدمي را تباه مي سازد خود ارضايي از نظر دين يك گناه است و به تعبير قرآن زنگار بر دل مي نهد «كَلا بَل ران علي قلوبهم ما كانوا يكسبون » چنين مبادا ! بلكه اعمال زشت دل آنها را زنگار زده است پيامبر اكرم صل عليه و آله و سلم در اين باره مي فرمايد« ناكح الكف ملعون » ملعون است كسي كه خود ارضايي كند .

امام صادق (ع) نيز مي فرمايد با سه گروه خداوند در روز قيامت سخن نمي گويد و پاكشان نمي خواند و عذابي دردناك دارند ،از آن سه اند ،خود ارضايي كنند و كسي كه لواط دهد

راه هاي درمان

1.نخستين گام براي درمان اين عادت شوم اعتقاد و ايمان به درمان پذيري آن و دوري از ياس و نااميدي است اما رسيدن به نتيجه و ايجاد هرگونه تغيير و دگرگوني نيازمند گذشت زمان انتخاب راه صحيح و به كارگيري دقيق عادات نامطلوب در زمان كوتاه بدون راهنماي كارآزموده و دلسوز امكان ندارد از همه اينها مهم تر اراده و خواست نقش كليدي و محوري ايفا مي كند

2.تلاش براي تقويت اراده از گام هاي مهم در امر بهبود است نگوييد اراده از ما سلب شده است ممكن است اراده انسان ضعيف شود ولي هيچ گاه از بين نمي رود

ويكتور پوشه روان شناس فرانسوي – مي گويدافراد مبتلا به اين عادت شوم هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند «من به خوبي قادرم اين عادت را از خود دور كنم من قادرم »پل ژاگو نيز معتقد است «تلقين قبل از خواب موثر است »

3.سعي شود شكم به هنگام خواب بيش از حد معمول پر نباشد

4.از پوشيدن لباس هاي تنگ و چسپان اجتناب گردد

5. در نگاه كردن به مناظر،فيلم ها و تصاوير تحريك كننده خود داري شود و شخص به محض مواجهه با اين امور چشم هاي خود را بسته و با ذكر نام خدا و نگاه خود را به آسمان متمركز كرد

6. از شنيدن و خواندن مباحث وداستان هاي و سكسي و حتي شوخي هاي تحريك كننده و فكر كردن در اين امور خود داري شود

7.از خوردن مواد غذايي محرك مانند خرما ،پياز ،فلفل ،تخم مرغ ،گوشت قرمز ومواد غذايي پر چرب –اجتناب و ميزان ضرورت اكتفا شود

8 .قبل از خواب مثانه تخليه شود

9.از نوشيدن افراط گونه آب و مايعات پرهيز شود (به خصوص شب ها و قبل از خوابيدن )

10.هيچ گاه نبايد به بدن عريان خود نگاه كرد (به خصوص خانم ها)

11. از دست ورزي با اندام جنسي ،بايد اجتناب نموده و در هيچ شرايطي نبايد دست ورزي كرد!

12. هرگز نبايد به رو خوابيد

13.به منظور تخليه انرژي –زايد بدن به طور منظم و زياد بايد ورزش كرد

14.هيچ گاه نبايد بيكار بود؛شخص بايد براي اوقات فراغت خود ،برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه ،ورزش ،زيارت ،عبادت و.....پر كند

15.هرگز در مكاني خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نبايد ماند

16. هرگاه شخص مورد هجوم افكار جنسي واقع شد ،بايد بلافاصله از مكان خلوت دور از نظر خارج شود و خود را به كاري سرگرم كند در اين زمينه گفت و گو با دوستان مشاركت در عبادت هاي جمعي و .....بسيار مفيد است

17.هفته اي يكي دو روز ،روزه مستحبي مفيد است

18.از سخن گفتن ملايمت آميز ،شوخي و خنده با نامحرمان خودداري كرده و از نرمي و لينت در كلام بايد اجتناب ورزيد

19.هيج گاه نبايد با نامحرم و جنس مخالف ،در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقي ماند حتي براي آموزش ......‌‌« البته منظور من كساني هستند كه در اثر چنين خلواتي دچار ازدياد خود ارضايي مي شوند

20.قرآن بخوانيد و درباره معاني آيات آن فكر كنيد

21.بايد هميشه براي ذهن و فكر خود محتواي مطلوب و موضوع مناسب داشت

22.منشاء اين مشكل ،عدم پاسخ صحيح و مناسب به يكي از نياز هاي واقعي انسان است كه بايد به طور طبيعي و صحيح و ‌«ازدواج »ارضا و تامين شود. اما اگر به شكل صحيح تامين نشود شخص دچار خطا و گناه خواهد شد كه عواقب سوء آن نيز دامنگير او خواهد شد بيابراين در صورت امكان با كم كردن سطح تو قعات و انتظارات بايد براي ازدواج اقدام كرد ؛ چرا كه بهترين راه حل ازدواج است

23.از كردارهاي پيشين خود توبه كرد خداوند توبه كاران را مي بخشد توبه اطمينان از قبول توبه بزرگترين عامل براي آغاز حركتي نو است گناه هر چه باشد نبايد احساس بي ارزشي ونا اميدي به فرد دست دهد بله! گناه ناراحتي و عذاب و جدان دارد؛ لكن به مفهوم پايان فرصت ها و انتهاي راه نابودي نيست كسي كه از صميم دل رجوع كند و تصميم قاطع بر جبران لغزش بگيرد محبوب درگاه خداوند است «ان الله يحب التوابين »بقره ‹2›آيه 222

توبه شروع زندگي پاك و سازنده و حركت در نور و روشنايي است اگر شخص از گناه خويش مي ترسد بايد از بالاترين گناه (ياس و نا اميدي)بترسد

در پايان كار بار ديگر تاكيد مي كنم كه اگر كسي بخواهد و اراده اي جدي بر ترك اين عمل داشته باشد مطمئناً موفق مي شود فقط شرط اساسي آن داشتن اراده محكم است و تقويت اين احساس در درون خود كه خواستن توانستن است

در صورت تمايل به مشاوره و راهنمايي بيشتر مي توانيد با مدير وبلاگ ستاره ي مشرقي تماس بگيريد

e-maile .eshraghi2020ss@yahoo.com



تاريخ : دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

وطی در دبر (عقب) زن به فتوای برخی از مراجع حرام است(1) و به فتوای بعضی کراهت شدید دارد.(2)

برخی فرموده اند: اگر زن راضی نباشد، حرام است و اگر راضی باشد، کراهت شدید دارد.(3)

و بنا بر فتوای آیت الله خامنه ای این عمل کراهت شدید دارد و احتیاط در ترک آن است مخصوصا اگر زن راضی نباشد و در صورتی که موجب اذیت او شود حرام است .(4)

بنابر فتوای آیت الله تبریزی آمیزش با همسر از عقب ، بنابر احتیاط واجب جائز نیست.(5)

به فتوای کسانی که این کاررا جایز نمی دانند، اگر کسی مرتکب شد، باید استغفار و توبه نماید. اگر در حال حیض این کار صورت گرفت، ‌خوب است کفّاره بدهد. کفّاره آن اگر در ابتدای ایام حیض باشد، هجده نخود طلای سکّه دارو اگر در وسط عادت باشد، نُه نخود و قسمت آخرت حیض 5/4 نخود طلای سکه دار باید به فقیر بدهد. البته اگر ناخواسته و سهواً نزدیکی صورت گرفته اشکال ندارد.

به هر حال چه این عمل جایز باشد و چه نباشد ، باید توجه داشت که این کار عملی غیر طبیعی است و چه بسا تکرار آن مشکلاتی را در سیستم گوارش و دفع مدفوع برای زن به وجود آورد .بنابراین اطاعت از شوهر در این مسئله لازم نیست به توضیحات ذیل توجه فرمایید :

رابطه جنسی از طریق مقعد و احکام شرعی در مورد آن :

این رابطه از نظر شرعی اگر هم جایز باشد ،عملی ناپسند و مردود است و نباید انجام گیرد . در قوانین مجازاتهای اسلامی آمده است اگر مردی همسر خود را مجبور به انجام چنین رابطه ای با وی کند زوجه ( زن) می تواند از شوهر خود شکایت کند. کما اینکه هر چیزی که از نظر اسلام مردود شناخته شود حتما به ضرر انسان می باشد که امروزه از نظر پزشکی نیز ثابت شده که این رابطه یک رابطه پرخطر است .

بررسی رابطه جنسی از نوع مقعد و آسیبهای جسمانی آن از منظر پزشکی :

هیچ پزشکی چنین رابطه ای را توصیه نمی کند و مسلما هیچ نظریه مبنی بر سالم بودن و بی ضرر بودن این رابطه ارائه نگردیده ، بر عکس این رابطه همیشه از نظر پزشکی نقض گردیده .

پزشکان گفته اند : دستگاه گوارشی دارای دو نوع اسفنکتر sphincter که یکی از آنها داخلی و غیر ارادیست و دریچه ورودی غذا به معده و خروج آن می باشد و یکی دیگر از این اسفنکتر ها خارجیست که این یکی ارادیست وقتی که غذا بلعیده می شود ، از طریق مری پایین آمده و به سمت معده می رود . در محل ورود و خروج معده ، عضلات حلقوی وجود دارند که به آنها اصطلاحا "اسفنکتر" (sphincter) گفته می شود و به عنوان دریچه عمل می کنند.

زمانی که شما احساس می کنید که نیاز به عمل خروج مدفوع از دریچه مقعد را دارید این زمانی است که اسفنکتر داخلی 2 باز شده و همانطور که گفته شد غیر ارادی است .اما عمل باز کردن دریچه مقعد ( اسفنکتر خارجی) و در کل دفع مدفوع ارادی است و دست شما می باشد یعنی از زمانی که احساس کردید نیاز به اجابت مزاج دارید و خودتان را نگه می دارید تا به محل مناسب برسید و سپس به اراده خودتان باعث خارج شدن مدفوع می شود این نگه داشتن و این عمل خارج کردن مدفوع توسط اسفنکتر خارجی که ارادی است انجام می شود . این مسائل را مطرح کردیم که به اینجا برسیم که رابطه جنسی از راه مقعد یا کلا وارد شدن هر شئی در درون مقعد باعث آسیب دیدگی اسفنکتر خارجی شده و باعث می شود که دریچه خروجی مقعد (Anal) به درستی کار خودش را انجام ندهد یعنی از قدرت ارادی خارج می شود. پس به مرور زمان امکان ارادی خروج مدفوع یا نگه داشتن خود را از دست می دهید .در این صورت نا خواسته و غیر ارادی مدفوع از دریچه مقعد خارج می شود در این صورت همیشه لکه هایی از مدفوع در لباس زیر مشاهده می گردد. که مسلما این برای هیچ آدمی خوشایند نیست.

از جهتی دیگر سایر بیمارهای عفونی ، ویروسی همانند هپاتیت، ایدز، سفلیس و سایر بیماری های مقاربتی از طریق مقعد راحت تر منتقل می شوند خیلی از افراد تصور می کنند که در رابطه مقعدی هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند که باید عرض کنم اتفاقا چون درون مقعد حاوی باکتریهای زیادی می باشد، انتقال ویروسهایی نظیر ایدز و ... راحتتر انجام می گیرد. این باکتریهای با شستشو از بین نمی روند.(6) این هم ذکر کنم که این باکتری ها در مقعد از نظر جذب ویتامین ها و ... که در روده کوچک جذب نمی شوند برای انسان بسیار مفید هستند.

لااله الاالله استغفرالله ربي واتوب اليه

پی نوشت ها :

(1)آیات عظام: خویی،‌ اراکی و سیستانی؛ توضیح المسائل مراجع، مسئلة 450 و ذیل آن.

(2)امام خمینی ، همان .

(3)آیت الله فاضل ،همان.

(4)آیت الله خامنه ای ، پاسخ سوال های مورد ابتلا س 65 .

(5)آیت الله تبریزی، استفتائات جدید، س 1463.

(6)ر.ک: طب در قرآن، ص.181و 182

سوال) نزديكي كردن از پشت هم از نظر دين وهم از نظر عقل وهم از نظر علم مردود است .اما وجود ميل دروني را نمي شود منكر شد .اين كار براي مرد لذت بيشتر وبراي زن درد آور و خطرناك است وحتي شايد مرگ آفرين باشد زيرا اعصاب حسي بسيار زيادي درناحيه دفعي وجود دارد كه تحريك شديد آنها در بعضي افراد گفته شده است كه مي تواند مرگ آور باشد..پس براي پاسخ اين ميل دروني چه راهي وجود دارد؟

جواب) علاوه بر این که در درستی این قضیه که « نزدیکی از پشت برای مردان لذت بیشتری دارد » تردید جدی و اساسی وجود دارد ، این نکته نیز قابل دقت است که هر خواسته ای که مطابق میل درونی آدمی است ، الزاما درست و قابل تایید نمی باشد . بسیاری از خواسته های درونی انسان ها ، از تربیت ناصحیح ، آموخته های ناصواب و ... سرچشمه می گیرد .در موضوع بحث ما نیز آنچه مسلم است ، غریزه صحیح و دست نخورده انسان دستور می دهد که ارتباط و لذت جنسی از همان راه طبیعی و معهود انجام گیرد . اما عواملی که در بالا اشاره شد ،ممکن است غریزه اولیه را تحت تاثیر قرار داده و خواهان تجربه راه های دیگر باشد .

منبع : پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی (www.pasokhgoo.ir)

احكام مربوط به كامجويى از پشت زن

قرآن كريم:

1)نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتوْا حَرْثَكُمْ أَنَّى‏ شِئْتُمْ....

"همسران شما محل بذر افشانى شما هستند، بنا بر اين هر زمان‏بخواهيد مى‏توانيد با آنها آميزش نماييد..."


2)...فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ...

"... چون پاك شدند از آن جا كه خدا فرمان داده است با ايشان‏نزديكى كنيد..." (قائلان به حرمت به اين آيه استشهاد مى‏كنند.)

3 - خداوند از زبان پيامبرش لوط كه قومش را مورد خطاب قرارداده بود، مى‏فرمايد:

يَاقَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ...

"گفت: اى قوم من! اينها دختران من هستند (ومن حتى حاضرم‏دختران خودم را به عقد شما در آورم اينها) براى شما پاكيزه‏ترند"


قَالَ هؤُلآءِ بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ

"لوط به قوم خود گفت: من اين دخترانم را به نكاح شما مى‏دهم تااگر خيال عملى داريد انجام دهيد." معتقدان به جواز اين كار به اين آيه‏وآيه 78 سورة هود و223 سوره بقره استشهاد مى‏كنند


حديث شريف:

1 - عبد اللَّه بن ابى يعفور مى‏گويد: از ابو عبد اللَّه‏عليه السلام درباره مردى‏پرسيدم كه از پشت با زنش نزديكى مى‏كند. فرمود: "اگر زن راضى‏باشد اشكالى ندارد."

2 - همو مى‏گويد: از ابو عبد اللَّه‏عليه السلام درباره نزديكى با زنان از عقب‏پرسيدم وحضرت‏عليه السلام فرمود: "اشكالى ندارد، ولى من دوست ندارم‏تو اين كار را بكنى."

3 - على بن حكم مى‏گويد: از صفوان شنيدم كه مى‏گفت: به امام‏رضاعليه السلام عرض كردم مردى از دوستان شما از من خواسته پرسشى رامطرح كنم كه او مى‏ترسد آن را مطرح كند واز شما شرم دارد.حضرت‏عليه السلام فرمود: "پرسش او چيست؟" او مى‏گويد: عرض كردم:آيا مرد مى‏تواند با زنش از عقب نزديكى كند؟ حضرت‏عليه السلام فرمود:"آرى، اين به دست خود اوست." عرض كردم: شما نيز اين كار رامى‏كنيد؟ فرمود: "نه ما اين كار را نمى‏كنيم."

تفصيل احكام:

1 - بنا به نظر اقوى - كه نظر مشهور است - نزديكى كردن با زن يا كنيز از عقب جايز مى‏باشد، ولى شديداً كراهت دارد، و احوط، ترك ‏اين كار است، به ويژه هنگام عدم رضايت زن يا زيان رساندن بدو،چنان كه خبر ابن ابى يعفور - كه پيشتر گفته شد - بر آن دلالت دارد.

2 - بنابر جواز اين عمل، آيا مى‏توان در ايام حيض از عقب با زن‏نزديكى كرد؟ اقوى چنين است.

3 - نزديكى از عقب همچون جماع طبيعى است در وجوب‏غسل، عده گرفتن، تعلق گرفتن مهر، باطل كردن روزه، ثابت شدن‏حد زنا اگر زن بيگانه باشد، واينكه ملاك تحقق جماع، دخول حشفه(قسمت جلويى آلت تناسلى مرد)يا به مقدار آن، و در حرمت دخترومادر زن، وديگر احكام مصاهره كه بر دخول مترتب است.

4 - اين نوع جماع در حصول حلال شدن زن سه طلاقه كافى‏نيست، زيرا در اخبار آمده است كه بايد زن ومرد )عسيله( همديگررا بچشند )كنايه از انزال در رحم زن است( پس در اين حالت آميزش‏جنسى بايد از طريق طبيعى صورت پذيرد.

5 - بعيد به نظر مى‏رسد كه اين كار از آميزش جنسى واجب چهارماه يكبار، كفايت كند .

منبع : دفتر آیت الله سید محمد تقی مدرسی(www.almodarresi.com)

نزديکي با خانم ها از پشت از نظر آيات عظام چه حکمی دارد؟

آيات عظام: امام، بهجت، خامنه­اي، صافي، مکارم، نوري کراهت شديد دارد.

» امام خميني، آيت الله نوري و آيت الله فاضل، تعليقات العروه ج2، النکاح، الفصل الاول، م 1؛

» آيت الله صافي، توضيح المسائل مراجع، م 450؛

» آيت الله خامنه­اي، استفتاء س 419؛

» آيت الله مکارم، تعليقات علي العروه، احکام الحيض، السابع و دفتر آيت الله بهجت.

» آيت الله سيستاني: اگر زن راضي باشد، کراهت شديد دارد و اگر راضي نباشد، بنا بر احتياط واجب جايز نيست.

» آيت الله سيستاني، توضيح المسائل مراجع، م 450.

» آيت الله تبريزي و آيت الله وحيد: بنا بر احتياط واجب جايز نيست.

» آيت الله تبريزي، استفتائات، س 1463 و منهاج الصالحين، ج 1، م228 و آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، ج 2، م 228.

برخي عوارض اين عمل مقاربت از پشت(دِبَر) با زن عبارتند از:

1. مهمترين عارضه اي که مجامعت از طريق مقعد براي زن دارد اين است که چون لذت حقيقي جنسي براي زن از طريق مقاربت از فرج و مجراي تناسلي حاصل مي­شود نه از طريق مقعد، بنابراين زن دچار سردمزاجي و بي ميلي جنسي شده و در آينده نزديک خود را موجودي مي­يابد که وسيله دفع شهوت شوهرش شده و خودش نبايد از اين غريزه خدادادي لذتي ببرد.

2. از آنجا که ساختمان مقعد طوري است که ظرفيت پذيرش آلت مرد را ندارد (بر خلاف واژن يا فرج که خاصيت ارتجاعي و لغزنده دارد) و هر لحظه امکان آسيب ديدگي ماهيچه حلقوي (اسفنگتر) دهانه مقعد و حتي پارگي آن وجود دارد. در نتيجه زن گرفتار درجاتي از بي­اختياري مدفوع شده و نيازمند جراحي و عوارض بعدي مي­شود. چون مرد در حال لذت جنسي فقط به فکر دفع شهوت خود است و حرکات بدون کنترل او هر لـحـظه مي­تواند به زن آسيب فيزيکي وارد کند.

3. مقعد محل ذخيره فضولات دستگاه گوارش (مدفوع) است که حاوي ميکروبها فراواني است. در اثر مالش و دخول آلت اين ميکروبها مي­توانند وارد دستگاه تناسلي مرد شده، خود او را به عفونتهاي خاصي مبتلا سازند. در حالي که مقاربت از راه واژن يا فرج چنين عوارضي به همراه ندارد.

4. مخاط مقعد بسيار ظريف و نازک اسيت و احتمال پارگي و انتقال ويروس ايدز از طريق آن به داخل خون زياد است و حتي يکي از علل شيوع ايدز در غرب از طريق جنسي، لواط و مقاربت از طريق مقعد است.

5. از آنجا که دهانه مقعد داراي ماهيچه­اي حلقوي است، مانند يک کش محکم دور آلت مرد را گرفته و در لحظه خروج مني مانند يک سد عمل مي­کند. و در اثر اين عمل احتمال پس زدن مني به عقب و فشار به کيسه­هاي مني و غده پروستات و عوارض ناشي از آن خيلي زياد است.

6. و نـکتـه آخـر اينکه از جمله عوارض مقاربت از راه مقعد ابتلاي مرد به زودانزالي در آينده است در نتيجه نمي­تواند آنگونه که بايد از همبستري با همسرش لذت ببرد و بنابراين دچار سردمزاجي شده و مشکلات روحي پيدا خواهد کرد.

ج) شرعاً اشکال ندارد ولي رعايت مسائل بهداشتي را بنماييد.

منبع) پایگاه اندیشه قم



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
 

نکات کلیدی جنسی در مورد زنان

 آيا مايليد تا بتوانيد روزهايي را که همسرتان بالاترين ميل جنسي را دارد، پيش بيني کنيد؟ باور کنيد يا نه اين امر کاملا قابل پيش بيني است. تنها چيزي که لازم است مقداري تحقيق، يک تقويم، و بررسي هاي دقيق است و سپس شما بزرگترين هديه را دريافت مي کنيد. (و شانس بيشتري پيدا مي کنيد تا در زمان پيش قاعدگي تا حد امکان خودتان را از روح سرد او دور نگه داريد.)
بدون هيچ شک و شبهه اي ثابت شده است که خواست هاي جنسي يک خانم به طور قابل توجهي در هنگام تخمک گذاري (و اندکي پس از آن) افزايش پيدا مي کند. اين مقاله شما را راهنمايي مي کند که بهترين زمان برقراري رابطه جنسي با همسرتان چه وقت است و چگونه آقايون مي توانند بيشترين استفاده را از اين اوقات ببرند.

دوره قاعدگي چيست؟

قاعدگي، با تمام آن خون هاي ترسناک، نتيجه 3 هفته ترشح هورمون براي توليد مثل (يا به طور دقيق تر باردار شدن) مي باشد. اين تغيير هورمن ها بر روي خانم ها تاثيرات بسيار زيادي مي گذارد. و دقيقا همين مورد است که ميزان تحريک پذيري آنها را بالا يا پايين مي برد.

بهترين زمان برقراري رابطه چه موقعي است؟

پاسخ سوال از آن شماست! پاسخ کوتاه به اين سوال: بهترين زمان در حين تخمک گذاري، زماني که خانم در بالاترين ميزان باروري قرار دارد، مي باشد. و اما پاسخ بلند: شامل اين مطلب مي شود که تخمک گذاري چيست و چگونه مي توان زمان آنرا تشخيص داد که در زير توضيح داده مي شود.

در مورد تخمک گذاري

تخمک گذاري چيست؟
به فرايند ورود يک تخمک سالم به درون زهدان و در بهترين جاي آن را تخمک گذاري مينامند. زمان بروز چنين شرايطي بدن يک خانم علائم بيروني را به صورت تحريک پذيري بالاتر، نشان مي دهد. اين تنها زماني است که در طول يک ماه او توانايي بارداري شدن را دارد و چيزي بيش از 24-12 ساعت بيشتر دوام ندارد. هورمون هايي که در اين حال ترشح مي شوند، باعث ميشوند او بيش از اندازه از هر نظر حساس شود به ويژه حس لامسه و بويايي او را تحت الشعاع قرار مي دهند.

چرا تخمک گذاري براي شما مفيد است
هيچ شکي وجود ندارد که چرا گاهي خانم ها يک شبه باردار مي شوند. تخمک گذاري زماني است که بدن مي گويد: ".........." ( و " مرا باردار کن") در ساير موارد، بدن نياز چنداني به اين کار نمي بيند، رفتارش کاملا منطقي و قابل پيش بيني است و همه چيز طبق روال عادي پيش مي رود. هر چند تمام خانم ها دوره هاي معيني ندارند، اما براي اکثريت آنها شروع دوره کاملا مشخص است. اگر هنگام تخمک گذاري او باشد، احتمال اينکه به شما بله بگويد خيلي بيشتر مي شود. اين امر براي شما خوب است. اما لازم است که اشاره اي به بخش باروري هم داشته باشيم: بدن او هر کاري براي باردار شدن را انجام مي دهد، بنابراين مراقب باشيد! مگر اينکه براي پدر شدن، خودتان را آماده کرده باشيد.

تخمک گذاري چه زماني رخ مي دهد؟
تشخيص دقيق روز تخمک گذاري به اين دليل که هر فردي دوره مخصوص به خود را دارد قدري دشوار است. برخي خانم ها هر 20 روز يکبار و عده اي ديگر هر 60 روز يکبار قاعده مي شوند. اما براي خانم هايي که دوره قاعدگي آنها هر 28 روز يکبار است، زمان تخمک گذاري را مي توان 14 تا 16 روز پيش از اولين روز قاعدگي تخمين زد؛ البته نه 14 تا 16 روز بعد از اتمام دوره. شايد تعداد روزهاي قبل و بعد از قاعدگي يکسان نباشند به همين دليل نمي توان گفت دقيقا وسط دوره.

زمان تخمک گذاري در سر او چه مي گذرد؟
در حين تخمک گذاري است که خانم بيشترين تمايل را به برقراري رابطه جنسي با يک مرد جذاب دارد. "جذاب" هميشه بايد به دهان بزي شيرين باشد! ايده آل هاي کلي خانم ها در اين زمان تا حد بسيار زيادي نزول مي کند. ميل برقراري رابطه جنسي کامل با يک موجود مذکر زنده در بالاترين ميزان خود قرار مي گيرد. او شديدا مشتاق است تا با شوهر دوست داشتني و خوش هيکل خود ارتباط برقرار کند.

زمان تخمک گذاري، خانم ها تمايل پيدا مي کنند بيشتر خودشان را نمايش دهند، و رفتار تحريک آميز از خودشان نشان دهند؛ هر چند اين امور بر خلاف طبيعت هميشگيشان باشد. اين ميل با پوشيدن لباس هاي شهوت برانگيز تر، کفش هاي پاشنه بلند، و چهره هاي مردد خود را نمايان مي کند. اين زمان خانم با هر موقع ديگري از نظر بيولوژيکي تغيير پيدا مي کند زيرا در موقعيت باروري قرار دارد. او شهوت بسيار زيادي در خود احساس مي کند، احساس مي کند خواستني است و انرژي او ميخواهد به هر طريقي خارج شود. اگر مشکل حادي در اين زمان بروز نکند (به عنوان مثال شکست عاطفي يا استرس) به طور قطع خانم فعالانه به دنبال رابطه جنسي مي رود.

همچنين در تحقيقات ثابت شده که تعداد بسيار زيادي از خيانت هايي که از جانب خانم ها نسبت به آقايون انجام شده در همين زمان اتفاق افتاده است. البته موارد ديگري نظير تمايل شريک جنسي، و کيفيت رابطه را نيز بايد در نظر گرفت.

رابطه جنسي در زمان قاعدگي
اغلب خانم ها اظهار مي دارند که اميال جنسي در آنها در زمان قاعدگي افزايش پيدا مي کند. البته اين زمان مناسب نيست و شايد برخي خانم ها تمايلي به برقراري رابطه در اين زمان نداشته باشند. به عنوان مثال اگر او از تامپون استفاده کند زماني که آنرا خارج مي کند واژن خشک مي شود و زمان زيادي طول مي کشد تا مجددا از طريق روان کننده طبيعي (و نه خون) مرطوب گردد. اگر از نوار بهداشتي استفاده کند، ممکن است از بوي بد و ظاهر آن خجالت زده شود. او دوست ندارد شما هيچ يک از اين ها را مشاهده کنيد و تمام کارها را در تنهايي انجام ميدهد که اين امر به خودي خود او را از برقراري رابطه جنسي دور مي کند.

مشکل ديگر سکس در زمان عادت ماهانه، آلودگي آن است. خانم ها اغلب با اين مشکل آشنا هستند و تعجبي از خون و کثيفي به جا مانده ندارند، اما ممکن است آقايون احساس تحوع کنند و تمايلي به انجام اين کار نداشته باشند. بنابراين تصميم با خودتان است که قيد داريد در طول اين دوره چه نوع رابطه اي با هم داشته باشيد.

چاره سکس تميز به هنگام قاعدگي
يک راه حل مناسب براي پيشگيري از کثيفي و آلودگي استفاده از اسفنج دريايي است. البته استفاده از آن هنوز رايج نشده است اما آنها مي توانند به راحتي حداقل براي چند ساعت جلوي خون ريزي را بگيرند. مي توانيد انها را از داروخانه ها تهيه کنيد. البته بايد توجه داشته باشيد که حتما از انواع دريايي آن باشد، چرا که اسفنج هاي ساختگي کار مشابه را نمي توانند انجام دهند. نوع دريايي، اسفنجي است که فقط در اقيانوس ها يافت مي شود و قيمت آن کمي بالاست.

از داخل اسفنج يک گردي به اندازه يک تخم مرغ بزرگ در آوريد، آنرا با آب خيس کنيد و سپس فشار دهيد تا تمام آبها از آن خارج شود. سپس آنرا به آرامي وارد واژن کنيد و درست در همان جايي که تامپون را قرار مي دهيد، بگذاريد. ناپديد شدن آن غير ممکن است چرا که دهانه داخلي رحم بسيار کوچک بوده و اسفنج از آن رد نمي شود، براي خارج ساختن آن، فرد بايد خم شده انگشتش را داخل واژن فرو کرده آنرا پيدا کند و با فشار کوچي در آورد. براي پيدا کردن مهارت قدري تمرين لازم است اما ارزشش را دارد زيرا هيچ گونه لک و آلودگي ايجاد نخواهد شد. شما مي توانيد اين کار را در آستانه شب انجام دهيد و زماني که مشغوليت به پايان رسيد، انرا خارج کنيد. حتي مي توانيد آنرا خارج کرده تميز کنيد و مجددا براي دفعات بعدي از آن استفاده نماييد.

تاثيرات قرص بر روي شهوت
قرص هاي ضد بارداري از چند نظر خطرناک هستند، عدم وجود نواسانات هورموني در خانم ها باعث مي شود که خواست هاي جنسي همواره در يک روند ثابت باقي بمانند. اين امر قدري خطرناک است چرا که اگر در حالت کلي ميل او کم باشد با مصرف قرص ها همچنان خواست هاي جنسي اش کمتر مي شوند. از سوي ديگر مي تواند همواره در بالاترين ميزان خود نيز باقي بماند. اما اگر ميل جنسي خانم همواره کم باشد قرص صرفا نمي تواند آنرا افزايش دهند.

قرص هاي کنترل بارداري از تخمک گذاري جلوگيري مي کنند، و همانطور که مي دانيد تخمک گذاري زماني است که خانم ها در اوج شهوت جنسي به سر مي برند. ميزان تحريک پذيري جنسي را مي توان با استفاده از مصرف هورمون هاي ديگر جبران کرد (به عنوان مثال پروژسترون) البته اين کار هميشه پاسخ لازم را نمي دهد زيرا هيچ گاه هورمون هاي ساختگي جاي هورمون هاي طبيعي را نمي گيرند.


جلوگيري و سکس
خانم ها و آقايون همچنان به سختي تلاش مي کنند تا شناخت و درک صحيحي از يکديگر داشته باشند. البته خانم ها با هورمون هايشان همواره معماهايي را براي آقايون به وجود مي اورند؛ در زمان نواسانات هورمون ها، خانم ها وسواسي، دمدمي، و افسرده شده و رفتار نا مطلوبي را از خود نشان مي دهند. اما حقيقت اين است که هر طوري که با او رفتار کنيد او هم همان طور واکنش نشان مي دهد.

آقايون مي توانند براي دست يابي به رابطه جنسي مطلوب تر، مانند يک ساعت، زمان قاعدگي خانم ها را ثبت کنند. از آن به نفع خود استفاده کنند و از سکس بهتر و بيشتر نهايت لذت را ببرند و ارتباط دلپذيرتري را با شريک زندگي خود برقرار کنند. اما به هر حال: توانا بود هر که دانا بود!



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

چگونه آغاز گر رابطه جنسي باشيم؟

خانمها: چطور براي رابطه جنسي با همسرتان پيش قدم شويد:
مقدمه
اكثر مردها دوست دارند بدانند كه جذاب و خواستني هستند و برداشتن قدم اول براي سكس با آنها اين اطمينان را به آنها مي دهد. متاسفانه، اينكار براي خيلي از خانم ها سخت است. مي توانيد با دنبال كردن مراحلي كه در اين مقاله برايتان عنوان مي كنيم، اولين قدم ها براي سكس با همسرتان را برداريد.

دستورالعمل

قدم اول: زماني را انتخاب كنيد كه با همسرتان تنها هستيد. يك شام رمانتيك يا حتي يك شام معمولي و چند ساعتي زمان فراغت در كنار همديگر.

قدم دوم: تلويزيون را خاموش كنيد. شايد مردها بتوانند حتي باوجود سر و صداي تلويزيون هم تحريك شوند اما براي خانم ها مقدور نيست.

قدم سوم: با او حرف بزنيد. قبل از شروع كار، كمي با او صحبت كنيد.

قدم چهارم: موها يا گونه هايش را نوازش كنيد. سريع به سراغ اعضاي جنسي وي نرويد. او را آرام و طولاني ببوسيد. دستتان را پشتش يا روي شانه هايش قرار دهيد، نه جاي ديگر.

قدم پنجم: در گوشش جمله هاي عاشقانه زمزمه كنيد، اينكه چقدر عطرش خوشبوست يا مزه لبانش خوشمزه است!

قدم ششم: كم كم نوازش هاي جنسي را شروع كنيد. دقت كنيد كه "كم كم". يكدفعه بلوزش را از تنش درنياوريد.

قدم هفتم: از او بپرسيد كه مي خواهيد با هم به طبقه بالا/داخل اتاق/حمام/ ياهر جاي ديگر برويد. اين احتمال وجود دارد كه اگر تا حالا كارتان را درست انجام داده باشيد و عجله نكرده باشيد، به شما پاسخ مثبت بدهد.

نكات:

غافلگيرانه به او گل هديه كنيد. خانم ها انتظار دارند كه روز تولدشان يا سالگرد دوستي/ازدواج به آنها گل بدهيد اما وقتي يك عصر زيباي تابستاني شاخه گلي گرفته و سر كار دنبالشان برويد، مطمئن باشيد كه هميشه در قلب او خواهيد ماند



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

ترس از اولین مقاربت در دختر خانمها انواع درد در هنگام اولین تجربه جنسی وراهکارها

ترس از اولین مقاربت در دختر خانمها

نشانه های شناسایی  افرادی که دچار بیزاری جنسی گردیده اند

آداب و سنن شب زفاف ، باید ها و نباید های شب زفاف

انواع درد در هنگام اولین تجربه جنسی وراهکارهای کاهش درد

حساسیت شب زفاف ، آداب و رسوم غلط در شب زفاف

صحبتی با آقا دامـــــــاد ، صحبتی با عروس خانم

......

متاسفانه این هراس در بسیاری از دختران جوان دیده میشود . در جامعه ما به علت حالت مردسالاری بسیاری از آقایان قدرت جنسی و مردانگی خود را در به کار بردن خشن آلت خود بدون هیچ مقدمه و پیش نوازی میدانند و بسیاری حتی سکس دهانی اندام تناسلی زن را مایه کسر شان خود میدانند که این خود اولا مشکلاتی در رسیدن خانومها به ارگاسم ایجاد نموده و نیزاکثریت قریب به اتفاق آنها از دخول میترسند . این هراس اول از همه باعث ایجاد واژینیسم یا گرفتگی غیر ارادی عضلات رانها و مهبل و ممانعت از دخول میشوند که واقعا درمان آن بسیار مشکل بوده و ممکن است به جدایی منتهی گردد. پس بر همه جوانان الزامی ست که قبل از ازدواج از حالت نرمال خود اطمینان حاصل نموده و سپس پای به زندگی مشترک گذارند . مردانی که استمنا می کنند باید آن را ترک گفته و تا بروز اولین احتلام ( انزال در خواب ) حق ازدواج ندارند. همچنین مردانی که دچار مشکلات نعوظ هستند باید تحت درمان واقع شوند .در مورد زنان هم کسانی که از سکس نفرت دارند و یا می هراسند تا زایل شدن این احساس منفی حق ازدواج ندارند . در درمان این حالت در روان سکس تراپی زوج درمانی را داریم که باید در حضور هر دو این امر انجام شود و حتما باید زن از این حالت خود برای شریک جنسی و مرد خود بازگو کند تا اولا پیش نوازی ها افزایش یابد و ثانبا از هر گونه خشونتی امتناع کند . البته در عده ای از دختر ها به علت مشکلات خاص هورمونی در حقیقت نارضایتی جنسیتی رخ میدهد که در این حالت فرد خود را مرد حس می کند و از سکس توسط یک مرد احساس انزجار دارد که صد البته این افراد بهتر است زن بگیرند تا شوهر کنند ! معمولا این هراسها تدبیر مرد را می طلبد که نگرانی زن خود را از همان روز اول بیمورد برایش جلوه دهد و برای دخول تعجیل نکند . بارها گفته شده که سکس در شب زفاف ممنوع است. به علت خستگیها و هیجانات شب اول ازدواج ممکن است تجربه تلخ اولین سکس ریشه ناسازگا ریها و اختلالات جنسی همچون بیزاری جنسی-اوج لذت بازداری شده و یا واژینیسم و مقاربت دردناک در زنان شود . پس این را آقایون توجه کنند که اولین سکس پایه و اساس روابط آتی یک زن است و اگر ناشیانه انجام گیرد ممکن است تا آخر عمر آن زن قادر به انجام سکس نشود . در مورد بیزاری جنسی یعنی دچار ترس-اظطراب یا تنفر کردن در فرصت مهیا شده برای سکس فرد ممکن است نسبت به جنبه خاصی از تجربه جنسی متمر کز شود . مثلا ممکن است فرد نسبت به ترشحات آلتی حساس باشد . بیزاری جنسی هم یا مادام العمر است و یا اکتسابی باشد .

 

نشانه های شناسایی این افراد بدین قرار است :

1-عدم توجه به سر ووضع خود و ژولیده بودن 2-زود خوابیدن و مصرف مواد مخدر 3-غرق شدن در فعالیتهای شغلی و اجتماعی و...به نحوی که وقتی ازین افراد در مورد سکس سوال میکنی میگوید وقتش را ندارم !

دسته بزرگی از این افراد را مبتلایان به بیماری پانیک ( وحشتزدگی ) تشکیل میدهند.

از علل بوجود آورنده این اختلال میتوان موارد زیر را بر شمرد :

1-مورد سو استفاده واقع شدن در دوران کودکی 2-زنا با محارم (سکس با خویشاوندان) 3- تجاوز به عنف

در برخی مواقع هم برخی دختران تجربه یک سکس ناشیانه و درد آور دوست خود را شنیده و پس از آن ازین عمل احساس هراس و وحشت عجیبی می کنند.

آداب و سنن شب زفاف ، باید ها و نباید های شب زفاف

شب زفاف در خاطره تمامی زوجهای جوان یک شب خاطره انگیز است. کلیه کسانی که این شب را تجربه کرده اند، بی شک تا آخر عمر آن را فراموش نخواهند کرد. منظور من در این مقاله شب اول عروسی نیست . چون بسیاری از افراد ، قبل از عروسی ( که در عرف معمول است ) آمیزش جنسی( بطور کامل) را تجربه می کنند. پس منظور این مقاله زمانی است که دختر ازاله بکارت میشود . یعنی زمانی که دختر ، پرده بکارت خود را از دست میدهد . ما در این مقاله شب زفاف را زمانی میگوئیم ، که دختران برای اولین بار تجربه سکس از راه واژن را می آزمایند. همانطور که میدانیم تمامی زخمها ، دردناک هستند بخصوص اگر سطحی باشند . به عنوان مثال اگر دست شما با دیوار زبری (مثل کنیتکس) برخورد کند ، درد به حد زیادی غیر قابل تحمل است . این حالت دقیقا برای دختران مصداق دارد. آنها درد بسیار زیادی را در ضمن پاره شدن پرده بکارت تجربه میکنند. و غیر از آن ، درد بسیار زیادی هنگام داخل شدن آلت تناسلی در داخل واژن (دخول) خواهند داشت . اول برای روشن شدن قضیه علت درد را مرور میکنیم.

 

 

شب زفاف در خاطره تمامی زوجهای جوان یک شب خاطره انگیز است. کلیه کسانی که این شب را تجربه کرده اند، بی شک تا آخر عمر آن را فراموش نخواهند کرد. منظور من در این مقاله شب اول عروسی نیست . چون بسیاری از افراد ، قبل از عروسی ( که در عرف معمول است ) آمیزش جنسی( بطور کامل) را تجربه می کنند. پس منظور این مقاله زمانی است که دختر ازاله بکارت میشود . یعنی زمانی که دختر ، پرده بکارت خود را از دست میدهد . ما در این مقاله شب زفاف را زمانی میگوئیم ، که دختران برای اولین بار تجربه سکس از راه واژن را می آزمایند. همانطور که میدانیم تمامی زخمها ، دردناک هستند بخصوص اگر سطحی باشند . به عنوان مثال اگر دست شما با دیوار زبری (مثل کنیتکس) برخورد کند ، درد به حد زیادی غیر قابل تحمل است . این حالت دقیقا برای دختران مصداق دارد. آنها درد بسیار زیادی را در ضمن پاره شدن پرده بکارت تجربه میکنند. و غیر از آن ، درد بسیار زیادی هنگام داخل شدن آلت تناسلی در داخل واژن (دخول) خواهند داشت . اول برای روشن شدن قضیه علت درد را مرور میکنیم.

دو نوع درد در هنگام اولین تجربه جنسی قابل درک است :

1- درد به علت پارگی پرده بکارت .

این درد همانطور که در بالا ذکر شد به علت ایجاد یک زخم سطحی در داخل واژن است . که اینگونه زخمها معمولا دردناک تر از سایر زخمها میباشند . برای کنترل یا کاهش درد ، بهترین کار ایجاد معاشقه طولانی است . این کار سبب میشود تا دختر به مرحله ارگاسم یا نزدیک آن برسد . رسیدن به ارگاسم ، آستانه درد را بالا میبرد و باعث میشود که درد یا خیلی کم شود یا قابل تحمل گردد . به عنوان مثال د رزمان ارگاسم اگر شخص گاز گرفته شود درد را احساس نمیکند یا درد بسیار جزئی خواهد بود .

2- درد به علت دخول

این درد دقیقا درد به علت کشش دیواره واژن میباشد . شما وقتی بادکنکی را برای اولین بار باد میکنید ، زور بیشتری بکار میبرید تا بتوانید دیواره های بادکنک را از هم باز کنید . این حالت دقیقا دز واژن هم ایجاد میشود . واژن برای اولین بار میخواهد باز شود . پس درد زیادی را حس میکند . برای کنترل این درد دقیقا مثل بالا باید معاشقه طولانی داشت . تا هم واژن لیز شود و هم آستانه درد افزایش یابد . برای این منظور میشود از ژل لوبریکانت استفاده نمود.

در کل برای آمیزش بهتر و کم درد در اولین تجربه باید نکات زیر را توجه نمود :

 

1- معاشقه طولانی تا رسیدن به مرحله ارگاسم

2- استفاده از ژل لوبریکانت

3- بهتر است دختر لبه تخت دراز بکشد . جوری که پاهای وی کاملا روی زمین قرار بگیرد . در این صورت کمترین درد و فشار به دختر وارد میشود.

4- دختر را باید قبل از نزدیکی از نظر روحی آماده کرد

5- درصورت داشتن درد شدید از ادامه نزدیکی خودداری کنید.

پارگی پرده بکارت معمولا دارای خونریزی کم است . البته این قضیه به جثه زن و سن دختر دارد. در بعضی از موارد پرده دختر با نزدیکی پاره نمی شود . در این حالت حتما باید با جراح زنان مشورت نمود تا وی به روش جراحی پرده را باز نماید. تا 3 روز پس از نزدیکی خونریزی بسیار جزئی ، طبیعی است و نباید نگران بود. در صورتی که هر گونه سوال برای شما پیش آمد حتما با ما مکاتبه کنید.

آن سوی زفاف

پاره شدن پرده بکارت ، در حقیقت نمود خارجی جریانی بسیار پیچیده است که باید آن را آغاز "زنانگی" و پایان "دوشیزگی" شمرد. تازه عروس بنا به طبیعت ، از نخستین اکراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسمانی نیست که اگر همراه با آرامش و خودداری و صبوری مرد باشد خیلی جزئی است. غالبا خود دختر هم نمی داند علت این هراس و اکراه در کجاست ؟ در واقع تازه عروس در این مرحله دچار نوعی " شرم " نیز هست . همه این علت ها را باید در جای دیگری جستجو کرد.

در حقیقت چون زن در این مرحله که وارد حیات زناشویی می گردد دگرگونی مهمی در برابر خود می بیند و به زندگی آینده و مسوولیت ها و خطرهای آن می اندیشد و از آن واهمه دارد. همه این واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شایسته توجه است.

این وظیفه شوهر است که وجود این هراس فطری زن را دریابد و همواره آن را به یاد داشته باشد.بهترین فرصت برای جلب اطمینان زن همین دوره کوتاه است. معروف است که زفاف را نباید با جبر آغاز کرد ، ما می گوییم در کار پاره شدن پرده دوشیزگی نه تنها جبر نباید در کار باشد بلکه این عمل باید دنباله و نتیجه نوازشی صبورانه و معاشقه ای جانانه باشد و شوهر باید عروس را به تدریج متمایل و راغب به عمل نماید نه آن که با شتابکاری و به کار بردن زور ، تنها حس شهوت خویش را فرو نشاند. در این صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراین شوهر در شب زفاف باید تمام تمهیدات لازم را به کار گیرد و در نهایت ملایمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترین اشتباه ، چندان او را خسته و دل آزرده می کند که به آسانی التیام پذیر نخواهد بود و گاه تا پایان زندگی زناشویی آثار آن بر جای می ماند.

از نظر روانشناسی این دردهای روحی منجر به پیدایش هزاران نوع اختلالات فکری ، غم و اندوه مزمن می گردد که درمان آن بسیار مشکل خواهد بود زیرا اغلب منشا و علت اصلی آن ناشناخته می ماند.

در واقع علت سرد مزاجی بسیاری از زنانی که لذت جنسی نمی برند آن است که در شب زفاف ناگواری دیده و رنج و تب روحی کشیده اند و این تالمات در ضمیر پنهان آنها مانده و اختلالات جسمی و روانی بعدی را با خود آورده است.

بسیاری از امراض دیگر چون پریشان خیالی و بیماریهای عصبی غالبا در اثر همین رویدادهای به ظاهر کوچک شب زفاف ایجاد می شود و گاهی این عوارض روحی به قدری پیچیده و شدید می شود که روان پزشک باید مدتها وقت صرف کند تا پس از جلب اعتماد و اطمینان بیمار ، شاید موفق به کشف ریشه اصلی اختلال گردد. این است که باز تکرار می کنیم در نوازش و مهربانی و رعایت حال تازه عروس به ویژه در شب رفاف به هیچ نباید کوتاهی کرد. هیچ دختری فطرتا مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه می خواهد بکند و اگر حجب و حیای عروس یا هر علت ناشناخته دیگر مانع از آن است که به میل تسلیم شود بهتر است یک شب یا حتی شبهای متعدد ، زفاف را به عقب انداخت تا عروس به تماس جسمانی خو بگیرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسی شود. عمر انسان آن قدر کوتاه نیست که چنین شتابکاری لازم باشد و به خصوص در این دوره ، صبر و متانت و حوصله به پیروزی و کامروایی خواهد انجامید. در اینجا باید یادآور شویم اگر داماد به دلیل ضعف نفس و سستی در رفتار ، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتیجه نمی رسد و لازم است اصرار در این باره خیلی ملایم و صبورانه باشد. اصولا زن وقتی هم حاضر و راغب به تسلیم است طبیعتا می خواهد بر او ظفر یابند ولی بین فتح عاشقانه و استیلای وحشیانه تفاوت بسیار است و مرد باید با فراست دریابد که هنگام دخول فرا رسیده است. به طور کلی در هفته های اول ازدواج برای نزدیکی نباید پافشاری کرد جز آن که عروس خود ابراز تمایل کند.شوهر اگر عیبی در بدن زن مشاهده کرد ، هرگز نباید آن را آشکار کند یا اظهار تعجب کند مبادا زن اندوهگین شود و آن را مایه حقارت پندارد.

حساسیت شب زفاف

زفاف که همان ازاله ی بکارت در دختر است برای هر دو از خاصیت خاصی برخوردار است . انجام ناقص و یا وحشیانه ی آن در دختر می تواند آثار سوء جبران ناپذیری را ایجاد کند . داماد باید حالت خاص عروسش را درک کند و بدون آمادگی همسرش با او آمیزش نکند . مرد جوان باید عریزه ی جنسی خویش را کنترل کند و اگر در همسر خویش آمادگی نمی بیند صبر کند تا زمان مناسب فرا رسد و با مساعد شدن شرایط با ملاطفت و آرامی زفاف را انجام دهد . برخی از جوانهای بی تجربه شرایط حساس همسر خویش را در نظر نمی گیرند و در همان شب اول بنیاد زندگی خویش را خراب می کنند .

چون پسر و دختر نادان بوند گله چران یا که شتر بان بوند

درس زناشویی کجا خوانده اند کی بره قافله پی برده اند

ببر صفت حمله به آهو کند غرش و تندی و هیاهو کند

ای پسر آخر دمی آرام باش ای شتر مست دمی رام باش

تندی داماد و خموشی زن سرد کند جمله چو صد بادزن

»» این شب برای اغلب زوجها شب پر التهابی است و اولین شب ارتباط جنسی جدی میان آنهاست.

»» زنها در این شب به شدت نگران و مضطرب هستند

»» خاطره این شب تا پایان زندگی در ذهن زنان باقی می ماند.حتی اگر بعدها ازدواجهای مکرری کنند.

»» پاره شدن پرده بکارت اغلب با آمدن مقداری خون همراه است و این برای طرفین مهم و استرس آور بوده و در زنها همراه با درد و سوزش و ضعف جسمانی است.

»» مردها سعی کنند قبل از شب عروسی با خانواده خود جهت کنار گذاشتن آداب و رسوم غلط به طور جدی صحبت کنند.

»» به همسر خود برای کسب اعتماد به نفس قبل از شب زفاف روحیه بدهید.

»» هیچ لزومی ندارد که مردها همان شب اول پرده زن را پاره کنند. بهتر است به شب دیگری موکول گردد.

»» سعی کنید این شب را با معاشقه و بوسه و لمس بگذرانید و دخول را به شبهای دیگر موکول کنید.

»» این شب را در آغوش هم و برهنه تا صبح سپری کنید.

آداب و رسوم غلط در شب زفاف:

هم در گذشته و هم در حال حاضر در خانواده های سنتی ایرانی رسم است که در شب اول عروسی (شب زفاف) زنان پشت در اتاق عروس و داماد می نشینند تا داماد پارچه ای خونین را نشان آنها بدهد تا از پشت در بلند شوند و به خانه های خود بازگردند. این دستمال خونی نشان دهنده پاره شدن پرده بکارت عروس توسط داماد است.

 

در تلقی عمومی جامعه ما ، شب ازدواج و زفاف ، شب خوشبختب و رسیدن به آرزوهاست ، اما شب زفاف شب خستگی هم هست ، شب اظطراب و نگرانی است شب سر درد شب گریه شب سوزش معده و شب …….و حتی شاید شب بر باد رفتن آرزوها هم باشد .

اینکه چنین شبی با جایگاهی که در فرهنگ اجتماعی ما دارد و اثرات آن بر زندگی ما اینقدر درباره اش کم صحبت شده و حتی از دید نویسندگان و دیگر هنرمندان ما هم پنهان مانده خود معمایی است .

شب عروسی در فرهنگ ما فعلا اون موقعی است که دو تا آدم که چند وقت در تدارک ازدواج بوده اند برای اولین بار زن و شوهر میشوند وبه صورت رسمی در یک رختخواب میخوابند ، شب ازدواج فقط و فقط یک کار اجباریست . شما و همسرتان باید از ماشین عروس پیاده شوید ، به درون خانه بروید و در را ببندید .همین . هر کس دیگری انتظاری یه غیر از این داشت زیاد به خرفش گوش نکنید .

در فرهنگ ما ازدواج به همه فامیل مربوطه بعضی جاها ( که از لحاظ سواد عمومی سکس در مرحله پایین تری هستند ) از داماد انتظار دارند در عرض 10 دقیقه تا نیم ساعت پارچه خون آلودی را به عنوان نشان باکره بودن عروس تحویل بده بعضی ها ممکنه تا شب ازدواج عروس اشون یا دامادشون را ندیده باشند و خیلی های دیگه ممکنه اون رو لخت ندیده باشند عده زیادی هم هستند مه قبل از عروسی با همسرشون سکس داشته اند ، پس پیچیدن یک نسخه ثابت غیر ممکن است اما چیزهای مشترکی هم وجود دارد .

همه ما شب ازدواج خسته ایم توی این بحثی نیست ازدواج ایرانی سخته حداقل یک هفته دویدن و حرص خوردن داره دنبال جا میگردید خونه رو مرتب میکنید . دعوت فامیل و خلاصه تحمل دردسر های جشن . همه اینا باعث می شود که بهترین شب زندگی شما با خستگی و تنش های بدنی شروع بشه . عروس و داماد یا به اجبار غذا میخورند یا اصلا فرصت غذا خوردن پیدا نمیکنند و هر دو حالت برای یک سکس خوب مضر است .

پس این شب چکار باید کرد ؟ احیانا دفعه اولی است که میخواهیم سکس داشته باشیم . تاثیر خستگی و اضطراب را میدونید ؟ برای آقایون این احتمال هست که اندام جنسیشون راست نشه و در صورت وقوع این امر اضطراب جند برابر می شود و اوضاع بدتر . در مورد خانمها این اضطراب باعت خشک شدن مهبل می شود که حتی برای خانمهای کارکشته هم دخول مشکل می شود چه برسه به دختری که برای اولین بار میخواد دخول را تجربه کنه .پس اولین کار شما مبارزه با اضطراب است . بهتر است اون دسته از کسانی که فامیل هاشون منتظر دیدن دستمال خونی هستند این مطلب را براشون روشک کنند که این فکر بیهوده ای است و بهتره شما را به حال خودتون بذارن /

برای مبارزه با اضطراب اینه که منبع اونو از بین ببرید . منمبع اضطراب شب زفاف است اجبار به عمل جنسی است پس این " اجبار " لعنتی را از بین ببرید .

اگه میتوانید با همسرتان صحبت کنید و بگویید احتیاجی نمیبینید که شب اول در اوج خستگی و تنش و اضطراب حتما سکس داشته باشید صحبت کنید چه قبلا و چه وقتی آخر شب با هم تنها هستید که عاشق عمل جنسی هستید ولی امشب اجباری در انجام کامل اون ندارید و بهتر میبینید که این کار را به فردا یا روزهای بعد موکول کنید که بدن هاتون تازه هستند و فکرتون باز و از نظر وقتی هیچ جور تنگی ندارید .

با این فکر هم آغوشی را شروع کنید اگر دوست داشتید تا آخرش بروید و هرجا احساس کردید وقتش نیست متوقف شوید . اما خواهشا وحشی بازی هم در نیارید عمل هماغوشی را یک اجبار نشون ندهید نه به مرد و نه به زن . مرد باید اولین نکته براش راحتی و آرامش همسرش باشه و زن به جای اینکه مردانگی را توی .... سفت و دراز و زور زیاد ببینه توی اخلاق و رفتار دنبالش بگرده.

یک نکته بسیار مهم : در اولین تجربه سکس اگر باعث ناراحتی و ناخوشایندی طرف مقابل خود بشوید این کار مطمئنا از لحاظ روحی و روانی تاثیر بدی روی سکس آینده شما هم خواهد داشت ( می دانید که روان آدمی در سکس چقدر تاثیر گذار است)

صحبتی با آقا دامـــــــاد :

قبل از هر چیز یادتان باشد که آب یا نوشیدنی دیگری که میل دارید در اتاق باشد که اگر هر کدام از شما احساس تشنگی کردید لازم نباشد بروید بیرون دنبال نوشیدنی بگردید .

چون خیلی ها شب اول به خاطر ترس و تنش و..... دهنشان خشک می شود و احتیاج به آبی دارند وارد خانه که می شوید قبل از افتادن روی مبل و صندلی بطرف همسرتان بروید و او را در آغوش بکشید ، زیر گوشش بگوید که دوستش دارید و قول بدهید که این زندگی زیبایی را که کنارش شروع کردید را ادامه خواهید داد . همین طور که در آغوشش گرفتیه اید به سمت جایی برای نشستن برویدو کنار هم بنشینید . هم او خسته است و هم شما .

توی صورتش نگاه کنید و بگویید که زیباست هیچ عجله ای نکنید با حوصله باشید و صبور . آرام حجابش را بردارید و عاشقانه به همسرتان نگاه کنید و تکرار کنید که واقعا زیباست بسیار ظریف یه دستهایش دست بزنید دست ها را بالا بیارین و آرام ببوسید . بعد از بوسه چند لحظه مکث کنید و به خاطره این بوسه فکر کنید ( اینجا فرصت مناسبی است که آیا آب یا نوشیدنی دیگه ای لازم داره ؟)

اگر قبلا با همسرتون سکس داشته اید این کارها را به عنوان یک عروس با او بکنید واگر نداشته اید و دختر از طبقاتی باشد که هیچ وقت با پسری حتی خود شما نبوده به او اطمینان بدهید تا ترس و اضطرابی نداشته باشد . توجه کنید که زنها نسبت به بدنشان خیلی حساس میباشن پس یک ضرب به سینه ها یا جاهای دیگر دست نزنید اگر خیلی خسته نیستید با همسرتان بایستید و ایستاده در اغوشش بگیرید اینطوری میتوانید آروم دستهاتونو حرکت بدین و پشت بدن همسرتونو نوازش کنید آروم در گوشش حرف های عاشقانه بزنید .

بقیه مراحل به همین سادگیست به آرومی همین فضا را دنبال کنید ( عاشق باشید و اعتماد دهنده به طرف مقابل در هر تماس ). کنار هم دراز بکشید و آروم تا حدی لباسها را در بیاورید همسرتان را تحسین کرده و شهوت انگیزی اش را بهش یاد آور شوید . سانتی متر یه سانتی متر بدن همسرتان را لمس کرده و به آن عادت کنید .

صحبتی با عروس خانم :

خانم عزیز شما هم وظیفتان همین چیز هاست . اگر لباس آقا داماد را تا آخر در آورده اید بهش بگوید به پشت بخوابد و چشماش را ببند با احتیاط کامل به بدن همسرت دست بکشید آلت جنسی او را اگر خواستید نوازش کنید و نه کار بیشتر . اگر بار اول است در این جلسه اجازه دهید که گذشت زمان همه چیز را یاد بدهد جلسه اول حداکثر می تواند شناخت باشد به هر حال نه آقا از آلت جنسی شما زیاد سر در نیارورد و نه شما از آلت جنسی او پس یک حرکت لذت بخش را شروع کنید مانند نوازش آلت همدیگر و کمی به همین حرکت ادامه دهید . قصدتان کمی نوازش و بعد خوابیدن و استراحت کردن باشد هرچند ممکن است که چیز های دیگری هم پیش آید . سکس لازم نیست حتما دخول باشد اگر بخواهید یک ضرب سراغ دخول بروید مثل اینه که با زبانی که نمیشناسید برنامه نویسی کنید . صبر کنید تا اول چگونگی موضوع را یاد یگیرید این باعث می شود موقع عمل مقدمات را خوب بدانید

خلاصه کلام :

1 – تا احساس آمادگی کامل برای کاری نکرده اید وارد عمل نشوید .

2 – هر لحظه مطمئن باشید همسرتان راحت است ( آقایون بیشتر توجه کنند چون این عمل اولین بار برای خانمها خیلی اضطراب آور تر است )

3 – اگر عروس باکره باشد از پرده بکارت نترسید اگر دخول را درست انجام بدهید پرده بکارت بدون درد یا خونریزی باز خواهد شد . 



تاريخ : چهارشنبه سوم تیر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

چه کسی باید رابطه جنسی را شروع کند ؟

چه کسی باید رابطه جنسی را شروع کند ؟ زن یا مرد]

زوج‌هایی که از سکس باز می‌ایستند، معمولاً به خاطر کند شدن مرد است. مرد به دلایل مختلف از شروع کردن سکس دست می‌کشد؛ ولی یکی از مهم‌ترین دلایلش شاید بیش از اندازه شروع شدن سکس از طرف زن باشد. شروع کردن‌های مدام سکس از جانب زن نه تنها کم کم خود او را دچار احساس حرمان خواهد کرد، بلکه مرد نیز به تدریج به سکس داشتن با او بی‌علاقه می‌شود.

اکثریت زنان نمی‌داند اگر بیش از آنی که مردان در پی‌شان هستند، خودشان در پی مرد باشند،‌ مرد سرانجام منفعل می‌شود. اگر گاه گاه کمی نواختن و سر در پی مرد گذاشتن مزه‌ی خودش را دارد و مرد می‌فهمد که زمان مناسبی است که زن را دنبال کند، ولی تکرار این عمل،‌ بی‌آن که مرد دربیابد علاقه‌ی او را به سکس خاموش می‌کند.

وقتی زن بیش از حد مسئولیت آغاز کردن سکس را به عهده گیرد، باعث کاهش تدریجی انگیزه‌ی مرد می‌شود. زن مرتباً بخش مردانه‌اش را نشان می‌دهد؛‌ پس مرد به سمت بخش زنانه و پذیرنده‌ی خود رانده می‌شود. چنین عدم تعادلی به تدریج شور و حرارت جنسی را در زندگی زناشویی می‌فرساید.

معمولاً مرد حتی نمی‌فهمد که چه بر سر شور و حرارت جنسی‌اش آمده؛‌ و بدتر این که ممکن است به اشتباه فکر کند دیگر همسرش برایش جذابیتی ندارد.

توجه دارید! یک فقدان تعادل ساده می‌تواند به بحرانی جدی بینجامد. بنابراین، زن با علامت فرستادن و به طور غیرمستقیم سکس خواستن، به درستی می‌تواند از بخش مردانه‌ی شوهرش حمایت کند- بخشی که زن آرزوی آن را دارد و در خیالِ دنبال شدن توسط آن به سر می‌برد.

جالب است که خود مردان نیز نمی‌دانند سماجت زیاد زن یا پیش‌دستی‌اش در سکس می‌تواند موجب افول انگیزه‌ی آنان شود. بعضی از مردان در ابتدا از سماجت زن خیلی خوششان می‌آید؛‌ منتها پس از چندی متحیر می‌شوند که چرا دیگر مجذوب آن زن نیستند یا چرا ناگهان زنان دیگر برایشان جذاب‌تر می‌شوند. زنی که در سکس سمج است، در ابتدا عالی به نظر می‌رسد. شاید به خاطر این که مرد به این طریق از خطر رد شدن و طرد شدن در امان می‌ماند؛ ولی این کافی نیست. مرد از ماهیت خود دور شده، مسیر اشتباهی را جلوی خود گرفته، پس صدمه‌اش را خواهد دید.

زنان معمولاً شکایت می‌کنند که مایل به پیش‌دستی برای شروع سکس نیستند،‌ ولی وقتی می‌بینند مرد هم منتظر همین نشسته، خود را ناگزیر به آن می‌بینند. توصیه‌ام این است که به جای شروع کردن سکس، زن می‌تواند توجه‌اش را به فرستادن این پیام برای مرد معطوف کند که اگر مرد سکس را شروع کند، با خطر طرد شدن رو به رو نیست.

هر از گاه شروع کردن سکس برای زن مسئله‌ای ندارد. مسئله وقتی آغاز می‌شود که شروع کردن‌هایش مستمر شود. در این صورت، سکس خواستن مرد کمتر و کمتر شده،‌ و در طی زمان، علاقه‌اش را از دست می‌دهد.



تاريخ : چهارشنبه سوم تیر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

آموزش مسائل جنسی برای خانم ها و آقایان

 

 

هدف ما تنها آموزش به شما در امر مسائل جنسی و زناشویی است

 

نشانه ارضاء شدن در زنها

 

نشانه ارضاء شدن در زنها

1-نوک پستانها سفت میشود نفس نفس زدنهای تند ممکن است نشان دهنده این باشد که خانمتان حتما ارضاء شده

2-احساساتی میشود بعضی از مواقع به ارگاسم رسیدن زن چنان موجی از احساست در او بوجود می آورد که شروع به گریه میکند

3- به خواب میروند البته بیشتر مردم تصور میکنند این حالت درمردان بیشتر نمایان میشود اما در حقیقت این چنین نمی باشد به خاطر داشته باشید اگر زن شما بعد از برقراری رابطه جنسی به خواب رفت و پشتش را به شما کرد بی احترامی از جانب او تلقی نکنید این خود نشانه خوبی از ارضاء شدن آن میباشد

4-نیاز به آغوش صمیمی : بعد از به ازگاسم رسیدن مایلند که شما محکم آنها را در آغوش بگیرید این کار احساس حوبی به آنها دست میدهد و به عنوان خاتمه کار مفید میباشد

5-نمیتواند راه برود: بعد از به ارگاسم رسیدن به علت لرزش پاها قادر به راه رفتن نمیباشد لرزش پاها و بدن بدین معنی است که شما بعنوان یک مرد وظیفه خود را به نحو احسن انجام داده اید

6-نمیتواند در موردش حرف نزند : اگر خانمتان پس از اتمام کار نتوانست در مورد س ک س با شما صحبت نکند یا برخی مواقع حرفهای حین سکس را تکرار میکند این نشانه خوبیست

7-لبخند رضایت : شما میدانید راجع به چه چیزی میگویم زمانی که خانمتان تا مدتی بر اساس بوجود آمدن حس خوبی که تسبت به شما بعد از انجام سکس و به ارگاسم رسیدن دارند لبخند بر لب دارد

 

اوج لذت جنسی زنان:

در دنیای امروز هنوز این افسانه که دخول تنها راه صحیح و پذیرفته شده برای رسیدن زنان به ارگاسم است، وجود دارد. حتی بسیاری از مشاوران جنسی، به عنوان مثال معاشقه، ناز و نوازش یا خودارضائی را روشهای ارضا کننده‌ای نمی‌دانند. به هر حال از لحاظ فیزیولوژیکی، ارگاسم، ارگاسم است، چه از طریق خودارضائی، چه از راه مقاربت، چه به روش تحریک و چه از طرق دیگر. ممکن است تجربه ذهنی این مسئله متفاوت باشد اما چرخه فیزیولوژیکی که یک زن برای رسیدن به اوج لذت جنسی طی می‌‌کند یکسان است. برای رسیدن به اوج لذت جنسی چه از لحاظ روانی و چه جسمی، تحریک جنسی لازم است. بعضی زنان با خیال پردازی، بدون هیچ تحریک اندام جنسی به ارگاسم می‌‌رسند، درصد کمتری تنها با لمس و باز هم بدون هیچ تحریک اندام جنسی اوج لذت جنسی را تجربه می‌‌کنند. برخی هم ارگاسمهای خود به خودی دارند و بعضی در حال خواب به ارگاسم می‌‌رسند. بر خلاف این استثنائات اغلب زنها برای رسیدن به اوج لذت جنسی به تحریک زیاد و طولانی مدت اندامهای جنسی نیاز دارند. چرخه واکنشهای جنسی می‌‌تواند به چهار مرحله تقسیم شود: تحریک، پلاتو، اوج لذت جنسی و مرحله آرامش. این مراحل تفکیک‌پذیر نیستند، یعنی یک مرحله، کاملا تمام نمی‌شود تا بعد مرحله دیگری شروع شود. در حقیقت این مرحله بندی فقط برای توصیف ترتیب عکس العمل جنسی ست که معمولا در یک روند پیوسته واقعی اتفاق می‌‌افتد:

1. مرحله انگیزش (تحریک)

وقتی بر اثر تحریک، خون در اندام جنسی جمع می‌‌شود کلیتوریس سفت می‌‌شود و در همان لحظه مهبل شروع به ترشح مقداری ماده لیز کننده می‌‌کند، همچنین سطح داخلی دیوار لوله واژن بر اثر نوعی فرآیند تعریق، با یک ماده لیز کننده پوشیده می‌‌شود. سیاهرگ مهبل گشادتر و پر از خون شده، رنگ مهبل تیره تر می‌‌شود. در همین زمان میزان ضربان نبض و فشار خون به طور قابل ملاحظه‌ای بالا رفته، در اندامهای جنسی حرارت و تورم احساس شده و برانگیختگی زن از مرحله تحریک به مرحله پلاتو (دوام برانگیختگی جنسی) پیش می‌‌رود.

2. مرحله پلاتو (دوام برانگیختگی جنسی):

بافت دیواره یک سوم خارجی واژن به علت پرخون شدن، متورم می‌‌شود که در نتیجه، موجب تنگی ورودی دهانه مهبل می‌‌گردد. به این مرحله سکوی ارگاسم می‌‌گویند. در این مرحله به نظر می‌‌رسد [کلیتوریس] در زیر یک کلاهک رفته یا به داخل کشیده می‌‌شود اما در حقیقت، کلیتوریس به عنوان یک گیرنده تحریکات، درجهت پاسخ به تحریک مستقیم نواحی مجاور کمک می‌‌کند. رحم، لوله رحم و تخمدان بزرگتر شده و تنفس، ضربان نبض و حرکات زن سریعتر می‌‌شود.

3. مرحله اوج لذت جنسی

لوله واژن به طورریتمیک شروع به منقبض شدن می‌‌کند. همچنین انقباض غیرارادی اسفنکتر مقعد نیز در این مرحله پیش می‌‌آید. تعداد نبض و میزان فشار خون بالا می‌‌رود. افزایش انقباض عضلات و مملو از خون شدن سیاهرگ موجب رسیدن به اوج لذت جنسی می‌‌شود. همچنین باید در نظر گرفت ارگاسم یا به طور مثال عکس العمل طبیعی زانو نمی‌تواند به زور صورت پذیرد، این بازتابها به طور طبیعی اتفاق می‌‌افتند.

4_مرحله آرامش:

در این مرحله، احتقان یک سوم خارجی واژن و احتقان عروقی تغییر کرده و از بین می‌‌رود. ضربان نبض کاهش یافته و بافتها از تورم خارج می‌‌شوند.رنگ تیره واژن به رنگ اولیه باز گشته و اندامهای جنسی به حالت طبیعی اولیه خود بر می‌‌گردند. بدن آرام و سست شده و گاهی عرق می‌‌کند. قابل ذکر است در پاسخ فیزیولوژیکی زن به تحریکات جنسی، اعضاء غیر تناسلی بدن نیز واکنشهایی دارند از جمله: تغییراتی در پستان، در بعضی موارد احساس اجبار در دفع ادرار در طول آمیزش یا پس از آن، افزایش فشار خون، افزایش ضربان قلب، افزایش تعداد دم و بازدم و نفسهای عمیق، تعریق ( این واکنش در افراد متفاوت است، در مرحله رسیدن به آرامش بعضی احساس گرمای شدید می‌کنند و بعضی احساس سرما. در بسیاری موارد در قسمتهای مختلف بدن قطرات عرق جاری می‌‌شود.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی پزشکان بدون مرز



تاريخ : چهارشنبه سوم تیر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

اس ام اس جملات زیبا و عمیق

اس ام اس فلسفی

دوستی بیش از اندازه همانند دشمنی ترسناک است .
(( ارد  Orod ))

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
(( مارکز  Marquez ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه بیچاره اند مردمی که ، قهرمانشان بزدل باشد .
(( ارد  Orod ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنان که از خود عشق ساطع می کنند با عشق زندگی می کنند و با عشق نیز نفس می کشند ، دیگران را به سمت خود می کشانند .
(( دی آنجلیس  B. De Angelis ))

بقیه در ادامه مطلب

اس ام اس جملات زیبا و عمیق

اس ام اس فلسفی

دوستی بیش از اندازه همانند دشمنی ترسناک است .
(( ارد  Orod ))

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
(( مارکز  Marquez ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه بیچاره اند مردمی که ، قهرمانشان بزدل باشد .
(( ارد  Orod ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنان که از خود عشق ساطع می کنند با عشق زندگی می کنند و با عشق نیز نفس می کشند ، دیگران را به سمت خود می کشانند .
(( دی آنجلیس  B. De Angelis ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آمیزی نهفته است.
 (( گوته  Goethe ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شانس هرگز کافی نیست .
 اندرو متیوس

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قابلیت انعطاف داشته باشید . تنها همین یك خصوصیت كه بتوانید شیوه كار خود را تغییر دهید موفقیت شما را تضمین می كند .
 (( رابینز  Robbins ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آن گاه که ، زایش راهی نو را از درون خویش احساس کردی پای در راهی خواهی گذارد که پیشتر برای رسیدن بدان بسیار  تلاش نموده ایی .
 (( ارد  Orod ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند .
 (( مارکز  Marquez ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق یگانه منبع نیرو و قدرت شماست .
 (( دی آنجلیس  B. De Angelis ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قانون احتمالات یادت نره ، بلاخره یک نفر خواهد گفت بله .
 (( رابینز  Robbins ))

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

اگر فکر می کنید که موفق می شوید یا شکست می خورید،در هر دو صورت درست فکر کرده اید.
(( رابینز  Robbins ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است.
لارو شفوکو

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گزینش امروز ما ، برآیند اندیشه ها و راه بسیار درازیست که تا کنون از آن گذشته ایم . این گزینش می تواند سیمای نوی را از ما به نمایش بگذارد .
 (( ارد  Orod ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در تاریخ جهان ، هر لحظه عظیم و تعیین کننده ، پیروزی نوعی عشق است.
امرسون

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

موفقیت ، یک درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ریختن .
توماس ادیسون

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که در چه راستایی گام بر می داریم .
هولمز

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سعی نکنیم بهتر یا بدنر از دیگران باشیم ، بکوشیم نسبت به خوذمان بهترین باشیم .
مارکوس گداویر

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک چراغ موشی از آن استفاده نمی کنیم .
ویلیام جیمز

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آدمی تنها زمانی دربند رویدادهای روزمره نخواهد شد که در اندیشه ایی فراتر از آنها در حال پرواز باشد .
(( ارد  Orod ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آن گاه خواهید دید که زندگی با لطف و محبت ، زیبایی ، رحمت ، شادی ، نشاط و شور و سرزندگی به شما پاسخ خواهد داد .
(( دی آنجلیس  B. De Angelis ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آن چه انسان هرگز نخواهد فهمید این است که چگونه در مقابل کسی که ما را آفریده و همه چیز ما از اوست مسوول خواهیم شد و او از ما بازخواست خواهد کرد ؟!؟!؟ .
(( مترلینگ  Maeterlinck ))

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

هر چه عشق و شور زندگی بیشتری از خود ابراز کنید برای دیگران نیز بیشتر مقاومت ناپذیر خواهید شد و آن ها دیگر نخواهند توانست شما را نادیده بگیرند .
 (( دی آنجلیس  B. De Angelis ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این همه پیغمبرها گفته اند که روح باقی می ماند و چنین و چنان می شود. اما هیچکس توجه نکرده که آیا روح ما قابل بقا هست یا نه ؟؟؟


شما را بخدا روح ما با این افکار پست و اندیشه هایی که از حدود معده و شهوت تجاوز نمی نماید آیا اگر از بین برود بهتر نیست ؟!؟ .
(( مترلینگ  Maeterlinck ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چیزی را که ما نمی توانیم بفهمیم ضد و نقیض زندگی انسان است.
زیرا از یک طرف طبیعت یا خدا انسان را آفریده که حتما مرتکب گناه می شود و از طرف دیگر به ما می گویند که هر کسی که مرتکب گناه گردید در جهان مجازات خواهد دید !!!


بهتر این بود که از روز نخست ما را طوری می آفریدند که قدرت ارتکاب گناه را نداشته باشیم . نه آنکه ما را بیافرینند و بعد کیفر بدهند !!! .
(( مترلینگ  Maeterlinck ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنکه پی به نیروی سترگ درون خود برد ، راه آزاد سازی آن را نیز خواهد یافت .
(( ارد  Orod ))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تفاوت میان ایستایی و پویایی با قدرت تصمیم گیری مشخص می شود . اراده خود را قوی سازید! كافی نیست كه به خود فشار بیاورید بلكه باید خود را در حالتی مصمم قرار دهید.
 آنتونی رابینز

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شما این توان را دارید که زندگانی ای سرشار از عشق و رضایت بیافرینید .
(( دی آنجلیس

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



تاريخ : سه شنبه دوم تیر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

 

 قوانين مردونه که اگه خانمها بخونن آبروي آقايون ميره!!!

 



خوشبختانه يک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته و قوانين مردونه رو به رشته ي تحرير دراورده پس لطفا بخونيد. لطفا دقت کنيد که تمام اين قوانين با عدد يک شماره گذاري شدن يعني هيچ کدومشون برتري نسبي به ديگري ندارن:

1- مردها نميتونن فکر کسي رو بخونن.
1- ديدن مسابقه فوتبال مثل تماشاي ماه شب چهارده توي آسمون جذاب و قشنگه. اجازه بديد همينطور بمونه.
1- خريد کردن، مسابقه فوتبال نيست. و امکان نداره که ما به خريد به اين شکل نگاه کنيم.
1- گريه کردن يک جور تهديد به حساب مياد.
1- لطفا چيزي رو که مي خواهيد، واضح بگيد. اجازه بديد کمي روشن تر بگم، اشارات زيرکانه، اشارات قوي و اشارات مبرهن ولي غير مستقيم به يک موضوع اصلا به کار نمي آد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگيد.
1- “بله” يا “خير” بهترين جواب ممکن به خيلي از سوالات هستند.
1- لطفا در صورت نياز به حل يک مشکل، پيش ما بياييد و درد دل کنيد، اين کاريه که ما مردا انجام ميديم. همدردي کردن وظيفه دوستان مونث شماست نه ما مردها.
1- سردردي که هفده ماهه داره شمارو آزار ميده يک مشکل واقعيه لطفا يک پزشک رو ببينيد.
1- هر مطلبي که شيش ماه پيش از طرف ما مردها گفته شده الان به عنوان استدلال غير قابل قبوله. در واقع تمام نظرات ما فقط براي هفت روز معتبرند نه بيشتر.
1- اگر فکر مي کنيد چاقيد، خوب احتمالا هستيد. لطفا از ما نپرسيد.
1- اگر مطلبي که ما گفتيم رو ميشه دو جور ازش برداشت کرد و يکي از اين برداشتها شما رو عصباني و ناراحت ميکنه منظور ما اوون يکي برداشت بوده.
1- شما ميتونيد يا از ما بخواهيد که کاري رو انجام بديم يا بهمون بگيد که چطوري انجامش بديم. نه هر دوش. اگر شما از قبل ميدونيد که چطوري ميشه اوون کارو بهتر انجام داد خوب خودتون دست بکار شيد.
1- کريستوف کلمب احتياجي نداشت که مسير رو بهش ياد بدن. ما هم همينطور
1- تمام مردها فقط در 16 رنگ اشيا رو ميبينند. دقيقا مثل ويندوز default . براي ما هلو يک ميوه است نه رنگ. پرتقال هم يک جور ميوه است نه رنگ. ما واقعا نمي فهميم رنگ پوست پيازي يعني چي.
1- اگر ما از شما بپرسيم چي شده و شما بگيد “هيچي” ما هم طوري رفتار ميکنيم که انگار هيچ اتفاقي نيفتاده. ما ميدونيم که شما دروغ ميگيد اما فقط ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بياره
1- وقتي ما دوتايي قراره بريم جايي، چيزي که شما پوشيديد کاملا مناسب و قشنگه … اينو واقعا ميگم
1- شما به اندازه ي کافي لباس داريد
1- شما کفش، زيادي هم داريد
1- من کاملا خوش فرمم. گرد هم يک جور فرمه خوب
1- ممنونم که اينو خونديد. آره ميدونم امشب بايد تو آشپزخونه بخوابم. ولي اينو ميدونستيد براي ما مردا اصلا مهم نيست. فکر ميکنيم رفتيم کمپينگ



تاريخ : سه شنبه دوم تیر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

آموزش روابط زناشويی ، قبل و بعد از ازدواج

 

شب عروسی –

 

شـب عروسـی بـه نظر بسیاری از افراد موضوعی است که صحبت کردن در مورد آن ممنوع می باشد؛ به ویژه برای ما آسیاییها، اما به هـر حـال مسئـله ای اسـت که بسیاری از زوج هـای تـازه ازدواج کرده، دیر یا زود با آن بـرخـورد کـرده و لذتش را خواهند بـرد. به جـای اینـکه ایـن مـوضوع را پنهان نگه داریم، بهتر است مطلب را باز کرده و در مـورد آن بـحث کنیم.

مـانند تعداد بسیار زیادی از عروس و دامادهای دیگر ممکن است شما هم در این فـکر بـاشیـد که چـگونه باید به شب عروسی خود نزدیک شوید؛ در این شرایـط هـزاران پرسش بی پاسخ به ذهن شما خطور می کند: آیا همه ی زوج ها شب عروسی با هم ارتباط جنسی برقرار می کنند؟ کسانیکه برای نخستین بار است که یک چنین تجربه ای را کسب می کنند، چگونه می توانند با هیجان وارده روبرو شده و آنرا به درستی کنترل نمایند؟ و هزاران پرسش دیگر. همچنین ممکن است برخی از افراد تصور کنند که آیا باید حتماً رابطه جنسی همان شب انجام پذیرد؟ آیا پس از اتمام کار طرفین احساس شرمندگی و دست پاچگی خواهند کرد؟ اینها سوال های رایجی هستند که در ذهن بسیاری از افراد ایجاد می شود و اگر شما هم در ذهنتان یک چنین سوالاتی را دارید، مطمئن باشید که تنها نیستید.


چگونگی این امر که شما و نامزدتان چگونه مقدمات شب عروسی را فراهم می آورید


تا حدود زیادی بستگی به این امر دارد که آیا پیش از ازدواج از نظر جنسی فعال بوده اید یا خیر (ازدواجهای پیشین). به هر حال با توجه به خستگی ها و استرس هایی که شب عروسی بر روی هر دو طرف وارد می شود، این امکان وجود دارد که زن و شوهر در بهترین شرایط جسمانی نباشند و نتواند بهترین رابطه جنسی خود را تجربه کنند؛ شما زمانیکه برای شب عروسی خود برنامه ریزی می کنید باید حتماً این امر در ذهن داشته باشید.


از سوی دیگر اگر شما و نامزدتان تا قبل از ازدواج هیچ گونه رابطه جنسی نداشته باشید و یکی یا هر دو طرف باکره باشید، احتمال دارد احساس استرس، اضطراب، و ترس به شما دست دهد. البته همه این احساسات کاملاً قابل درک هستند، اما هیچ دلیلی برای بروز یک چنین احساساتی وجود ندارد. نکاتی که در این مقاله به آنها اشاره می کنیم را دنبال کنید و مطمئن باشید که با قدری تفاهم و درک متقابل شب فراموش نشدنی عروسی خواهید داشت، حتی اگر به رابطه جنسی هم ختم نشود.


انتظارات غیر واقعی نداشته باشید


زمانیکه زندگی مشترک خود را شروع می کنید، باید همچنیان توجه داشته باشید که شب عروسی شما نمی تواند رمانتیک ترین لحظه ای باشد که در تمام طول عمر خود تجربه کرده اید. حقیقت اینجاست که شب های عروسی رمانتیک، فقط متعلق به پرده های سینما هستند. واقعیت اینجاست که هم عروس و هم داماد به دلیل فشار کاری و استرس موجود خسته تر از شب های قبل هستند، و این امر آنها را در بهترین شرایط برای معاشقه قرار نمی دهد.


تجربه شخصی شما هر چه که باشد، هیچ گاه نباید استراتژیتان این باشد که انتظار زیادی از شب عروسی داشته باشید. فشار بیخودی روی خودتان وارد نکنید چراکه این امر شما را مضطرب و عصبی می کند و سبب می شود که اجازه ندهد شما آن لذتی را که لازم است از شب عروسی خود ببرید. هیچ گونه باید و نبایدی در مورد اتفاقاتی که ممکن است در آن شب روی دهد، وجود ندارد. فقط آرام و ریلکس باشید، با هم حرف بزنید، صمیمی شوید و انتظارات خود را پایین بیاورید.


اگر بتوانید یکدیگر را آرام کنید و با هم صمیمی باشید، یک تجربه جنسی عالی را یا همان شب یا در شب های آتی تجربه خواهید کرد. از سوی دیگر حتی اگر شب اول رابطه جنسی برقرار شد اما لذتی را که در نظر داشتید نبردید، بقیه عمر وقت دارید که تکنیک هایتان را عوض کنید. در حال حاضر فقط باید روی این مطلب تمرکز کنید که از بودن با هم لذت ببرید.


برنامه ریزی کرده و خود را آماده کنید


بسیاری از زوج ها هستند که مدت های طولانی می نشینند و در مورد جزئی ترین مسائل عروسی با هم صحبت کرده و تک تک امور را برنامه ریزی می کنند، اما هیچ گونه حرفی در مورد شب عروسی با هم نمی زنند. باید قدری از توجه خود را که با وسواس تمام نثار امور نه چندان باارزش میکنید، صرف آماده شدن برای شب عروسی کنید. هر چقدر بیشتر زمان داشته باشید، کمتر ناشیانه عمل میکنید و لذت بیشتری می برید.

بهترین کار این است که زمانی را بگذارید و با هم در مورد این مطلب صحبت کنید، انتظاراتتان را با هم در میان بگذارید و به هم بگویید که از چه چیزی لذت بیشتری خواهید برد. سعی کنید همدیگر را بیشتر بشناسید، به تمایلات یکدیگر احترام بگذارید، و مرز و محدوده را نیز رعایت کنید. حتی می توانید از همسر خود دعوت کنید تا با هم این مقاله را بخوانید تا راه گفتگوهای بیشتر در این زمنیه برای شما باز شود. اگر پیش از اینکه در مرحله انجام قرار بگیرید، در مورد آن مسائل با هم صحبت کنید، هر دو نفر احساس آرامش بیشتری پیدا خواهید کرد.


سعی کنید که پیش از آغاز زندگی مشترک به باشگاه ورزشی بروید، برنامه های تناسب اندام را از سر بگیرید، و اندام خود در یک وضعیت مناسب قرار دهید. اگر زیبا به نظر برسید، نه تنها همسرتان هم متعاقباً پاسخ مناسبی به شما خواهد داد، خودتان هم احساس بهتری پیدا خواهید کرد.


همچنین باید توجه داشته باشید که شب های دیگر با هر لباسی که می خوابید شب عروسی نباید این کار را بکنید و نه باید با شلوار جین بخوابید نه پیجامه. یک دست لباس خواب مخصوص برای این شب تهیه کنید، به طوری که به شما بیاید، و چهره تان از هر زمان دیگر زیباتر کند. البته ما نمی گوییم چیزی بپوشید که در آن راحت نباشید بلکه باید چیزی را انتخاب کنید که در آن راحت بوده و در عین حال به شما بیاید و جذابتان کند.

پیش از اینکه خرج و مخارج عروسی سر به فلک بزند، بنشینید و این مورد را هم در لیست خرید های خود بگنجانید که از همه چیز مهمتر هستند. از جمله وسایلی که باید در چمدان خود بگنجانید به شرح زیر می باشند:


1- لباس زیر زیبا و جذاب

2- آهنگ های عاشقانه که به شما آرامش می دهند

3- تهیه آب نبات های طعم دار و شمع های خوشبو که فضا را عاشقانه تر کنند

4- وان آب گرم. (هتل ها از ارائه این خدمات به شما خیلی خوشحال خواهند شد)

5- عطرهای خوشبو و کرم های ماساژ

6- قرص های کنترل بارداردی (مگر اینکه بخواهید از همان شب اول خانواده خود را گسترش دهید)


ریلکس باشید و فشار را از خود دور کنید


در ابتدا باید فشار را از روی خود دور کنید. هر دوی شما روز سختی را پشت سر گذاشته اید و باید از این به بعد عادت کنید که شب ها هم در کنار هستید و میخواهید از این پس در کنار یکدیگر زندگی کنید.


لباس های عروسی را از تن خود در بیاورید و لباسی بپوشید که در آن راحت هستید. می توانید پلاکارت لطفاً مزاحم نشوید را نیز بر روی درب اتاق خود نصب کنید تا کسی مزاحمتان نشود. درب اتاق را قفل کنید و بنشینید در کمال آرامش در مورد روزی که گذشت با هم صحبت کنید. نکات جالبی که اتفاق افتاده را با هم در میان بگذارید و بگویید که چه چیزی بیش از پیش در ذهنتان باقی خواهد ماند. همچنین می توانید یک هدیه کوچک شب عروسی تهیه کنید و به یکدیگر بدهید. اگر هم قرار است که صبح به پرواز برسید به یکی از بستگانتان بسپارید تا صبح شما را بیدار کند.


زمانی که فشار و استرس روزانه از شما دور شد، می توانید صحنه را قدری صمیمانه تر و نزدیک تر کنید. می توانید از جکوزی یا وان استفاده کنید. این کار آرامش بیشتری به هردوی شما می دهد. بعد هم یکدیگر را ماساژ دهید تا هم آرامش بیشتری پیدا کنید و هم ارتباط بهتری با هم برقرا کنید و هم تحریک شوید.


حرف و حرف و حرف بزنید


با هم حرف بزنید. موسیقی، لباس زیر جذاب، و شمع می توانند خیلی کمک کنند، اما هیچ چیز نمی تواند به اندازه صحبت کردن شما دو نفر را تحریک کند. حتی بوسیدن هم پس از حرف زدن به وقوع می پیوندد. افرادی که فوراً وارد تخت خواب می شوند و اینگونه به گرمای لحظه پاسخ می دهند کمتر به آن صمیمیتی می رسند که پس از حرف زدن و مطلع کردن یکدیگر از تمایلاتشان پدید می آید.


زمانیکه نوبت به صحبت کردن در مورد صمیمیت جنسی می رسد، ناشی گری یکی از بزرگترین شکاف هایی است که زوجین را از یکدیگر جدا می کند؛ اگر شما دو نفر تا کنون ننشسته اید و حرف بزنید الآن موقع انجام این کار است. هیچ کس نمی تواند به شما یاد بدهد که چگونه باید با هم رابطه جنسی برقرار کنید و یا چگونه با هم صمیمی تر شوید چرا که این امر مانند اثر انگشت در مورد هر فردی متفاوت است. یک گفتگوی کوتاه در این مورد می تواند خیلی از موانع و مشکلات را از سر راه بردارد.


در مورد تمایلات و خواست های خود با یکدیگر صحبت کنید. این امر که شما در مورد رساندن یکدیگر به اوج لذت احساس مسئولیت می کنید، می تواند باز هم شما دو نفر را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک کند، و اگر بتوانید در مورد "چگونه" و "کدام قسمت" هم با هم حرف بزنید، این امر می تواند لذت جنسی شما دو نفر را بیشتر کند.


بسیاری از آقایونی که تجربه بیشتری نسبت به همسرانشان دارند اظهار می دارند که خانم به این دلیل که خیلی خجالتی و مضطرب، است شب زفاف را خراب می کند. چون شما همسر او هستید، پس این وظیفه شماست که او را درک کرده و با ملاحظه و محتاطانه رفتار کنید. اینگونه به قضیه نگاه کنید: این آسان ترین کار در دنیا نیست که لباس هایتان را در بیاورید و با مردی که خوب شاید کمی غریبه باشد یک رابطه جنسی آتشین داشته باشید. او فقط در حال شناختن بهتر شماست. ادراک های ابتدایی او را به منزله نوعی عدم پذیرش نگذارید. مربوط به شما نیست، مربوط به اوست و شما باید کاملاً این مطلب را درک کنید و با او در مورد این مطلب حرف بزنید و کاری کنید که او احساس راحتی و آرامش پیدا کند.


این امر در مورد خانم ها هم صدق می کند. اگر می خواهید همسرتان کاری انجام دهد و یا از انجام کاری دست بردارد به او بگویید. انتظار نداشته باشید که او از روی حالت صورتتان بفهمد که چه چیزی در ذهن دارید. اگر شما یاد نگیرید که در تخت خواب به جای خودتان صحبت کنید، همسرتان تصور می کند که همه چیز خوب و روبه راه است. شاید اینطور نباشد! به همین دلیل باید او را بدون اینکه توهینی متوجهش باشد، آموزش دهید. صمیمیت و رابطه جنسی در سایه ی رضایت و لذت معنا پیدا می کنند. هر چقدر بیشتر با هم صحبت کنید، رویهم رفته لذت بیشتری هم خواهید برد.


همه چیز به رابطه جنسی ختم نمی شود


بسیاری از زوج ها اظهار می دارند که شب اول با هم رابطه جنسی نداشته اند. خوب به هر حال این مورد اصلاً بد نیست. خودتان را در نظر بگیرید که ماهها برای این روز برنامه ریزی کرده اید و ترتیب کارهای مختلف را داده اید، و خودتان را برای بزرگترین روز زندگیتان آماده کرده اید. سنت های بیشمار، صورتحساب های بیشماری را برای پرداخت کردن به شما تحمیل می کنند. به هر حال بسیری از افراد احساس خستگی شدیدی می کنند و فقط می خواهند آرام بوده و در کنار هم باشند.


می توانید از سایر انواع نزدیکی ها، مانند:حرف زدن، لمس . کردن، در آغوش گرفتن، بوسیدن، ماساژ دادن و در آغوش گرفتن استفاده کرده و لذت ببرید. به خاطر داشته باشید که لذات جنسی را می توان از راههای دیگر نیز نشان داد.


به خصوص برای خانم ها، معاشقه فقط به رابطه جنسی ختم نمی شود. اگر احساس می کنید که آمادگی انجام رابطه جنسی را ندارید، در آغوش گرفتن، بوسیدن و نوازش کردن هم می توانند جایگزین های مناسبی برای آن باشند. بنابراین چه در شب عروسی با هم رابطه جنسی برقرار کردید چه کار به این مرحله ختم نشد، فقط باید مطمئن شوید که همدیگر را محکم در آغوش گرفته و احساساتتان را به یکدیگر انتقال می دهید. چند کار کوچک است که می توانید انجام دهید؛


به چشم های هم نگاه کنید و بگویید: "دوستت دارم" بهترین زمان برای اعتراف به این موضوع که شریکتان را دوست می دارید، زمانی است که در صمیمیت کامل به سر میبرید و یا در حین برقراری رابطه جنسی هستید. اگر در این لحظه بتوانید با هم ارتباط برقرار کنید، هر زمان دیگری هم می توانید! ارتباط چشمی صمیمت را تشدید می کند چراکه حاوی این پیام است که شما دو نفر برای هم اهمیت قائل هستید.


هیچ گزینه صحیح و یا غلطی وجود ندارد


رابطخ جنسی چیزی نیست که در شما استرس ایجاد کند. شاید کتاب های بیشماری در این زمنیه نوشته شده باشند که چگونه می توانید این کار را انجام دهید، اما همه چیز به میزان صمیمیت دو طرف بستگی دارد. نگران نباشید که آنرا حتماً به شیوه صحیح انجام دهید، برای شروع فقط اجازه دهید که همه چیز خیلی طبیعی آغاز گردد و حتم داشته باشید که از صمیمت ایجاد شده لذت خواهید برد. اگر بیشتر پیش رفتید که چه بهتر!


اصلاً نگران نباشید که چرا همه چیز آنطور که باید پیش نرفت. شما برای تمرین کردن هزاران شب دیگر را نیز در اختیار دارید. شاید اکثر زوج ها شب اول ناشیانه نسبت به هم برخورد کنند چراکه گامی به سوی برداشتن کلیه مرزهاست. به خودتان وقت بیشتری بدهید تا باز هم یکدیگر را بهتر درک کنید و متوجه شوید که دفعه آینده چگونه می توایند آنرا بهتر انجام دهید.

عکس شماره 1



تاريخ : سه شنبه دوم تیر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

(نمايش در يك پرده)

مصاحبه ی زنده با ماركس در جهنم!

نوشته: پربي ‌پروا

پرده كنار مي‌رود. نور معمولي. در سمت چپ، ماركس با ريش توپي و لپ‌هاي سرخ، بر روي صندلي كهنه‌اي، لميده است. در سمت راست، يك پدر روحاني با تيپ اسقف‌هاي انگليكان، بر روي صندلي پر زرق و برقي نشسته و با كاغذهايي ور مي‌رود. عينك ته استكاني او، مجبورش مي‌كند كاغذها را به چشم خود نزديك كند. روي ديوار روبرو با حروف درشت نوشته شده: HELL CHANNEL
سه دستگاه دوربين متحرك را سه نفر مرتب جابجا مي‌كنند تا از صحنه تصويربرداری کنند. يك پارچ آب پر از يخ، جلوي ماركس قرار داده‌اند. پروژكتورها روشن مي‌شود و صدايي از پشت صحنه برمي‌خيزد: يك. دو. سه. نور. صدا. حركت.
* * *
مجري: به شبكه جهنم خوش آمديد. در برنامه امروز ، گفتگوي ويژه‌اي داريم با آقاي كارل ماركس. ايشان در سال 1818 پا به دنياي فاني گذاشتند. در سال 1845 تصميم گرفتند بجاي تفسير جهان، دست به تغییر جهان بزنند، به همين خاطر زدند از فرانسه بيرونشان كردند. بنابراين سه سال بعد بيانيه كمونيستي دادند و دوباره دربدر شدند تا كتاب «سرمايه» را به كمك رفيق سرمايه‌دار خویش بنام فردریک انگلس، درآوردند و مدعي شدند كه مصيبت سرمايه‌داري، جز مرگ چاره ندارد. بالاخره در سال 1883 ايشان دار فاني را وداع گفتند و به اينجا پيش ما شتافتند. اينجا هم چون پرونده ی شان خيلي سنگين بود، هنوز چند قدم برنداشته، از پل صراط سقوط نموده و به اعماق جهنم تشريف بردند. تلاش‌هاي ميانجي گرانه ی پدران روحاني مكاتب الهيات رهایی بخش آمريكاي لاتين نيز سودي نبخشيد و ايشان عضو ابدي جهنم اسفل‌السافلين شدند. سرانجام با وجود اشتغالات فراوان كه همه ما از آن خبر داريم، ايشان قبول كردند كه دقايقي از وقت خود را در اختيار ما قرار دهند.
مجري (روبه ماركس): مرسي كه تشريف آورديد.
ماركس: صاحب تشريف باشيد.
مجري: اولين سئوال را «سركارل ريموند پوپر» براي ما از بهشت فرستاده‌اند. ايشان مي‌پرسند: خوبت شد كه هم اردوگاه كمونيستي شوروي فرو ريخت و هم ماركسيسم به زباله‌داني تاريخ فرستاده شد؟
ماركس: ابتدا لازم است از دست‌اندركاران اين برنامه خوب، تشكر كنم. اگر ما اين برنامه خُنك را نداشته باشيم، اصلاً نمي‌توانيم گرماي جهنم را تحمل كنيم. دو سه روزي تلويزيون ما خراب شده بود و تا مأموران «زير هشت» آمدند درست كنند، نمي‌دانيد ما چه كشيديم!
مجري: خوشحاليم كه جنابعالي هم جزو هواداران برنامه ما هستيد.
ماركس: اما درباره سئوال آقاي «پوپر» بايد بگويم ايشان، شخص معلوم‌الحالي است! اوائلش مريد ما بود، و اين، خيلي براي ما كيف داشت (آخر از قديم گفته‌اند يك مريد الاغ از هفت پارچه آبادي، بيشتر مي‌ارزد!) اما بعداً فكر كرد كه چرا نبايد يك دكان فلسفي راه بيندازد و براي خودش مريد جمع كند. همين كار را هم كرد و چند تا عوام هم مثل خودش، دورش را گرفتند و اينطوري شد فيلسوف!
مجري: اما كمتر فيلسوفي هست كه او را فيلسوف، نشناسد . . .
ماركس: مثلاً كي؟
مجري: «خوان‌دون لولو» كه يار دبستاني كارل پوپر بوده و در خاطراتش نوشته كه هميشه كارل، آدامس‌هايش را با او نصف ميكرده . . .
ماركس: خوب منظور؟
مجري: نوشته كه از همان دوران كودكي، كاملاً معلوم بوده كه كارل، روزي فيلسوف بزرگي خواهد شد، زيرا مرتب به او مي‌گفته: «خوان جان! عزيزدلم! فلسفه نباف! هيچكدام از حرف‌هايت ابطال‌پذير نيست. بيخود چرا ورّاجي مي‌كني؟»
ماركس: اين آقاي خوان دون لولو، كي‌باشند؟
مجري: چطور خبر نداريد؟ ايشان با تسهيلاتي كه از طرف دانشگاه «ماستريخت» هلند در اختيار نمايندگان مجلس قرار گرفت، رفتند آنجا دكتري گرفتند. يعني از سيكل به دكتراي فلسفه را در يك ضرب، طي كردند.
ماركس: مگه مي‌شه؟
مجري: چرا نمي‌شه؟ درست مثل مريدان جنابعالي آقايان ولاديمير ايليچ لنين و ژوزف استالين كه يك ضرب، شوروي را از فئوداليسم به سوسياليسم رساندند.
ماركس: قرارمون بود كه تيكه نيندازين . . .
مجري (روبه دوربين) : الان به بنده خبر دادند كه خود آقاي پوپر پشت خط هستند. كارل عزيز، سلام! چطوري؟ از بهشت چه خبر؟
پوپر : سلام‌ عليكم. خبر خیر . قابل عرض.
مجري: اونجا خوش كه ميگذره؟ هان؟
پوپر: چه عرض كنم. مگه فيلسوفان كاتوليك و نوتوميست‌ها با مزخرفات ابطال‌ناپذيرشون، ميذارن اينجا خوش بگذره؟
مجري: كارل عزيز! آقاي ماركس نه تنها شما را فيلسوف نمي‌دونه، بلكه حتي خوان دون لولو راهم نمي‌شناسه. شما در اين باره چه نظري داري؟
پوپر: جواب ابلهان خاموشي است.
مجري: يعني جواب شما اين است؟
پوپر: بله. دقيقاً
مجري: اين كه خيلي بد شد. زبانم لال يعني خودتان ابله هستيد؟
پوپر: نه جانم. اين برداشت شما درست نيست. با اجازه جنابعالي، منظورم آقاي ماركس هستند.
ماركس: ما كه نفهميديم بالاخره جوابي كه ابله مي‌دهد خاموشي است يا جوابي كه به ابله مي‌دهند؟
پوپر: جوابي كه به ابله مي‌دهند، خاموشي است. آن يكي چون ابطال‌پذير است، ابطال مي‌شود!
ماركس: چرا جوابي كه ابله مي‌دهد، خاموشي نباشد؟
پوپر: چون اين گزاره، ابطال‌پذير نيست، متافيزيكي است!
ماركس: يخ كني! ما كه سردمون شد. لطفاً چند تا ليوان آتش جهنم ، بي‌زحمت!
مجري: اي‌كاش آقاي بهاء‌الدين خرمشاهي را در اين مصاحبه ميداشتيم و ايشان با محك «كج تابي‌هاي زبان» خود، معلوم ميكردند كه بالاخره كداميك ابطال‌پذير است و كداميك مبطل؟ راستي كارل عزيزم، بالاخره به ليست كشورهاي مطلوب جنابعالي چيزي اضافه شد؟
پوپر: فكر مي‌كنم كه وقتش رسيده اسرائيل را هم به ليست اضافه كنيم.
ماركس: فكر نمي‌كني اگر در دوران اسكندر زندگي مي‌كردي، نظام برده‌داري هم برايت ايده‌آل مي‌شد؟
پوپر: ديگ به ديگ ميگه روت سياه! بهتره شما فكري براي دستان آلودة خودتان بكنيد. تاریخ زدگان تهیدست!
يك صدا: الو؟ الو؟
مجري: بفرماييد. جنابعالي؟
صدا : من هگل هستم. ويلهلم فريدريش هگل: منو مي‌شناسين؟
مجري: بايد بشناسيم؟ از كجا تماس مي‌گيرين؟
هگل (باصداي خشك همراه سرفه): از عالم برزخ.
مجري: فرمايشتون؟
هگل: ميخواستم به اين آقاي ماركس بفرمايين ما چه هيزم تري بتو فروختيم كه برداشتي فلسفه ما رو سر و ته كردي؟ به ما ميگن اگر ريگي به كفش فلسفه‌ات نبود، ماركس نمي‌اومد اينهمه كفر بگه! آخه ما چكاره بوديم؟ درسته كه فلسفه رو از دين برتر دونستيم، اما راستی راستی نيت بدي نداشتيم.
مجري (روبه ماركس): استاد، براي اين شنونده محترم توصيه بهداشتي ای ندارين؟
ماركس: فكر مي‌كنم يه روزي توي هواي سرد «ينا» بود كه ايشان داشت يك مخروط را به زور روي نوكش نگه مي‌داشت (ببخشيدها! جسارته، چشمش هم خوب نمي‌ديد! يكروز به من گفت كه «مطلق» را روي اسب ديده، بعداً معلوم شد كه ناپلئون رو ديده، خیال كرده مطلقه!). بنده ی خدا، به نفس نفس افتاده بود. اين وضعيت براي سلامت پيرمرد اصلاً خوب نبود. من بعنوان يك پزشك تاريخ، وارد صحنه شدم. جمعيت پرولتاريا هم ايستاده بودند، بّرو بّر تماشا مي‌كردند. من جلو رفتم و یواشکی در گوشش گفتم: خدا رو خوش مي‌آد با اين ضايع بازي‌ها، آبروي فلاسفه رو مي‌بري؟ مخروط را از دستش گرفتم و آنرا برقاعده‌اش نشاندم. جمعيت كه تازه فهميدند ماترياليسم ديالكتيك يعني چي، يكپارچه شعار دادند و راه افتادند و رفتند دنبال سرنگوني حكومت‌هاي سرمايه داري. البته من چون ديرم شده بود رفتم پيش انگلس كمي پول قرض كنم. همه حقيقت همين است و اضافه‌اي هم بنده براي گفتن ندارم.
مجري: قسم مي خوريد كه حقيقت را بگوئيد و جز حقيقت ، چيزي نگوييد؟
ماركس (با اوقات تلخي): بجاي اينكه ويلهلم، شاكر بنده باشد، طلب كار هم شده. مي‌بينيد شما را به خدا؟
مجري: شما خدا را شاهد گرفتين. درست شنيدم؟
ماركس: خيلي جدي نگيريد. اينهم جزو كج تابي‌هاي زباني بود! مي‌تونيد از خرمشاهي سئوال كنين.
مجري: اظهارات خود را چگونگي گواهي مي‌كنيد؟
ماركس: امضاء مي‌كنم.
مجري: پس اينجا رو امضاء كنيد. . . اينجا . . . اينجا . . . اينجا. مرسي.
يك‌صدا : الو؟ من از راه دور تماس مي‌گيرم. از دار فاني.
مجري: شما روي آنتن هستيد، بفرمائيد.
صدا: من هابرماس هستم.
مجري: هابرماس چي؟
هابرماس: هابرماس اسم فاميلمه. از دار فاني زنگ مي‌زنم.
مجري: شما با اون هابرماسي كه چند سال پيش رفت ايران، نسبتي داري؟
هابرماس: خودشم. چطور مگه؟
مجري: اونجا چه خبر بود؟
هابرماس: خبري نبود. فقط هي با ما عكس دستجمعي گرفتند. خير سرمون رفته بوديم مذاكره فلسفي!
مجري : حالا از كجا زنگ مي‌زني؟
هابرماس: از فرانكفورت . . .
مجري: جا قحطي بود؟ لااقل از «وين» زنگ مي‌زدي.
هابرماس: عيبش چيه؟ ما اينجا يك مكتب درست كرديم كه مكتب منحلة وين با اون همه اهنّ و تلپّش، به گردپاش هم نمي‌رسه.
مجري: از واتيكان مجوز فعالیت گرفتين؟
هابرماس: مگه قرون وسطي‌اس؟
مجري: اينجا توي خبرهاي ويژه اومده بود كه بنيادگراهاي مسيحي بر اسب نو محافظه‌كاران آمريكايي دارن حسابی مي‌تازن و همه چيز داره به دوران طلايي قرون وسطي برميگرده. هنوز برنگشته؟
هابرماس: ظاهراً دوستان بنيادگراي مسيحي شما فراموش كرده‌اند كه مدرنيته، يك پروژه نا تمامه. تا اين پروژه تمام نشه، نميشه. آسياب به نوبت!
ماركس: احسنت! احسنت! من خوشحالم وقتی می بینم فرانكفورتي‌ها دارن آثار منو با نگاهي متفاوت مي‌خونن تا مدرنيته رو كامل كنن. اونا دارن ماركسيسم متفاوتي رو- حتي متفاوت از ماركسيسمي كه من ساختم- مي‌سازند! دمشون گرم! (با خود حرف مي‌زند:) يعني ميشه كه اين يكي سر از مجمع الجزایر گولاك درنياره؟ يعني ميشه؟
مجري (با ناراحتي): آقاي ماركس، من متأسفم كه شما ما را گمراه كردين. شما قبلاً هيچ چيز درباره‌ هابرماس به ما نگفته بودين، درحاليكه قول داده بوديد همه حقيقت را بگوييد. (روبه دوربين)، بينندگاه عزيز، شما چند تا اگهي تجارتي ببينيد تا ما سر از كار اين فرانكفورتي‌هاي تازه به دوران رسيده دربياريم.
صداي موسيقي مخصوص تبليغات تجارتي بلند مي‌شود. مجري با عصبانيت برمي‌خيزد و رو به اطاق فرمان، فرياد مي‌زند:
ـ پس اين نومحافظه‌كارها چه غلطي مي‌كنن؟ بگير اين بوش فلان فلان شده رو. . .
* * *
چراغ‌ها فيد اوت مي‌شود. پرده مي‌افتد.


تاريخ : دوشنبه یکم تیر 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد






















تاريخ : سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

تاثير دوره ماهانه خانم ها بر ميل جنسی  

آیا مایلید تا بتوانید روزهایی را که همسرتان بالاترین میل جنسی  را دارد، پیش بینی کنید؟ باور کنید یا نه این امر کاملا قابل پیش بینی است. تنها چیزی که لازم است مقداری تحقیق، یک تقویم، و بررسی های دقیق است و سپس شما بزرگترین هدیه را دریافت می کنید. (و شانس بیشتری پیدا می کنید تا در زمان پیش قاعدگی تا حد امکان خودتان را از روح سرد او دور نگه دارید.)

بدون هیچ شک و شبهه ای ثابت شده است که خواست های جنسی  یک خانم به طور قابل توجهی در هنگام تخمک گذاری (و اندکی پس از آن) افزایش پیدا می کند. این مقاله شما را راهنمایی می کند که بهترین زمان برقراری رابطه جنسی  با همسرتان چه وقت است و چگونه آقایون می توانند بیشترین استفاده را از این اوقات ببرند.

دوره قاعدگی چیست؟

قاعدگی، با تمام آن خون های ترسناک، نتیجه 3 هفته ترشح هورمون برای تولید مثل (یا به طور دقیق تر باردار شدن) می باشد.  این تغییر هورمن ها بر روی خانم ها تاثیرات بسیار زیادی می گذارد. و دقیقا همین مورد است که میزان تحریک پذیری آنها را  بالا یا پایین می برد.

بهترین زمان برقراری رابطه چه موقعی است؟

پاسخ سوال از آن شماست! پاسخ کوتاه به این سوال: بهترین زمان در حین تخمک گذاری، زمانی که خانم در بالاترین میزان باروری قرار دارد، می باشد. و اما پاسخ بلند: شامل این مطلب می شود که تخمک گذاری چیست و چگونه می توان زمان آنرا تشخیص داد که در زیر توضیح داده می شود.

در مورد تخمک گذاری

تخمک گذاری چیست؟
به فرایند ورود یک تخمک سالم به درون زهدان و در بهترین جای آن را تخمک گذاری مینامند. زمان بروز چنین شرایطی بدن یک خانم علائم بیرونی را به صورت تحریک پذیری بالاتر، نشان می دهد. این تنها زمانی است که در طول یک ماه او توانایی بارداری شدن را دارد و چیزی بیش از 24-12 ساعت بیشتر دوام ندارد. هورمون هایی که در این حال ترشح می شوند، باعث میشوند او بیش از اندازه از هر نظر حساس شود به ویژه حس لامسه و بویایی او را تحت الشعاع قرار می دهند.

چرا تخمک گذاری برای شما مفید است
هیچ شکی وجود ندارد که چرا گاهی خانم ها یک شبه باردار می شوند. تخمک گذاری زمانی است که بدن می گوید: ".........." ( و " مرا باردار کن") در سایر موارد، بدن نیاز چندانی به این کار نمی بیند، رفتارش کاملا منطقی و قابل پیش بینی است و همه چیز طبق روال عادی پیش می رود. هر چند تمام خانم ها دوره های معینی ندارند، اما برای اکثریت آنها شروع دوره کاملا مشخص است. اگر هنگام تخمک گذاری او باشد، احتمال اینکه به شما بله بگوید خیلی بیشتر می شود. این امر برای شما خوب است. اما لازم است که اشاره ای به بخش باروری هم داشته باشیم: بدن او هر کاری برای باردار شدن را انجام می دهد، بنابراین مراقب باشید! مگر اینکه برای پدر شدن، خودتان را آماده کرده باشید.

تخمک گذاری چه زمانی رخ می دهد؟
تشخیص دقیق روز تخمک گذاری به این دلیل که هر فردی دوره مخصوص به خود را دارد قدری دشوار است. برخی خانم ها هر 20 روز یکبار و عده ای دیگر هر 60 روز یکبار قاعده می شوند. اما برای خانم هایی که دوره قاعدگی آنها هر 28 روز یکبار است، زمان تخمک گذاری را می توان 14 تا 16 روز پیش از اولین روز قاعدگی تخمین زد؛ البته نه 14 تا 16 روز بعد از اتمام دوره. شاید تعداد روزهای قبل و بعد از قاعدگی یکسان نباشند به همین دلیل نمی توان گفت دقیقا وسط دوره. زمان تخمک گذاری در سر او چه می گذرد؟
در حین تخمک گذاری است که خانم بیشترین تمایل را به برقراری رابطه جنسی  با یک مرد جذاب دارد. "جذاب" همیشه باید به دهان بزی شیرین باشد! ایده آل های کلی خانم ها در این زمان تا حد بسیار زیادی نزول می کند. میل برقراری رابطه جنسی  کامل با یک موجود مذکر زنده در بالاترین میزان خود قرار می گیرد. او شدیدا مشتاق است تا با شوهر دوست داشتنی و خوش هیکل خود ارتباط برقرار کند. زمان تخمک گذاری، خانم ها تمایل پیدا می کنند بیشتر خودشان را نمایش دهند، و رفتار تحریک آمیز از خودشان نشان دهند؛ هر چند این امور بر خلاف طبیعت همیشگیشان باشد. این میل با پوشیدن لباس های شهوت برانگیز تر، کفش های پاشنه بلند، و چهره های مردد خود را نمایان می کند. این زمان خانم با هر موقع دیگری از نظر بیولوژیکی تغییر پیدا می کند زیرا در موقعیت باروری قرار دارد. او شهوت بسیار زیادی در خود احساس می کند، احساس می کند خواستنی است و انرژی او میخواهد به هر طریقی خارج شود. اگر مشکل حادی در این زمان بروز نکند (به عنوان مثال شکست عاطفی یا استرس) به طور قطع خانم فعالانه به دنبال رابطه جنسی  می رود. همچنین در تحقیقات ثابت شده که تعداد بسیار زیادی از خیانت هایی که از جانب خانم ها نسبت به آقایون انجام شده در همین زمان اتفاق افتاده است. البته موارد دیگری نظیر تمایل شریک جنسی ، و کیفیت رابطه را نیز باید در نظر گرفت. رابطه جنسی  در زمان قاعدگی
اغلب خانم ها اظهار می دارند که امیال جنسی  در آنها در زمان قاعدگی افزایش پیدا می کند. البته این زمان مناسب نیست و شاید برخی خانم ها تمایلی به برقراری رابطه در این زمان نداشته باشند. به عنوان مثال اگر او از تامپون استفاده کند زمانی که آنرا خارج می کند واژن خشک می شود و زمان زیادی طول می کشد تا مجددا از طریق روان کننده طبیعی (و نه خون) مرطوب گردد. اگر از نوار بهداشتی استفاده کند، ممکن است از بوی بد و ظاهر آن خجالت زده شود. او دوست ندارد شما هیچ یک از این ها را مشاهده کنید و تمام کارها را در تنهایی انجام میدهد که این امر به خودی خود او را از برقراری رابطه جنسی  دور می کند. مشکل دیگر س. ک س در زمان عادت ماهانه، آلودگی آن است. خانم ها اغلب با این مشکل آشنا هستند و تعجبی از خون و کثیفی به جا مانده ندارند، اما ممکن است آقایون احساس تحوع کنند و تمایلی به انجام این کار نداشته باشند. بنابراین تصمیم با خودتان است که قید دارید در طول این دوره چه نوع رابطه ای با هم داشته باشید. چاره س. ک س تمیز به هنگام قاعدگی
یک راه حل مناسب برای پیشگیری از کثیفی و آلودگی استفاده از اسفنج دریایی است. البته استفاده از آن هنوز رایج نشده است اما آنها می توانند به راحتی حداقل برای چند ساعت جلوی خون ریزی را بگیرند. می توانید انها را از داروخانه ها تهیه کنید. البته باید توجه داشته باشید که حتما از انواع دریایی آن باشد، چرا که اسفنج های ساختگی کار مشابه را نمی توانند انجام دهند. نوع دریایی، اسفنجی است که فقط در اقیانوس ها یافت می شود و قیمت آن کمی بالاست. از داخل اسفنج یک گردی به اندازه یک تخم مرغ بزرگ در آورید، آنرا با آب خیس . کنید و سپس فشار دهید تا تمام آبها از آن خارج شود. سپس آنرا به آرامی وارد واژن کنید و درست در همان جایی که تامپون را قرار می دهید، بگذارید. ناپدید شدن آن غیر ممکن است چرا که دهانه داخلی رحم بسیار کوچک بوده و اسفنج از آن رد نمی شود، برای خارج ساختن آن، فرد باید خم شده انگشتش را داخل واژن فرو کرده آنرا پیدا کند و با فشار کوچی در آورد. برای پیدا کردن مهارت قدری تمرین لازم است اما ارزشش را دارد زیرا هیچ گونه لک و آلودگی ایجاد نخواهد شد. شما می توانید این کار را در آستانه شب انجام دهید و زمانی که مشغولیت به پایان رسید، انرا خارج کنید. حتی می توانید آنرا خارج کرده تمیز کنید و مجددا برای دفعات بعدی از آن استفاده نمایید. تاثیرات قرص بر روی شهوت
قرص های ضد بارداری از چند نظر خطرناک هستند، عدم وجود نواسانات هورمونی در خانم ها باعث می شود که خواست های جنسی  همواره در یک روند ثابت باقی بمانند. این امر قدری خطرناک است چرا که اگر در حالت کلی میل او کم باشد با مصرف قرص ها همچنان خواست های جنسی  اش کمتر می شوند. از سوی دیگر می تواند همواره در بالاترین میزان خود نیز باقی بماند. اما اگر میل جنسی  خانم همواره کم باشد قرص صرفا نمی تواند آنرا افزایش دهند. قرص های کنترل بارداری از تخمک گذاری جلوگیری می کنند، و همانطور که می دانید تخمک گذاری زمانی است که خانم ها در اوج شهوت جنسی  به سر می برند. میزان تحریک پذیری جنسی  را می توان با استفاده از مصرف هورمون های دیگر جبران کرد (به عنوان مثال پروژسترون) البته این کار همیشه پاسخ لازم را نمی دهد زیرا هیچ گاه هورمون های ساختگی جای هورمون های طبیعی را نمی گیرند.
جلوگیری و س. ک س
خانم ها و آقایون همچنان به سختی تلاش می کنند تا شناخت و درک صحیحی از یکدیگر داشته باشند. البته خانم ها با هورمون هایشان همواره معماهایی را برای آقایون به وجود می اورند؛ در زمان نواسانات هورمون ها، خانم ها وسواسی، دمدمی، و افسرده شده و رفتار نا مطلوبی را از خود نشان می دهند. اما حقیقت این است که هر طوری که با او رفتار کنید او هم همان طور واکنش نشان می دهد.

آقایون می توانند برای دست یابی به رابطه جنسی  مطلوب تر، مانند یک ساعت، زمان قاعدگی خانم ها را ثبت کنند. از آن به نفع خود استفاده کنند و از س. ک س بهتر و بیشتر نهایت لذت را ببرند و ارتباط دلپذیرتری را با شریک زندگی خود برقرار کنند. اما به هر حال: توانا بود هر که دانا بود! .



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

زیبائی زنان

گروهي از زنان كه كار بيرون از خانه دارند، وقتي به خانه مي آيند مشغول انجام كارهاي خانه مي شوند و گاهي انجام

 كارهاي بيش از حد در خانه و خستگي بيرون از خانه باعث مي شود آنها به وضع ظاهر خود بي دقت شوند و برخلاف

 اوقات ديگر نتوانند با ظاهري آراسته و اخلاقي خوش از شوهر خود استقبال كنند. گاهي زني كه بيرون از خانه هم كار

 نمي كند، در داخل خانه آن چنان سرگرم بچه داري و شستن و پختن مي شود كه بر اثر خستگي بيش از حد نمي تواند با

 ظاهري اطو كشيده و لبي خندان در آستانه در ظاهر شود و از شوهرش استقبال كند و زماني هم بيماري و كسالت مانع از انجام اين وظايف مي شود و هر مرد با شعوري مي تواند اين حالات زن را درك كند، و اين مسائل را دليل بر كوتاهي در انجام وظيفه و نداشتن علاقه نسبت به خود قلمداد نكند. اما اين مسئله و گذشت مردان نبايد موجب شود كه زنان هميشه نسبت به وضع ظاهري خود بي توجه باشند و بگويند ظاهر و باطن همين است و شوهر بايد قبول كند و عده اي ديگر به بهانه خانه داري و بچه داري ، عواطف و احساسات شوهر را ناديده گرفته و نسبت به وظايف همسري خود بي توجه باشند. زيرا همانگونه كه ما از شوهران خود انتظاراتي داريم، آنها هم از ما توقعاتي دارند.

گروهي از زنان كه كار بيرون از خانه دارند، وقتي به خانه مي آيند مشغول انجام كارهاي خانه مي شوند و گاهي انجام

 كارهاي بيش از حد در خانه و خستگي بيرون از خانه باعث مي شود آنها به وضع ظاهر خود بي دقت شوند و برخلاف

 اوقات ديگر نتوانند با ظاهري آراسته و اخلاقي خوش از شوهر خود استقبال كنند. گاهي زني كه بيرون از خانه هم كار

 نمي كند، در داخل خانه آن چنان سرگرم بچه داري و شستن و پختن مي شود كه بر اثر خستگي بيش از حد نمي تواند با

 ظاهري اطو كشيده و لبي خندان در آستانه در ظاهر شود و از شوهرش استقبال كند و زماني هم بيماري و كسالت مانع از

 انجام اين وظايف مي شود و هر مرد با شعوري مي تواند اين حالات زن را درك كند، و اين مسائل را دليل بر كوتاهي در

 انجام وظيفه و نداشتن علاقه نسبت به خود قلمداد نكند. اما اين مسئله و گذشت مردان نبايد موجب شود كه زنان هميشه

 نسبت به وضع ظاهري خود بي توجه باشند و بگويند ظاهر و باطن همين است و شوهر بايد قبول كند و عده اي ديگر به

 بهانه خانه داري و بچه داري ، عواطف و احساسات شوهر را ناديده گرفته و نسبت به وظايف همسري خود بي توجه

 باشند. زيرا همانگونه كه ما از شوهران خود انتظاراتي داريم، آنها هم از ما توقعاتي دارند. متأسفانه عده بيشماري از زنان

 از درك كامل مردان و انتظارات شوهران عاجزند. وقتي صحبت از آراسته بودن لباس و پاكيزه بودن ظاهر مي كنيم، مي

 پندارند آن است كه نسبت به مسائل زندگي بي توجه باشند و تنها به مدل مو و لباس و آرايش خود فكر كنند، تا بتوانند

هميشه از شوهران خود پذيرايي نمايند. بايد در نظر داشته باشيد كه تصور شوهر از زن، يك موجود فهميده و كاردان و با محبت است كه هميشه سعي دارد هر كاري را به موقع و به اقتضاي زمان و مكان انجام دهد. اشتباه نكنيد ؛ كاري كه از صميم قلب به منظور خشنودي شوهر انجام مي دهيد، با ظاهر سازي هاي فريبنده كاملاً متفاوت است و مردان دانا به راحتي قادرند اين دو را از هم تشخيص دهند. تنها محبت، عشق، فداكاري و داشتن صداقت در گفتار و رفتار است كه گذشت زمان قادر نيست ارزش آن را از بين ببرد. ظاهر سازي هاي فريبنده براي هر قصد و منظوري باشند تنها چند روزي دوام دارند. چطور به نظر مي آييد شايد بارها شنيده باشيد كه عده اي از دوستان و آشنايان مي گويند:" اگر مي خواهيد زندگي زناشويي بهتري داشته باشيد، بايد ظاهر خود را بهتر و زيباتر كنيد." اگرچه ظاهر افراد مي تواند اثرات مثبت و منفي عميقي در ديگران بگذارد ، اما لازم است اين مسئله را بيشتر و عميق تر بررسي كنيم. گروهي از زنان كه خارج از خانه كار مي كنند، در مقايسه با زناني كه تنها در داخل خانه كار مي كنند از نظر ظاهر مرتب تر هستند. شايد اين امر به صورت عادتي در آمده كه هر روزه مجبور به انجام آن هستند و اغلب ظاهر آراسته آنان موجب مي شود، ناراحتي و گرفتاري هاي آنان به چشم نيايد. اما شما خانم هايي كه خارج از خانه كار نمي كنيد، چه وقت به سر و وضع خود مي رسيد. آيا تنها زماني كه براي انجام كاري از خانه خارج مي شويد؟ آيا تا به حال از خود پرسيده ايد كه وقتي شوهرتان از سركارمي آيد، به نظر او چطور مي آييد؟ آيا تا به حال به ظاهر خود در آينه نگاه كرده ايد؟ آيا ديدن تصوير يك زن نامرتب در آينه براي خودتان جالب است؟ منظور ما اين نيست كه آرايش كنيد و وقتي شوهر از راه مي آيد بگوييد:" من همه اين كارها را براي تو كرده ام". و يا با عصبانيت بگوييد كه اگر به خاطر تو نبود اين همه گرفتاري نداشتم. يا اين كه به ظاهر خود بي توجه باشيد، و بگوييد:" به من چه كه شوهرم شب مي آيد. من كه نمي توانم هر روز خودم را برايش درست كنم". بلكه مي خواهيم بگوييم اگر خواهان بنيان گذاشتن يك زندگي موفق و شاد هستيد، در درجه اول بايد براي خودتان احترام قائل باشيد، و ظاهر خودتان براي "خودتان" هم مهم باشد. سعي كنيد هميشه و در همه حال چه شوهر در خانه باشد و يا نباشد مرتب باشيد. وقتي خود به ظاهر خود توجه داشتيد و سعي كرديد از نظر ظاهر شخصي مرتب باشيد در آن صورت است كه ديدن شما در انتهاي روز براي شوهر دلچسب خواهد بود. همانطور كه قبلاً گفتيم، براي هر زني اتفاق مي افتد كه روزي بيمار شود و يا بر اثر كار و مشغله بيش از حد، نتواند به وضع ظاهر خود برسد. يك شوهر عاقل و فهميده در همه حال زن را درك مي كند و محبت لازم را از او دريغ نمي كند. اما اگر قرار باشد هميشه شلخته و نامرتب باشيد، خودتان و رفتارهايتان براي شوهر خسته كننده مي شويد . حتي اگر تهديد به خودكشي هم كنيد براي او فرقي نمي كند! بايد سعي كنيد تا آنجا كه ممكن است مرتب و آراسته باشيد. همانطور كه عده اي از صاحبنظران مي گويند: بسياري از زنان بعد از تولد اولين كودك خود " زن بودن" و يا به گفته ديگر "همسر بودن" خود را فراموش مي كنند و مي پندارند منظور از يك مادر خوب بودن، "بي توجهي به وظايف همسري و شلخته بودن است". اگر مي خواهيد، فرزندان خوب و زندگي موفق داشته باشيد، بايد سعي كنيد علاوه بر يك مادر خوب ، يك همسر وظيفه شناس باشيد. ممكن است كودك شما وقتي مادران ديگر دوستانش را مي بيند، شما را هم شبيه به آنان بخواهد. اگر بخواهيد براساس خواسته هاي كودكانه آنها پيش رويد و نسبت به ظاهر و سر و وضع خود بي توجه باشيد، طولي نخواهد كشيد كه وقتي كودكتان بزرگتر مي شود با وجود اين كه مي داند شما خودتان را وقف او كرده ايد و هر طور كه او خواسته ، بوده ايد شما را به خاطر نداشتن ظاهر آراسته ملامت مي كند و به دنبال كسي مي رود كه بتواند راجع به نحوه لباس پوشيدن و ديگر مسائل با او مشورت كند. پس سعي كنيد در مسائل اجتماعي تا آنجا كه ممكن است با زمان جلو برويد. زيرا كودك شما هرچه بزرگتر شود، به مشاورت، مصاحبت و همفكري شما بيشتر احتياج دارد؛ پس فراموش نكنيد كه مادر و همسر خوب بودن مكمل يكديگرند.



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

زن ... مرد ... نحوه درخواست

يكي از اصولي كه زنها بايد آن را بياموزند نحوه درخواست از همسرشان مي باشد… عموماً خيلي مواقع بدليل نحوه غلط درخواست كار آنان به مشاجره مي انجامد و طرفين هركدام سي هزار تا فكر چرت و پرت براي خودشان مي كنند…

اولين نكته اي كه بايد توجه كنيد زمان درخواست است. وقتي


كه همسرتان روي موضوعي دقيق شده انتظار نداشته باشيد كه به تقاضاي شما فوراً پاسخ دهد.مخصوصاً مردها وقتي روي موضوعي تمركز ميكنند ورودي هاي مغزشان را مي بندند و فقط پردازش ميكنند و اگر بخواهيد زوري بازشون كنيد و از حس درشون بياريد مطمئناً يه چيزي بهتون مي پرونن!!! اونها اين مواقع جداً شوخي ندارند...

آقايون هم خواهشاً بدونن كه اگه حرف نزنن خيلي بهتره تا با هان، هون، چيه؟ و يك مشت بله و چشم الكي پاسخ بدن... همينطور خانمها توجه كنند كه ميزان عشق همسرشان هيچ ربطي به پريدن يا نپريدنش از روي مبل در هنگام كمك خواهي شما ندارد!!!...
نكته بعدي لحن شماست. اگر مرد احساس كند كه در لحن شما دستور نهفته است جونتون رو نوك لبتون مياره تا كار كنه!!
او ديگر زيبايي كلمه براش مهم نيست... شما دستور داده ايد... مردها دوست دارند اگر كاري برايتان ميكنند در نهايت قدرت و ابهت باشد. ولي اگر حس كنند كه شما امر ميكنيد و آنها كوچك شده اند توپ هم تكانشان نخواهد داد… پس دستور نديد...
مورد بعدي اينكه حالا كه داره يه كاري ميكنه هي توضيح واضحات نديد لطفاً! مثلاً وقتي داره سطل آشغال رو ميبره دم در هي نگين... بپا نريزي… چكه نكنه... كيسه پاره نشه... اينجوري فكر ميكنه شما مامانش هستيد نه همسرش!!... آقايون هم بدونن كه منظور خانمها از توضيح اضافي اين است كه شما اهميت موضوع را بدانيد... اونها فكر ميكنن اينجوري دارن كمك ميكنن… فكر نمي كنن شما دست و پا چلفتي هستيد.
مسئله بعدي اينكه خانمها لطفاً درخواستتون رو كوتاه و صريح بگيد… مثلاً نگوييد… واي از صبح تا حالا ميوه ها تو صندوق عقب ماشين جا مونده…. اين براي مردها يك جمله خبري توأم با تقصير از جانب آنها تفسير ميشود نه يك درخواست… كافيست بگيد لطفاً ميوه ها رو از تو ماشين بيار… به همين سادگي… صريح و راحت…
يه مسئله ديگه اينكه از كلمه ميتوني استفاده نكين... بعضي ها هم ميخوان مؤدبانه ترش كنن ميگن آيا ميتوني فلان كار رو انجام بدي؟؟… اين براي مردها يعني اگه ميتوني پس وظيفته كه انجام بدي (اجبار) اگه نمي توني هم كه يه فكري خودم ميكنم (ضعف)… چرا راحت از كلمه لطفاً استفاده نميكنين… صريح باشيد… سخته براتون بگين ممنون ميشم كه برام فلان كارو بكني… حالا يه امتحان كنين ببينين چقدر فرقشه….
نكته بعدي و اصلي ترين مورد براي انجام كار از سوي مردان اين است كه آنها در جواب منفي دادن آزاد باشند. معمولاً زنها وقتي مي خواهند خواسته اي را مطرح كنند از قبل جواب آن را پيش بيني ميكنند و سعي ميكنند يه جوري مرد را لاي منگنه بگذارن. بعضي از زنها هم كه حساسترند وقتي از قبل حس كنند كه بله قراره كلي خواهش تمنا كنند و بعد هم جواب نه بشنوند اصلاً از كل بيخيال قضيه ميشوند! ولي بعدش بدون اينكه سؤالي كرده باشند از يك جواب احتمالي ناراحت شده و حرص ميخورند. در نتيجه شوهر از همه جا بي خبر رو الكي ميچزونن!!..
خانمهاي عزيز… تمرين كنيد معني اصلي كلمه نه رو بفهميد. باور كنيد كلمه نه كه در فرهنگ لغات زنها با كلمه «گودزيلا» هم معنيه هيچ ربطي به ميزان عشق و علاقه همسرتون به شما نداره. وقتي همسرتون در حال ديدن تلويزيونه و شما تقاضايي ميكنيد مسلماً بايد پيش بيني جواب نه رو هم بكنيد چون در غير اين صورت 2 تا كنايه شما ميزني 2 تا هم اون، ميشه جنگ جهاني. شما فقط كافيه در جواب كلمه منفي بگيد: بسيار خوب… اما نه با لحني كه معنيه«خب حالا باش، صبر كن باباتو در ميارم» رو بده؛ بلكه يعني ok. من ميفهمم كه شرايطت به هر دليلي براي اجابت خواسته من مسائد نيست و اين جواب منفيه تو هيچ تأثيري رو عشقم به تو نمي ذاره. يعني آخر منطق مثلاً… به عبارت ساده يك بسيارخوب عاشقانه…
اتفاقي كه مي افته اينكه %90 خواسته شما رو بعد از انجام كارش در اولويت قرار ميده! اصلاً خودش ممكنه پيشنهاد بده كه: خوب خانم من چيكار بايد بكنم؟؟… ولي در حالت معمولي مردها خيلي ملوس آن را فراموش ميكنند يا خيلي ريلكس پشت گوش مي اندازن (حالا اينجوري بهتره يا اصلاً انجام ندن؟؟)
مورد بعدي اينكه شما معمولاً گاهي بعد از درخواست غرغر ميشنويد… زنها معمولاً غرغر را به معني: «نميخواد كار كنه منت ميذاره»، معني ميكنند در حاليكه غرغر يعني: من مشغول يه كار ديگه هستم ولي با اينكه تمركزم به هم ميخوره كار شما رو انجام ميدم چون اون هم كار مهميه. مردها اگر بدونن كه كار شما مهم نيست همون اول ميگن نه. پس غر كه ميزنن يعني ميدونن مهمه. آنها صرفاً از غرغر اعلام وضعيت كاري ميكنند ولي خوب به زبان شيرهاي يوناني قبل از ميلاد مسيح!!!!
زنها فكر مينن غرغر يعني : ا ا ا ه … تو هم وقت گير آوردي؟؟... اصلاً نميخوام انجام بدم. در نتيجه ملاج مرد را هدف گرفته و با كلمات نظير:خوب بابا اصلاً ولش كن، نخواستم، انتظار نداشتم (مثلاً كلي با كلاس) و امثالهم شليك ميكنند…..اما...
بهترين كار اينه كه زنها در اين مواقع فقط سكوت كنن… همين … سكوت مطلق… غرغر مرد يعني آماده شدن براي انجام كار. شما پس هيچي نگين كه فكر كنه شما بهش امر ميكنين.
مهمترين و آخرين نكته اينكه حتماً بعد از انجام كار با مهرباني ازش تشكر كنيد. اين كارو يك دستور اساسي بدونين. البته ميل خودتونه اگه مي خواين دفعه بعد واسه يه كار، نصفه جونتون كنه تشكر نكنين
فراموش نكنين... در انتها با محبت به مردتون پاداش بدين...  

تاريخ : سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

 

یک داستان زیبا و منحصر به فرد

بهترین و جدید ترین ها در www.bahar20.sub.ir

فرق عشق با ادواج

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد

داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.

استاد پرسيد: چه آوردي ؟

با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به

اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم.

استاد گفت: عشق يعني همين...!

شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست ؟

استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش

كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي...

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت .

استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين

درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی

 برگردم .

استاد باز گفت: ازدواج هم يعني همين...!

و این است فرق عشق و ازدواج ...

 

جزیره

 

 

 

جزیره

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...

یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...

تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی...!!! غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی...

 زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد ، برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد.

 تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه ، ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه.

اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی ، اما تا قایقی اومد ، از منو دلم گذشتی؟؟؟ رفتی با قایق عشقت ، سوی روشنی فردا ، منو دل اما نشستیم ، چشم به راهت لب دریا...

دیگه رو خاک وجودم ، نه گلی هست نه درختی ، لحظه های بی تو بودن ، می گذره اما به سختی!

 دل تنها و غریبم ، داره این گوشه میمیره ، ولی حتی وقت مردن ، باز سراغتو میگیره..... میرسه روزی که دیگه ، قعر دریا میشه خونم ، اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم.

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...

یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...

 

چهره زشت نفرت

معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند .

در کیسهء بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود.
معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند .

روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند .

پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟

 

 

بهای گناهان ما پرداخت شده است 

 

پس از زندگی که کردم و  فکر می کردم آبرومندانه بود و زمان زیستن روی زمین برایم پایان یافته بود. اولین چیزی را که به یاد می آورم این بود که روی نیمکتی در اتاق انتظار نشسته بود ، اتاقی که فکر می کنم دادگاه بود. درها باز شدند و من به درون اتاق راهنمایی شدم تا پشت میز دفاع بنشینم.

به اطاف نگاه کردم و" شاکی" را دیدم او آدمی با نگاهای شرور بود که به من با خشم و غضب خیره شده بود به راستی او شرورترین کسی بود که تا به حال دیده بودم.
نشستم، به سمت چپ نگاه کردم، وکیلم را دیدم، مردی مهربان با نگاههای آرام بود که ظاهرش آنچنان آشنا بود که گویی او را می شناختم. درى در گوشه ی اتاق با حركتى باز شد و قاضى در ردایی بلند ظاهر شد. حضورى پرهیبت داشت كه به حق، سزاوارآن بود. هنگامى كه در اتاق قدم ميزد نميتوانستم چشم از او بردارم.
وقتى كه پشت ميز نشست گفت: "خوب، شروع ميكنيم." 
شاكى بلند شد و گفت: "اسم من شيطان است و اكنون اينجا هستم كه به شماها بگويم چرا اين زن جهنمی است. " او دروغ هايى كه من گفته و چيزهايى كه دزدیده بودم را بيان كرد و در مورد اشخاصى كه من در گذشته فریبشان داده بودم صحبت كرد.
 شيطان از انحرافات اخلاقى بدى كه روزى در زندگي من بود سخن مي گفت. هر چه او بيشتر صحبت مي كرد بيشتر از خجالت آب ميشدم. آنقدر شرمنده بودم كه نمي توانستم به كسى حتى به وكيلم نگاه كنم، زيرا شيطان از گناهانی صحبت ميكرد كه من حتى آنها را به كلى فراموش كرده بودم. به همان اندازه كه از شيطان به خاطره گفتنِ اين چيزها در زندگيم دلخور بودم، از وكيلم هم ناراحت بودم كه آرام و بدونِ هيچ اقدام دفاعی نشسته بود. ميدانستم كه به خاطر آن اعمال گناهکارم اما كارهاى خوبى هم در زندگيم انجام داده بودم، آيا حداقل آنها نمی توانستند با بعضى از اعمال بد من مساوى باشند، كه آنها را از بين ببرند؟ شيطان با عصبانيت حرفش را اينگونه تمام كرد: "اين زن جهنمی است، او متهم به همه گناهانی است كه من گفتم و شخص ديگرى كه غير از اين را ثابت كند وجود ندارد." 
وقتى كه نوبت به وكيلم رسيد در ابتدا اجازه خواست كه پشت ميز بروم. قاضى با وجود مخالفت هاى شديدِ شيطان به وكيلم اين اجازه را داد و با دست به او اشاره كرد كه جلو بيايد. هنگامى كه وكيلم بلند شد و قدم ميزد ميتوانستم او را در شكوه و جلال کاملش ببينم. تازه متوجه شدم كه چرا او آنقدر برايم آشناست، او مسيح بود كه وکالت مرا به عهده گرفته بود، خداوند و نجات دهنده من! او پشت ميز ايستاد و به نرمى به قاضى گفت: "سلام پدر"
و سپس برگشت و حضار درون دادگاه را مورد خطاب قرار داد : "حرف شيطان در مورد اينكه، اين زن گناه كرده، درست است، من هیچ یک از اين اظهارات را رد نمى كنم و ...بله...مزد گناه مرگ است و اين زن مستحق مجازات است." 
مسيح نفس عميقى كشيد، به سمتِ پدرش برگشت و در حالى كه دستانش را باز كرده بود گفت: "من روى صليب جان دادم تا اين شخص زندگى جاودان داشته باشد و او مرا به عنوانِ نجات دهنده خود پذيرفته است پس او به من تعلق دارد.
"خداوندِ من ادامه داد:" نام او درکتاب زندگى نوشته شده است و هيچكس نمى تواند او را از من برباید.
شيطان هنوز به اين مطلب پى نبرده است، اين زن قرار نيست مجازات شود بلكه باید بخشیده شود. " 
هنگامى كه مسيح نشست، به آرامى مكثى كرد، به پدرش نگاه كرد و گفت: " كار ديگرى باقى نمانده است، هر كارى را كه لازم بود تماماً انجام دادم." 
قاضى دست قویش را بالا برد و چكش را به ميز کوبید و با صداى بلند اين سخنان بر زبانش  جارى شد: 
"اين زن آزاد است، مجازات گناهانش قبلا به صورت كامل پرداخت شده است. اين مورد پذيرفته نيست." 
هنگامى كه خداوندم مرا به خارج از آنجا راهنمايى ميكرد صداى داد و حوار شيطان را ميتوانستم بشنوم كه ميگفت: "من تسليم نمى شوم، براى نفر بدى پيروز ميشوم. "
همچنان كه مسيح مرا براى كارهاى بعديم راهنمايى ميكرد از او پرسيدم: " تا حالا شده كه در مورد شخصى هم شكست خرده باشى؟ "
مسيح خنده ی محبت آميزى كرد و گفت: " هر كس كه نزد من آید و از من بخواهد كه مدافع او شوم حکمی همانندِ تو دريافت ميكند، حکمی كه بهای آن قبلاً به طورِ كامل پرداخت شده است."   
  امروز مدافع شما کیست ؟ 

آیا شما همانند این زن مسیحی در دادگاه عدالت خدا پیروز می شوید ؟

شما که مسلمان هستید چه کسی را بعنوان مدافع خود انتخاب کردید ؟

 

 

    انتظار  

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !

 براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

 تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

 از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

 

 

 

خدمات وبلاگ نویسان جوان         www.bahar20.sub.ir  دیدی اونم رفت  خدمات وبلاگ نویسان جوان         www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نویسان جوان         www.bahar20.sub.ir

این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...

من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم

و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...

تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ،  اولین مهمان تنهایی هایم بودی...
روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود...

زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...
دوست داشتم برق چشمانت را مرهمی کنی بر زخمهای دلم اما لیاقتش را نداشتم....

مدتها بود که به راه های رفته... به گذشته های دور خیره شده بودی ...من تک و تنها پارو می زدم و دستهایم از فرط رنج و درد به خون اغشته بود... تحمل کردم ... هیچ نگفتم چون زندگی به من اموخته بود صبورانه باید جنگید ...

به من اموخته بود که در سرزمینی که تنها اشک ها یخ نبسته اند باید زندگی کرد...
اما امروز دریافتم که حجمی که در قایق من نشسته بود جز مشتی هیچ چیز دیگری نبود...
و ای کاش زود تر قایقم را سبکتر کرده بودم...

با این همه... بهترینم دوستت دارم ... هرگز فراموشت نمی کنم...

هیچ کس این چنین سحر امیز نمی توانست مرا ببرد آنجایی که مردمانش به هیچ دل می بندند با هیچ زندگی می کنند به هیچ اعتقاد  دارند و با هیچ می میرند!

 

 

 

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم ....

 به فکرتم....

     به یادتم

                               زنده به انتظارتم ....

تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است...

دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميق ترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد !

درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد٬ دوری از تو حسرتي عميق به قلبم آويخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند

 دلتنگی براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم.    

دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان دارم کنده شوم .

در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به اتش گناهي که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند .

رنجي انچنان زندگي مرا پر کرده است٬ آنچنان دستهاي مرا از پشت بسته است٬ آنچنان قدمهاي مرا زنجير کرده است که نفسهايم نيز از ميان زنجير ها به درد عبور مي کنند . . . 

دوست داشتن تو چنان تاوان سنگيني داشت که براي همه عمر بايد آنرا بپردازم ... و من این تاوان سنگین را با جان و دل پذیرا شدم .            

همه عمر ٬ داغ تو بر پيشاني و دلم نشسته است و مرا می سوزاند .   

تو نمايش زندگي مرا چنان در هم پيچيدي که هرگز از آن بيرون نيايم. . . آنقدر دلتنگ دوريش هستم .. آنقدر دلتنگ سرنوشت خويشم .. آنقدر دل آزرده عشق تو هستم که همه هستيم را خوره بي کسي و تنهايي مي جود . . . 

 به او نگاه مي کنم ٬ به او که چون بهشت بر من مي پيچد و پروازم مي دهد .  

به او که لبهايش از اندوه من مي لرزند .       

به او که دستهاي نيرومندش ٬عشقي که سالها پيش اجازه اش را از من گرفتند جرعه جرعه به من مي نوشاند . . . . .        

به او که چشمهايش در عمق سياهي مي خندید و دنيايم را ستاره باران مي کرد.     

به او که باورش کردم و دل به او باختم

به او که دلم مي خواهد در آغوشش چشمهايم را بر هم بگذارم و هرگز ٬ هرگز ٬هرگز به روي دنيا بازشان نکنم .          

 به او که تکه اي از قلب مرا با خود خواهد برد       

به او که مرزهاي سرنوشت ٬ سالها پيش دوريش را از من رقم زده است. سراسر زندگيم را اندوهي پر کرده است که روزها و ماهها از اين سال به سال ديگر آنها را با خود مي کشم و ميدانم که زمان ٬ شايد زمان ٬ داغ مرا بهبود بخشد ولي هرگز فراموش نخواهم کرد که از پشت اين ديوار شيشه اي نگاهش چگونه عمق وجودم را لرزاند .     

لبهايش لرزش لبهايم را نوشيد و دستانش ترس تنم را چيد و نفسهايش برگهاي رنگين خزان را به باران عاشقانه بهار سپرد

 

 



تاريخ : شنبه بیست و سوم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

كاهش اضطراب هنگام رابطه جنسی

ارتقاي مهارت ها

یکی از ابتدایی ترین روش ها، "صحبت کردن" پیرامون رابطه جنسی  با شریک زندگیتان می باشد. از آنها بپرسید که چه چیزی را بیشتر دوست می دارند و از چه شیوه هایی قبل، بعد و در هنگام رابطه لذت بیشتری می برند. این امکان وجود دارد که پاسخ های آنها برای شما تعجب آور باشد. بسیاری از "کارهای دوست داشتنی" که شما انجام می دهید، کاملاً طبیعی و ذاتی هستند و خودتان هم متوجه نمی شوید که در حال انجام دادن آنها هستید. بنابراین می توانید با خیال راحت بر روی حس غریزه خود حساب کنید، این حس شما را در شرایط دشوار راهنمایی خواهد کرد. تخلیه احساسی یکی دیگر از روش هایی که به واسطه آن می توانید خونسردی خود را در هنگام برقراری رابطه جنسی ، حفظ کنید این است که از طرف مقابل پیش از شروع رابطه، سؤالاتی مرتبط با س. ک س بپرسید. با استفاده از این روش راههای بیشماری برای لذت دادن به آنها در پیش رویتان قرار خواهد گرفت. اگر تا کنون چنین کاری را انجام نداده اید، می توانید مطلب را درست پیش از شروع رابطه صمیمانه، مطرح کنید. از آنها سؤال کنید که آیا احساس خوبی دارند؟ بیشتر ترجیح می دهند کدام قسمت از بدنشان را لمس . کنید؟ آیا چیزی هست که آنها را اذیت کند و تمایلی به انجام آن نداشته باشند؟ اگر به آنها اجازه بدهید که شما را راهنمایی کنند، دیگر دلیلی برای نگرانی باقی نخواهد ماند و می توانید مطمئن باشید که اشتباهی از جانب شما سر نمی زند. از سوی دیگر به این نکته نیز باید توجه کنید که شریکتان همیشه شما را در مسیر درست هدایت کرده و به خوبی راهنماییتان می کند. ایجاد اعتماد به نفس معمولاً مهارت های جنسی  را می توانید از طریق تجربه موقعیت های جدیدی که در گذشته آنها را امتحان نکرده اید، بدست آورید. شریک زندگی من همیشه کارهایی را انجام می دهم که دقیقاً همان لحظه به ذهنم می رسد؛ اما از آنجایی که او از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است (یا حداقل خوش را اینطور نشان می دهد) من احساس می کنم که او خیلی با تجربه است. انجام کارهایی که همان لحظه به ذهنتان می رسند، فوق العاده است.

انجام تکالیف

سعی کنید در مورد رابطه جنسی  و روش های ارضای طرف مقابل، مطالب بیشتری مطالعه کنید. در این زمینه، مجله، روزنامه، سایت های اینترنتی، و مقالات مختلف میتوانند مفید واقع شوند. سعی کنید کتاب ها و یا مقالاتی در مورد نقاط حساس بدن افراد پیدا کنید تا از سیستم شگفت انگیز بدن انسان متعجب شوید. تا آنجایی که می توانید در مورد بدن و طریقه لذت دادن به آن مطلب بخوانید.

همچنین می توانید فیلم های علمي که به این منظور ساخته شده اند را نیز نگاه کنید و ببینید آنها چه کاری انجام می دهند. به هر حال شاید در موقعیت های مختلف بتوانید از آموخته های خود استفاده کنید. هر چه بیشتر مطلب بدانید، بهتر می توانید با این قضیه کنار بیایید.

کپی برداری

البته منظور من این نیست که مرحله ارگاسم را کپی برداری کنید، بلکه بد نیست که از روش ها و مهارت های دیگران الگو برداری کنید. وانمود کنید که بیش از آن چیزی که هستید، می دانید. با اتکا به این روش دیری نخواهد گذشت که متوجه می شوید نهایتاً همه چیز مطابق میل شما پیش می رود. طوری رفتار کنید که گویی یکی از بهترین قهرمانان فیلم های بالای 18 سال هستید و به تمام حقه هایی که در کتاب ها نوشته شده است، وارد هستید.

پس از چندی متوجه می شوید که واقعاً همینطور هم هست، آنوقت به طور شگفت انگیزی، متعجب خواهید شد.

توجه کنید

به تنفس . کردن آنها دقت کنید. زمانیکه نفس ها تند می شوند، معلوم می شود که شما درست در نقطه حساس قرار دارید و این نقطه دقیقاً همان جایی است که باید بیشتر به آن توجه کنید؛ اما زمانیکه تنفس آنها آرام می شود، باید بفهمید که در وضعیت نامناسب قرار گرفته اید و در جایی باید قرار گرفته باشید، نیستید. هر چقدر بیشتر درگیر رابطه شوید، اضطراب شما بیشتر کاهش پیدا می کند، و روزی را می بینید که در آن دیگر استرس و اضطراب تبدیل به یک خاطره شده است.

دقت کنید که همه دوست دارند احساس خوبی داشته باشند، بنابراین باید مطمئن شوند که شما همه کاری را برای جلب اطمینان و رضایت آنها انجام می دهید

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیستم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

نکاتی که شب زفاف باید مورد توجه قرار گیرد

1.        مهمترین عامل در رفع درد ناشی از برقراری ارتباط در شب زفاف آماده کردن روحی و روانی شما و متقابلا همسرتونه که این کار در مورد شما از طرف شوهرتون باید بخوبی انجام بشه. با مطالعه و انجام مطلب نقاط حساس بدن آقایون و خانوما که در وبلاگ هستش همسرتون میتونه تا حدودی این آمادگی رو در شما ایجاد کنه.



1.        تاثیر علمی آمادگی روحی روانی(که اصطلاحا حشری شدن هم گفته میشه) اینه که باعث ترشح هورمون در خون و تاثیر بر دهانه آلت تناسلی و آماده کردن اون برای ورود آلت میشه. بهتون پیشنهاد میکنم چند تا فیلم س و پ ر هم ببینید و توجه کنین که دو طرف چطوری برای انجام رابط ج ن س  و عمل دخول همدیگه رو آماده میکنن.

 

1.        راستی میخواستم ازتون بپرسم که آیا پریود ماهانه شما دردناک هست یا نه؟ شدت درد منظورمه.

  

1.        مطلب مهم بعدی هم این که حتما قبل از انجام اولین نزدیکیتون استحمام کنین و آلت ج ن س  همسرتون و شما کاملا پاکیزه باشه و در صورت امکان شوهرتون از کاندوم استفاده کنه. سعی هم بشه که کاندوم مورد استفاده زیاد با دست تماس نداشته باشه. همه این موارد به این علته که وقتی پرده بکارت شما در اثر دخول پاره میشه از راه زخم های ایجاد شده میکروب و آلودگی وارد بدن شما نشه و اندام ج ن س  تون رو ملتهب و دردناکتر نکنه.

 

1.        پیشنهاد میکنم که برای انجام نزدیکی با همسرتون موقعیت بدنی شما زیر باشه و شوهرتون روی شما و سعی کنین که پاهاتون رو رو به بالا نگه دارین. این کار باعث میشه که شما درد کمتری رو احسس . کنین.

 

1.        بهتره که هنگام دخول اولیه آلت؛ این کار به آرامی و آهستگی صورت بگیره تا فشار زیادی بر شما وارد نشه.

  

1.        توصیه میشه که بعد از دخول آلت شوهرتون و پاره شدن پرده بکارت و خونریزی، عمل س. ک س شما موقتا در ناحیه ج ن س  قطع و به فاصل چند دقیقه(10 الی 15 دقیقه – زمانی که درد و سوزش آرام گرفته است) دیگه از سر گرفته بشه. بوسیدن و نوازش کردن شما و همیاری و همفکری شوهرتون تو این چند دقیقه میتونه مفید باشه.

 

1.        بعد از اتمام عمل جنسی  و نزدیکی، بهتره که شما چند ساعتی رو استراحت کنین و از فعالیت شدید بدنی پرهیز کنین؛ ( ترجیحا راه نروید تا عمل جلوگیری از خونریزی به خوبی بوسیله بدن انجام بشه )  تا با این کار از تداوم خونریزی و درد ناشی از پارگی پرده بکارت جلوگیری کنین.

  

1.        توصیه میشه زمان اولین نزدیکی شما، شب عروسیتون(که معمولا خونه پر مهمونه و شما خسته از برگزاری مراسم و فشار و استرس روحی هستین) نباشه. ترجیحا بهتره که اولین رابطه- تون زمانی باشه که شما به دور از همه هیاهوها، استرسها و از همه مهمتر مهمونها باشین. فلسفه وجودی مسافرت ماه عسل هم همینه که زوجین به مسافرت رفته و بدور از همه دغدغه ها و مزاحمتها اولین نزدیکیشون رو انجام بدن.

 

1.        شدت درد ناشی از پارگی پرده بکارت شما به جنس این پرده هم بستگی داره. در بعضی از خانوما این پرده کامل، بعضی ها غیر کامل و تعدادی هم به طور مادرزادی بدون پرده اند.(رجوع شود به مطلب دستگاه تناسلی زنانه/ قسمت ششم در وبلاگ)

  

1.        این که با شوهرتون در مورد ترس از درد زیاد صحبت کردین خیلی خوبه. در حین انجام این عمل سعی کنین با شوهرتون گفتگو کنین و اونو راهنمایی کنین که چطور عمل نزدیکی رو انجام بده که شما دچار درد شدید نشین.

 

1.        با این اوصاف نگرانی شما بابت درد ناشی از پارگی پرده بکارت تا حدودی نابجاست و اگر در مورد این موضوع خیلی حساس و نگران هستین بهنون توصیه میشه که از اسپری بی حس . کننده(لیدوکائین یا گزیلوکائین – قابل تهیه از داروخانه به صورت اسپری یا کرم) استفاده کنین. توصیه میشه که حتما اسپری رو با کاندوم استفاده کنین و اسپری  یا کرم به مقدار کم روی کاندوم و به مقدار ناچیز در آلت زنانه مالیده بشه. اسپری بهتر از کرم هستش و باید توجه بشه که چند دقیقه بعد از استفاده از کرم و اسپری در زمانی که احساس بی حسی کردید حتما کاندوم رو تعویض کنین چون کرم و اسپری باعث سستی و پاره شدن کاندوم میشه.

 

*

 



تاريخ : چهارشنبه بیستم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

10کلمه  کلیدی برای جذب زنان

"روز خوبي داشتي؟" هـنـگاميـكه از همسر خود در مورد چگونگي گذراندن اتفاقاتي كه برايش افتاده صحبت نمايـد. پس براي مدت زماني طولاني آماده نشستن و شنيدن داستانهاي او شويد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: زنها به آنچه كه در فكر شما ميگذرد، توجه زيادي دارند. پرسش در مورد چگونگي روز او نشان مي دهد كـه شمـا پذيرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهاي همسرتان هستيد. با اين عمل به او فرصتي مي دهيـد تا خودش را خـالي نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگيرد. اگر چه ممكن است بيش از زماني كه انتظار داريد مجبور به شنيدن صحبتهايش شويد، اما وقتي تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد كرد.

 

"نمي تونم بگم چقدر دلربا و زيبا هستي"  همانطور كه مشخص است، اين بـه او مـي رسـاند كه شما وي براي شما جذاب بوده و فرد ديـگري بـه چشمتان نمي آيد. از طرف ديگر باعث افزايش اعتماد بنفس در او خواهد شد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جمله بخصوص در روابط زناشويي بلند مدت مؤثر واقع مي شود چرا كه شما به همسر خود اطمينان ميدهـيد هنوز به او علاقه داريد. در عوض همسرتان نيز سعي خواهد كرد اين زيبايي و دلربايي را با شما تقسيم نماييد. سؤالي هست؟ اينجوري فكر نميكنيد؟

 

"در مورد ‌[ هر چيزي ] چه احساسي داري؟"  پـرسيدن اين سؤال به همسرتان نشان مي دهد كه شما خالصانه براي احـساسـات او اهميت قائل هستيد. زنها عاشق بيان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوري مي بـاشند. با اين حـال بـدانيد كه خود را در دام گفـتگويـي طولاني و عميق در مورد آن موضوع گرفتار خواهيد كرد. بنابراين اگر شب تصميم ديدن مسابقه فوتبالي را داريد، اين سؤال را مطرح نكنيد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين سؤال بيانگر جنبه مهرباني و دلسوزي يك فرد است. وقتي همسرتان در مي يابد كه شما توجهتان را به وي مبذول داشته ايد، او نـيـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتي بسيار بيشتر، اهدا خواهد نمود. يعني اگـر قـبـلا فـقـط فردي جذاب بشمار مي آمديد، اكنون همانند جواهري در چشم او جلـوه خواهيد كرد. متوجه منظورم مي شويد؟

 

"تو زيبا تر از دوستان ديگرت هستي"  قرار دادن او از بين همتاهايش بر سكوي نخست زيبايي باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وي شـده و سـبـب مي گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروايي كند. اين تحسين و تعريف بسيار مهمي در دنياي زنانه محسوب شده و امتياز شما را در نزد همسرتان ارتقاي چشمگيري خواهد داد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: گذشته از اينكه باعث مي گـردد او از لحاظ زيبايي ظاهري خود را برتر از اطرافيانش تصور كند، اين جمله كوتاه به همسرتان تفهيم ميكند كه شما تا چه حد براي وي ارزش قائل هستيد. بعلاوه زماني كه دوستانش پيش شـما هستند، كمتر احساس نگراني خواهد كرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـي نموده و پاداش سليقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اينحال يك احتمال جانبي بالقوه وجود دارد: يك همسر حسود اين سخن را مدركي براي متهم نمودن شما به اينكه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را داريد، بشمار خواهد آورد.

 

" تو واقعا زرنگ و باهوشي"  با تـصـديـق نـمودن هـوش و ذكـاوت وي، ايـن معـني را مي رسانيد كه علاوه بر محاسن ظاهري، متوجه ذهن و فكر توانمندش نيز شده ايد. هـمـسر شـما بـا شنيدن اين جمله در مورد همه جوانب زندگي خود احساس رضايت و خوشنودي خواهد نمود. اين سخـن نشانه احترام از طرف شما براي همسرتان محسوب ميگردد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: همسرتان اين مسئله را كه شما فقـط بـه فـكر روابط جنسي نيستيد و قادريد ماوراي چنين موضوعات فكر كنيد را تحسين خواهـد كرد. زنها عاشق مردان صـمـيمي و خـوش قـلب مـي بـاشند و هيچ چيزي بهتر از بيان و تشخيص هوش و ذكاوت آنها نمي تواند صفات آقا منشانه شما را آشكار نمايد

در روابط زناشويي بسيار خوب هستي"   بيان اين جمله باعث مي گـردد هـمـسرتان احساس كند كه يك الهه است. شنيدن اين عبارت به همسر شـما تفهيم مي كنـد كـه روابـط جنسي و زناشويي او به چشم شما بي عيب و نقص بوده و باعث مي گردد كه احساس نمايد واقعا مي داند كـه چگـونه بايد مرد خود را راضي نگاه دارد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: تحسين و تمـجيد از عملكرد او نشانگر اين است كه شما به روابط جنسي فقط به عنوان ابزاري براي ارضا نــمودن خود نگاه نكرده، بلكه همه جنبه هاي آنرا مورد ستايش قرار ميدهيد.

 

"مي خواهم همه عمرم را با تو سپري كنم" ايـن جمله اي سنگين است؛ معني آن فاصله زيادي با دادن پيشنهاد براي ازدواج نـدارد. بنابراين پيش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشيد. اما بخاطر داشته باشيد كه ريسك كردن اغلب پاداش و نتيجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگاميـكه اين جـمله را بيان مي داريد، او از لحاظ رواني بسيار سركيف مي گردد. جـمـلات ديـگـري كـه تقريبا همين نتيجه را داشته ولي تعهدآوري آنها كمتر مي باشد، عبارتند از: " فقط تو ميتوني تا اين حد منو خوشحال كني" و " من دوست ندارم با هيچ كس ديگري جز تو باشم."

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: همـه زنـها عاشق شنيدن جملاتي حاكي بر سرسپردگي ديرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشيـد كـه بـعد از گفتن اين جمله سلامي هميشگي را از او خواهيد شنيد.

 

"تو بهترين دوست مني"  به او مي گوييد كه چگونه ماورا و فراسوي مسائل جنـسي مي انديشيد و به اين معني اسـت كه براي رابطه اتان ارزش قائل هستيد و مايليد كارهايي را بـهـمراه او انجام دهيد كه مردان ديگر ممكن است رغبتي به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـيـدن ايـن جمله پيوستگي مقاومت ناپذيري با شما پيدا خواهد نمود.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جـملات شـما را در نـظر وي بـجاي يـك فرد عادي كه مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انساني معني دار و جذاب تـبـديـل ميكند. اين شما را به ابتداي ليست خواسـتگـاران پرتاب ميكند چراكه شما به مهمترين نكته اشاره كرده ايد: دوستي و رفاقت.

 

"تو يك مادر ايده آل خواهي شد"    اغلب زنها به دنبال اين هستند كه روزي بچه دار شونـد. هـمـچـنين اكـثـرا با خود كلنجار مي روند كه آيا در اين راه مـوفـق خـواهد بـود يـا خـير. بـا گفـتن اين جمله به او اطمينان مي دهيد كه حتما به هدفش خواهد رسيد. به علاوه با ارضـاي نيازهاي دروني او باعث آرامش و تسكين وي مي شويد. بيان اين كلمات از زبان شما به عنوان يك همسر، او را تبديل به خوشحال ترين انسان روي زمين خواهد نمود.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اينـگونه بطور غير مستقيم به همسر خود مي فهمانيد كه مايليد از او بچه دار شويد. واضح است كه اين نوايي بسيار خوشايند در گوش او مي باشد. از اين نقطه، همسرتان بيشتر پذيراي پيشرفت و ترقي شما خواهد شد.

 

"تو زندگي منو كامل مي كني"                                                                     اين به او مي گويد كه تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند اين جمله را از شوهرشان بشنوند. بـيـان ايـن عبـارت بـه مفهوم آن است كه شما همسر خود را بصورت كامل پذيرفته ايـد و ايـنـكه او به صـورت موجودي اجتناب ناپذير و هميشگي براي شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غير قابل تصوري بوجو آمده و تا چندين روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جـمـله اسـاسـا مـي گـويد كه شما در زندگي به او نياز داشته و نميـتوانيد بدون او به زندگي ادامه دهيد. زنها از شنيدن چنين جملاتي بسيار مشعوف ميگردند.

اشاره باشكوه

"دوستت دارم"                                                                                             اين جمله "دو كلمه اي" معروف و كوتاه كـه هـمگي ما برايـش اهـميت بسيار زيادي قائل هستيم، مي تواند تاثير شگرفي به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج كرده ايد خوب است هر روزه چندين بار براي همسرتان تكرارش نماييد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: گفتن اين عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله هاي آتشي مي گردد كه هميشه نياز به برافروزي دارند. اگـر در بـين شما كساني تـا حال اين جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگي نموديد، ترديد به خود راه نداده و آن را بيان كنيد. هيچگاه از گفته خود پشيمان نخواهيد شد وقتي كه عكس العمل او را مي بينيد ( يا احساس مي كنيد ).

 



تاريخ : چهارشنبه بیستم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

ناگفته ها در رابطه زناشويي

میـتوانند از یک ارتباط سالم، جذاب و خوب جنسی در طـول زنـدگی مشـتـرک خـود بهره ببرند. رضایت جنسی امـری اسـت کـه در طـول زمـان و بـا هشیاری بسیار زیادی قابل دست یافتن می بــاشـد. ایــن امــر نــیــازمــنـد تعهد، سـرسـپـردگـی، تـلاش و هــمکاری هر دو طرف می باشد. زوجـیـن بـایـد اولین اولویت خود را در تطمیع کردن خواست های دیگری قرار دهند. رشد رابطه جنسی در زندگی زناشویی چیزی جز آشکار کردن خود واقعی افراد نمی باشد.

کمبود صمیمیت زیربنای مشکلات جنسی است. زوجین باید توانایی بیان احساسات و خواست های خود را نسبت به یکدیگر داشته باشند. باید به هم بگویند که از انجام چه کاری لذت می برند و چه چیز مایه رنجش آنهاست. زن و شوهر هایی که از بیان احساسات خود عاجز هستند نمی توانند در رابطه عشقی خود پیشرفت کنند و ارتباط آنها در همان مرزهای شهوانی باقی می ماند و فراتر



از آن نخواهد رفت. آنها ممکن است برای سالیان دراز در همان حدود اولیه باقی مانده و ارتباط جنسی خود را همیشه با ترس نپذیرفته شدن ادامه دهند.

درگفتگوهای باز و عاشقانه هر یک از افراد می تواند به راحتی خواست ها و نیازهای خود را در راه رسیدن به ارضای جنسی بی پرده بیان کند. این امر به رابطه شما، انرژی و نیرویی تازه می بخشد و روحیه ای در شما ایجاد می کند که هر روز پیش از گذشته طرف خود را بخواهید. بنابراین سعی کنید راههای متفاوت راضی کردن همسر خود را در این نوع ارتباطات پیدا کنید.

زوج هایی که در این زمینه موفق هستند، اگر چندین فرزند هم داشته باشند باز هم می توانند به راحتی وقت خاصی را برای این امر اختصاص دهند حتی اگر فرزندان آنها بسیار کوچک بوده و نیاز به حمایت و مراقبت بیشتری داشته باشند.

زوج های کاردانی که از داشتن س . ک س با یکدیگر لذت می برند تا هشتاد، نود سالگی نیز از هم خسته نمی شوند. آنها تغییراتی که در اندام های ج ن س ي شان به دلیل بالا رفتن سن ایجاد می شود را به راحتی می پذیرند. مردهایی که پا به سن می گذارند شاید در رسیدن به نعوذ و نگه داشتن آن با مشکل مواجه شوند و خانم ها نیز دچار خشکی مهبل می شوند. زوج های بالغ، که از نظر احساسی به هم نزدیک بوده و همدل می باشند به راحتی می توانند تغییر در نیازهای یکدیگر را درک کنند. آنها همدیگر را در آغوش می گیرند و عواطفشان را با یکدیگر در میان می گذارند و برای هم به منزله قوت قلب هستند. نیازها و خواست های این دسته از افراد برای طرف مقابل کاملا روشن است.

این راهها، روش های اثبات شده ای برای بازگرداندن علاقه و احساس به زندگی مشترک شما می باشد:

اولویت بندی: برقراری ارتباط جنسی را اولین اولویت خود قرار دهید و هیچ گاه آنرا به "بعدا" موکول نکنید. اجازه ندهید حضور بچه ها و یا مسائل کاری مانع انجام دادن این کار شود.
زمان: برای معاشقه زمان بگذارید یا به عبارت دیگر برای این کار زمان به وجود آورید. بر روی علایق خود تمرکز کنید و وقت مناسبی را صرف بازسازی اعتماد و علاقه طرف مقابل نسبت به خودتان کنید.
لمس . کردن: دست زدن نشان دهنده عشق ورزیدن است. دستهایتان را به دست یکدیگر بسپارید، با ملایمت هم را در آغوش بگیرید و همدیگر را ببوسید. به هم به حمام بروید و دوش بگیرید.
عشق: ایجاد فضای رمانتیک، بوس و کنار، و عشوه گری از مواردی هستند که کیفیت رابطه جنسی را بالا می برند.
بازی: هیجان داشته باشید، با هم شوخی کنید و راههای جدید را در س . ک س . کشف کنید.
صحبت: احساسات و خواست های خود را با یکدیگر در میان بگذارید، در مقابل گفته های او از خود واکنش نشان داده و دوباره از نو خود را نیرومند سازید.

از آن نخواهد رفت. آنها ممکن است برای سالیان دراز در همان حدود اولیه باقی مانده و ارتباط جنسی خود را همیشه با ترس نپذیرفته شدن ادامه دهند.

درگفتگوهای باز و عاشقانه هر یک از افراد می تواند به راحتی خواست ها و نیازهای خود را در راه رسیدن به ارضای جنسی بی پرده بیان کند. این امر به رابطه شما، انرژی و نیرویی تازه می بخشد و روحیه ای در شما ایجاد می کند که هر روز پیش از گذشته طرف خود را بخواهید. بنابراین سعی کنید راههای متفاوت راضی کردن همسر خود را در این نوع ارتباطات پیدا کنید.

زوج هایی که در این زمینه موفق هستند، اگر چندین فرزند هم داشته باشند باز هم می توانند به راحتی وقت خاصی را برای این امر اختصاص دهند حتی اگر فرزندان آنها بسیار کوچک بوده و نیاز به حمایت و مراقبت بیشتری داشته باشند.

زوج های کاردانی که از داشتن س . ک س با یکدیگر لذت می برند تا هشتاد، نود سالگی نیز از هم خسته نمی شوند. آنها تغییراتی که در اندام های ج ن س ي شان به دلیل بالا رفتن سن ایجاد می شود را به راحتی می پذیرند. مردهایی که پا به سن می گذارند شاید در رسیدن به نعوذ و نگه داشتن آن با مشکل مواجه شوند و خانم ها نیز دچار خشکی مهبل می شوند. زوج های بالغ، که از نظر احساسی به هم نزدیک بوده و همدل می باشند به راحتی می توانند تغییر در نیازهای یکدیگر را درک کنند. آنها همدیگر را در آغوش می گیرند و عواطفشان را با یکدیگر در میان می گذارند و برای هم به منزله قوت قلب هستند. نیازها و خواست های این دسته از افراد برای طرف مقابل کاملا روشن است.

این راهها، روش های اثبات شده ای برای بازگرداندن علاقه و احساس به زندگی مشترک شما می باشد:

اولویت بندی: برقراری ارتباط جنسی را اولین اولویت خود قرار دهید و هیچ گاه آنرا به "بعدا" موکول نکنید. اجازه ندهید حضور بچه ها و یا مسائل کاری مانع انجام دادن این کار شود.
زمان: برای معاشقه زمان بگذارید یا به عبارت دیگر برای این کار زمان به وجود آورید. بر روی علایق خود تمرکز کنید و وقت مناسبی را صرف بازسازی اعتماد و علاقه طرف مقابل نسبت به خودتان کنید.
لمس . کردن: دست زدن نشان دهنده عشق ورزیدن است. دستهایتان را به دست یکدیگر بسپارید، با ملایمت هم را در آغوش بگیرید و همدیگر را ببوسید. به هم به حمام بروید و دوش بگیرید.
عشق: ایجاد فضای رمانتیک، بوس و کنار، و عشوه گری از مواردی هستند که کیفیت رابطه جنسی را بالا می برند.
بازی: هیجان داشته باشید، با هم شوخی کنید و راههای جدید را در س . ک س . کشف کنید.
صحبت: احساسات و خواست های خود را با یکدیگر در میان بگذارید، در مقابل گفته های او از خود واکنش نشان داده و دوباره از نو خود را نیرومند سازید.

 

*

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیستم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

10دروغ زنان به مردان

در اين بخش به 10 دروغ رايج زنان اشاره مي كنيم:

 

 من تو رو همين جوري که هستي دوستت دارم  

آيا واقعا" تصور مي کنيـد که او دوست ندارد هيچ تغـيـيـري در شمـا بـوجـود بـيايد؟ هيچ تغييري؟ ممکن است همسرتان خواستار تغییرات زیادی در شـما باشـد  مگـر ايـنکه در ماه عسل بسر ببريد چون در اين زمان شما يک مرد کامل براي همسرتان هستيد. دير يا زود او متوجه اشتباه خود خواهد شد.

دروغ شماره 9

من عاشق رفت و آمد و معاشرت با دوستان تو هستم

گذشه از اينکه دوستان شما تا چه اندازه جالب مي باشند، هـمـسرتـان علاقه اي به حضور مداوم آنها در کنار شما ندارد. اگرچه ممکن است در روزهاي اول بروز ندهد ولي بالاخره صبرش تمام شده و شما را از اين کار منع خواهد کرد.

 

جم و جور کردن خونه را دوست دارم

اين هم از آن دروغ هايي است که همسر شما ممکن است در اوايل ارتـباط شـما بيان کند. اينکه "دوست دارم ظرفهاي نشسته را بشويم"، "لبـاسـهاي کثيف تو را شسته و اتو کنم"، ديري نخواهد انجاميد که اين دروغ او نير برملا خـواهـد شد و از شـما خــواهد خواست که نوبتی ظرفها را بشویید و زحمت جوربهایتان را خودتان بکشید.

 

من عاشق خانواده تو هستم

اگر مرد خوش اقبـالي باشيـد همـسرتان ممـکن اسـت دروغ نـگـويد که دوست دارد با خانواده شما رفت و آمد کند. اگرچه شايد او از آنها متنفر  باشد ولي براي اينکه احساسات شما جريحه دار نشود راستش را نخواهد گفت. براي اينـکه عـلاقه واقـعي هسمرتان را نسبت به خانواده خود بفهميد کافي است به او بگوييد که مادرتان بـراي فردا شما را به نهار دعوت کرده و به عکس العمل هـمـسرتان توجـه کنيـد: اگر تمامـي عضلات صورتـش سـفت شـد و با يـک لبـخـند زوري زيـر لب و آرام گفت "خيلي خوبه"   آنوقت نتيجه بگيريد که او کشته مرده خانواده تان نيست.

 

 من عاشق ورزش هستم

اين هم از آن دروغـهاي روزهـاي اول زندگي است. او براي ايـنکـه نـشان دهـد با زنهاي ديگر متفاوت است و اينکه داراي علايق مشترک با شما ميباشد پا به پاي شما جلوي تلويزيون مي نشيند و تا دير وقت فوتبال تماشـا مي کنـد ولي بعد از گذشـت چـند ماه شکايتها شروع شده و متاسفانه ديگر نـخـواهيد تـوانسـت با خـيال راحـت بـه تماشاي فوتبال بنشينيد.

 

  از اينکه مي گويي چاق هستم اصلا دلخور نمي شوم

فرقي نمي کند که شما چه مي گويـيد، در هر صورت او عـصبـاني مـي شود. اگر بگوييد که خيلي زيبا است متهم میشوید به دروغگویی چرا که او فکر می کند گفته شما صرفا برای آرام کردن او و نرنجیدن بـخاطر چربــیهای اضـافه اش اســت. از طـرف ديگر اگر اضافه وزنش را گوشزد کنيد قطعا" يک دعواي حسابي در اتاق نشيمن شما رخ خواهد داد.

 

 حق با تو است  

خيلي وقتها بحث و جدال شما با همسرتان با اين جمله او تمام مي شود: "باشه حق با تو ست، تو خيلي بهتر از من مي فهمي". همسر شما فقط براي بريدن صداي شما اين جمله را مي گويد در حاليکه هنوز اعتقاد دارد که حق با اوست و کسي که اشتباه مي کند شما هستيد و پيش خودش ميگويد: " بالاخره مي فهمه که اشتباه مي کنه" و سپس به دنبال دليلي براي توجيه حرفش خواهد گشت.

پول براي من هيچ اهميتي ندارد

پول اهميت ندارد، ولي مقدارش چرا! هر چند ممـکـن اسـت درسـت نبـاشـد که بگوييم همه زنها موجودي حساب بانکي همسرشان برايشان مهم است ولي اکثر آنها دوست دارند که از لحاظ اقتصادي در يک حد متـعادل و رفاه نسبي قرار داشته  و داراي استقلال مالي باشند.

 

  نگران نباش عزيزم، اين براي همه پيش مياد

اکثر مردان در مرحله اي از زندگيشان موقتا" دچار  ناتواني جـنـسي مي شـوند و اکثر زنان نيز از اين موضوع مطـلع هـسـتند.  با  اين حال اين مـساله بـدان مـعنا نيست که همسر شما  شاکي و دلـخور نمي شود.  اين دروغ  يـکـي از چـنـديـن دروغ جنـسـي ميباشد که زنان بـراي جريـحه دار نشدن احساسات همـسرشان بـه آنـها مـي گويند، دروغهايي که خوشبختانه مضر نيستند. در نـهايت حتـي اگر شـما براي همسرتان يک شريک جنسـي ايـده آل نـباشـيد، هـمسرتـان از بين همه مردان  شما را انتخاب کرده بدون اينکه خـوب يا بد بودن آميزش برايش فرقي داشته باشد.

 

حال که با دروغهاي احتمالي همسرتان آشنا شديد مي توانيد خودتان را آماده کنيد. خبر خوب اينکه آنچه که تا بحال دروغ ناميده شد فقط پيچاندن هاي ظريفي ميباشند  که نه تنها مضر نيستند، بـلکه براي تجديد روحيه و تحکيم زندگي شما مفيد خواهند بود. دروغهاي مشابهي نيز میگويـنـد کـه دانـسـتـن آنـها خالي از لطف نيست.

 

 برايم مهم نيست که به زنهاي ديگر نگاه کني

اگرچه ممکن است همسرتان براي ايـنـکه وانـمود کند که زن خونسـرد و روشـن فکري است اين دروغ را بشـمـا بـگويد اما او  دوست ندارد که شما حتي به يک ماکت زن مو قرمز پشت ويترين مغازه نگاه کنيـد. او مـي خـواهـد که نگاه شـما فقط به او باشد و نه ديگري.  بنابر اين اگر او به شما گفت که مهم نيست و اذيت نميشود هيچگاه چشمان خود را بيش از اندازه به اطراف منحرف نکنيد چون در غيـر اينـصورت بايد منتـظر ضـربات محکم به سر و صورتتان باشيد!

 



تاريخ : دوشنبه هجدهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
 

* عشق و ثروت و موفقیت *

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید



تاريخ : دوشنبه هجدهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

 

 


 

12345

رتبه: 4.23 / راي دهندگان: 99

نوع قالب : هنري / دانلود
وضوح نمایش : 1024x768
حجم كلي قالب : متوسط


جهت دريافت كد قالب ، بر روي سيستم وبلاگ خود كليك كرده و فايل كد قالب را دريافت كنيد.

پرشين بلاگ
بلاگفا
ميهن بلاگ
تعداد دريافت : 2379

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


12345

رتبه: 4.29 / راي دهندگان: 103

نوع قالب : هنري / كلاسيك
وضوح نمایش : 1024x768
حجم كلي قالب : متوسط


جهت دريافت كد قالب ، بر روي سيستم وبلاگ خود كليك كرده و فايل كد قالب را دريافت كنيد.

پرشين بلاگ
بلاگفا
ميهن بلاگ
تعداد دريافت : 2140

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


12345

رتبه: 4.26 / راي دهندگان: 23

نوع قالب : هنري / كلاسيك
وضوح نمایش : 1024x768
حجم كلي قالب : بالا


جهت دريافت كد قالب ، بر روي سيستم وبلاگ خود كليك كرده و فايل كد قالب را دريافت كنيد.

پرشين بلاگ
بلاگفا
ميهن بلاگ
تعداد دريافت : 1103

 



تاريخ : دوشنبه هجدهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

12345

رتبه: 3.85 / راي دهندگان: 27

نوع قالب : كلاسيك / عاشقانه
وضوح نمایش : 1024x768
حجم كلي قالب : متوسط


جهت دريافت كد قالب ، بر روي سيستم وبلاگ خود كليك كرده و فايل كد قالب را دريافت كنيد.

پرشين بلاگ
بلاگفا
تعداد دريافت : 1204


تاريخ : سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد






پل فروریخته در استان هونان چین که این حادثه 4 کشته برجا گذاشت



فضانورد ژاپنی بر روی یک "فرش پرنده" در ایستگاه فضایی بین المللی



آماده سازی یک نمایشگاه با موضوع جنگ های ستارگان در ملبورن استرالیا



نگاه یک توریست به داخل غار یخیدر پارک ملی منطقه پاتاگونیا آرژانتین



نمایی از ساخت و ساز صورت گرفته در حوالی دبی



انعکاس تصاویر خودروهای پورشه بر روی یک سقف آینه کاری شده در مقابل کارخانه پورشه نزدیک اشتوتگارت آلمان



نمایش یک اسلحه با روکش طلایی در نمایشگاه پلیس و نیروهای ضدتروریسم پکن



گریه یک کودک پیش از رژه عروس ها در بخارست رومانی؛ 100 زن با پوشیدن لباس های عروس برای ترویج ارزش های خانوادگی در بخارست رژه رفتند



مانور سربازان واحد مقابله با ترور از نیروهای ویژه سعودی در ریاض



حمام کردن یک کارگر معدن در استان "چانگ ژی " چین بعد از کار روزانه



برگزاری مراسم " روز نکبت" در " ابو دیس " در کرانه غربی رود اردن به مناسبت سالروز تشکیل دولت اسراییل



خودسوزی یک مرد کشمیری در اعتراض به بیکاری در سرینگر هند



تاب بازی کودکان آواره جنگ دره سوات در کمپی در پاکستان



هنرنمایی سربازان نیروهای ویژه بلاروس در جریان نمایشگاه نظامی "میلکس 2009"




















بدون شرح!













تاريخ : سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
خراب شدن یک پل براثر زلزله اخیر در هندوراس؛ این زلزله دست کم شش کشته و 40 مجروح برجا گذاشت
بستن دهان یک نماینده حزب مخالف پارلمان کره جنوبی پس از "هو کردن" رئیس جمهور این کشور در مراسم خاکسپاری رئیس جمهور سابق کره جنوبی – سئول
فعالان ضدسیگار و پرتاب یک ماکت بزرگ سیگار از روی بالکن در آستانه سالگرد روز جهانی مقابله با سیگار (31 می) – بانکوک، تایلند
مانور هواپیماها در طول جشن های "روز نیروهای مسلح کرواسی" در نزدیکی زاگرب
یک دامپزشک آلمانی در حال "مانیکور پای" یک بچه فیل آسیایی در باغ وحشی در کیف، اکراین
ماسک هایی به شکل رهبر ببرهای تامیل بر صورت معترضان در جریان یک گردهمایی اعتراض آمیز علیه رئیس جمهور سریلانکا در شهر "چنای" هند
لکه های خون بر روی زمین پس از انفجار تروریستی اخیر در مسجد امیر المومنین زاهدان
تظاهرات مخالفان رییس جمهور گرجستان در محوطه بیرون کاخ ریاست جمهوری این کشور
نیایش یک یهودی متعصب در مقابل کوه " گریزیم " در نابلس
شرکت ده ها هزار کره ای در مراسم خاکسپاری " رو مو هیون " رییس جمهور سابق در سئول، هیون هفته گذشته به خاطر تحت فشار بودن برای اتهام فساد مالی خود کشی کرد
کیک های با نام اوباما تهیه شده در یک شیرینی پزی در آلمان
دوقلوهای حامی مهدی کروبی و غلامحسین کرباسچی در میتینگی انتخاباتی در تهران (تایم)
بدون شرح!


تاريخ : سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد



















تاريخ : سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

http://www.iranalive.org

 
http://www.iranalive.org
 
http://www.iranalive.org
 
http://www.iranalive.org
 
http://www.iranalive.org
 
http://www.iranalive.org
 
http://www.iranalive.org
 
http://www.iranalive.org
 
http://www.iranalive.org
 
http://www.iranalive.org
 
http://www.iranalive.org
 
http://www.iranalive.org
 
http://www.iranalive.org


تاريخ : یکشنبه دهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

نشانه هاي آمادگي مردان براي ازدواج

شما خيلي دوستش داريد و او هم. اما چطور مي توانيد مطمئن باشيد كه او كه شما خيلي خيلي دوستش داريد، آمادگي قدم گذاشتن به مرحله بالاتر و تشكيل خانواده را دارد؟
امروزه علامتهاي بسياري وجود دارند كه به وسيله آنها مي توان واقعا فهميد يك مرد جدا براي ازدواج آمادگي دارد يا نه.
به خاطر داشته باشيد كه اگر مردي همه اين نشانه ها را هم داشته باشيد، الزاما به آن معني نيست كه شما همان پرنسس افسانه اي قصه اش باشيد كه به دنبالتان مي گردد، بلكه به آن معناست كه او آمادگي اين را دارد كه به شما نزديك شود و شما را بيشتر بشناسد.
به هر حال تلاش هاي او براي ملاقات با شماصرفا به اين معناست كه او از ملاقات يا صحبت با شما و فقط شما خوشحال و هيجان زده مي شود و تلاش مي كند كه تصميم بگيرد آيا شما همان نيمه گمشده اش هستيد يا نه؟

نشانه هايي كه شما به دنبالش مي گرديد اينها هستند:

شما زمان زيادي را با او صرف مي كنيد
درست شبيه
زوجهايي كه سعي مي كنند اغلب اوقاتشان را با هم بگذرانند، شما هم طبيعتا دوست داريد بيشتر بخشهاي زندگي تان را با هم بگذرانيد. فقط تعادل و توازن از نكات مهمي است كه نبايد فراموش كنيد،براي ربودن قلب ديگري الزاما نبايد تبديل به كپي ديگري بشويد. اگر او و شما تمايل داريد بيشتر اوقاتتان را با هم به تفريح يا در حال كمك به ديگري بگذرانيد، نشانه آن است كه احساسات، آرزوها و يا اهداف مشابهي داريد.


او مؤدب و انعطاف پذير است
بهترين وقتي كه مي توانيد انعطاف پذيري او را مورد آزمايش قرار دهيد وقتي است كه مي خواهيد در برنامه ريزي يا برنامه زمان بندي شده تان تغييراتي بدهيد. هميشه زمانهايي وجود دارند كه شما لازم است آنها را جا به جا كنيد يا در جاي ديگري مشغول كار ديگري باشيد. وقتي شما اين تغيير را به او اطلاع مي دهيد، او نشان خواهد داد كه نسبت به احتياجات شما در برابر احتياجات خودش چه احساسي دارد. او به طرز ناخوداگاه نشان خواهد داد كه حاضر است اميالش را فداي رضايت شما بكند يا نه و آيا انسان سخاوتمند و بخشنده اي هست يا نه. مطمئنا قابل اطمينان و اعتماد بودن يكي از مهمترين صفاتي است كه شما براي
همسرتان به دنبالش مي گرديد، اينطور نيست؟


او تفريحات شخصي اش را فداي بودن با شما مي كند
اغلب اين طور مي گويند اما آيا او واقعا از انجام تفريحي كه دوست دارد مي گذرد تا با شما باشد؟ بگذاريد اينطور فكر كنيم كه شما فقط يك شب در هفته مرخصي داريد و اين اتفاقا مصادف شده است با شبي كه مسابقه تيم محبوبي او از تلويزيون پخش مي شود و او ترجيح مي دهد كه آن شب را با شما بگذراند. هر وقت او كاري را كه واقعا دوست دارد رها كرد تا وقتش را با شما بگذراند، به اين معني است كه به طرف شما در حال حركت است، به خاطر داشته باشيد كه اين كار معمولا اين كار به طول نمي انجامد ولي در ابتدا نشانه خوبي است كه او سعي دارد قلب شما را فتح كند.


او براي
شناختن شما زمان صرف مي كند
وقتي شروع به دوست داشتن ديگري مي كنيم تمايل داريم كه از آينده خودمان بيشتر به او ببخشيم، چرا كه او هنوز يك غريبه ناشناس است و ما سعي داريم او را بيشتر بشناسيم. امروز اغلب زوجها بدون اينكه يكديگر را بشناسند با هم ازدواج مي كنند و بعد وقتي وجود مشكل را در مي يابند كه تقريبا به نزديكش رسيده اند و راهي نمانده است. ايجاد زود هنگام روابط صميمانه و نزديك مي تواند موجب نقصان يا كاهش آرزوها و خواسته هاي آينده مرد براي شناختن يا بهتر شناختن زن مورد علاقه اش بشود.نشنيده ايد كه مي گويند آدم به چيزي كه دستش به آن نمي رسد حريص تر مي شود؟ صرف زمان براي ايجاد شناخت بهتر و بيشتر شالوده و پايه ساختمان روابط سالم و موفق در دراز مدت است.

منبع: روزنامه اعتماد




تاريخ : یکشنبه دهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

هفت فرق غیرقابل انکار افراد موفق و ناموفق [قسمت اول]

۲۵ ۰۸ ۱۳۸۷

این پست را به دو قسمت تقسیم کردم و قسمت بعدی را فردا منتشر خواهم کرد تا طولانی شدن آن باعث نشود شما آن را نصفه و نیمه بخوانید. قبلآ راجع به چنین پست هایی اینجا بحث کرده‌ایم ، چند دقیقه‌ای که دقیق خواندن این پست وقت شما را خواهد گرفت شاید برایتان بعدآ هزاران دقیقه‌ی شاد و سرشار از موفقیت به ارمغان بیاورد ، اگر باور ندارید مشکل از شماست!

تا به حال فکر کرده‌اید چرا عده‌ای در انجام کاری موفق می‌شوند و عده‌ی دیگری در انجام همان کار شکست می‌خورند؟ به راستی رمز این موفقیت چیست که عده‌ای به آن می‌رسند و عده‌ای تا آخر عمر انتظار آن را می‌کشند؟ برای پاسخ دادن به این سوال باید ببینیم افراد موفق و ناموفق چه تفاوت هایی با هم دارند.

در زیر هفت تفاوت مهمی که افراد ناموفق با افراد موفق دارند را با هم بررسی می‌کنیم:

۱- آنها معنی صحیح موفقیت را نمی‌دانند: «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود.» شما در مورد موفقیت چه فکر می‌کنید؟ به نظر شما موفقیت ذاتی است یا اکتسابی؟ جوابی که هر کس به این سوال می‌دهد تا حد زیادی بیانگر شخصیت و به نوعی عامل اصلی بودن او در موقعیتی که در حال حاظر دارد است خواه موققیت و رضایت از زندگی باشد خواه شکست و نارضایتی.

در مورد موفقیت سه باور عمومی وجود دارد:

موفقیت شانسی است: عده‌ای معتقد‌اند موفقیت شانسی است. اگر شما فکر کنید موفقیت شانسی است چقدر برای کسب آن تلاش می‌کنید؟ مسلم است هرگز!

اگر رفتار خود و دیگران را زیر نظر بگیرید خواهید دید که ما برچسب «شانس» را فقط به اجناس دلخواه خودمان می‌چسبانیم. به عنوان مثال دقت کنید مردم اکثرآ موفقیت های دیگران و شکست های خود را تقصیر شانس می‌اندازند.

مثلآ وقتی فاطمه خانم می‌فهمه پسر اکبر آقا کار و بارش حسابی گرففته و ماشین مدل بالا سوار می‌شود و… می‌گوید «خدا شانس بده!» ، «ما که از این شانس ها نداریم!» ولی اینکه این بیچاره چقدر برای کسب موفقیت تلاش کرده اصلآ در نظر گرفته نمیشه و «شانس» می‌شود تنها عامل کسب تمام این موفقیت ها.

اما اگر دختر همان فاطمه خانم دانشگاه قبول شود عامل شانس به کلی کنار گذاشته شده و علت کسب این موفقیت تلاش شبانه روزی ، هوش و ذکاوت ، استعداد و نبوغ دختر گلشان است.

پس باور کنید که شانس خوب فقط یک فرصت برای رسیدن به موفقیت و شانس بد فقط یک اتفاق است.
عامل اصلی هر آنچه برای ما اتفاق می‌افتد فقط خود ما و آنچه انجام می‌دهیم است.

موفقیت ذاتی است: عده‌ای معتقد‌اند موفقیت ذاتی است و افراد موفق موفق زاده می‌شوند. این باور اگر خود را یک انسان فوق العاده موفق بدانید زیاد بد نیست و تا حدودی باعث پیشرفت شما می‌شود ولی اگر خود را یک انسان شکست خورده بدانید چه طور؟ بهتر است برای کسب موفقیت تلاش کنید یا برای دوباره متولد شدن؟

موفقیت اکتسابی است: این بهترین اعتقادی است که می‌توان نسبت به موفقیت داشت. اگر شما ایمان داشته باشید که می‌توانید موفقیت را به دست آورید بعد از کسب موفقیت اول دومی را هم به سرعت به دست می‌آورید و سومی… و همین طور موفقیت های بعدی را. یعنی موفقیتی نا‌محدود کسب خواهید کرد! همچنین اگر در این میان شکست بخورید با انرژی و پشتکار دوباره خودتان را بالا می‌کشید.

«شانس تو را موفق ‌نمی‌کند این تویی که شانس را به موفقیت تبدیل کنی.»
(Kevin Geary)

۲- آنها معنی صحیح شانس را نمی‌دانند:همان قدر که درست ندانستن معنای صحیح موفقیت باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی می‌شود ندانستن معنای صحیح شانس هم از موفقیت جلوگیری می‌کند. عده‌ای فکر می‌کنند شانس حتمآ موفقیت به همراه دارد این افراد همیشه منتظر اتفاقی خارق العاده هستند در حالی که شانس های زیادی را بدون اینکه بدانند از بین می‌برند.

عده‌ای شانس را فقط یک احتمال برای موفقیت می‌دانند این افراد اگر معتقد باشند موفقیت اکتسابی است شاید تلاشی برای تبدیل شانسشان به موفقیت بکنند در غیر این صورت هیچ !

عده‌ای شانس را یک سرعت دهنده به عمل رسیدن به موفقیت می‌دانند ولی همواره بدون شانس هم کار خود را جلو می‌برند این افراد همیشه موفق تر از دیگران هستند و جالب این جاست که همیشه افراد موفق پشت سر هم شانس می‌آورند! آیا فکر نمی‌کنید این فقط شانس نیست؟ چرا افراد نا‌موفق هر روز بیشتر از پیش به دردسر می‌افتند؟

۳- آنها معنی صحیح تلاش را نمی‌دانند: یک کارخانه را در نظر بگیرید ، خیلی ها می‌گویند کارگر ها خیلی بیشتر از مدیران کار می‌کنند. این تمامآ به طرز تفکر فرد نسبت به «تلاش» بستگی دارد. دو مورد زیر را در نظر بگیرید:

- تلاش فیزیکی
- تلاش فکری

مدیر کارخانه پشت میز میشینه ، کت و شلوار می‌پوشه و از هوای مطبوع دفترش لذت می‌بره اما این ابدآ دلیل بر اینکه کمتر از آن کارگر کار می‌کند نیست بلکه فقط نوع کار این دو با یکدیگر فرق می‌کند. قبول نکردن این امر مثل اینه که بگویید کسی که از کارش لذت نمی‌برد باید حقوق بیشتری از کسی که از کارش لذت می‌برد بگیرد ، آیا منطقی است؟

کسی که مدیر یک کارخانه است خیلی بیشتر از کارگر کارخانه می‌ارزد (از نظر مالی) ، چرا؟ چون کارگر فراوان است اما کسی که بتواند میلیارد ها تومان سرمایه را مدیریت کند و به سوددهی برساند نه!

نا گفته پیداست که اگر همان مدیر پشت میز نشین کارش را انجام نمی‌داد آن کارگر هم شغلی نداشت ،شما می‌خواهید کدام طرف ماجرا باشید؟ تمام مردم دنیا آرزو داشته‌اند موفق و ثروتمند باشند اما چند نفر به آرزویشان رسیده‌اند؟

به نظر شما مدیر آن کارخانه درباره‌ی شانس و موفقیت چه فکر می‌کند؟ کارگر کارخانه چطور؟

 

هفت فرق غیرقابل انکار افراد موفق و ناموفق [قسمت دوم]

۲۶ ۰۸ ۱۳۸۷

پیشنهاد می‌کنم ابتدا قسمت اول را بخوانید ، اگر خوانده‌اید پس ادامه را داشته باشید:

۴- آنها خودشان را شکست می‌دهند: شکست هم انتخابی است ، افرادی هستند که با وجود سختی هایی در زندگی که من و شما حتی تصور آنها را هم نمی‌کنیم به مرتبه و مقامی بسیار بالا رسیده‌اند و خیلی های دیگر هم هستند که با بهترین شرایط اجتماعی ، مالی و خانوادگی بزرگ شده‌اند اما الان به گدایی مشغولند.

تصمیم ندارم تمام تصمیمات غلطی که موجب شکست می‌شود را اینجا لیست کنم هر چند اگر تصمیم داشتم هم

نمی‌توانستم اما برخی از عمده ترین علل شکست به شرح زیر است:

- عادت های مضر ، اعتیاد
- تحصیل نکردن
- بی علاقگی نسبت به شغل
- خیلی زود بچه دار شدن
- تنبلی ، رفتار بچه گانه
- بدهکاری های زیاد
و….

می‌دونم ، بعضی عوامل هم هست که متاسفانه خارج از کنترل ماست.
اگر شما در خانواده‌ای فقیر بزرگ شده‌اید که نتوانسته‌اید تحصیلات خوبی داشته باشید یا اینکه اگر معلولیتی داشته باشید عقب تر از بقیه هستید و جاده‌ی موفقیت تان طولانی تر و دشوار تر از دیگران است اما این ابدآ دلیل بر این نیست که نتوانید از آنها جلو بزنید.

۵- آنها فکر می‌کنند با شکست همه چیز تمام می‌شود:

«موفقیت یعنی رفتن از شکستی به شکست دیگر بدون از دست دادن شوق برای رسیدن به هدف.»
(وینستون چرچیل)

کار سخت تضمین رسیدن به موفقیت نیست ، خیلی ها با اینکه سال ها سخت کار می‌کنند موفق نمی‌شوند. رسیدن به موفقیت کاریست سخت و میانبر های یک شبه هم وجود ندارند ، ثروتمند ترین آدم ها همگی راه های مختص خودشان را داشته‌اند و با استفاده‌ی صحیح از فرصت های زندگی و صد ها کار دیگر به این موفقیت رسیده‌اند. خیلی از افرادی که با بلیط های بخت آزمایی یک شبه پولدار می‌شوند مدتی بعد از برنده شدن زندگی‌شان به هم می‌ریزد چون موفقیت و اعتبار از رفتار بوجود می‌آید و صرفآ «پولدار» بودن تضمینی برای وجود یا ادامه‌ی موفقیت نیست و آنها چون یک شبه به آن ثروت رسیده‌اند توانایی مدیریت آن را ندارند.

راهی که به موفقیت می‌رسد مثل یک پل درب و داغونه که اگر هر جاش بایستید میافتید پایین پس چاره‌ای ندارید جز اینکه همیشه راه بروید ، تند یا آرام! بگویید اگر هنوز زنده‌ام پس هنوز امیدی هست!

۶- آنها به سرنوشت تسلیم می‌شوند:

شخصآ از عبارت هایی مثل «سرنوشته دیگه…» ، «ببینیم خدا چی بخواد…» و… متنفرم ، بس کنید! خودتان را گول نزنید ، شکست هایتان را تقصیر سرنوشت نیندازید. درسته ، چیز هایی در زندگی ما اتفاق می‌افتند (که به آنها سرنوشت می‌گوییم) و بر روی مسیر زندگی ما تاثیر می‌گذارند اما دلیلی بر نرسیدن ما به هدفمان نیستند.

چطوریه که خیلی ها پوز سرنوشت را می‌زنند؟ شما نمی‌توانید بگویید من فلج هستم و نمی‌توانم به فلان هدف برسم در حالی که افراد فلج دیگری رسیده‌اند. یک نفر هم کافی است که برهان شما نقض شود.

۷- آنها به دیگران اجازه می‌دهند به آنها بگویند «نه!»:

دقت کرده‌اید ما خیلی اوقات سختی هایی را تحمل می‌کنیم چون می‌دانیم برایمان مفید خواهند بود؟ مغز انسان حاظر به انجام کاری نمی‌شود مگر اینکه بداند انجام آن کار برایش خوشی در بر خواهد داشت. اما شب امتحان که باید چندین ساعت با سختی درس بخوانیم خوشیش کجاس؟ همه ما می‌دونیم ، ما به آینده فکر می‌کنیم ، اینکه تابستان لازم نیست دوباره درس بخوانیم یا هدف دراز مدت ، اینکه بعدآ شغل بهتری در نتیجه زندگی بهتری خواهیم داشت…

ابتدا یک فرصت موفقیت به دست میاوریم سپس فکر می‌کنیم که درست استفاده کردن از این فرصت چقدر برایمان خوشایند خواهد بود سپس تصمیم می‌گیریم رویایمان را با توجه به آن فرصت عملی کنیم ، اینجاست که جنگ شروع می‌شود.

یک بچه‌ی بی سرپرست و یا یک بچه‌ی مرفه هر کدام زندگی یگانه‌ای دارند اما یک چیز مشترک بینشان وجود دارد ، «فرصت موفقیت»  اما وقتی شروع به قدم برداشتن در راه موفقیت می‌کنند عوامل مختلف از هر طرف به آنها می‌گویند «نه!» و این جا است که فرق آنها مشخص می‌شود. فقر ، نداشتن تحصیلات ، آدم های عوضی و… به آن بچه‌ی بی سرپرست می‌گویند «نه!» و همین طور - شاید - خانواده‌ی خودخواه ، نازپروردگی و خیلی چیز های دیگر به آن کودک مرفه.

سخن آخر:

موفقیت برای هر کسی که دنبالش برود دست یافتنی است ، همه می‌خواهند موفق باشند اما یک فرق بزرگ بین «خواستن چیزی» و «تلاش برای بدست آوردن چیزی» وجود دارد. شما باید تلاش کنید تا بدست آورید.

یک چیز دیگر که خوبه به یاد بسپارید اینه که نوع دیدگاه و طرز تفرکتان نسبت به کار ، موفقیت و شانس نقش مهمی در رسیدن به آن چه می‌خواهید ایفا می‌کند.

اگر به آن چه می‌خواهید نمی‌رسید اولین کسی که باید محاکمه کنید خودتان هستید!

مطلب  فوق را با توجه به این مطلب سایت PickTheBrain نوشتم ، در قسمت نظراتش نظر جالبی دیدم:

ترجمه‌ی آزادش:

« مطلب فوق العاده‌ای بود! چیزی که نوشتی واقعآ درسته. من خودم در یک خانواده‌ی فقیر بزرگ شدم و هیچ کس در روستای ما تو کارش موفق نشده. اونها انتظار داشتند من هم مثل خودشون بشم ولی نشدم! من درس خوندم و حالا هم کار خوبی رو شروع کرم و موفق و خوشحال هستم. خانواده‌ی من الان خیلی به من افتخار می‌کنند. بعضی وقت ها می‌بینم که مردم به من حسادت می‌کنند. اونها فکر می‌کنن که این نظم و موفقیت خود به خود افتاده سر راه زندگی من ، اما این طور نیست. من براش سخت تلاش کردم و همین امر هم باعث شده موفقیتم ارزش خیلی بیشتری از یک موفقیت اتفاقی داشته باشه.»ادامه دارد…



تاريخ : یکشنبه دهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

 

همه ما در زندگی فرد دروغگویی را سراغ داریم. یک لاف زن حرفه ای. فردی که حتی اگر تلاش هم کند، باز هم نمی تواند از دروغ گفتن دست بردارد. او در مورد هر چیز و همه چیز دروغ می گوید. تعداد خانم هایی که با آنها قرار ملاقات گذاشته، مسائل کاری، استعدادهایش، تحصیلات و در یک کلام همه چیز. او می خواهد با این کار خودش را بزرگتر جلوه داده و در دیگران تاثیر بگذارد.

دلیل دروغگویی هر چیزی که باشد، کسی به این قبیل افراد احترام نمی گذارد. هیچ کس روی آنها حساب باز نمی کند و برای شخصیتشان نیز ارزش قائل نیست. من این کلام را بارها و بارها تکرار کرده ام: مرد است و حرفش.

توانایی تشخیص دروغ
اعماق وجود بیشتر انسانها پاک و محجوب است. آنها هر چقدر هم که تلاش کنند و دروغی بگویند که به اصطلاح مو لای درزش نرود، باز چشمانشان گویای تمام حقایق است. چشم ها هیچ گاه دروغ نمی گویند. اگر شما یک تبهکار حرفه ای هم باشید، چشمانتان هیچ گاه نمی توانند کسی را فریب دهند. پس چرا خودتان را بیهوده به زحمت می اندازید؟

من می توانم یک فرد دروغگو را زودتر از هر كسي شناسایی کنم. به راحتی توانایی تشخیص حقیقت را پیش از اینکه هیچ حرفی رد و بدل شود دارم. حرکات بدن گویای تمام حقایق هستند.

اما اگر مطمئن هستید که آنها در روز روشن در حال دروغ گفتن هستند، نباید به سرعت عکس العمل نشان دهید. این کار باعث می شود که فرد مقابل احساس شرمندگی و خجالت زدگی کند؛ او فقط می خواهد به نوعی خود را در جلوی چشم همگان بزرگ تر جلوه دهد. (بعد از همه این حرف ها، به هر حال روزی فرا می رسد که یک فرد لاف زن از کرده خود پشیمان می شود، حالا چرا شما فردی باشید که او را به شرمندگی می رساند؟)

گاهی اوقات بهتر است به شخص
دروغگو نشان دهیم که فقط به خاطر دلایل ضمنی خودمان، دروغش را می پذیریم. این کار باعث می شود که او کمی بترسد و دفعه آینده دروغ نگوید. معمولا انسان ها خیلی مؤدب تر و با سیاست تر از این هستند که بخواهند کسی را دروغگو بخوانند به همین دلیل آدم های دروغگو توانایی هایشان را دست بالا می گیرند و هر روز بیش از پیش دروغ می گویند.

برخی افراد نمی دانند چگونه دروغ بگویند
به طور کلی بیشتر افراد دروغگوهای ماهری نیستند. چرا؟ به این دلیل که همیشه اشکالاتی در داستانهایشان وجود دارد. به عنوان مثال اگر مرخصی استعلاجی می گیرید، پس چرا روز بعد سرحال و شاداب سر کار آماده می شوید؟ دلیلش این است که این جور افراد توانایی دیدن دورنمای بزرگتر را ندارند. آنها نمی دانند که چگونه باید بر روی سخنان کذبشان درپوش بگذارند به همین دلیل همیشه دستشان رو می شود.

من کارمندی داشتم که وظیفه داشت هر هفته گزارشات تحقیقاتی را برایم مهیا کند. روی میزم، هر دوشنبه، درست مثل ساعت. یک روز او دیر حاضر شد، در حالیکه هیچ چیز در دست نداشت وارد اتاق شد و داستانی ساختگی برای عدم جمع آوری اطلاعات برایم تعریف کرد. جدا از اینکه هر بهانه ای هم که می آورد (اصلا به من مربوط نبود که چرا نتوانسته) او به من دورغ هم می گفت.

کارمند عزیز ما به جای جمع آوری اطلاعات یک هفته در شمال مشغول ماهیگیری بوده. آیا فکر نمی کرد که من می توانم به راحتی حقیقت را دریابم؟ او مثل یک کبک سرش را به داخل برف فرو برده بود و تصور می کرد که دیگران نیز توانایی دیدن هیچ چیز را ندارند. بهانه های او واقعا واهی و غیر قابل باور بودند. من قبلا فکر می کردم جوان فعال و پر کاری است، اما در آن زمان از چشمم افتاد و کسی جز یک دروغگو نبود. او فقط می خواست مثل یک مرد رفتار کند، اما توانایی آن را نداشت. البته من اجازه پیش روی را از او سلب نکردم، اما به راستی لنگان لنگان تا کجا می توان جلو رفت؟

یکی دیگر از کارکنانم روزی برایم یک دست کت شلوار با مارک "آرمانی" هدیه آورد. من از او پرسیدم که اصل است یا خیر (در صورتیکه می دانستم مارک لباس قلابی است) اما او با کمال خونسردی گفت اصل است و افزود "من آن را از یکی از عمده فروشی های آرمانی خریداری کردم و فروشنده به من اطمینان خاطر داد که جنس اصلی است." به هر حال چه کارمند من دروغ می گفت، چه عمده فروش آنقدر کودن بوده که جنس اصل و فرع را تشخیص نمی داده، در اینجا شناسایی کاذب کمی دشوار به نظر می رسد. به نظر شما احتمال دروغگویی کدامیک بالاتر است؟

بله دقیقا، خیلی خوبه، دارید یاد می گیرید!

قبول اشتباهات، صداقت
برخی بیش از اندازه نادان هستند، ذهنشان کار نمی کند، توانایی های خود را بیش از اندازه بالا تصور می کنند و فکر می کنند که در مرکز توجه جهان قرار دارند. آنها تصور می کنند که با اتکا به دروغ به راحتی می توانند خودشان را از شر تمام مشکلات خلاص کنند، اما در نهایت دود این کار وارد چشمان خودشان می شوند.

زمانی که دروغ می گویید نه تنها ارزش شما در نظر اطرافیانتان از بین می رود، بلکه انسانیت شما نیز نابود می شود. گفته هایتان حقیقت ندارند، همه آنها وهم و فریب هستند. در این حالت چگونه می توانید انتظار داشته باشید که دیگران شما را جدی بگیرند؟

اگر کسی دروغ بگوید چیزی نمی گذرد که به او برچسب دروغگویی می چسبانند و نام چوپان دروغگو بر او می گذارند. همه چیز برایتان تمام خواهد شد. زمانیکه در شرایطی گیر می کنید که برای رهایی از آن مجبور هستید اندکی قوه تخیل خود را به کار بیندازید، بهتر است دهنتان را ببندید و چیزی نگویید. به جای دروغ گفتن به اشتباهاتتنان اعتراف کنید و تا در نظر همگان بزرگتر جوه کنید. صادق باشید و همه مردم را نیر به صداقت فرا خوانید. هر کاری که انجام دهید نتیجه آن را بزودی می بینید حال چه در شغل چه در زندگی خانوادگی.

بیاد داشته باشید که چینی ها دور زمان را به صورت یک چرخه در نظر می گیرند که همه چیز روزی به سمت جایگاه اولیه خود باز می گردد؟ این حقیقت دارد.

حرف ها و دروغ هایی که از دهانتان خارج می شود درست مثل شمشیری است که به دست دشمن می دهید، پس هیچ گاه به دست افراد سلاحی ندهید تا در آینده بر علیه خودتان از آن استفاده کنند.

دروغ گفتن به خانم ها
یک استثنا برای قانون "اصلا دروغ نگویید"، خانم ها هستند

اگر دروغ مصلحتي نگویید (مانند تعريف از هيكل، دست پخت، علاقه به مادر زن،...) در زندگی نمی توانید به هیچ خانمی نزدیک شوید. این به این دلیل نیست که کذب خوب است بلکه دلیل آن این است که دنیای خانم ها متفاوت بوده و قانون های مخصوص به خود را دارد. بدون دروغ حقیقت زیاد می شود که اکثر آنها نیز جزء حقایق تلخ به شمار می روند. بین خودمان بماند اما خانم ها مانند آقایون توانایی تحمل تمام حقایق را ندارند. طبیعت آنها این چنین سرشته شده است. بهتر است شکایت خود را به درگاه خداوند ببرید.

توجه کنید، شاید کمی دردناک باشد، اما حقیقت دارد. این مقاله مربوط به ملاقات خانم ها و آقایون نیست، مقاله ای برای صاحب اختیار کردن و قدرت بخشیدن به شما در مسائل شغلیست. فکر نکنید که نباید به خانم ها احترام بگذارید و هر طوری که دلتان خواست با آنها رفتار کنید. فقط می خواستم برای شما این مطلب را روشن کنم که قوانین دنیای تجارت با دنیای عشق و علاقه کمی متفاوت است.

نکاتی برای شناسایی افراد دروغگو
تصور کنید که شما همین دیروز متولد شده اید و نامتان هم "گول خور" است. در این قسمت نکاتی است تا اگر کسی در حال دروغ گفتن به شما بود بتوانید خیلی سریع آنرا تشخیص دهید:

چشم ها: چشم طرف مقابل را بخوانید. اگر آنها بی قرار بود و مردمک چشم بیش از اندازه گشاد شده بود نشانه از دوغگویی است. اگر تمام مدت پایی را نگاه می کرد و یا چشمش به این طرف و آنطرف بود و هیچ گاه مستقیما به چشم های شما خیره نمي شد بدانید که که حرف هایش کذب محض است.
اگر جلوی دهان و یا قسمت های دیگر صورتش را می گرفت.
پیشینیان اعتقاد داشتند که هر گاه کسی بینی خود را بخاراند در حال دروغ گفتن است. من خرافاتی نیستم اما یک انسان راستگو هیچ گاه زمان پاسخ به پرسش ها بینی خود را نمی گیرد، فین فین نمی کند و آنرا نمی خاراند.
اگر به این طرف و آن طرف حرکت می کرد تا به نحوی در تمرکز شما نسبت به موضوع مورد بحث اختلال ایجاد کند.
من من کردن و بعد درست کردن کلمات (شاید این اتفاق برای خودتان هم پیش آمده باشد در چنین شرایطی اصلا لازم نیست که بر گردید و کلمات غلط تلفظ شده را مجددا تکرار کنید)
اگر تنها اشاره مختصری به جزئیات قضیه می شود و همان حرف ها را برای متقاعد کردن خودش چندین بار تکرار می کند. او خیلی مشکوک به نظر می رسد درست مثل یک وکیل در زمان دفاع از متهم.
داستان او پیچیده و تا حدی تحریف شده است و باعث گیج شدن می شود .
دائما در حال تغییر دادن موضوع مورد بحثی است، پرسش های انحرافی می پرسد و به سوالات شما را نیز پاسخ نمی دهد.
همیشه در زمان جواب دادن به سوالات از جمله "آیا تو به من اعتماد نداری" استفاده می کند.
سوالاتی را که به نفعشان نیست نمی شنوند. چی؟ آیا در عرض 10 ثانیه راه گوششان مصدود می شود؟ آنها زمانی که از شما خواهش می کنند تا سوال خود را مجددا تکرار کنید، زمانی پیدا می کنند تا به گفته های کذبشان شاخ و برگ دهند.
جزئيات پس از چند روز از این رو به آن رو می شود (دوباره اگر یک چنین اتفاقی برای خود شما افتاده باشد، حتما به یاد می آورید که جزئیات را بارها و بارها عوض کردید) چند سال بعد در مورد همان داستان از او سوال کنید، آنگاه با تلی از
دروغ های مختلف روبرو خواهید شد.



تاريخ : یکشنبه دهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

رمز آرامش در 60 گام

گام1: فهرستي از موفقيت هايي را که تا کنون نصيبتان شده را تهيه کنيد.

گام2: هر چند وقت يک بار به ميان طبيعت برويد و در محيطي سبز و سرشار از آرامش قدم بزنيد.

گام3:وان حمام را پر از آب گرم و صابون کني! د ، داخل وان بنشينيد و تمام تنش ها را با تنفس عميق و استراحت از خود دور کنيد.

گام4: هر روز به جمله هاي زير و جملاتي از اين قبيل فکر کنيد.
· تا زماني که خودتان نخواهيد ، هيچ کس نمي تواند تحقيرتان کند.(تئودور روزولت)
· روزي شخصي بودايي را فحش و ناسزا ميداد ، بودا به وي گفت:از تو به خاطر اين هديه عالي تشکر ميکنم!اما متاسفم که نمي توانم هديه ات را بپذيرم ، راستي اگر کسي به من هديه اي دهد و من هديه را قبول نکنم به چه کسي تعلق خواهد داشت؟
· خواه فکر کنيد کاري را ميتوانيد انجام دهيد ، خواه فکر کنيد که از انجام کاري ناتوان هستيد ، هميشه حق با شماست.(هنري فورد)
· عشق از آن جهت در ما به وديعه گذاشته شده که آن را به ديگران ببخشيم.
· قلمرو خد! اوند درون ما انسانهاست.
· هر کاري را که دوست داري انجام بده پول خود به دنبال آن مي آيد.
· به دنبال رستگاري و سعادت خود باش.
· از صميم قلب خودت را دوست داشته باش.

گام5: در تعطيلات آخر هفته ، فقط به تفريح و استراحت بپردازيد.
گام6: تلاش کنيد هميشه مثبت بينديشيد.


گام7: به خاطر داشته باشيد که هر گاه در کاري سرگردان مي مانيد، در حال آموختن نکته اي جديد هستيد.

گام8: تا آنجا که لازم است خودتان را به مبارزه بطلبيد، نه بيش از اندازه.

گام9: در هفته يک شب تلويزيون خود را خاموش نگه داريد تا مغزتان استراحت کند.

گام10: در روز عشق(ولنتاين) براي خودتان کارت تبريک بخريد.

گام11: هر چند وقت يک بار به يک مکان مقدس برويد و با خدا راز و نياز کنيد.

گام12: هر چند وقت يک بار بيرون از خانه غذا بخوريد.

گام13: با کسي که از صميم قلب دوستش داريد تلفني صحبت کنيد.

گام14: خود را در آيينه نگاه کنيدو از ديدن زيبايي هايتان لذت ببريد و خدا را به خاطر اين نعمت شکر گذار باشيد.

گام15: اهداف خود را بنويسيد و با آنها زندگي کنيد.

گام16: در هدف گذاري واقع بين باشيد.

گام17: وسواس را از زندگي خود حذف کنيد، در اين صورت هيچ کاري نمي توانيد انجام دهيد.

گام18: براي خود تعهد مشخص کنيد و به آن وفادار باشيد و تا مي توانيد براي آن حرکت و تلاش کنيد ولو آن که نتيجه دلخواه شما نباشد.

گام19: هميشه لبخند بزنيد.(لبخند و خنده تفاوت دارند)

گام20: تاخير در انجام کاري بهتر از انجام ندادن آن است.

گام21: هنر سوال کردن را بياموزيد.

گام22: براي خودتان يک مشاور برگزينيد و از راهنمايي هاي او استفاده کنيد.

گام23: شرقي ها اعتقاد دارند که آب جاري منبع انرژي هاي مثبت است! و ضروري در زندگي است.پس هر چند روز يک بار زير دوش برويد و بگذاريد جريان آب تمام عضلات را ماساژ بدهد.

گام24: ده بار تنفس عميق بکشيد.

گام25: هنگام راه رفتن و نشستن سرتان را بالا بگيريد و قوز نکنيد.

گام26: گاهي اوقات تند تند راه برويد.

گام27: وقتي در کاري موفق مي شويد، با خريدن يک هديه براي خودتان موفقيتتان را جشن بگيريد.

گام28: استفاده از فرصت ها را بشناسيد.

گام29: براي خودتان گل بخريد.

گام30: هر وقت احساس تنش کرديد، به موسيقي مورد علاقه تان گوش دهيد.

گام31: تکرار! عبارات تاکيدي را فراموش نکنيد.برخي عبارات تاکيدي مهم در زير آمده است.
· هر روز هر قدمي که بر مي دارم بهتر و بهتر مي شوم.
· من اين وضعيت را به عشق الهي مي رسانم و به بهبود آن اعتماد کامل دارم.
· نعمت هاي کائنات بي شمار هستند از اين رو همواره احساس وفور نعمت کرده و مي دانم به تمام خواسته هاي بر حق خود مي رسم.
· من کساني را که در حقم بدي کرده اند مي بخشم و آزاد مي شوم.
· من مسئول تمام اتفاقاتي که برايم مي افتد هستم.
· من آرام هستم و مي گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت امگيز برايم رخ دهند.
· امروز، کنترل زندگي خود را در دست مي گيرم.
· اهميت ندارد که چه اتفاقي رخ مي دهد،نور درونم از من حمايت مي کند.
· من عاشق زندگي هستم و زندگي نيز عشقش را نثار من خواهد کرد.
· با هر دم و بازدم خدا را شکر ميکنم.

گام32: به هر آهنگي که دوست داريد گوش دهيد و با آن برقصيد.

گام33: نعمت سلامتي خود را قدر بدانيد.

گام34: هنر نه گفتن را بياموزيد.

گام35: هنگامي که کودکان بازی مي کنند در آنها دقيق شويد.

گام36: هر چند وقت يکبار خانه تکاني کنيد.

گام37: آمدن بهار را جشن بگيريد.

گام38: کارهايي را که بايد در طول روز انجام دهيد مرور کنيد.

گام39: هر روز، به بازنگري کارهاي همان روز بپردازيد.

گام40: از کساني که شما را مورد ستايش قرار مي دهند، تشکر کنيد.

گام41: خودتان را مورد تحسين و ستايش قرار دهيد.

گام42: سعي کنيد روزهاي تعطيل کمي بيشتر استراحت کنيد و بخوابيد.

گام43: گاهي اوقات تنها ماندن را تجربه کنيد.

گام44: حيوانات اهلي و دست آموز را نوازش کنيد.

گام45: باغچه کوچکي براي خود درست کنيد و هر چه دوست داريد در آن بکاريد.

گام46: به يک دوست قديمي زنگ بزنيد.

گام47: به پارک رفته و چرخي بزنيد و گلها را بو کنيد.

گام48: زماني که زير دوش مي رويد آواز بخوانيد.

گام49: سالي دو مرتبه خون بدهيد.

گام50: نامه اي بنويسيد و در آن از خود انتقاد کنيد.

گام51: هر روز چند واژه جديد بياموزيد.

گام52: شکر گزار باشيد.

گام53: هر از گاهي به گورستان برويد اين کار باعث مي شود که ديد شما نسبت به زندگي عوض شود و زيستن در الان جاودان را بياموزيد.

گام54: مدتي از وقت خود را به کتابخانه برويد و کتاب بخوانيد.

گام55: يک روز در هفته گياه خواري کنيد.

گام56: قبول کنيد که انسان جايز الخطا است.

گام57: يک مهارت جديد بياموزيد.

گام58: به اطرافيان اثبات کنيد که برايشان ارزش قائل هستيد.

گام59: براي بهبود وضعيت خود تلاش کنيد.

گام60: توجه داشته باشيد که چه زماني بايد در نگرش ها تغيير ايجاد کنيد.




تاريخ : یکشنبه دهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

هفت علت مهمی که همیشه مانع خلاقیت شماست

۱۴ ۱۱ ۱۳۸۷

آیا تا به حال در شرایطی بوده اید که به خودتان بگویید «من هر چه قدر تلاش کنم باز هم موفق نخواهم شد؟» وقتی همیشه با وجود تلاش فراوان شکست بخورید یعنی یک جای کارتان از ریشه خراب است. یکی از این «جا های کار» قوه خلاقیت است! اگر در هر کاری هیچ خلاقیتی از خود نشان ندهید در آن کار موفق نخواهید بود.

هر عنوانی که داشته باشید (خصوصآ وبلاگ نویس) در کارتان به خلاقیت نیاز دارید پس منتظر معجزه نباشید و از همین حالا با همین مطلب دوران خلاقیت و موفقیت در زندگی تان را شروع کنید ، روی علت های زیر دقیق فکر کنید. هر کدام که راجع به شما صادق است را به خاطر بسپارید و در طی زمان مرحله به مرحله راه حل های آن را کشف کرده و سعی کنید حلش کنید.

علت ۱: شما به کار خود علاقه ندارید
این مشکل را خیلی از افراد دارند. همیشه دوست داشته اید طراح اتومبیل شوید اما چشم به هم زده اید و می بینید آن چه دارید فوق لیسانس مهندسی نساجی است و نزدیک سی سال سن!
خوب در این شرایط نمی شود انتظار داشت شما صبح به صبح با ایده های نابی در رابطه با نساجی از خواب برخیزید و با شوق و ذوق سر کار روید. از من انتظار نداشته باشید راه حل دقیق را جلوی پای شما بگذارم چون هیچ کس به خوبی خودتان نمی تواند برای آینده تصمیم گیری کند اما در این حد بگویم که یا باید سراغ طراحی اتومبیل بروید یا باید به نساجی علاقه مند شوید.

«من حتی یک روز هم در زندگی ام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.» (ادیسون)

علت۲: شما امور مهم از غیر مهم را به خوبی تشخیص نمی دهید
در این رابطه قبلآ یک بار بحث کرده ایم. مشغول بودن به معنی مفید بودن نیست. اینکه شما از شش صبح تا نه شب سر کار هستید تضمینی برای موفقیت شما نیست. وقتی ساعت کاری تان به بحث راجع به فوتبال و ناهار و نماز و جوک و اسم ام اس و بلوتوث و… خلاصه می شود نتیجه هم مشخص است. موقعی انتظار نتیجه خوب داشته باشید که واقعآ کار کنید. حتی اگر یک ساعت کار مفید انجام دهید نتیجه آن را خواهید دید اما صرفآ سر کار رفتن نتیجه خوب به همراه نخواهد داشت.

«مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست، کار واقعی وقتی مشخص می‌شود که نتیجه خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیزهایی از قبیل برنامه‌ریزی، هماهنگی، ذکاوت، شجاعت و… لازم است. با تظاهر کردن چیزی درست نمی‌شود.» (ادیسون)

علت۳: شما خیلی زود دلسرد می شوید
امروز با شوق و ذوق راجع به ایده جدید تان با همه بحث می کنید و فردا به همه می گویید« ایده مسخره ای بود فایده نداشت ، یه فکر دیگه کردم….»
در این حالت یا راه درست فکر کردن و تصمیم گرفتن را بلد نیستید یا زود دلسرد می شوید. به جای اینکه هر روز یک ایده جدید بدهید ماهی یک ایده را عملی کنید. از میان فکر های تان  بهترین را انتخاب کنید و روی آن وقت بگذارید و با پشتکار جلو بروید.

«من هزاران بار شکست نخوردم! بلکه هزاران راهی را یاد گرفتم که به درست شدن یک لامپ ختم نمی شد.» (ادیسون)

علت۴: شما اشتباهات خود را زود فراموش می کنید
همه ما اشتباه می کنیم ، هیچ شک و ایرادی هم به این وارد نیست و این کاملآ طبیعت انسان است. اما اینکه هر دفعه اشتباه قبلی تان را از یاد ببرید  و دوباره آن را تکرار کنید به هیچ وجه قابل قبول نیست. وقتی اشتباهی می کنید به خود بگویید این برایم درس خوبی شد که دیگه هرگز این اشتباه را تکرار نکنم و این را به خاطر بسپارید.

علت۵: شما به کار کردن عادت ندارید
اگر همیشه عادت داشته اید از نه صبح تا پنج عصر بنشینید پشت میز و امضا یا مهر بزنید انتظار نداشته باشید در کار جدید تان خلاقیت فوق العاده ای داشته باشید. یک شبه هیچ چیز عوض نخواهد شد پس فقط به کاری که می کنید ایمان داشته باشید و با پشتکار و صبر جلو بروید.

«صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.» (ادیسون)

علت۶: شما وقفه زیادی بین کار ها می اندازید
اصلآ و ابدآ مشکلی با یک استراحت و تفریح به موقع نیست اما باید همیشه به یاد داشته باشید چه موقع هر چیزی کافی است و برای انجام دادن آن چه به نفع تان است اراده داشته باشید.

علت۷: شما شیوه زندگی نا سالمی دارید
Lifestyle یا «شیوه زندگی» و Healthy یا «سالم» از جمله کلماتی است که ایرانی ها عمومآ به کار نمی برند و حتی یه جورایی  معادل دقیقی هم برای آنها در فارسی نداریم چون معنی ای که Lifestyle یا Healthy در انگلیسی می دهد عینآ همان مفهوم در کلمات «شیوه زندگی» و «سالم» را نمی رساند.

 منظورم اینجا از شیوه زندگی نا سالم چیه؟ این که شب مسواک نزده (باور کنید!) جلوی تلویزیون روشن خوابتان ببره و صبح با صدای زنگ وحشتناک ساعت تان از خواب بپرید و صبحانه نخورده در حالی که لی لی کنان در حالی که سعی دارید همین طور که می دوید بند کفشتان را هم ببندید از خانه بیرون بزنید! باور بکنید یا نه «شیوه زندگی» یکی از مهم ترین عوامل موفقیت شماست. پس به زندگی تان نظم و ترتیب دهید و آن را درست مدیریت کنید



تاريخ : یکشنبه دهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
عجیب ترین اماكن ورزشی
اگر هر کدام از عکس ها باز نشدند روی آن عکس
رایت کلیک کنید و گزینه Show Picture را انتخاب نمایید.

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

در سنگاپور مقامات مساله کمبود جا برای احداث یک استادیوم فوتبال را به خوبی حل کردند. آنها یک زمین فوتبال را روی یک پلات فورم شناور کاملا فولادی ساختند. طول زمین 110 متر و عرض آن 83 متر بوده و می تواند 1070 تن وزن معادل وزن 9000 نفر را تحمل کند. جایگاه تماشاگران ظرفیت 30 هزار نفر را دارد. این استادیوم فوتبال شناور در سال 2012 تکمیل می شود.

 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

دلیلی ندارد ماموریت فضایی مانع ورزش کردن یک فضانورد شود. سونیتا ویلیامز فضانورد آمریکایی کاملا از این مساله آگاه بود. او در روز 16 آوریل 2007 از فاصله دور یا به عبارت بهتر از ایستگاه فضایی بین المللی در مسابقه مشهور دوی ماراتن بوستون شرکت کرد. سونیتا روی یک تردمیل مسافت 42 کیلومتر و 195 متر را در زمان 4 ساعت و 24 دقیقه پیمود و به گفته برگزارکنندگان دوی ماراتن بوستون به مقام چهارده هزارم دست یافت.

 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

در ماه اوت سال 2001 به ابتکار باشگاه آندیانو بولیویانو یک گروه از راهنمایان بولیویایی سلسله جبال آند مرتفع ترین مسابقه فوتبال تاریخ را برگزار کردند. 22 بازیکن و داور مسابقه در قله آتش فشان ساخاما به ارتفاع بیش از 6500 متر دیداری در دو وقت 20 دقیقه ای را برگزار کردند. جالب اینکه آنها برای صعود به قله ساخاما 3 روز وقت صرف کرده بودند.

 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

در سال 2005 راجر فدرر و آندره آغاسی در محل باند فرود هلی کوپتر برج العرب دبی در ارتفاع 321 متری مرتفع ترین دیدار تنیس تاریخ را به نمایش گذاشتند.

 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

بازی گلف روی برف ، چرا که نه؟ هر سال در ناحیه مژو در فرانسه اسنو گلف کاپ این مسابقه را برگزار می کند. فیلیپ گیلهم در 7 دسامبر 2008 در آلپ شمالی در ارتفاع 4705 متری به بازی گلف برداخت.

 

 

 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

دوچرخه سواری کراس در شیب های تند و تیز کوه های راکی در ایالت یوتا در آمریکا می تواند بسیار پر هیجان باشد.

 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

دوبی ، بیابان و آفتاب سوزانش و پیست اسکی اش! «اسکی دبی» بزرگترین پیست اسکی سرپوشیده جهان در قلب بیابان است که در نوامبر 2005 افتتاح شد



تاريخ : یکشنبه دهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

تست روانشناسی عشقولانه

سناریوهای زیر تلاش می‌کنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند:

1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف) خرگوش ___ ب) گوسفند___ پ) گوزن___ ت) اسب

2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف) میمون___ب) شیر___پ) مار___ت) زرافه

3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف) سگ___ب) گربه___پ) اسب___ت) مار

4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟

الف) شیر___ب) مار___پ) تمساح___ت) کوسه

5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟

الف) گوسفند___ب) اسب___پ) خرگوش___ت) پرنده

6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟

الف) انسان___ب) خوک___پ) گاو___ت) پرنده

7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟

الف) دایناسور___ب) ببر___پ) خرس قطبی___ت) پلنگ

8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟

الف) شیر___ب) گربه___پ) اسب___ت) کبوتر



پاسخ ها

1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.
الف: خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن.
ب: گوسفند– مطیع و گرم.
پ: گوزن– زیبا و آداب دان.
ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.

2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.
الف: میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.
ب: شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.
پ: مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد.
ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.

3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.
الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم.
ب: گربه- شیک و زیبا.
پ: اسب- خوش بین.
ت: مار- انعطاف‌پذیر.

4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.
الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن.
ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.
پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل.
ت: کوسه- ناامن.

5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.
الف: گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.
ب: اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.
پ: خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.
ت: پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده.

6- آیا به او خیانت می کنید.
الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.
ب: خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.
پ: گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.
ت: پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.

7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.
الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.
ب: ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.
پ: خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.
ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید.

8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.
الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.
ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید.
پ: اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو.
ت: کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید.



تاريخ : یکشنبه دهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

آیا می دانستید؟ (سری 16)

آیا می دانستید گربه ماهی بیش از ۲۷۰۰۰ عضو چشایی دارد؟

آیا می دانستید کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون (=3لیتر) سوختی که می سوزاند فقط یک و نیم متر حرکت می کند؟

آیا می دانستید که سالانه ۴ هزار نفر غیر سیگاری در اثر همنشینی با افراد سیگاری به سرطان ریه مبتلا شده و جان می سپرند؟

آیا می دانستید که در زیمبابوه از هر ۵ نفر یکی مبتلا به بیماری ایدز است؟

آیا می دانستید که هر ۱۳ دقیقه یک کتاب جدید در امریکا منتشر می شود؟

آیا می دانستید که حد متوسط مطالعه کتاب در بین ایرانیان ۳ دقیقه در سال است؟

آیا می دانستید که رشد تعداد ماشینها در جهان سه برابر رشد جمعیت انسانهاست.؟

آیا می دانستید که از جمعیت ۶ میلیاردی جهان 5/1 میلیارد نفر از آب آشامیدنی محرومند و 6/1 میلیارد نفر به برق دسترسی ندارند؟

آیا می دانستید که مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند؟

آیا می دانستید که اثر سیب در بیدار نگهداشتن افراد در شب بیشتر از قهوه و کافین است؟

آیا می دانستید که ۵۵ درصد سوانح هوایی در زمان نشستن هواپیما و ۳۰ درصد در هنگام برخاستن هواپیما رخ می دهد؟

آیا می دانستید که در تایوان بشقاب های گندمی درست می شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقاب هایشان را هم می خورند؟

آیا می دانستید که گوش و بینی در تمام طول عمر انسان در حال رشد می باشند و بزرگتر می شوند؟

آیا می دانستید که آب دریا بهترین ماسک زیبایی پوست است؟

آیا می دانستید که اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند؟

آیا می دانستید که فقط پشه ماده نیش می زند و از پروتین خون مکیده شده جهت تخم گذاری استفاده می کند؟

آیا می دانستید که به طور متوسط شما روزی ۵۰۰۰ کلمه صحبت می کنید که ۸۰% آن با خودتان است؟

آیا می دانستید که هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی است؟

آیا می‌دانستید در برج ایفل دو و نیم میلیون پیچ به کار رفته است؟

آیا می‌دانستید طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است؟

آیا می‌دانستید هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ می­تواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمتر عبور کند؟

آیا می‌دانستید تنها موجودی که می­تواند به پشت بخوابد انسان است؟

آیا می‌دانستید چشم سالم انسان می­تواند ده میلیون رنگ مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد؟

آیا می‌دانستید تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور می­میرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار می­میرند؟

آیا می‌دانستید خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد؟

آیا می‌دانستید گرده گل هرگز فاسد نمی شود و از محدود مواد طبیعی است که تا زمان نا محدودی باقی می­ماند؟

اسم تمام قاره‌ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می‌یابد.

مقاوم‌ترین ماهیچه در بدن، زبان است.

کلمه «ماشین‌تحریر» (TYPEWRITER) طولانی‌ترین کلمه‌ای است که می‌توان با استفاده از حروف تنها یک ردیف کیبورد ساخت.

شما نمی‌توانید با حبس نفستان، خودکشی کنید.

محال است که آرنج‌تان را بلیسید.

جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاک‌کن‌های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند.

پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.

نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است.

اکثر افراد در کمتر از 7 دقیقه خوابشان می‌برد!

56% افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند.

غیر ممکن است که بتوانی با چشمان باز، عطسه کنی!

ما در طول زندگی‌مان، 18 کیلو پوست می‌اندازیم.

یکی از شگفتی‌های ریاضی این است‌ که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب کنی، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321

«Dreamt» تنها کلمه‌ایست که در زبان انگلیسی با mt تمام می‌شود!!

تنها لغتی که در انگلیسی با تمام اصوات، پشت سر هم ادا می‌شود «subcontinental» می‌باشد.

لئو‌ناردو داوینچی می‌توانسته با یک دستش بنویسد و با دست دیگرش نقاشی کند!

فاصله بین مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است.

از دست دادن تنها 1% از آب بدن موجب تشنگی می شود.

زنان دو برابر مردان چشمک می زنند.

خورشید ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمین است!

حرف E بیشتر از تمام حروف انگلیسی، در کلمات بکار می‌رود در حالیکه حرف Q کمترین کاربرد را دارد!

کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است.

هر تکه کاغذ را نمی‌توان بیش از 9 بار تا کرد.

وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می‌نشیند، میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم می‌شود.

عدد 2520 را می‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسیم نمود، بدون آن‌که خارج قسمت کسری داشته باشد.

شیشه در ظاهر جامد به نظر می‌رسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت می‌کند.

در هر ثانیه بیش از 5000 بیلیون بیلیون الکترون به صفحه تلویزیون برخورد می‌کند و تصویری را که شما تماشا می‌کنید، بوجود می‌آورد.

شانس شبیه بودن دو اثر انگشت، یک به 64 میلیارد است.

تنها قسمت بدن که خون ندارد، قرینه چشم است

سوسکها سریعترین جانوران 6 پا می باشند. با سرعت یک متر در ثانیه.

خرگوشها و طوطی ها بدون نیاز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببینند.

کرگدنها قادرند سریعتر از انسانها بدوند.

هیچ پنگوئنی در قطب شمال وجود ندارد.

مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند.

کانادا یک واژه هندی به معنی "روستای بزرگ" است.

10 درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باکتریها تشکیل می دهند.

11 درصد جمعیت جهان را چپ دستان تشکیل می دهند.

از هر 10 نفر، یک نفر در سراسر جهان در جزیره زندگی می کند.

98 درصد وزن آب از اکسیژن تشکیل یافته است.

یک اسب در طول یک سال 7 برابر وزن بدن خود غذا مصرف می کند.

رشد دندانهای سگ آبی هیچگاه متوقف نمی گردد.

قلب والها تنها 9 بار در دقیقه می تپد.

چیتا قادر است در حداکثر سرعت خود گامهایی به طول 8 متر بر دارد.

شامپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها نمی توانند.

عمر سنجاقکها تنها 24 ساعت می باشد.

مدت زمان گردش سیاره عطارد به دور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشید است.

روشنایی قرص کامل ماه 9 برابر هلال ماه می باشد.

یک خرس بالغ قادر است با سرعت یک اسب بدود.

قلب یک جوجه تیغی در حالت عادی 190 بار در دقیقه می زند که در دوران خواب زمستانی به 20 بار در دقیقه کاهش می یابد.

آماری عجیب در مورد انسان ها



اين محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند که در اين مدت انسان 13 سال حرف مي زند، 6 سال غذا مي خورد و 23 سال نيز مي خوابد.

هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا مي خورد. اگر وزن افراد را 75 تا 80 کيلو گرم بگيريم بايد گفت هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزنش غذا مي خورد. در مدت يک روز يا 24 ساعت 1000 ليتر هوا تنفس مي کند وقلبش در هر 1 دقيقه 80 تا 100 بار مي زند. با اين شرايط قلب انسان در طول زندگيش دو ميليارد و58 ميليون بار بدون وقفه واغلب بدون کوچکترين مشکلي مي زند.

انسان تنها موجودي است که راست قامت است و روي دو پا راه مي رود ودر طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر مي دارد يعني 7 ميليون قدم در سال. در 70 سالگي تعداد اين قدمها به 500 ميليون مي رسد يعني 500 هزار کيلومتر راه رفته. با اين محاسبات مي توان نتيجه گرفت که هر فرد در طول زندگيش مي تواند 9 بار کره ي زمين را دور بزند و با پاي پياده به کره ي ماه برود با توجه به اينکه فاصله زمين تا ماه 390 هزار کيلومتر است .....

بدن انسان به وسيله ي پوشش شگفت انگيزي محافظت مي شود. اين پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30 ميليون ميکروب روي آن مي نشيند و 29 ميليون آن کشته مي شود و پس از 2 ساعت از اين 30 ميليون فقط 7 هزار تاي آن باقي مي ماند.

در بدن انسان بين 2 تا 4 ميليون نقطه ي درد و جود دارد که حساسيت آن نسبت به موقعيت پوست بدن فرق دارد. بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگيزي دارد و مي تواند گرماي 44 تا 45 درجه را تحمل کند و حتي اگر به تدريج گرم شود در فضاي خشک مي تواند 150 تا 160 درجه حرارت را تحمل کند و بالاترين ميزان برودت که بدن قادر به ايستادگي در برابر آن است 27 درجه زير صفر است.

انسان مي تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند. حساسترين عضو بدن چشم است که مي تواند 10 هزار رنگ را تشخيص دهد وبالاخره اينکه نوزادان تا 8 ماهگي دنيا را سياه وسفيد مي بينند.



 



تاريخ : یکشنبه دهم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
دعای یه شهرویی بعد از نماز: خدایا! مواظب خودت باش!

-یه شهرویی رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. شهرویی يه کم فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!!

- دختر و پسر جواني باهم توي پارک راه مي رفتند. پسر به دختر گفت عزيزم اگر ين درخت کاج مي توانست حرف بزند، درباره ما چه مي گفت؟
مي گفت من کاج نيستم، بلوطم احمق جان!

شهرویی  مسجد مي سازه، هيچ كس نمي رفته اونجا نماز بخونه. يه تابلو مي زنه روش مي نويسه:
نماز صبح يك ركعت، خوابيده، با شير و كيك، همه روزه از ساعت 8 تا 10 صبح!



تاريخ : دوشنبه چهارم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

با استفاده از عکس و انتخاب انگشت شخصیت خود را بشناسید




 

 



 

آیا تا به حال بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه کرده اید؟ تا به حال فکر کرده اید که به کدامیک علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه کنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید.


 

 
انگشت شماره 1

این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند.
 


 

انگشت شماره 2

این انگشت نماد کار میباشد و اشخاصی که به این انگشت اهمیت بیشتری میدهند انسانهای کاری هستند و بطور کلی وجدان کاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در کارها دارند.
 


 

انگشت شماره 3

این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان میدهد، افرادی که این انگشت را انتخاب میکنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند.
 


 

انگشت شماره 4

این انگشت نماد محبت و عشق است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، انسانهای احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال کردن دیگران هستند.
 


 

انگشت شماره 5

این انگشت نماد خانواده و فرزند هست و کسانی که به این انگشت علاقمند هستند، افرادی هستند که به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترک و بطور کلی روابط بین افراد اهمیت می دهند

 

 



تاريخ : یکشنبه سوم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد


دعواي ستاد كروبي و احمدي نژاد يكي از ديدني ترين دعواهاي انتخاباتي ميشه , حالا آقاي كرباسچي شما هم غصه نخور , آقاي احمدي نژاد هم داره پولها رو ميده البته معلوم نيست چطور توي اين چهار سال همه رو جمع كرده و بيست روز مونده به انتخابات يادش افتاده كه بايد بين مردم پول پخش كنه.



صرفه جويي در دادن پول براي حمل و نقل و ترابري



خوب اين هم دستمال توالت براي كسايي كه توي توالت حوصلشون حسابي سر ميره البته همونطوري كه پائينش نوشته 1 قهوه ايي , 2 - قهوه ايي و ....



خانوم مگه ميخواي سورتمه بكشن كه بستيشون به همديگه



وقتي زياد تر از تحمل بارش كنيد , نتيجه اش اين ميشه .البته زيادي بارش هم نكرده ها , فقط ميزون نبوده.



اي بسوزه پدر اعتياد , البته اعتياد به اينترنت . با اينكه حال و روز ما هم همچين بي شباهت به اين همدرد نيست.



وقتي بعضي چيزها ژنتيكي هست يعني ژنتيكيه ديگه , حالا بياين كلي سخنراني براي اين آقا پسر كنجكاو بكنيد



كلاس شناي تضميني , صد در صد گارنتي



تاريخ : یکشنبه سوم خرداد 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد

شاهکار

http://www.iranalive.org

امان از دست گربه ها

 

 

http://www.iranalive.org

 

 

 



http://www.iranalive.org :

تاکسی  داریم تا تاکسی


http://www.iranalive.org
شومینه با سوخت اتمی

 




http://www.iranalive.org
آگهی مزایده



http://www.iranalive.org
قابل توجه سیگاریهای محترم در مشهد مقدس


http://www.iranalive.org
ماشینهای منکراتی



http://www.iranalive.org
دزد گیر خیلی حرفه ای

 
 
http://www.iranalive.org


http://www.iranalive.org
Photo of Hesam7khat on Netlog

http://www.iranalive.org

http://www.iranalive.org

http://www.iranalive.org

http://www.iranalive.org

این هم از نماینده مجلس:خودتون قضاوت.....


http://www.iranalive.org


http://www.iranalive.org


http://www.iranalive.org
 


http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

 



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 | نویسنده : علی اشراقی راد
کال منیجرکال منیجر



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 | نویسنده : علی اشراقی راد
 
 

رسول اکرم (ص) : کسی که به دعا توفیق یابد بدبختی ندارد و وقتی خدا توفیق خود را برای دعا فراهم نمود علامت آن است که درهای رحمت را به روی او گشوده است .(وسائل الشیعه)


 


امام محّمد باقر (ع) : هیچ چیز نزد خدا برتر از سوال و درخواست آنچه که در نزد اوست نمی باشد.


 


امام صادق (ع) : خدا عزوجل خوشش نمی آید که بندگانش از همدیگرخواهش و  درخواست کنند و همین مطلب را در مورد خودش دوست دارد چون خداوند عزوجل خوشش می آید که از او سوال و در خواست کنند و نعمت های خداوند را از او خواهند.


 


امام صادق (ع) : هنگامی که بنده مومن دعا کند خداوند عزوجل به فرشتگان گوید با این که دعای این بنده مستجاب است در عین حال حاجتش را دیرتر برآورید چون من دوست دارم آوازش را بشنوم .


 


امام موسی کاظم (ع) : از برای هر مرض دوا و دعاییست ، هرگاه خدای تعالی به خاطر بیمار رساند که دعا کند به تحقیق اذن داده است در شفای او .

چگونه باور کنیم که دیگری راز ما را نگهداری خواهد کرد، در صورتی که خودمان از نگهداریش عاجز بودیم؟


"لارشفوکوله"


هر عقیده و مذهبی داشته باشیم، احساس همه ما این است که هیچ نیکی بدون پاداش، و هیچ زشتی بدون مجازات نخواهد ماند.


"دکتر ماردن"


پای دونده همیشه چیزی بدست خواهد آورد ولو اینکه خار باشد.


تا تو سخن نگفته‌ای، اختیار آن را در دست داری ولی وقتی که گفتی، تو در اختیار آن هستی.


"امام علی"


هر چیز را که نگهبان بیشتر بود، استوارتر می‌گردد، مگر راز که نگهدار آن هر چند زیاد باشد، آشکارتر گردد.


"افلاطون"


بیشتر مردان موفق، موفقیت‌های خود را مرهون استعدادهای استثنائی یا فرصتهای متفاوت نیستند، بلکه از همان فرصتها و استعدادهای معمولی که در اختیار دیگران هم بوده است، به نحو صحیح بهره گرفته‌اند.

 

به من بگو چه اشخاصی را می‌پسندی، تا بگویم تو خودت کیستی و از هوش و ذوق و اخلاق چه مایه داری؟


"سنت بو"


زندگی دو نیمه است : نیمه اول در انتظار نیمه دوم ، نیمه دوم در حسرت نیمه اول


"اسپنسر جانسون"


بهتر آن است که پیش از وقوع حادثه بیمناک باشیم و پس از وقوع آن آسوده دل. نه اینکه پیش از حادثه آسوده دل و پس از آن بیمناک.


" چرچیل"


معلم نفس خود و شاگرد وجدان خویش باش.


 


هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست.


"ابوعلی سینا"


حضور در زمان حال ، یعنی دور کردن حواس پرتی ها و توجه به آنچه در همین لحظه است.


"دایر"


بهترینها و زیباترینها در جهان نه دیده می شود و نه حتی لمس میشود، آنها را تنها باید در دل، دیده و لمس کرد.


"جانسون"


حقیقت را همانطور که هست بپذیر.


"شکسپیر"


 
 
 
 
 
 
 
کسي را كه دوست داري رهايش كن اگر سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده
(( شكسپير ))

هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسيش
چيزي رو بنويس که بتوني پاش امضا کني
چيزي رو امضا کن که بتوني پاش بايستي
ناپلئون

انسان همچون رودخانه است ، هرچه عميقتر باشد آرام تر و متواضع تر است

مثل آلماني:
افتادن در گل و لاي ننگ نيست، ننگ در اين است که آنجا بماني .

بزرگترين پند زندگي اين است كه گاهي احمق ها درست مي گويند.! چرچيل

افکار خوب معمار و آفرِيننده هستند و آرزو قلابي است که هرچيز رابه جانب ما ميتواند بکشد ديل کارنگي
زندگي انسان چيزي نيست جز تفکر او.
جيمز ويليامز

هر حرکتي که چيزي به وجود شما نيافزايد , چيزي از آن خواهد کاست و حرکتي که اثرش خنثي باشد وجود ندارد !
ديل کارنگي

بگذاريد وبگذريد.ببينيد ودل نبنديد.چشم بياندازيدودل نبازيدكه دير يازود بايد گذاشت وگذشت.علي(ع)



اينشتين : من مي خواهم بدانم (خدا ) چگونه اين جهان را خلق كرده است . علاقه اي به اين يا آن پديده ندارم . در( طيف) اين يا آن عنصر لطفي نمي بينم . من ميخواهم انديشه هاي ( او ) را بدانم باقي جزييات است .


خواجه عبدالله انصاري : تا تو مرا بد خواهي و خود را نيك ، نه مرا بد آيد و نه تو را نيك .

لقمان خطاب به فرزندش : پسرم بزرگترين نفرين آنست كه همه چيز را تجربه كني

ولتر : زر اندوزاني كه براي مال دنيا كيسه دوخته اند بدانند كه لباس آخرت جيب ندارد .


بودا : آن كه خوشي خود را در رنج ديگران بجويد ، هر گز روي خوشي نمي بيند .

سات سيت آناندا : از آغاز حرفي در ميان نبود . گفتن اين حرف ، حرفي به ميان آورد .
بسياري از مردم از نظر شخصيت مادي به اوج کمال مي رسند
اما عقل آنها به اين مقام عادت ندارد.
و بسياري از آدمهاي ديگر به عکس .

__________________
وقتی به آینه مینگرید خودتان نیستید که میبینید بلکه تقلید
ساده لوحانه ای ست در هیئت تقارنی خوف انگیز


تاريخ : یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 | نویسنده : علی اشراقی راد
کسي را كه دوست داري رهايش كن اگر سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده
(( شكسپير ))

هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسيش
چيزي رو بنويس که بتوني پاش امضا کني
چيزي رو امضا کن که بتوني پاش بايستي
ناپلئون

انسان همچون رودخانه است ، هرچه عميقتر باشد آرام تر و متواضع تر است

مثل آلماني:
افتادن در گل و لاي ننگ نيست، ننگ در اين است که آنجا بماني .

بزرگترين پند زندگي اين است كه گاهي احمق ها درست مي گويند.! چرچيل

افکار خوب معمار و آفرِيننده هستند و آرزو قلابي است که هرچيز رابه جانب ما ميتواند بکشد ديل کارنگي
زندگي انسان چيزي نيست جز تفکر او.
جيمز ويليامز

هر حرکتي که چيزي به وجود شما نيافزايد , چيزي از آن خواهد کاست و حرکتي که اثرش خنثي باشد وجود ندارد !
ديل کارنگي

بگذاريد وبگذريد.ببينيد ودل نبنديد.چشم بياندازيدودل نبازيدكه دير يازود بايد گذاشت وگذشت.علي(ع)



اينشتين : من مي خواهم بدانم (خدا ) چگونه اين جهان را خلق كرده است . علاقه اي به اين يا آن پديده ندارم . در( طيف) اين يا آن عنصر لطفي نمي بينم . من ميخواهم انديشه هاي ( او ) را بدانم باقي جزييات است .


خواجه عبدالله انصاري : تا تو مرا بد خواهي و خود را نيك ، نه مرا بد آيد و نه تو را نيك .

لقمان خطاب به فرزندش : پسرم بزرگترين نفرين آنست كه همه چيز را تجربه كني

ولتر : زر اندوزاني كه براي مال دنيا كيسه دوخته اند بدانند كه لباس آخرت جيب ندارد .


بودا : آن كه خوشي خود را در رنج ديگران بجويد ، هر گز روي خوشي نمي بيند .

سات سيت آناندا : از آغاز حرفي در ميان نبود . گفتن اين حرف ، حرفي به ميان آورد .
بسياري از مردم از نظر شخصيت مادي به اوج کمال مي رسند
اما عقل آنها به اين مقام عادت ندارد.
و بسياري از آدمهاي ديگر به عکس .

__________________
وقتی به آینه مینگرید خودتان نیستید که میبینید بلکه تقلید
ساده لوحانه ای ست در هیئت تقارنی خوف انگیز


تاريخ : یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 | نویسنده : علی اشراقی راد

مصاحبه با خدا

I dreamed I had an interview with God.

در رويا ديدمکه با خدا حرف ميزنم

.So you would like to interview me? God asked

او از من پرسيد :آيا مايلي از من چيزي بپرسي؟

If you have the time? I said.

گفتم ....اگر وقت داشته باشيد....

God smiled. ?My time is eternity.

لبخندي زد و گفت: زمان براي من تا بي نهايت ادامه دارد

What questions do you have in mind for me?

چه پرسشي در ذهن توبراي من هست؟

What surprises you mostabout humankind?

پرسيدم: چه چيزي در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده مي کند؟

God answered...

پاسخ داد:

That they get bored with childhood,

آدم ها از بچه بودن خسته مي شوند ...

they rush to grow up, and then

عجله دارند بزرگ شوند و سپس.....

long to be children again.

آرزو دارند دوباره به دوران کودکي باز گردند

That they lose their health to make money...

سلامتي خود را در راه کسب ثروت از دست ميدهند

and then lose their money to restore their health.

و سپس ثروتخود را در راه کسب سلامتي دوباره از صرف مي کنند....

That by thinking anxiously about the future,

چنان با هيجان به آينده فکر ميکنند.

they forget the present,

که از حال غافل مي شوند
such that they live in neither the present nor the future.

به طوري که نه درحال زندگي مي کنند نه در آينده

That they live as if they will never die,

آن ها طوري زندگي مي کنند.،انگار هيچ وقت نمي ميرند

and die as though they had never lived.

و جوري مي ميرند ....انگار هيچ وقتزنده نبودند

we were silent for a while.

ما براي لحظاتي سکوتکرديم

And then I asked.

سپس من پرسيدم..

As a parent, what are some of life's lessons you want your children to learn

مانند يک پدر کدام درس زندگي را مايل هستي که فرزندانتبياموزند؟

To learn they cannot make anyone love them.

پاسخ داد:ياد بگيرند که نميتوانند ديگران را مجبور کنند که دوستشانداشته باشند

All they can do

ولي مي توانند

is let themselves be loved.

طوري رفتار کنند که مورد عشق و علاقه ديگرانباشند

To learn that it is not good to compare themselves to others.

ياد بگيرند که خود را با ديگران مقايسه نکنند

To learn to forgive by practicing forgiveness.

ياد بگيرند ...ديگران راببخشند با عادت کردن به بخشندگي

To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love,

ياد بگيرند تنهاچند ثانيه طول مي کشد تا زخمي در قلب کسي که دوستش داريدايجاد کنيد

and it can take many years to heal them.

ولي سال ها طول مي کشد تا آن جراحترا التيام بخشيد

To learn that a rich person

ياد بگيرند يکانسان ثروتمند کسي نيست که دارايي زيادي دارد

is not one who has the most,but is one who needs the least

بلکه کسي هست که کمترين نيازوخواستهرا دارد

To learn that there are people who love them dearly,

ياد بگيرند کساني هستند که آن ها را از صميم قلب دوست دارند

but simply have not yet learned how to express or show their feelings.

ولي نميدانند چگونه احساس خود را بروز دهند

To learn that two people can

ياد بگيرند وبدانند ..دونفر مي توانند به يک چيز نگاه کنند

look at the same thing and see it differently?

ولي برداشت آن هامتفاوت باشد

To learn that it is not enough that they

يادبگيرند کافي نيست که تنها ديگران را ببخشند

forgive one another, but they must also forgive themselves.

بلکه انسان ها بايد قادر به بخشش و عفوخود نيز باشند

"Thank you for your time," I said

سپس من ازخدا تشکر کردم و گفتم

"Is there anything else you would like your children to know"

آيا چيز ديگري هم وجود دارد که مايل باشي فرزندانتبدانند؟

God smiled and said,Just know that I am here... always.

خداوند لبخندي زد و پاسخ داد: فقط اين که بدانند من اين جا و با آنها هستم..........براي هميشه
__________________
بخواهید تا به شما داده شود، جستجو کنید تا بیابید، در بزنید تا در به روی شما باز شود.


تاريخ : دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 | نویسنده : علی اشراقی راد

◄ دکتر فیروز نادری یکی ازمدیران ارشد سازمان فضایی آمریکا ناسا

 

 

 

 

 

 زندگی و تحصیلات

 

دكتر فيروز نادری كه در حال حاضر به عنوان يكی از مديران ارشد سازمان فضايی ناسا، نقشی كليدی در تعيين راهبردها و نظارت بر كل طرح‌ها و ماموريت‌های يكی از مهمترين مراكز فضايی اين سازمان بر عهده دارد، در سال 1325 در شيراز متولد شده و تحصيلات ابتدايی و متوسطه‌اش را در شيراز و تهران گذرانده است.   

 


وی در سال 1964 به آمريكا رفته و تحصيلات خود را تا مقطع دكتری مهندسی الكترونيك در دانشگاه كاليفرنيای جنوبی ادامه داده است. دكتر نادری، پس از پايان تحصيل به كشور بازگشت و ضمن گذراندن خدمت سربازی، مدتی در مركز «سنجش از دور ايران» فعاليت كرد. وی از حدود 26 سال پيش همكاری خود را با ناسا آغاز كرد و در اين مدت مشاغل فنی و مديريتی متعددی را در زمينه ماهواره‌های مخابراتی متحرك، رادارهای سنجش از دور، رصدخانه‌های تحقيقاتی اختر فيزيك ، اكتشاف مريخ و ساير اجرام منظومه شمسی برعهده داشت. دكتر نادری، فروردين ماه 1379 در شرايطی كه چندين ماموريت متوالی سازمان فضایی ناسا در پرتاب فضاپيما به سوی مريخ با شكست مواجه شده بود، به مديريت برنامه‌های اكتشافات مريخ منصوب شد و توانست در طی چهار سال، سه ماموريت مهم از جمله پرتاب دو كاوشگر مريخ‌نورد «روح» و «فرصت» را با موفقيت به انجام رساند. اين دانشمند ايرانی در پی اين موفقيت درخشان، در اسفند ماه سال گذشته به سمت معاون و مدير ارشد برنامه‌ريزی مركز JPL (آزمايشگاه پيشرانش جت) - از مهمترين مراكز فضايی ناسا - منصوب شده و در سمت جديد به عنوان مسئول طراحی برنامه‌ها و راهبردهای مركز، تجاربش در ماموريت‌های مريخ را در مطالعه ساير بخش‌های جهان از زمين تا كهكشان‌های دور به كار بسته است.وی همچنين مسئوليت طراحی چشم‌انداز راهبردی پنج تا 20 ساله JPL را برعهده دارد.
دكتر نادری در راستای سه دهه همكاری مستمر با سازمان فضایی ناسا، به دليل عملكرد درخشان علمی و مديريتی به دريافت عالی‌ترين نشان علمی اين سازمان (The Distinguished Service Medal) و نشان‌های متعدد ديگر از جمله نشان فن‌آوری فضايی Hall of Fame، جايزه Aviation Week 2004 Aerospace، نشان افتخار Ellis Island سال 2005 - به دليل همكاری‌های گسترده علمی كه به غنی‌تر شدن فهم جامعه منجر شده - و ... موفق شده است.



تاريخ : چهارشنبه هشتم خرداد 1387 | نویسنده : علی اشراقی راد


طریقه درس خواندن در دانشگاه های ایران


f3su4o

شروع ترم

2vuc754

یک هفته بعد از شروع ترم

2anww4

دو هفته بعد از شروع ترم

2q8rivq

قبل از میان ترم

143fjty

در طول امتحان میان ترم

20959mr

بعد از امتحان میان ترم

344cd5l

قبل از امتحان پایان ترم

ehesxt

اطلاع از برنامه پایان ترم

9r3q8i

7 روز قبل از پایان ترم

122osw6

6 روز قبل از پایان ترم

ogjree

5 روز قبل از پایان ترم
iy0hkz

4 روز قبل از پایان ترم

167429v

2 روز قبل از پایان ترم

2lj6nna

1 روز قبل از پایان ترم

xm1xe8

شب قبل از امتحان
iwrdwy

1 ساعت قبل از امتحان

69j7yx

در طول امتحان

4hqjar

هنگام خروج از سالن امتحان

20959mr

بعد از امتحان



تاريخ : یکشنبه پنجم خرداد 1387 | نویسنده : علی اشراقی راد

 توافقها ی فکری افلاطون و ارسطو

1.فلسفه فکری افلاطون مانند فلسفه ارسطو فلسفه شهر دولت است  فلسفه خود حکومتی و خود بسندگی شهر دولت .شهر دولت  خانه زندگی  اخلاقی فرد  است و خود نهادی اخلاقی برای افریدن شهروندان با فضیلت به شمار می روند فلسفه سیاسی آن دو یا بخشی از فلسفه ی اخلاقی یا اخلاق آن دور،بخشی از فلسفه آنها بود سیاستی که انها بررسی کردند سیاست در معنایی واقعی و عملی  نبود بلکه اخلاقی اجتماعی بود ؛و به دیگر سخن،سیاست عبارت  از اخلاقی اجتماعی .

2.افلاطون و ارسطو از منتقدان شهر دولت دمکراتیک  بودند که به یک مجمع کم توان با زرگان تبدیل  شده بود  وپیوسته انظباط را کنار می گذاشت  در این شهر دولت برابری کامل وجود داشت و نه برابری به تناسب افتخارات بدون تبعیض نصیب همه شهروندان بود نه تنعا این بلکه همگان در نظارت عمومی کارهای عمومی  دخالت داشتند چنین شهر دولتی به عقیده  افلاطون   و ارسطو در واقع  اصلاً دولت نبود بنا براین آنها منتقدان شهر دولت و بو یژه آن بودند

3.ارسطو و افلاطون دولتی  کمال مطلوب بر پا داشتند که در آن عدالت  و درستی حکمفر ماست  البته بین دولت ها کمال مطلوب آنها وجود داشت  دولت کمال مطلوب ارسطو  بی روح بود ،اندکی بهتر از نسخه کم رنگ بهترین   دولت که افلاطون ساخته و پرداخته بود

4. افلاطون و ارسطو با فرد گرایی مخالف بودند  انها پیام آوران زندگی تنواره اجتماع مدنی بودند که در آن انسان  فقط شخصیت خود را رشد می دهد و از انجام وظایف خود خشنود است یعنی اینکه زندگی اخلاقی مستلز انجمنی  مدنی بود  زیرا که چنین انجمنی سازمان و قوانین لازم برای  رشد انسان عرضه می کند  و از راه برنامهءآموزشی و فشار عقاید ،انگیزشها و محرکها ی لازم برای اقدام اجتماعی را فراهم می آورد .

 

5.افلاطون و ارسطو به نهاد دینی عقیده نداشتند بلکه به شهر دولت به عنوان نهاد مسئول و عهده دار و وظیفه کمال انسان  نگریستند .

6.هر دو به شهر دولت نظر داشتند دولت جمهور 100 جنگاور و دولت قوانین 504 شهروند داشت همه یکدیگر را می شناختند

7.افلاطون و ارسطو  خودکفایی شهر دولت بودند که بتواند  از منابع خود  همه نیاز های  اخلاقی ومادی  اعضا را تامین کند

8.هر دو جامعه سیاسی را نهادی  طبیعی و کامل  می دانستند و معتقد بودند که انسان در جامعه موجودیت می پذیرد . ریشه جامعه سیاسی در طبع بشر است و اخلاق انسان در آن کمال  می یابد

9.هر دو دولت را نهادی تربیتی  دیدند  و معتقد بودند قوانین آن به قصد خوب کردن انسان و ضع شده است فعالیت اصلی  دولت باید آموزش جوانان و هدایت آنها در مسیر  درست باشد از آنجا که آموزش  جوانان یکی از وظایف دولت است  ، باید تحت  نظارت و هدایت شهر دولت باشد

10. افلاطون و ارسطو حدی برای مداخله دولت قائل نبودند آنها معتقد بودند که دولت نه تنها باید به هنر و موسیقی را هدایت کند

بلکه باید بر خانواده و بر مسائل  خیلی  داخلی زندگی خانوادگی نظارت داشته باشد دراین مورد مقررات افلاطون معروف است و ارسطو  حتی سن ازدواج و عده فرزندان را تعییین کرد افلاطون و ارسطو با مردم روزگار خویش چنان رفتار کردند که گویی آنها کودند

11.هر دو اریستو کراسی با فضیلت یاآریستو کراسی اخلاقی را که به معنای برتری یک نفر با فظیلت است  مطلوب می دانستند

12 .هیچ یک  ازآن دو ،علیه بردگی  اعتراض نکردند اگر افلاطون در جمهوری به برده کردن یونانیها اعتراض کرد ،در قوانین بردگی را به رسمیت شناخت  ارسطو گفت  غیر یونانیها بنا به طبع برده اند  به غقیده او برده کسی است که فقط بدن اوکاربرد  دارد  ؛بی تردید فکر می کند اما این فکر نمی تواند او را رهبری کند و باید تحت نظارت و هدایت یک فکر و یک ذهن برتر باشد

13.به نظر هر دو تربیت اهمیت داشت و آن را وظیفه دولت دانستند  تربیت  باید با تربیت بدن آغاز شود .بدن باید به خاطر روحیه  و شجاعت ،و میل  اشتها  به خاطر  عقل پرورش و تربیت بیابند تربیت در وهله نخست اخلاقی است 

14. هر دو ایمان خلل ناپذیری به غقل داشتند  افلاطون معتقد بود که اصول عقل  ابدی است  .آنها را می توان خیر برتر و واقعیت کامل در نظر گرفت

 

 

اینک باید به برخی اختلاف نظرها اشاره کرد

 1.فلسفه ارسطو را باید  همان فلسفه افلاطون بدون دولت کمال  آن دانست و به طور مشخص نظریه مثل افلاطون مورد انتقاد شدید تند وتیز ارسطو بود  ارسطو گفت که مثل با واقعیتها ارتباط ندارد و به شناخت آنها کمک نمی کند .بنابراین هر گونه مثال را به عنوان اینکه بی فایده و غیر واقعی است مورد انتقاد قرار داد

2.ارسطو معتقد نبود که در زمینه هایی ایمان و اشراق از عقل پشتیبانی  می کند ، و به آن کمال می بخشد و دراین زمینه ها  اسطوره ها و استعاره بیش از  عقل شناخت حقیقت را ممکن  می کند  آنچه ارسطو می خواست عقل  ساده و روشنی بود که وقایع را توضیح دهد 

3.افلاطون درون نگر بود .فلسفه او ،فلسفه عقب نشستن از از جهان تجربه عام است فلسفه افلاطون حواس را به کناری گذاشت  و به آن اعتمادی نکرد بنا براین فلسفه چشم و گوش  پنجره نفس نیستند ،که بر واقعیت  گشوده  باشند .نفس وقتی بهتر می بیند که این پنجره ها بسته باشند و نفس با خود به گفتگویی مداوم یا مکاشفه  بپردازد .گرایش اصلی ذهن ارسطو در راستای دیگری بود در جهت  بررسی  واقعیتها محسوس .انگیزه او کشف زمینه های  تجربه با کنجکاوی سیری نا پذیر بود 

4.ارسطودوستدار واقعیتها بود او پیوسته خواستار دانش مشخص و علمی بود از سوی دیگر  افلاطون به واقعیتها توجه نداشت و به تحقیقات طبیعی اهمیت نمی داداو جهان حواس را که جهان واقعیتهاست خوار شمرد و در جست جویی ها یا حقایق ازلی و ابدی بود

5.سبک نوشتن و نثر آنها بسیار تفاوت داشت افلاطون ،استاد هنر نوشتن بود ارسطوودر آرایش زبان دقت به کار نبرد با این حال او دقیق  نوشته های او دقیق و روشن است . ارسطو واژگان ابداع کرد و بنیان گذار زبان فلسفی است

6.ارسطو کمونیسم را مورد انتقاد قرار داد  .افلاطون کمونیسم را برای دو طبقه پاسداران و فرمانروایان  تو در زمینه مالکیت و زنان به عنوان بهترین وسیله برقرای وحدت و هماهنگی در دولت مقرر کرد ه بود ارسطو هم به اندازه افلاطون به وحدت دولت  توجه داشت   اما در مورد وسایل تامین آن با افلاطون  اخلتاف داشت .او معتقد بود برای بیماری و شرارت های  روحی مداوای معنوی لازم است . از بین بردن خانواده و مالکیت به این هدف کمک نمی کند  مالکیت و خانواده از زمانهایی که به یاد نمی آید وجود داشته اند و پیش از پیشنهاد لغو آنها  باید به خیلی چیزها توجه کرد . گذشته از آن ازدواج نهاد مقدسی  است و وجود آن قابل تبیین است

7.ارسطو نظر افلاطون را رد کرد که فیلسوفان باید شاه شوند ؛اما کشف  دانش علمی و اینکه و ظیفه اصلی فیلسوف را تعقیب چنین دانشی  می دانست رد نکرد .  ولی دراین  مورد  قضاوتی را بیان کرد که برای افلاطون نا شناخته بود :تفاوت بین دانش نظری و علمی و دانش عملی . ارسطو استدلال کرد که فقط به چیز های دانش می یابیم که ضروری و کلی است ضرورت و کلیت در قلمرو طبیعت وجود  دارند و نباید در قلمرو کارها ی بشری که عرصه فعالیت عملی است آنها را جست جو کرد . دانش علمی فیلسوف را به درک گسترده اصول جهان  طبیعی توانا می کند اما او را به  فهم اصولی گه باید بر رفتار  انسانها حاکم باشد قادر نمی گرداند بنابراین ارسطو نتیجه گرفت که دانش علمی دارنده آن را به طور ویژه آماده فرمانروایی نمی کند.برای پرداختن به وضع و حال مردم و هدایت رفتار آنها علم لازم نیست بلکه قضاوت درست لازم است و توانایی برای قضاوت بهتر ازمطالعه رساله ها و کتابها به دست نمی آید  بلکه از راه خود آموئزی و تجربه حاصل می شود  به دیگر سخن قضاوت  موضوع علم  نیست و نمی توان آن را از راه بررسی نظری به دست آورد بلکه آشنایی با آثار هنری انسان را توانا به قضاوت درست می کند بنابراین خصلت سیاستمدار ،فلسفه نیست بله عقل یا خردمندی علمی  است   

8 .افلاطون ایده آلیست و ارسطو رئالیست بود .افلاطون انسانها را در زندگی عمومی جامعه به کلی مستحیل کرد ،اماارسطو عرصه گسترده ای  برای حقوق افراد در نظر داشت باید گفت که افلاطون ،با وجود همه ایدآلیسم خود ،برای عملی کرد ن آرمانها ی خود  مشتاقتر است و آماده بود به آزمایش سخت "سیراکوز" تن در دهد و اگر موفقیتی  تضمین می شد ایده آلیسم خود را قربانی می کرد اما ارسطو با همه واقع گرایی خود نظری تر و آکادمیک تر بود

  9.افلاطون در جمهوری ،نخست دولت کمال مطلوب را معرفی کرد و سپس مسیر فسادی را که ممکن است صورت گیرد ترسی م کرد .بدین ترتیب افلاطون نخست به آرمان روی آورد و پس از آن به عمل یا آنچه بالفعل است روی آورد  و سپس دولت کمال مطلوب را بنا نهاد اما او مانند افلاطون در مورد انتقاد و طبقه بندی دولتها موجود اصول کمال مطلو ب را  به کار برد

10.آنها درباره موقعیت زنان در جامعه اختلاف نظر داشتند . افلاطون زنان را از جان کندن  در خانه رهانید و گفت  می توانند به کارهای حکومتی بپردازند ؛برای این منظور هم کمونیسم زنان را ارائه داد . اما ارسطو بر کمونیسم او در مورد زنان حمله کرد واز موجودیت خانواده بشدت حمایت  نمود ،در عین حال به مسئله آزادی زنان نزدیک  نشد .

11.عقیده آنها در مورد قانون فرق داشت .افلاطون که خواهان فرمانروایی آزاد عقل  متعالی بود .در دولت آرمانی خود قانون نداشت .به عقیده مثل ابدی بسیار مهمتر از قوانیین بوده اند و آنها که این مثل را  می شناختند باید آزاد می بودند در مورد دولت از شناخت خود استفاده کنند دست بالا افلاطون فقط چند اصل اساسی را مقرر کرد تا فرمانروا رامقید و هدایت کند .اما در قوانین  پا بر  زمین گذاشت و فرمانروا را تحت قانون قرار داد ا ز سوی دیگر،ارسطو هوادار آماده و پایدار حاکمیت قانون بود او معتقد بود  باید قانون   فرمانروا باشد و فرد هم باید حفظ کننده خدمت گذازقانون باشد



تاريخ : چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 | نویسنده : علی اشراقی راد

قصه ی دروغ و  حقیقت

یه روز دروغ می یاد پیش حقیقت می گه بیا بریم بیرون   بریم لب دریا  هوا خوری

 حقیقت می گه بابا  تو که تابلویی کی با تو می یاد بیرون  دروغ میگه حالا  این یه بار  به من اعتماد کن   حقیقت ساده لوح  حرف دروغ را قبول می کنه  باهاش می ره لب دریا لب دریا که می رسن  دروغ میگه بیا شنا کنیم  حقیقت  میگه من که شنا بلد نیستم دروغ میگه  شنا کردن  تو دریا  کاری  حقیت باز هم فریب دروغو می  خوره  دروغ می گه تو برو تو آب تا من بیام حقیقت جلوتر می پره تو آب  دروغ   هم پشت  سرش  لباس های حقیقتو می پوشه فرا ر میکنه  میاد خونه   حقیقت بد بخت زشت عریان  می مونه لب دریا  روش نمیشه  بیاد خونه    اما دروغ  لعنتی میاد     تو لباس ظاهری حقیقت  به خود ش می نازه   از همون روز  تا به حال دروغ  لعنتی تو لباس ظاهری